گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    moteharak1 گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)




    بسم الله الرحمن الرحیم



    گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)

    بنا بر تفسیر المیزان علّامه طباطبایی


    متن زیر گزیده نکات جالب برگزیده از تفسیر المیزان سوره یوسف می باشد. امید است با کسب علم و پیروی از صالحین درگاه الهی، شایستگی هرچه بیشتری برای یاری حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بیابیم.


    هدف سوره یوسف، بیان ولایت و سرپرستی خدا بر بندگانی است که ایمانشان را برای خدا خالص کرده و دل‏های خود را از محبّت او آکنده ساخته‏اند؛ تا آن‏جا که جز به یاد خدا نیستند و روی به هیچ‏کس جز او ندارند.


    در این سوره آمده است که خدا امور این بندگان را بر عهده دارد و آنان را تربیت می‏کند و به خود نزدیک می‏سازد و از حیات معنوی برخوردارشان می‏کند و به آنان عزّت و مقام عطا می‏کند؛ هرچند حوادث روزگار یکسره در پی نابودی و ذلّت و رسوایی آنان باشد.
    گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)

  2.  

  3. #2
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)




    خداوند این حقیقت را با حکایت داستان یوسف (علیه السّلام) که از بندگان خالص خدا بود توضیح می‏دهد؛ از این رو خدا او را برای خود خالص ساخت و در حالی که همه‏ی اسباب ظاهری در راستای خوار ساختن او فراهم شده بود، به وی عزّت بخشید. هرگاه حادثه‏ای او را در مسیر هلاکت قرار می‏داد، خداوند همان را وسیله‏ی حیات و سربلندی او می‏گردانید. برادرانش بر او حسد بردند و او را در قعر چاهی افکندند؛ آن‏گاه وی را به بهایی اندک به بردگی فروختند؛ ولی همین سبب شد که به درگاه پادشاه راه یابد و در آن‏جا عزیز گردد.

    پس از چندی زَلیخا از او کام خواست ولی او نپذیرفت و زلیخا او را به خیانت متّهم کرد و روانه‏ی زندان ساخت؛ اما همین کارها سبب گردید که قدر و منزلتش نزد پادشاه آشکار گردد و به درگاه او راه یابد. پیوسته خداوند او را از موقعیت‏های گوناگون برخوردار ساخت تا این که به او حکومت و سلطنت داد و او را به پیامبری برگزید و علم تعبیر خواب و تحلیل رویدادها را به او آموخت و نعمت خود را بر او کامل گردانید.

    وقتی گفته شود: «یجتبی الله عبدًا» مفادش این است که خداوند رحمت خود را به آن بنده ارزانی می‏دارد و او را از انحراف و سقوط در مسیر شیطان حفظ می‏کند و به راه راست رهنمون می شود؛ سپس امور او را بر عهده می‏گیرد و او را برای خود خالص می‏گرداند تا آنجا که هیچ‏کس جز خدا در او بهره و نصیبی ندارد.

    از دیدگاه قرآن، مال و فرزند و سلامت و امنیّت و مانند این‏ها هنگامی برای انسان‏ها نعمت به شمار می‏آید که از آن‏ها در مسیر سعادت بهره‏برداری شود و مراد از تمام بودن نعمت این است که از آن عطایا بی کم و کاست برای سعادت دنیا و آخرت کمال استفاده بشود؛ مثلا اگر انسان نعمتی در اختیار داشته باشد ولی امنیّت و سلامت نداشته باشد؛ برای او امکان بهره‏برداری کامل از آن نعمت نیست.
    گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)

  4. #3
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)




    به تجربه ثابت شده دروغ برای همیشه پایدار نیست؛ دلیلش این است که جهان هستی بر نظامی از اجزای به هم پیوسته استوار است و بر اساس قوانینی هماهنگ به سیر خود ادامه می‏دهد. هر حادثه، مقدمات و پیامدهای بسیاری دارد که همه به هم مربوطند به گونه‏ای که اگر در یکی از اجزای این سلسله خللی پدید آید همه مختل می‏شوند. پس اگر آدمی حقیقتی را نهان ساخت و خلافش را ارائه کرد نمی‏تواند تمام آثار و لوازم آن را پنهان کند یا آن‏ها را از مجرای خود خارج سازد تا دروغی که گفته آشکار نشود.

    ایمان راستین حضرت یوسف (علیه السّلام) به خدا که وجودش را سرشار از محبّت الهی و قلبش را از غیر او تهی کرده بود،
    او را با وجود شرایط محرّکی (همچون جوانی او و زلیخا، مقام با رفاه و کاخ مجلل، ابراز کرشمه زلیخا، که عمری به او محبّت کرده بود، وعده عشرت طولانی و دشواری مخالفت با خواست ملکه) از توجه به غیر خدا بازداشت.

    یوسف (ع) (24): و لقد همّت به و همّ بها لو لآ أن رءا بُرهانَ ربِّهِ کذلک لِنَصرِفَ عنهُ السّوءَ و الفحشآءَ إنّهُ مِن عبادِنا المُخلَصینَ

    آن زن آهنگ یوسف کرد تا از او کام بگیرد، و یوسف نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ آن زن می‏کرد. بدین‏سان برهان خود را به او نمایاندیم تا گناه و زشت‏کاری را از او بازگردانیم؛ زیرا او از بندگان ما بود که برای ما خالص گشته بود.

    «برهان» چیزی است که به وسیله‏ی آن برای انسان یقین حاصل گردد. در قرآن بیان نشده است که برهانی که یوسف دید چه بود؛ ولی تردیدی نیست که آن از مقوله‏ی علم بوده است؛ زیرا یوسف تمایل به زنانِ دربار را برای کام‏جویی جهل و نادانی می‏داند. خداوند در آیه 33 همین سوره از او حکایت می‏کند: «و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان گرایش می‏یابم و از نادانان خواهم شد.»
    گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)

  5. #4
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)




    البتّه نه علم عادّی و متعارف به معنای دانستن خوبی‏ها و بدی‏ها و شناختن مصالح و مفاسد؛ چرا که این نوع علم گاه با گمراهی و فروافتادن در گناه همراه است؛ خداوند در این باره فرموده است: «آن‏ها را انکار کردند در حالی که دل و جانشان به آن‏ها یقین داشت» (نمل، 14). بلکه علمی که صاحب آن حقیقت را می‏نگرد و برای او به صورتِ یقینِ مشهود جلوه می‏کند؛ به گونه‏ای که هرگز به گناه روی نمی‏آورد.

    عصمت یعنی ملکه‏ای که مُخلَصان (پیامبران و امامان) از آن برخوردارند و در اثر آن از هر گناه بزرگ و کوچکی مصون اند، از قبیل علم و معرفت است.

    خداوند فرموده است: «سبحان الله عمّا یصفونَ إلّا عباد الله المُخلَصین / منزّه است خدا از آنچه [او را بدان] وصف می‏کنند؛ مگر بندگان خدا که خالص شده‏اند.» (صافّات، 159 و 160). این آیه دلالت می‏کند بر این که مخلصان از خدا و اسماء و صفات او چیزهایی می‏دانند که دیگران از آن محرومند و همین باعث محبّت آنان به خدا می‏شود، و محبّت به خدا آنان را وامی‏‏دارد که جز آنچه را که او می‏خواهد نخواهند و در همه حال از نافرمانی او بپرهیزند و گرد گناه نگردند؛ چنان که از ابلیس حکایت کرده است که « به عزّت تو سوگند که همه‏ی آنان را به بیراهه می‏کشانم، مگر از میان ایشان آن بندگانت که برای تو خالص شده‏اند» (ص، 82 و 83).

    این علم، یعنی ملکه‏ی عصمت، اختیار انسان را دگرگون نمی‏کند، بلکه با اختیار خود از گناه پرهیز می‏کند؛ مانند انسانی که خواهان سلامت است و به سمی کشنده برخورد می‏کند و محال است از آن بخورد.

    یوسف (ع) (42): و قالَ لِلَّذی ظنَّ أنّهُ ناجٍ مِّنهما اذکُرنی عند ربِّکَ فأنساهُ الشَّیطانُ ذکرَ ربِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجنِ بِضعَ سِنینَ

    ضمیر «أنساه» و «ربّه» به همبند یوسف که امید نجات او می‏رفت بر می‏گردد؛ یعنی شیطان از یاد او برد که یوسف را نزد سرور خود یاد کند تا وسیله‏ی رهایی او از زندان فراهم شود؛ لذا یوسف چند سالی در زندان ماند (فأنساه الشیطان ذکر یوسف عند ربّه).

    برخی بر آنند ضمیر «أنساه» و «ربّه» به یوسف باز می‏گردد و مقصود آیه این است که شیطان از خاطر یوسف برد که خدا را برای نجات خود یاد کند و یوسف به کیفر این که به غیر خدا توسّل جست، چند سال در زندان ماند. این دیدگاه با نص قرآن مخالف است؛ زیرا خداوند تصریح کرده است که یوسف از بندگان مخلص خداست (یوسف، 24) و شیطان بر بندگان مخلَص خدا راهی ندارد (ص، 83) پس چگونه ممکن است شیطان خدا را از یاد یوسف برده باشد؟

    به علاوه ایمان و اخلاص مانع از این نیست که انسان برای رسیدن به اهداف خود از اسباب و علل متعارف کمک نگیرد. این از نهایت جهل است که کسی گمان کند توسّل به اسباب با توحید و اخلاص منافات دارد. آنچه ایمان و توحید اقتضا می‏کند این است که انسان به اسباب و علل اعتماد نکند [و آن‏ها را مستقل در تاثیر نداند و در ردیف خدا به شمار نیاورد] و از سخن یوسف (ع) «اذکرنی عند ربّک» چنین برداشتی نمی‏شود. همچنین در دو آیه‏ی بعد به یاد آوردن یوسف توسط همبند آزادشده ذکر شده است.
    گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)

  6. #5
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)




    یوسف (ع) (52 و 53): ذلکَ لِیَعلمَ أنّی لم أخُنهُ بِالغَیبِ و أنَّ اللهَ لا یَهدی کَیدَ الخآئنینَ * ما اُبَرِّئُ نفسی إنّ النّفسَ لَأمّارةٌ بِالسّوء إلّا ما رحم ربّی إنّ ربّی غفورٌ رحیمٌ

    یوسف در پی اعتراف زنان و همسر عزیز مصر به راست‏گویی او گفت: من از آن روی فرستاده‏ی پادشاه را بازگرداندم و بازجویی از زنان را درخواست کردم که عزیز مصر بداند من در نهان به او خیانت نکردم و بداند که خدا نیرنگ خیانتکاران را به نتیجه نمی‏رساند. * و افزود: من نفس خود را از گرایش به بدی تبرئه نمی‏کنم؛ چرا که نفس آدمی بسیار به بدی فرمان دهد؛ مگر کسی را که پروردگار من بر او رحم کند؛ به راستی پروردگار من آمرزنده و مهربان است.

    این دو آیه حکایت سخن یوسف (ع) است و ضمیر «لیعلم» و «لم أخنهُ» به عزیز باز می‏گردد و «ذلک» اشاره به بازگرداندن فرستاده‏ی پادشاه و درخواست داوری است. بر اساس این دیدگاه، فعلی مانند «قال» در کلام مقدّر است و این نوع تقدیر در قرآن بسیار است مانند «أَمنَ الرّسولُ بما اُنزِلَ إلیه من ربّه و المؤمنون کلٌّ أمنَ بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا نفرّق بین أحدٍ مِّن رسله / پسامبر به آنچه از جانب پروردگارش ر او نازل شده ایمان آورده است و مؤمنان نیز همه به خدا و فرشتگان و کتاب‏ها و پیامبرانش ایمان آورده‏اند [و گفتند] میان هیچ یک از پیامبرانش [در ایمان داشتن به آنان] فرق نمی‏گذاریم» (بقرة، 285).

    یوسف (ع) چون خود را از خیانت و نیرنگ مبرّا دانست، این توهّم را در پی داشت که او به قدرت خود از گناه پرهیز کرده است و این از دیدگاه موحّدان مطلوب نیست؛ لذا فورا این توهّم را برطرف کرد و اظهار داشت که دوری او از گناه در پرتو رحمت خدا و یاری او انجام گرفته است و اگر رحمت خدا نباشد، نفس او نیز مانند دیگران از گرایش به زشتی‏ها دور نیست و طبعا به بدی فرمان می‏دهد.
    گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)

  7. #6
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)




    یوسف (ع) (67 و 68): و قال یا بُنَیَّ لا تدخلوا مِن بابٍ واحدٍ وَادخُلوا مِن أبوابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ و مآ اُغنِی عنکم مِنَ اللهِ مِن شَئٍ إن الحکم إلّا لِلّهِ علیه توکّلتُ و علیه فَلیتوکَّلِ المتوکِّلون * و لمّا دخلوا مِن حَیثُ أمرَهم أبوهم مّا کانَ یُغنِی عنهم مِّنَ اللهِ مِن شَئٍ إلّا حاجةً فی نفسِ یعقوبَ قضاها و إنّهُ لذو علمٍ لِّما علّمناهُ و لکنَّ أکثرَ النّاسِ لایعلمونَ

    یعقوب (ع) از فرزندانش می‏خواهد هنگام ورود به شهر عزیز مصر، از درهای گوناگون وارد شوند. از ساختار داستان و سخنان یعقوب (ع) بر می‏آید او نگران سلامت فرزندانش در این سفر بود و خطری را برای آنان احساس می کرد گویا می‏ترسید مردم بر آنان حسد برند و جمعشان را پراکنده سازند، برخی را بکشند یا به اسارت گیرند یا چون گروهی توانمند هستند به چشم زخم گرفتار شوند؛ یا این‏که گروهی از مردم از آنان بترسند و برای پیشگیری از خطر بر آنان هجوم برند؛ از این رو چاره‏ای اندیشید تا شاید خطر را از آنان بگرداند و این همان سفارش اکبد اوست به این که از یک در وارد نشوند بلکه از درهای متعدّد وارد گردند. سپس با جمله « و مآ اُغنِی عنکم مِنَ اللهِ مِن شَئٍ» این حقیقت را یادآوری می‏شود که چاره‏اندیشی او نباید برای فرزندانش این توهّم را ایجاد کند که از خدا بی‏نیازند و اسباب و علل متعارف به خودی خود کارسازند؛ بلکه حکم از آن خداست و اوست که به اسباب و علل تاثیر می‏بخشد و رشته‏ی امور را به دست دارد؛ لذا چاره‏ای نمی‏بیند جز این که بر خدا توکل کند و امر خویش را به او واگذارده از فرزندانش نیز بخواهد که بر او توکّل کنند (علیه توکّلتُ و علیه فَلیتوکَّلِ المتوکِّلون).
    گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)

  8. #7
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)




    جمله « إلّا حاجةً فی نفسِ یعقوبَ قضاها » دلالت می‏کند بر این که خداوند این گرفتاری‏ها (گرفتاری یکی از بچه‏ها به اتّهام دزدی، ماندن دیگری در مصر و سرافکندگی بقیه بچه‏ها) را وسیله‏ی برآورده‏شدن حاجت یعقوب (ع) که رسیدن به یوسف بود قرار داد.

    یوسف نخست تدبیرش را برادرش (بنیامین علیهما السّلام) در میان گذاشت و به او گفت که مصلحت همه در این است که وی نزد یوسف بماند، و برای ماندنش چاره‏ای جز این نیست که به سرقت متّهم شود و بنیامین این را پذیرفت.

    یوسف (ع) (76): ... کذلک کِدنا لِیوسفَ ما کانَ لِیَأخُذَ أخاهُ فی دینِ الملکِ إلّا أن یشآءَ اللهُ ...
    یوسف (ع) بر اساس مقررات حاکم بر مصر نمی‏توانست بنیامین را هرچند اعتراف به سرقت کرده باشد نزد خود نگه دارد و اگر مجرمان راضی به کیفری مطابق آیین و رسوم خودشان می‏شدند حاکمان می‏توانستند آنان را به همان کیفر عقوبت کنند. به همین دلیل پرسید که مجازات دزد در بلاد شما چیست؟

    یوسف (ع) (77): قالو إن یَسرَق فقد سَرَقَ أخٌ لّهُ مِن قبلُ فأسَرَّها یوسُفُ فی نفسِهِ و لم یُبدِها لهم ...
    مراد از « أخٌ لّهُ» یوسف (علیه السّلام) است و مقصود این است که با ارائه دلیل از بعید نبودن سرقت توسط بنیامین (علیه السّلام) خود را از این کار تبرئه کنند چرا که او و برادرش این خصلت را از مادرشان به ارث برده اند و برادران دیگر از مادر دیگری هستند. اما منشأ این اتهام این بود که عمّه یوسف، یوسف را بسیار دوست می داشت و برای این که او را نزد خود نگه دارد کمربندی را که از پدرانش به او رسیده بود، به کمر او بست و روی آن بر او لباس پوشانید. سپس اعلام کرد که او کمربند را دزدیده است تا طبق سنّت معمول، یوسف را نزد خود نگه دارد.

    یوسف (ع) (83): قال بل سوّلَت لکم أنفسکم أمرًا فصبرٌ جمیلٌ عسی اللهُ أن یأتینی بهم جمیعًا إنّه هو العلیم الحکیم

    یعقوب (علیه السّلام) ماجرای سرقت بنیامین و گرفتاری او را باور نکرد چرا که به فراست الهی اجمالا دریافت که این ماجرا واقعیت ندارد و نقشه‏ای در کار است. داستان گرفتاری بنیامین از پیامدهای ناپدیدشدن یوسف بود که از وسوسه و نیرنگ فرزندانش برخاسته بود. بعقوب (علیه السلام) بازنگشتن یوسف و بنیامین و برادر بزرگشان را نتیجه مکر فرزندانش شمرد و در پی نسبت دادن «تسویل» به فرزندانش (بل سوّلَت لکم أنفسکم أمرًا) اظهار امیدواری کرد خدا هر سه فرزند او را به او بازگرداند (عسی اللهُ أن یأتینی بهم جمیعًا).

    یوسف (ع) (87): یَبَنِیَّ اذهبوا فتَحَسَّسوا مِن یوسف و أخیه و لا تَایئَسوا مِن رَوحِ الله ...
    {حضرت یعقوب (علیه السّلام) گفت:} ای پسران من! بروید و از یوسف و برادرش جست و جو کنید و از رحمت خدا و آسایشی که پس از سختی‏ها عطا می‏کند ناامید نشوید، ...

    این سخن نشان می‏دهد که او از زنده بودن یوسف آگاهی داشت. در روایتی که اَنَس از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل می‏کند آمده: جبرئیل آمد و گفت: ای یعقوب! خداوند به تو سلام می‏رساند و می‏گوید: بشارت باد تو را و قلبت شادمان باد. به عزّتم سوگند که اگر آن دو [یوسف و بنیامین] مرده بودند آنان را برای تو زنده می‏ساختم. پس غذایی برای بینوایان آماده کن؛ چرا که محبوب‏ترین بندگان در نزد من پیامبران و بینوایانند.


    آیا می‏دانی چرا بیناییت را بردم و پشتت را خم کردم و چرا برادران یوسف با او کردند آنچه کردند؟

    شما گوسفندی را ذبح کردید، آن‏گاه بینوایی روزه‏دار نزدش ما آمد و شما چیزی به او ندادید. از آن پس یعقوب (ع) هرگاه می‏خواست غذا بخورد ندادهنده‏ای را می‏فرمود ندا سر دهد که هان! هر کس از بینوایان غذا می‏خواهد با یعقوب غذا بخورد و هرگاه روزه‏دار بود، ندادهنده‏ای می‏فرمود که ندا دهد که هان! هر که از بینوایان روزه‏دار است با یعقوب افطار کند (الدّر المنثور، ج4، ص 574).

    یوسف (ع) (108): قل هذه سبیلی أدعوا إلی الله علی بصیرةٍ أنا و مَنِ اتَّبَعنی و سبحان الله و مآ أنا مِنَ المشرکین
    ای پیامبر! بگو: این است راه من که از روی بصیرت مردم را به خدای یکتا فرا می‏خوانم. این است راه من و کسانی که مرا پیروی کرده‏اند. آری! منزّه است خدا از این که شریک داشته باشد و من از مشرکان نیستم.

    مراد از «من اتبعنی» تمام پیروان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) نیستند زیرا مقصود از دعوت به سوی خدا، دعوت به توحید خالص، آن هم از روی بصیرت و یقین است و این کار از عهده‏ی همه‏ی پیروان رسول خدا (ص) ساخته نیست؛ بلکه مرتبه‏ای است که تنها شماری اندک از مؤمنان بدان دست می‏یابند. چگونه چنین نباشد در حالی که در آیه‏ی 106 خواندیم بیشتر مؤمنان ایمانشان به شرک آمیخته است. امام باقر (علیه السّلام) در باره این آیه فرمود: [مراد از] آن پیامبر خدا و امیرمؤمنان (علیهما السّلام) و اوصیای بعد از آن دو است (کافی، ج 1، ص 425، ح 66).


    گزیده‏ای از تفسیر و نکات سوره یوسف (علیه السلام)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •