شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2 سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2
صفحه 7 از 30 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 295
  1. #61
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    غضب يا آتش مشتعل
    عن على عليه السلام قال : الغضب نار موقدة . من كظمه اطفاءها و من اطلقه كان اول محترق بها. (71)
    على (ع ) فرموده است : غضب آتشى است افروخته ، هر كس در ضمير خود آن را فرونشاند خاموشش نموده است و هر كس آزادش گذارد خود، اول كسى است كه در شعله هاى آن خواهد سوخت .
    عن الصادق عليه السلام عن ابيه انه ذكر عنده الغضب فقال : ان الرجل ليغضب حتى لا يرضى ابدا و يدخل بذلك النار. (72)
    امام صادق (ع ) از پدرش حديث نمود كه در حضور آن حضرت سخن از غضب به ميان آمد. فرمود: مرد غضب مى كند و به هيچ وجه راضى نمى شود كه از آن باز ايستد و سرانجام بر اثر خشم ، جهنمى مى شود و داخل آتش مى گردد.
    موقعى كه فرد عادل يا جامعه درستكار برافروخته و خشمگين مى گردند در معرض خطر انواع گناهان واقع مى شوند و ممكن است در آن حالت به جرايم بزرگ و غير قابل جبرانى دست بزنند. در اين شرايط، عدل سالم و پايدار نمى ماند و اشخاص خشمگين براى ارضاى غريزه خشم از راه حق ، منحرف مى گردند و دامنشان به گناهان آلوده مى شود. راه جلوگيرى از عواقب شوم غضب ، كظم غيظ يعنى فرو نشاندن هيجان درونى است . انسان خشمگين مى تواند با انجام پاره اى از اعمال ، خشم درونى را فرو نشاند: اگر ايستاده است بنشيند، اگر نشسته است بپا خيزد، دست و صورت را با آب سرد بشويد، از محيط غضب خارج شود و از اين قبيل اعمال . انجام اين كارها نياز به توجه و تعقل دارد. بدبختانه هيجان غضب ، عقل را تيره مى كند و نمى گذارد آدمى به خير و صلاح بينديشد و آن را به كار بندد.
    عامل تيرگى عقل
    عن على عليه السلام : الغضب يفسد الالباب و يبعد عن الصواب . (73)
    على (ع ) فرموده : غضب ، عقل را فاسد مى كند و آدمى را از تشخيص صلاح و صواب دور مى سازد.
    از انسان خشمگين و بر افروخته نمى توان توقع داشت كه به خود آيد، فكر كند، از اعمال خلاف مصلحت خوددارى نمايد، و به راه صحيح و صواب گرايش يابد. در اين موقع لازم است افراد پاكدل و بشردوست كمك كنند، انسان غضب آلود را از پرتگاه سقوط دور نمايند و به هر نحوى كه ممكن است موجبات كظم غيظ و فرونشاندن خشم درونيش را فراهم آورند. حضرت زين العابدين عليه السلام در اين قسمت از دعاى مكارم الاخلاق چنين موفقيت بزرگى را از پيشگاه الهى در خواست نموده و عرض مى كند:
    و حلنى بحلية و البسنى زينة المتقين فى بسط العدل و كظم الغيظ.
    بارالها! مرا به زيور صالحين بيارا و زينت متقين را بر من بپوشان تا به گسترش ‍ عدل موفق شوم و به فرونشاندن غيظ دست يابم . بسط عدل در جامعه ، تمناى اول امام سجاد (ع ) است براى آنكه افراد عادل را از گناهان ناشى از خشم محافظت كند و نگذارد سرمايه گرانقدر عقل از كفشان برود توفيق پيشگيرى از بروز غضب يعنى كظم غيظ را از پيشگاه خداوند درخواست مى نمايد. امام (ع ) عملا و علما براى فرونشاندن غيظ باطنى دگران شايستگى و صلاحيت دارد، از نظر عمل ، حضرت زين العابدين (ع ) خود اهل كظم غيظ است و اين سجيه انسانى مكرر از وى مشاهده شده است و در اينجا به ذكر دو نمونه ، يكى در محيط خانواده و آن ديگر در محيط اجتماع اكتفا مى شود:
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  2. #62
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    امام سجاد و كظم غيظ
    كانت جارية لعلى بن الحسين عليهما السلام تسكب عليه الماء. فسقط الابريق من يدها فشجه . فرفع راءسه اليها. فقالت الجارية : ان الله تعالى يقول : و الكاظمين الغيظ. فقال : كظمت غيظى . قالت : و العافين عن الناس . قال : عفوت عنك . قالت : و الله يحب المحسنين . قال : اذهبى ، فانت حرة لوجه الله . (74)
    جاريه حضرت على بن الحسين عليهما السلام روى سر حضرت آب مى ريخت . غفلتا ظرف آب از دستش رها شد. به سر حضرت اصابت نمود. آن را شكافت و خون ريخت . حضرت سر بلند كرد و به وى نگريست . جاريه آيه حاوى كظم غيظ را خواند. حضرت فرمود: غيظم را فرو نشاندم سپس قسمت ديگر آيه را خواند. حضرت فرمود: ترا بخشيدم . آنگاه جمله آخر آيه را كه حاوى احسان است قرائت نمود. فرمود: برو كه تو براى خداوند آزادى .
    حكى عن زين العابدين على بن الحسين عليهما السلام انه سبه رجل فرمى عليه خميصة كانت عليه . فامر له بالف درهم . فقال بعضهم جمع فيه خمس خصال : الحلم و اسقاط الاذى و تخليص الرجل مما يبعده عن الله و حمله على الندم و التوبة . و رجوعه الى المدح بعد الذم فاشترى جميع ذلك بيسير من الدنيا. (75)
    امام و پاداش دشنامگو
    مردى به امام سجاد (ع ) دشنام گفت : حضرت بلافاصله عباى سياه رنگى را كه بر دوش داشت به سويش افكند و فرمود: هزار درهم نيز به وى بدهند و كسانى ناظر اين جريان بودند گفتند: امام (ع ) با عمل خود پنج خصلت پسنديده را جمع نمود: اول حلم يعنى كظم غيظ، دوم چشمپوشى از ايذاء وى ، سوم دشنامگو را از عمل خود نادم نمود، چهارم به توبه اش موفق ساخت ، و پنجم او را به مدح وادار نمود، پس از آنكه دشنام گفته بود، و امام (ع ) همه آنها را با قليلى از مال دنيا خريدارى نمود.
    پس اگر امام سجاد (ع ) شخص برافروخته اى را به كظم غيظ دعوت كند، نمى تواند بگويد: اگر كظم غيظ خوب است چرا خودتان عمل نمى كنيد و در ناملايمات برافروخته و خشمگين مى شويد زيرا مراتب حلم و كظم غيظ امام بر كسى پوشيده نبود و آنان كه حضرتش را مى شناختند آگاه بودند كه او در خانواده و اجتماع تا چه حد ناروايى ها را تحمل مى كند و در مقابل اسائه ادب افراد غير مؤ دب و بد زبان كظم غيظ مى نمايد. كظم غيظ در آيين مقدس اسلام از صفات حميده و خصال پسنديده است و در اين باره احاديث بسيارى از اولياى گرامى اسلام رسيده است براى آنكه شنوندگان محترم ، بيش از پيش به اهميت و ارزش آن واقف شوند در اينجا قسمتى از روايات به عرض مى رسد:
    عن النبى صلى اللّه عليه و آله قال : من احب السبيل الى الله عزو جل جرعتان : جرعة غيظ تردها بحلم و جرعة مصيبة تردها بصبر. (76)
    رسول اكرم (ص ) فرموده : از جمله راههاى محبوب براى قرب به خداوند دو جرعه است : يكى جرعه غيظ است و آن ديگر جرعه مصيبت . افراد با ايمان جرعه غيظ را با حلم و جرعه مصيبت را با صبر به درون خود رد مى كنند و برون نمى افكنند.
    عن ابيجعفر عليه السلام قال : من كظم غيظا و هو يقدر على امضائه حشى الله قلبه امنا و ايمانا يوم القيامة . (77)
    امام باقر (ع ) فرمود: هر كس غيظى را در باطن حبس كند با آنكه اگر بخواهد مى تواند آن را اظهار نمايد و شخص مورد غضب را كيفر دهد خداوند در قيامت او را از ايمنى و ايمان پر مى كند.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  3. #63
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2






    عز دنيا و آخرت
    عن ابيعبدالله عليه السلام قال : ما من عبد كظم غيظا الا زاده الله عزوجل به عزا فى الدنيا و الاخرة و قد قال الله تبارك و تعالى : و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين و آتاه الله الجنة مكان غيظه ذلك . (78)
    امام صادق (ع ) فرمود: هيچ بنده اى كظم غيظ نمى كند مگر آنكه خداوند به اين وسيله عز او را در دنيا و آخرت افزايش مى دهد. سپس حضرت آيه كظم غيظ را قرائت نمود و فرمود: خداوند در مقابل غيظى كه فرونشانده است به او بهشت رحمت مى دهد.
    و عنه عليه السلام قال : من كظم غيظا و لو شاء ان يمضيه امضاه ملاء الله قلبه يوم القيامة رضاه . (79)
    و نيز فرموده است : هر كس غيظى را فرو نشاند كه اگر بخواهد مى تواند آن را عملى نمايد خداوند در قيامت دل او را از خشنودى و رضاى خود پر مى كند.
    كان على بن الحسين عليهما السلام يقول : انه ليعجبنى الرجل ان يدركه حلمه عند غضبه . (80)
    آنقدر كظم غيظ، مهم و گرانقدر است كه امام سجاد (ع ) مى فرمود: موجب شگفتى من است مردى كه حلم و بردباريش موقع غضب ، او را دريابد و باعث كظم غيظش گردد.
    عفو نابجا
    اگر كسى به افراد كريم النفس و بزرگوار بد كند طبق دستور اولياى اسلام او را مى بخشند و مشمول عفو خود قرار مى دهند ولى اين دستور در جايى قابل اجراست كه بدكننده لايق عفو و اغماض باشد. اما اگر چشمپوشى از بدى او موجب گستاخى و تجريش مى شود و زيانهاى تازه اى به بار مى آورد بايد مورد تعقيبش قرار داد و اين مطلب در رساله حقوق امام سجاد تصريح شده است .
    و اما حق من ساءك فان تعفو عنه و ان علمت ان العفو يضر انتصرت . (81)
    حق كسى كه به شما بد كرده اين است كه او را ببخشى و عفوش نمايى . اما اگر دانستى كه عفو او زيانبار است ، با استنصار از قانون و قاضى و مردم ، مجازاتش مى نمايى .
    خوددارى از انتقام
    لازم است در بحث كظم غيظ، اين نكته تذكر داده شود كه فرونشاندن هيجان درونى به معناى عفو و اغماض از كسى كه با عمل نارواى خود موجب خشم شما گرديده نيست بلكه مقصود اين است كه خشم درونى خود را برون نيفكنى و خود به اعمال غضب و انتقامجويى دست نزنى ، چه ممكن است در خلال عمل مرتكب گناهان بزرگ شوى و دچار ندامت و افسوس گردى . اما پس از واپس زدن هيجان باطنى و كظم غيظ فكر كن ، اگر كسى كه به شما آزار داده قابل عفو است ، او را ببخش و اگر شايسته عفو نيست ، از راه قانون مجازاتش كن به با اعمال غضب و انتقامجويى . ممكن است كسانى با وسوسه خود، شخص شما موجب ذلت و خوارى است . براى اينكه خود را از آن وضع موهن برهانى لازم است غيظت را برون افكنى و از كسى كه آزارت داده و به خشمت آورده انتقام بگيرى نه اينكه او را به حال خودش واگذارى و خود را تحقير نمايى . اين وسوسه مى تواند سد راه كظم غيظ شود، او را از فرو نشاندن هيجان درونى باز دارد، و به اعمال غضب و انتقامجويى وادارش نمايد، مگر آنكه خودش شخص فهميده و دانايى باشد، به سخن وسوسه گران اعتنا نكند، و خويشتن را در آتش انتقام نيفكند، يا آنكه با فرد انديشمند و خير خواهى دوست باشد، آن عالم ، مصلحت او را تذكر دهد و به كظم غيظ تشويقش نمايد و از دست زدن به كارهاى خطرناك منعش كند و اگر هيچ يك از دو نباشد، بعيد نيست كه وسوسه افراد نادان او را به پرتگاه سوق دهد و به گناه آلوده اش نمايد. در زمان ائمه معصومين عليهم السلام اين قبيل وسوسه ها كم و بيش از ناحيه افراد نادان القا مى شد و دوستداران اهل بيت براى تشخيص وظيفه ، مطلب را با حجت خدا به ميان مى گذارند و امام با يك جمله آنان را راهنمايى مى نمود و مصلحتش را خاطر نشان مى ساخت .
    قال رجل للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام : انه قد وقع بينى و بين قوم منازعة فى امر و انى اريد ان اتركه فيقال لى ان تركك له ذل . فقال عليه السلام انما الذليل الظالم . (82)
    مردى به امام صادق (ع ) عرض كرد: بين من و خانواده اى بر سر موضوعى منازعه روى داده ، من مى خواهم نزاع را ترك گويم ، اما به من گفته مى شود كه ترك نزاع براى تو ذلت است . امام (ع ) با عبارتى كوتاه فرمود: ذليل ظالم است ، يعنى به وسوسه ها اعتنا نكن و به نزاع و درگيرى خاتمه ده .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  4. #64
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    تزلزل اساس عدل
    امام سجاد (ع ) پس از درخواست حليه صالحين و زينت متقين از بسط عدل سخن مى گويد و سپس عرض مى كند:
    و كظم الغيظ و اطفاء النائرة : بار الها! موفقم بدار كه فوران غيظ را فرو نشانم و شعله هاى سوزان غضب را خاموش كنم . درخواست كظم غيظ و اطفاى نايره پس از گسترش عدل از اين نظر است كه اعمال خشم مى تواند اساس ‍ عدل را متزلزل كند و انسان عادل را به گناه و تجاوز وادار سازد. و كظم غيظ موجب تسكين غضب و مصونيت عدل و سالم ماندن عادل از ناپاكى و گناه مى گردد. امام سجاد (ع ) عملا و علما براى فرو نشاندن هيجان درونى خشم ، شايستگى و صلاحيت دارد، اما از نظر عمل ، به شرحى كه توضيح داده شد، او انسانى است حليم و بزرگوار و در طول زندگى مكرر با ناملايمات و رويدادهاى هيجان زا و خشم انگيز مواجه گرديد، نه تنها كظم غيظ نمود بلكه خطاكار را بخشيد و مورد احسانش گرديد، نه تنها كظم غيظ نمود بلكه خطاكار را بخشيد و مورد احسانش قرار داد به گونه اى كه عمل آن حضرت براى كسانى كه ناظر جريان بودند شگفت آور و اعجاب انگيز بود. اما از نظر صلاحيت علمى ، او امام معصوم ، حجت خداوند، و آگاه به تمام دقايق قرآن شريف و تعاليم دينى الهى است .
    خطرات ناشى از غضب
    كسانى كه از آموزشهاى امام در بسط عدل بهره برده و تربيت شده اند اگر در موقعى دچار خشم شوند امامى كه خود در حد اعلى از مزيت كظم غيظ برخوردار است مى تواند آنان را به فرو نشاندن خشم درون امر كند و اگر نادانهايى بخواهند وسوسه كنند و شخص خشمگين را به انتقامجويى وادارند و بگويند: سكوتت مايه ذلت است ، امام با منطقى عالمانه و مستدل سخن مى گويد، خشمگين را قانع مى كند و از برون افكندن غيظ مصونش ‍ مى دارد، اگر شخص برافروخته و غضب آلود موقع كظم غيظ و فرونشاندن هيجان باطنى در دسترس امام نباشد تا به او تذكر لازم را بدهد و غيظش را تسكين بخشد و در نتيجه ، خشم درونى وى برون افتاد، درگيرى آغاز گردد، و شعله هاى غضب و انتقامجويى زبانه كشد، امام (ع ) در اين مرحله نيز از خداوند درخواست توفيق مى كند تا بتواند آتش مشتعل غضب را خاموش ‍ كند و هر چه زودتر به آن صحنه خطرناك پايان بخشد. البته خاموش كردن شعله هاى غضب از كظم غيظ به مراتب مشكلتر است زيرا در موقع شدت غضب ، طرفين درگير خود را از ياد مى برند، عقلشان سخت تيره مى شود، خير و صلاح خود را نمى فهمند و گفته هاى خير خواهان و صلاح انديشان را نمى شنوند.
    عن على عليه السلام قال : شدة الغضب تغير المنطق و تقطع مادة الحجة و تفرق الفهم . (83)
    على (ع ) فرموده : غضب شديد منطق را تغيير مى دهد، ارتباط مواد حجت را با هم قطع مى كند و موجب پراكندگى فهم و فكر مى گردد
    برادرى اوس و خزرج
    اوس و خزرج دو قبيله بزرگ مدينه بودند و در عصر جاهليت همواره با يكديگر اختلاف و نزاع داشتند و گاهى به روى هم شمشير مى كشيدند و كار به قتل و خونريزى منتهى مى شد. پيمبر بزرگ اسلام صلى اللّه عليه و آله به نبوت مبعوث گرديد، آيين الهى خود را عرضه نمود و مردم را به دين خدا دعوت كرد، هر دو قبيله آن را پذيرا شدند، به رسول اكرم (ص ) ايمان آوردند، و از برادرى و محبت دينى برخوردار گرديدند و در كنار هم با كمال صفا و صميميت زيست مى نمودند. ولى اين پيوند دوستى براى يهودى هاى مدينه سنگين و گران بود و از آن رنج مى بردند.
    به ياد انداختن دشمنى ها
    روزى يكى از سالخوردگان يهود به نام شاس بن قيس در جمعى از اصحاب رسول گرامى از اوس و خزرج گذر كرد و ديد آنان در يك مجلس ، گرد هم نشسته و در كمال صميميت و برادرى با يكديگر سخن مى گويند. او مى دانست كه اين دو قبيله در جاهليت با هم دشمن بودند و از اينكه در پرتو اسلام اينچنين با هم ماءنوس و مهربان اند سخت ناراحت و خشمگين شد. با خود گفت كه اين دوستى و محبت براى ما غير قابل تحمل است . به جوانى از يهود كه همراهش بود دستور داد برود و در مجلس آنان شركت كند و روز بغاث را به ياد آنان بياورد و بعضى از اشعار آن روز را در مجلس بخواند. بغاث روزى است كه پيش از اسلام قبيله هاى اوس و خزرج در آن روز به جان هم افتادند و جنگ سختى كردند و تلفات سنگينى دادند. جوان يهودى وارد مجلس شد، از روز بغاث سخن گفت و طبق دستور، ماءموريت خود را انجام داد. ياد آورى آن روز خاطرات گذشته را بيدار كرد و آتش ‍ خشم اوس و خزرج را مشتعل نمود، به هيجان آمدند، در همان مجلس ، نزاع درگرفت تا جايى كه بعضى از افراد دو قبيله با يكديگر گلاويز شدند، يكى گفت : ما حاضريم صحنه بغاث را تكرار كنيم ، ديگرى گفت : ما نيز حاضريم صحنه بغاث را تكرار كنيم ، ديگرى گفت : ما نيز حاضريم . فورا تصميم گرفتند. فريادهاى مسلح شويد! مسلح شويد! به هم آميخت و سرزمين حره به عنوان نبردگاه معين شد و هر دو گروه به راه افتادند. خبر اين تصميم در شهر پيچيد و افراد هر قبيله با سرعت به جمعيت خود مى پيوستند و رفته رفته زمينه زد و خورد سخت و خونينى آماده مى شد. جريان امر به اطلاع رسول اكرم (ص ) رسيد. حضرت به معيت جمعى از اصحاب كه در حضورش بودند حركت كرد و خيلى زود خود را به آنان رساند.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  5. #65
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    پيامبر (ص ) و خاموش كردن فتنه
    فقال يا معشر المسلمين ! الله الله ، ابدعوى الجاهلية و انا بين اظهركم بعد ان هداكم الله تعالى الى الله الاسلام و اكرمكم به و قطع عنكم امر الجاهلية و استنقذكم به من الكفر و الف بينكم ترجعون الى ما كنتم عليه كفارا (84)
    فرمود: اى مسلمانان ! آيا به كشاكش دوران جاهليت گراييده ايد با آنكه من در ميان شما هستم . پس از آنكه خداوند شما را به دين اسلام هدايت كرد، موجبات عز و عظمتتان را فراهم آورد، پيوندهاى جاهليت را از شما بريد، از كفر نجاتتان داد و بين شما ايجاد الفت و محبت كرد؟ آيا مى خواهيد روشهاى جاهليت را در پيش گيريد و به كفرى كه قبلا گرفتار آن بوديد برگرديد؟
    سخنان نافذ پيامبر (ص )
    سخنان رسول اكرم (ص ) آنان را به خود آورد و دانستند كه اين افكار شيطانى نقشه خائنانه اى است كه دشمن آنان طرح كرده است . شمشيرها را به زمين افكندند، دست محبت به گردن هم انداختند، اشك ريختند، اظهار ندامت نمودند، مراتب اطاعت خود را به رسول اكرم (ص ) اظهار داشتند و در معيت آن حضرت از نيمه راه حره برگشتند و خداوند با لطف خود آتش ‍ فتنه شاس بن قيس را خاموش كرد.
    نجات اوس و خزرج
    اگر خبر هيجان اوس و خزرج در آغاز گفتگوى بغاث به رسول اكرم (ص ) مى رسيد حضرت همان موقع در جمع آنان شركت مى كرد، با سخنان نافذ خويش غيظشان را فرو مى نشاند و نمى گذاشت با هم گلاويز شوند و مسلح گردند، ولى خبر اين قضيه موقعى به پيمبر رسيد كه هر دو قبيله سلاح برداشته و راه حره را كه براى زد و خورد گزيده بودند طى مى كردند و در واقع نايره غضب زبانه كشيده بود و اگر پيشواى اسلام نمى رسيد عده اى كشته يا مجروح مى شدند و در آتش خشم مى سوختند. خوشبختانه پيمبر گرامى در لحظات نهايى و پيش از وقوع خطر در محل حضور يافت و اوس و خزرج را از سيه روزى و بدبختى نجات داد، آنان كه براى زد و خورد به حره مى رفتند اگر بر اثر تربيت و تعليم پيشواى اسلام به مقام عدل نايل شده بودند با اعمال غضب و كشتن و مجروح ساختن يكديگر جامه پر افتخار از برشان بيرون مى شد و لباس ننگين ظلم جايگزين آن مى گرديد.
    خلاصه ، فرموده امام سجاد (ع ) در اين قسمت از دعاى مكارم الاخلاق كه موضوع سخنرانى امروز است ابتدا از كظم غيظ نام برده و مى خواهد به پيشگاه خداوند عرض كند: بارالها! اگر كسانى بر اثر گسترش ‍ تعاليم اسلام و بسط عدل از اخلاق حميده و سجاياى انسانى برخوردار گرديدند و به مقام رفيع عدالت نايل آمدند در صورتى كه دچار هيجان درونى و غيظ باطنى گرديدند و در معرض گناه واقع شدند مرا موفق بدار كه آنان را دريابم و موجبات كسب و فيضشان را فراهم آورم و نگذارم خشم باطنشان ظاهر شود، به آتشى سوزان مبدل گردد، و ناپاكى و گناه به بار آورد. امام (ع ) پس از كظم غيظ از اطفاى نايره اسم برده و مى خواهد در پيشگاه خدا عرض كند: بارالها! اگر هيجان باطنى آنان از حد كظم غيظ بگذرد و خشم درون برون افتد و غضب همانند آتش فروزان گردد موفقم بدار كه آن آتش را خاموش كنم پيش از آنكه دامنگير افراد شود و حوادثى تلخ و گناه آلود به بار آورد.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  6. #66
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    درس خودسازى
    بموقع است كه در پايان بحث امروز نكته اى را به عرض شنوندگان محترم برسانم . دعاى مكارم لاخلاق صحيفه سجاديه از نظر پرورش ‍ سجاياى انسانى كتاب تربيت است ، اگر ما اين دعاى شريف را تنها به عنوان دعا بخوانيم البته از اجر خواندن دعا و ذكر بارى تعالى بهره مند خواهيم شد اما اگر آن را علاوه بر قصد دعا و ذكر الهى به عنوان دستور انسان سازى و فرا گرفتن تعاليم اسلام بخوانيم و روى هريك از جملاتش دقت كنيم و تصميم بگيريم خويشتن را بر وفق آن بسازيم قطعا علاوه بر اجر دعا از پاداش مهمتر از آن يعنى فرا گرفتن دين الهى و تعلم مكارم اخلاق نيز بهره مند خواهيم بود. خدمت به مردم در مكتب قرآن شريف از صفات حميده و خدمتگزاران خلق در صف خوبان و نيكان قرار دارند.
    عن على عليه السلام قال : خير الناس من نفع الناس . (85)
    على (ع ) فرموده : بهترين مردم كسى است كه نفعش عايد مردم گردد. مى دانيم كه قدر و ارزش خوبى هاى مردم نسبت به يكديگر متفاوت است ، مثل كسى كه در بيابانى سوزان ماشين خود را نگه مى دارد و به تشنه بى حالى كه در كنار جاده افتاده آب مى دهد و از خطر مرگش مى رهاند، عملش ‍ از نظر معنوى و انسانى بمراتب بالاتر از كسى كه است كه در وضع عادى به تشنه اى آب مى دهد، كسى كه بر اثر غضب دچار هيجان درونى شده ، اگر غيظش برون افتد و مشتعل گردد آتش فساد روشن مى شود، همچنين كسى كه خشمش آشكار گرديده و شعله ور شده است اگر خاموش نشود مى تواند براى خودش و دگران مصائب سنگين به بار آورد. شايسته است افراد با ايمان و دوستداران اهل بيت عليهم السلام از دعاى شريف مكارم الاخلاق درس بگيرند، از امام سجاد (ع ) پيروى كنند و انسان افروخته را يارى دهند، در مرحله اول غيظش را در ضميرش فرو نشانند و با هر وسيله ممكن از بروز آن جلوگيرى كنند، در مرحله دوم موجباتى فراهم آورند كه آتش غضبش خاموش شود تا خودش و بستگان و اطرافيانش از خطر رهايى يابند. خدمت به چنين انسانى همانند آب دادن به تشنه اى است در بيابان سوزان كه اگر به او نرسند و آبش ندهند عطش به حيات خاتمه خواهد داد.
    35 - پراكندگان را پيوند دادن - ايجاد صلح و سازش
    بسم الله الرحمن الرحيم .
    و ضم اهل الفرقة و اصلاح ذات البين .
    برانداختن پراكندگى و اختلاف
    امام سجاد عليه السلام در اين قسمت از دعاى شريف مكارم الاخلاق از پيشگاه خداوند درخواست بسط عدل نمود، سپس كظم غيظ و خاموش كردن آتش غضب را تقاضا كرد. به شرحى كه در سخنرانى قبل ، توضيح داده شد غضب از عواملى است كه مى تواند مردم را به گناه وا دارد و عدالتشان را از ميان ببرد. فرونشاندن غضب و جلوگيرى از گناه در دو مرحله ميسر است : يكى كظم غيظ و جلوگيرى از بروز خشم درون ، دوم خاموش كردن آتش غضب پس از برون افتادن غيظ، و حضرت سجاد (ع ) هر دو را از پيشگاه خداوند درخواست نمود. سپس امام (ع ) دو مطلب ديگر را عرض مى كند: و ضم اهل الفرقة و اصلاح ذات البين :
    بارالها! موفقم بدار تا آنان را كه گرفتار پراكندگى و تفرق اند به هم پيوند دهم و همچنين توفيقم ده كه اختلاف بين افراد را با اصلاح دادن آنان از ميان بردارم . به خواست خداوند موضوع سخنرانى امروز، اين دو قسمت از درخواست امام است .
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  7. #67
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2




    جامعه و اختلاف نظر
    اختلاف و پراكندگى همانند غضب مى تواند منشاء فساد شود و افراد را به گناهانى از قبيل بدگويى و دشنام ، تحقير و اهانت ، غيبت و تهمت ، و گناهانى بزرگتر وادار سازد، از اين رو امام (ع ) براى حفظ عدل از پيشگاه خداوند پيوند دادن پراكندگان و اصلاح ذات البين را تقاضا نموده است . گاهى مردم يك شهر يا يك كشور بر اثر تفاوت انديشه و طرز تفكر يا به علت اختلاف تمايلات و خواهشهاى نفسانى دچار تفرق و پراكندگى مى شوند و هر گروهى از پى نظريه خود مى روند. در نتيجه ، اختلافات شديد در سطح وسيع به وجود مى آيد و جامعه با عوارض سنگين مواجه مى گردد. اين قبيل پراكندگى زمان حكومت على عليه السلام در مواقعى روى داد. از آن جمله وقتى در جنگ صفين معاويه قرآنها را بالاى نى زد و گفت : بياييد جنگ را ترك كنيم و قرآن را حاكم قرار دهيم ، على (ع ) فرمود: اين مكر است و اعتنا نكنيد. اما بين جمعيت على (ع ) شكاف افتاد، گروهى گفتند تا پيروزى نهايى بايد جنگيد، گروهى گفتند با قرآن نمى جنگيم . سرانجام با قرار حكميت ، جنگ پايان يافت . طولى نكشيد كه گروه دگرى به نام خوارج قيام كردند و گفتند: حاكم ، فقط خداوند است و بس و حكميت را بغير خدا بر گذار نمودن بدعت است و حرام ، و اين گروه نيز اختلاف تازه اى به وجود آوردند و بر اثر آن اختلاف ، خونها ريخته شد. اين قبيل پراكندگى هاى وسيع در گذشته وجود داشته و هم اكنون هم گاه به گاه در جهان به وجود مى آيد.
    اختلافات خصوصى
    گاهى اختلاف بين دو رفيق يا بين اعضاى يك خانواده پديد مى آيد، آن دو رفيق از هم فاصله مى گيرند و به ملاقات يكديگر نمى روند، يا خانواده ها با سردى از كنار هم مى گذرند و سخن نمى گويند. شايد قسمت اول درخواست امام از پيشگاه خداوند: و ضم اهل الفرقه ، ناظر به پراكندگى جامعه در سطح وسيع باشد و قسمت دوم و اصلاح ذات البين به اختلاف دو رفيق يا دو شريك يا يك خانواده نظر داشته باشد. بى گمان مقصود امام سجاد (ع ) از و ضم اهل الفرقة جمع نمودن بدنهاى پراكنده نيست ، چه اگر افكار و انديشه ها متفرق و هوى و تمايلات مختلف باشد گردآورى اجسام بى ثمر است و نمى تواند پراكندگى ها را از ميان ببرد. حضرت مولى الموحدين اميرالمؤ منين (ع ) در ايام حكومت خود به اين مصيبت سنگين مبتلا بود و در منبر از كسانى كه اجسامشان مجتمع بود اما افكارشان پراكنده و متفرق ، شكايت داشت .
    تفاوت گفتار و رفتار
    ايها الناس المجتمعة ابدانهم المختلفة اهواؤ هم كلامكم يوهى الصم الصلاب و فعلكم يطمع فيكم الا عداء! (86)
    اى مردم ! اى كسانى كه ابدانتان جمع است و تمايلاتتان پراكنده و مختلف ، سخنانتان به گونه اى است كه سنگ سخت را نرم مى كند و رفتارتان طورى است كه دشمنان در شما طمع مى نمايند.
    انما انتم اخوان على دين الله ما فرق بينكم الا خبث السرائر و سوء الضمائر (87)
    همه شما برادران دينى هستيد و چيزى به پراكندگى و تفرقتان سوق نداده مگر باطنهاى ناپاك و نيتهاى بد و آلوده .
    قرآن و منع تفرق
    قرآن شريف در موارد متعدد، مسلمانان را از تفرق و پراكندگى منع نموده و آنان را از اين بلاى بزرگ كه ذلت و سقوط در پى دارد بر حذر داشته است . يك جا فرموده :
    و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا (88)
    ريسمان خدا را محكم در دست نگاه داريد و پراكنده نشويد در جاى ديگر فرموده : و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البينات و اولئك لهم عذاب اليم . (89)
    شما مسلمانان همانند كسانى از امم گذشته نباشيد كه دچار اختلاف و تفرق شدند پس از آنكه ادله روشن براى آنان آمد كه اين گروه دچار عذاب عظيم خواهند شد.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  8. #68
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2




    اختلاف و شكست اهل حق
    قرآن شريف اختلاف كلمه را در رديف عذابهاى سماوى و ارضى به حساب آورده و فرموده است :
    قل هو القادر على ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باءس بعض . (90)
    اى پيمبر گرامى ! به مردم بگو: خداوند قادر است عذاب را از بالاى سر شما يا از زير پاى شما بفرستد يا شماها را دچار اختلاف كلمه نمايد و بعضى به عذاب بعض ديگر گرفتار آيند.
    از جمله عذابهايى كه بر اثر تفرق در امر دين دامنگير جامعه مى شود اين است كه اهل باطل غلبه مى كنند، پيروزى به دست مى آورند و اهل حق را در مضيقه مى گذارند و به گرفتارى و بلا معذبشان مى سازند.
    عن النبى صلى الله عليه و آله قال : ما اختلفت امة بعد نبيها الا ظهر اهل باطلها على اهل حقها. (91)
    رسول اكرم (ص ) فرموده است : هيچ امتى بعد از پيمبر خود اختلاف ننمود جز آنكه اهل باطل بر اهل حق پيروز گشتند.
    در محيطى كه اختلاف و تفرق حاصل گردد افراد نادرست از فرصت استفاده مى كنند، فكرهاى شيطانى و منويات خائنانه خويش را به كار مى اندازند، از نظر معنوى ، مردم را به ضلالت و گمراهى سوق مى دهند و از نظر مادى به خيانت و تجاوز دست مى زنند و جامعه را به راه سقوط و تباهى مى كشانند.
    انسان طعمه شيطان
    عن على عليه السلام قال : اياكم و الفرقة فان الشاذ من الناس للشيطان ، كما ان الشاذ من الغنم للذئب . (92)
    على (ع ) فرموده : از پراكندگى و تفرق بپرهيزيد كه انسان دور افتاده از جماعت طعمه شيطان است همانطورى كه گوسفند جدا شده از گله طعمه گرگ .
    افراد را هدايت نمودن و دلها را مطمئن ساختن كارى است مشكل ، ايجاد شبهه نمودن و اشخاص را متزلزل كردن كارى است آسان ، آباد ساختن و بنيانى را بنا نهادن كارى است دشوار، ويران سازى و منهدم نمودن كارى است آسان ، ايجاد حسن ظن و اعتماد افراد به يكديگر، همچنين برادرى و محبت به وجود آوردن كارى است صعب ، ايجاد سوء ظن و افساد و نيز پراكنده ساختن و اختلاف افكندن كارى است سهل . شيطان و شيطان صفتان اگر فرصتى به دست آورند براى از بين بردن ذخاير دينى و ايجاد تفرق و پراكندگى فعاليت مى كنند و قدم به قدم در منويات باطل خود پيشروى مى نمايند. على (ع ) كه خود با اين عوامل فساد و تفرقه افكن مواجه بود همواره از پراكندگى مردم رنج مى برد و در مواقع لازم آنان را متذكر مى نمود.
    گشودن گره هاى وحدت
    ان الشيطان يسنى لكم طرقه و يريد ان يحل دينكم عقدة عقدة و يعطيكم بالجماعة الفرقة و بالفرقة الفتنة (93)
    شيطان راههاى خود را براى شما آسان مى كند و مى خواهد دينتان را گره گره بگشايد و به جاى جماعت شما را متفرق كند و با تفرق ، فتنه و فساد برپا نمايد. امام سجاد (ع ) خواستار وحدت كلمه مردم پراكنده است و در پيشگاه الهى عرض مى كند: و ضم اهل الفرقة : بار الها! موفقم بدار تا اهل تفرق را به هم پيوند دهم و اختلافشان را به وحدت مبدل نمايم .
    اگر كسى بخواهد مردمى را از بلاى پراكندگى نجات دهد و بيمارى تفرقشان را درمان نمايد بايد در قدم اول ، عقلهاى خفته آنان را بيدار كند، افكارشان را فعال نمايد، آنان را به تعقل وادار سازد تا به خير و شر خود بينديشند، روا را از ناروا تميز دهند، راه باطل را ترك گويند، و به راه حق و فضيلت گرايش ‍ يابند.
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  9. #69
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2






    منشاء اختلاف
    از كلام مولى الموحدين اميرالمؤ منين بر مى آيد كه علت اصلى تفرق مردم در عصر آن حضرت اين بود كه عملا عقلها را از كار انداخته و بى اثر گذارده بودند، اما هواى نفسشان آزادانه فعاليت داشت و بر آنان حكومت مى كرد.
    ايها القوم الشاهدة ابدانهم الغائبة عنهم عقولهم ، المختلفة اهواؤ هم ، المبتلى بهم امرائهم . (94)
    مخاطب على (ع ) در اين عبارت قومى است كه ابدانشان آشكار است ، عقولشان از آنان غايب و نهان ، هوى و تمايلاتشان مختلف ، و فرمانروايشان مبتلا و گرفتار آنان هستند.
    متاءسفانه واپس زدن هواى نفس و تضعيف قدرت آن ، به كار انداختن نيروى خرد، و تقويت حكومتش در كشور تن ، كارى است بس دشوار و مشكل . اولياى گرامى اسلام براى آنكه وضع عقل را در مقابل هواى نفس بيان نمايند و پيروان خود را از اين امر مهم آگاه سازند ضمن تشبيهات متعددى اين حقيقت را توضيح داده اند.
    عن ابيعبدالله عليه السلام قال : الهوى يقظان و العقل نائم . (95)
    امام صادق (ع ) مى فرمايد: هواى نفس بيدار است و عقل در خواب .
    عن على (ع ) قال : و كم من عقل اسير تحت هوى امير. (96)
    على (ع ) فرمود: چه بسا عقلى كه در مقابل هواى نفس فرمانروا و مطاع ، اسير و گرفتار است .
    اتحاد در پرتو توحيد
    بزرگترين عامل وحدت انسانها كلمه توحيد و ايمان به خداى يگانه است و معبودهاى متفرق منشاء تقرق افكار و در نتيجه ، موجب اختلاف و پراكندگى افراد است . به فرموده حضرت يوسف صديق :
    اءاءرباب متفرقون خير ام الله الواحد القهار؟ (97)
    تقليد كوركورانه
    دعوت به توحيد و يكتاپرستى سخت ترين مراحل ماءموريت پيمبران الهى بوده ، چه نيل به اين هدف مقدس مستلزم آن است كه عقلهاى خفته را بيدار شود، مردم فكر كنند، و بر اثر تعقل به آفريدگار جهان ايمان بياورند و بت پرستى را ترك گويند. ولى بيشتر مردم حاضر نبودند از تقليد پدران خود چشم پوشى كنند و از تعصب خانوادگى دست بردارند. ابراهيم خليل (ع ) براى آنكه قوم خود را متنبه كند و به تعقل وادارشان سازد به آنان فرمود:
    ما هذه التماثيل التى انتم لها عاكفون ؟ (98)
    اين بتهاى جماد چيست كه عمرى در كنارشان معتكفيد و آنها را مى پرستيد؟
    به جاى آنكه فكر كنند و به قبح عمل خويش واقف گردند از تقليد كوركورانه پدران سخن گفتند و بر اساس تعصب جاهلانه كه سرچشمه آن هواى نفس ‍ است پاسخ دادند:
    قالوا وجدنا آباءنا لها عابدين . (99)
    ما پدران خود را يافته ايم كه اين بتها را پرستش مى كردند.
    ابراهيم (ع ) كه از اين پاسخ ضد عقل سخت ناراحت شده بود گفت :
    لقد كنتم انتم و آباؤ كم فى ضلال مبين . (100)
    بى گمان خود شما و پدرانتان همه در گمراهى آشكار بوده و هستيد. سرانجام ابراهيم (ع ) به آنان گفت :
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

  10. #70
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2





    ارزش تعقل
    اف لكم و لما تعبدون من دون الله افلا تعقلون . (101)
    اف بر شما و بر آنچه كه غير خداوند است مى پرستيد، آيا تعقل نمى كنيد و انديشه خويشتن را به كار نمى بنديد.
    امام سجاد (ع ) در قسمت اول سخن خود در پيشگاه الهى گفته بود: و ضم اهل الفرقة : بارالها! موفقم بدار تا بين مردم متفرق و از هم جدا رابطه دوستى برقرار نمايم . براى آنكه حضرت زين العابدين (ع ) به مقصود خويش دست يابد و به اين مهم نايل گردد بايد مردم را از اطاعت هواى نفس و پيروى از تمايلات ناروا برحذر دارد، آنان را به تعقل و تفكر بخواند تا خوب را از بد و صلاح را از فساد تميز دهند، به صراط سعادت گرايش ‍ يابند، و از راههاى انحرافى كه منشاء فساد و تباهى است دورى گزينند. البته انجام چنين كارى بسيار مشكل است ولى امام براى رسيدن به اين مقصود مقدس از سختى ها نمى هراسد و براى آنكه با توفيق الهى به خواسته درونى خويشتن جامه تحقق بپوشاند ناملايمات را تحمل مى كند و به قدر توان خود مجاهده مى نمايد. نمى دانيم حضرت زين العابدين (ع ) در راه مبارزه با تفرق و اختلاف مردم پراكنده چقدر سخن گفته و چه اندازه عملا كوشش ‍ نموده است . البته در آن زمان با كمبود وسايل ثبت كتابت حتما مقدار كمى از گفته ها و كارهاى آن حضرت به ما رسيده است . با اين حال آنچه به ما رسيده و در كتب احاديث و اخبار آمده شايان كمال توجه و دقت است و در اينجا به ذكر يك نامه از آن حضرت اكتفا مى شود:
    گمراه شدن و گمراه كردن
    محمد بن مسلم زهرى مردى بود تحصيلكرده و عالم . او قسمت زيادى از قرآن شريف و احاديث رسول گرامى را حافظ بود و از فقه اسلام نيز آگاهى داشت . بدبختانه حب رياست و دنياطلبى وى را به دربار بنى مروان ، طاغوتهاى زمان ، كشاند و هشام بن عبدالملك كه يكى از مروانيان بود او را معلم فرزندان خود قرار داد. كتب رجال در ترجمه حال وى مطالب متفاوت نوشته اند و بعضى گفته اند او از راه على (ع ) و فرزندان معصومش منحرف گرديد و به باطل گرايش يافت ، تمايلش به آل مروان موجب شد كه عده زيادى از مردم حتى افراد درس خوانده گمراه شدند و بر اثر تمايل او به آل مروان به راه خلفاى جور كشيده شدند و در نتيجه بين آنان و دوستداران اهل بيت شكاف و خلاف به وجود آمد. امام سجاد (ع ) كه از انحراف منحرفين و اختلافى كه بين آنان با رهروان زهرى نوشت ، خطاهاى او را تذكر داد، مسئوليتش را در پيشگاه بارى تعالى خاطر نشان نمود و از او خواست كه در وضع خود بينديشد، از راه باطلى كه در پيش گرفته بازگردد و به پاكان و صلحا بپيوندد. اگر نامه امام در وى اثر بگذارد، او را به خود آورد و از راهى كه در پيش گرفته بازگردد نه تنها خودش از عذاب الهى رهايى مى يابد بلكه گمراه شدگان و كسانى كه به پيروى از او پاكان و نيكان جدا شده اند به خود مى آيند، از گمراهان فاصله مى گيرند، به اهل حق مى پيوندند و تفرقى كه از اين راه بين عده اى از مسلمانان پديد آمده است برطرف مى گردد. در اينجا چند قطعه از نامه امام سجاد (ع ) و ترجمه آن به عرض شنوندگان محترم مى رسد. حضرت على بن الحسين عليهما السلام در اول نامه خود نوشته است :
    بار سنگين نعمت
    كفانا الله و اياك من الفتن و رحمك من النار فقد اصبحت بحال ينبغى لمن عرفك بها ان يرحمك فقد اثقلتك نعم الله بما اصح من بدنك و اطال من عمرك و قامت عليك حجج الله بما حملك من كتابه و فقهك فيه من دينه و عرفك من سنة نبيه محمد صلى الله عليه و آله .
    خداوند ما را و ترا از فتنه ها و آزمايشها كفايت فرمايد و از آتش خود مورد ترحمت قرار دهد در حالتى صبح نموده اى كه شايسته است آن كس كه ترا به آن حال مى شناسد ترحمت نمايد. نعمتهاى خداوند بر دوشت بار سنگينى گذارده است از اينكه بدنت را سالم داشته ، عمرت را طولانى نموده ، حجتهاى خداوند را بر تو اقامه كرده ، قسمتى از كتاب او را به حفظت سپرده ، در دين فقيهت ساخته و ترا از سنت حضرت محمد صلى الله عليه و آله آگاه نموده است . در قطعه ديگر نامه نوشته است :
    شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 2

صفحه 7 از 30 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •