سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 89

موضوع: شاعرانه ها در وصف پيامبر رحمت و رافت

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    پيغمبر خورشيد و باران


    زمين گهواره كابوسهاي تلخ انسان بود

    زمان چون كودكي در كوچه هاي خواب حيران بود

    خدا در ازدحام ناخدايان جهالت گم

    جهان در اضطراب و ترس در آغوش هذيان بود

    صدا در كوچه هاي گيج مي پيچيد بي حاصل

    سكوتي هرزه سرگردان صحرا و بيابان بود

    نمي روييد در چشمي به جز ترديد و وهم و شك

    يقين تنها سرابي در شكارستان شيطان بود

    شبي رؤياي دور آسمان در هيأت مردي

    به رغم فتنه هاي پيش رو در خاك مهمان بود

    جهان با نامش از رنگ و صدا سيراب شد آخر

    «محمد» واپسين پيغمبر خورشيد و باران بود

    سيد ضياء الدين شفيعي


    امضاء


  2. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,684 در 52,459
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    جان فداي تووخلق تو که خلاق جهان
    خواند با آن عظمت خلق نکوي تو عظيم

    احمدت خواند خداوند احد زانکه نديد
    فرق ديگر به ميان تو وخود جز يک ميم

    زآفرينش تو اگر قصد نبودي بودي
    پدر دهر عزب مادر ايّام عقيم

    به مزاري که زکوي تو نسيمي بوزد
    سر بر آرد زلحد رقص کنان عظم رميم

    زان تو را خواست يتيم اي پدر عالميان
    تا مربي شود از بهر تو خود حيّ قديم

    اي در بحر شرف چون تو يتيم آمده‌اي
    شرف تاج شهان آمده زان درّ يتيم

    روز محشر چو زني دامن همّت به کمر
    دارد اميد شفاعت ز تو شيطان رجيم





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  3. Top | #63

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2190
    نوشته
    552
    تشکر
    361
    مورد تشکر
    1,291 در 448
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    محمد بود و نوری از زمین تا بینهایت ها محمد

    بود و در دل زین معماها حکایت ها

    دوباره موج آهنگش طنین افکند زیر گنبد گیتی

    من امشب سخت حیرانم چه می بینم؟ نمی دانم .

    عجب نوریست این نور شگفت امشب

    کجا خورشید و ماه آسمانی این ضیا دارد ؟ نگه چون میکنم دنباله تا عرش خدا دارد

    کریما! سخت حیرانم

    چه می بینم؟ نمی دانم

    محمد در سخن با خویش بود آنگاه چون تندر

    نوائی آسمانی در دل غار حرا پیچید صدائی در زمین از سوی عرش کبریا پیچید

    در آندم، حق تعالی، گوش بر بانگ خدا میداد

    محمد، مات و حیران، گوش بر بانگ خدا می داد:

    بخوان هان ای محمد! گفت: من خواندن نمی دانم

    ندا آمد: بخوان با من ای امی مکه !

    بناگه چشمه نوری بجان پاک او تابید

    دوباره این ندا آمد:

    بخوان ای بارگاه کبریا را بهترین بنده بخوان بر نام قدس پر شکوه آفریننده

    خداوندی که انسان را ز خون بسته می سازد

    بخوان بر نام پاک خالق اکرم

    بنام آنکه دانش را به نیروی قلم آموخت

    بنام آن خداوندی که از رحمت ـ

    بجان مردم نادان چراغ معرفت افروخت .

    محمد از شکوه وحی می لرزید

    در آن ساعت محمد بود و شهر مکه و وحی خداوندی

    پس از آن شب جهان داند که در گفتار پیغمبر

    سخن از عشق حق بود و حدیث آرزومندی

    محمد از دل « ام القری » این نغمه را سر داد

    که: ای انسان! خدا یکتاست بجز یکتا پرستی هیچ راه رستگاری نیست

    بدیگر راهها گر پا گذاری غیر خواری نیست

    در این آیین جاویدان

    لب خود را فرو بند از سپیدی وز سیاهی ها

    تو را تا کی سخن از قصه رنگ است در این آئین سخن از رنگها ننگست

    به کیش راستین ما

    گرامی تر بود آنکس که در وی گوهر تقواست

    گر از شرق است، ور از غرب است گر از روم است، ور از زنگست

    چه گویم از شکوهت؟ ای محمد ای مهین فرزانه عالم !

    مرا پای سخن لنگست ز تو فرزانه تر در پهندشت آفرینش کیست ؟

    ستایش را توانم نیست میدان سخن تنگست

    ولی با جاودانه نام تو هر روز و هر شب در دل گیتی

    بهین گلبانگ جاویدست سخن از تو ببام هفت اورنگست

    ابر مردا! زوالی نیست گلبانگ حقیقت را

    بیاد تو ز مهد خاک، تا نه گنبد افلاک

    همیشه، هر زمان، هر شب

    نوازشگر، نسیم بانگ توحید است

    طنین افکن نوائی گرم آهنگ است

    امضاء

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه



  4. Top | #64

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    عطّار

    محمّد کآفرینش هست خاکش
    هزاران آفرین بر جان پاکش
    چراغ افروز چشم اهل بینش
    طراز کارگاه آفرینش
    ریاحین‌بخشِ باغ صبحگاهی
    کلید مخزن گنج الهی
    گفت پیبغمبر: شما را – ای مهان –
    چون پدر هستم شفیق و مهربان

    امضاء





  5. Top | #65

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    خورشید فروغش بود از روی محمد
    فردوس رایحه اش بوی محمد

    تا خلقت آفاق ز مهرش شده ایجاد
    اسرار فلک در خم ابروی محمد

    تا کرده عطا خالق اوخلق عظیمش

    در حشر ببخشد همه به خوی محمد

    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...



  6. Top | #66

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    السّلام اي چهره ات شمع شبستان وجود

    السّلام اي قامتت سرو بهارستان وجود

    السّلام اي آنــكه آرامگاهت شــد زمين

    هست خاك تيره را صد ناز بر چرخ كبود


    السّـلام اي آنـكه بـرتر پايـه هر بـرتـري
    صد هزاران ساله راه از ساحت قربت فزود

    السّلام اي آنكه بر ظلمت نشينان عدم

    از تو شد گنجينه نور عنايت را گشود

    السّلام اي آنكه بهر كوري چشم دلان

    گرد نعلَينت جواهر سرمه اهل شـهود

    السّلام اي آنكه إعجازت يكي از صد هزار

    برتر از گنجـايش فسحتگه گفت و شـنود

    السّلام اي آنكه پيش از خلـق آدم سال ها

    روي در محراب ابرويت ملائك در سجود

    من كجا و حد تسـليم تو يا خيرَ الأنـام

    از خداوندِ جهانت باد هر دم صـد سلام

    (مولانا خالد نقشبندی)

    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...



  7. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,684 در 52,459
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    چشم تا وا می‌کنی چشم و چراغش می‌شوی
    مثل گل می‌خندی و شب بوی باغش می‌شوی

    شکل «عبدالله»ی و تسکین داغش می‌شوی
    می‌رسی از راه و پایان فراقش می‌شوی

    غصه‌اش را محو در چشم سیاهت می‌کند
    خوش بحال «آمنه» وقتی نگاهت می‌کند

    با «حلیمه» می‌روی تا کوه تعظیمت کند
    وسعتش را ـ با سلامی ـ دشت تسلیمت کند

    هر چه گل دارد زمین یکباره تقدیمت کند
    ضرب در نورت کند بر عشق تقسیمت کند

    خانه را با عطر زلفت تا معطر می‌کنی
    دایه ها را هم ز مادر مهربان تر می‌کنی

    دیده نورت را که در مهتاب بی حد می‌شود
    آسمان خانه‌اش پر رفت و آمد می‌شود

    مست از آیین ابراهیم هم رد می‌شود
    با تو «عبدالمطلب» عبدالمحمد می‌شود

    گشت ساغر تا به دستان بنی‌هاشم رسید
    وقت تقسیم محبت شد، «ابوالقاسم» رسید

    یا محمد! عطر نامت مشرق و مغرب گرفت
    وقت نقاشی قلم را عشق از راهب گرفت

    ناز لبخندت قرار از سینه‌ی یثرب گرفت
    خواب را خال تو از چشم «ابوطالب» گرفت

    رخصتی فرما فرود آید پریشان بر زمین
    تا چهل سالت شود می‌میرد این روح الامین

    دین و دل را خوبرویان با سلامی می‌برند
    عاشقان را با سر زلفی به دامی می‌برند

    یوسفی اینبار تا بازار شامی می‌برند
    بوی پیراهن از آنجا تا مشامی می‌برند

    بی‌قرارت شد «خدیجه» قلب او بی‌طاقت است
    تاجر خوش ذوق فهمیده‌ست: عشقت ثروت است

    نیم سیب از آن او و نیم دیگر مال تو
    داغ حسرت سهم ابتر، ناز کوثر مال تو

    از گلستان خدا یاس معطر مال تو
    ای یتیم مکه! از امروز مادر مال تو

    بوسه تا بر گونه‌ات ام ابیها می‌زند
    روح تو در چشمهایش دل به دریا می‌زند

    دل به دریا می‌زنی ای نوح کشتیبان ما
    تا هوای این دو دریا می‌بریی توفان ما

    ای در آغوشت گرفته لؤلؤ و مرجان ما
    ای نهاده روی دوشت روح ما ریحان ما

    روی این دوشت حسین و روی آن دوشت حسن
    «قاب قوسین»ی چنین می‌خواست «او ادنی» شدن

    خوشتر از داوود می‌خوانی، زبور آورده‌ای؟
    یا کتاب عشق را از کوه نور آورده‌ای؟

    جای آتش، باده از وادی طور آورده‌ای
    کعبه و بطحا و بتها را به شور آورده‌ای

    گوشه چشمی تا منات و لات و عزا بشکنند
    اخم کن تا برج‌های کاخ کسرا بشکنند

    ای فدای قد و بالای تو اسماعیل‌ها
    بال تو بالاتر از پرهای جبرائیل‌ها

    «ما عرفناک»ت زده آتش در این تمثیل‌ها
    بُرده‌ای یاسین! دل از تورات‌ها، انجیل‌ها

    بی عصا مانده‌ست، طاها ! دست موسی را بگیر
    از کلیسای صلیبی حق عیسی را بگیر

    باز عطر تازه‌ات تا این حوالی می‌رسد
    منجی دلهای پر، دستان خالی می‌رسد

    گفته بودی «میم» و «حاء» و «میم» و «دال»ی می‌رسد
    نیستی اینجا ببینی با چه حالی می‌رسد

    خال تو، سیمای حیدر، نور زهرا دارد او
    جای تو خالی! حسین است و تماشا دارد او





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  8. Top | #68

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    صد حاتم طائى درویش و گدای کویت


    اى خواجه عالم همه عالم به فدایت
    چون كرده خدا، خلقت عالم ز برایت
    ذات تو بود علّت و عالم همه معلول
    در حقّ تو لولاك از آن گفته خدایت
    شد ختم رسالت به تو این جامه زیبا
    خیّاط ازل دوخته بر قدّ رسایت
    در روز جزا جمله رسولان مكرّم
    از آدم و عیسى همه در تحت لوایت
    هنگام سخا چون به عطا دست گشائى
    صد حاتم طائى شده درویش و گدایت
    مردم همه مشتاق به فردوس برینند
    فردوس برین تا شده مشتاق لقایت
    راضى به رضا گشتى و صابر به مصائب
    تا صبر و رضا مات شد از صبر و رضایت


    امضاء





  9. Top | #69

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,035 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض







    آخرین یوسف




    دور دور قدرت قابيل بود

    كاروكسب عاشقي تعطيل بود


    دشنه ي شرك و پليدي تشنه

    خون سرخ و پاك اسماعيل بود


    طينت هر كس اسيرتيرگي

    هرزباني گرم قال و قيل بود


    عزّت بتهاي سنگي ناشي از

    جهل نفس مردمان ايل بود


    حرفي از عيسي وآيينش نبود

    شهرطائف قحطي انجيل بود


    شاعران تنها به فكرسيم و زر

    شعرشان بي وزن و بي تمثيل بود


    بعد از آن فصل زمستان سياه

    نوبت نوروز عام الفيل بود


    " ايّها العالم بشارت بادتان "

    اين صداي چاوش جبريل بود


    موسم رقص وسماع موج ها

    موسم مستي رود نيل بود


    موبدان مبهوت حال كائنات

    ذهن شان درمانده از تحليل بود


    ساحران دنبال سحري چاره ساز

    وردشان بي مغز و بي تأويل بود


    مكّه حس مي كرد نبض نور را

    خاك سردش سرخوش تنزيل بود


    خشكي دريا شكست كنگره

    خون بهاي كشتن هابيل بود


    چنگ مي زد هرملك باشور و شوق

    ماه چون دف دركف جبريل بود


    عرشيان برطبل عشرت مي زدند

    ساز اصلي دست اسرافيل بود


    ريسه بستن دور تا دور فلك

    جلوه اي از ذوق عزرائيل بود


    در جنان پاشيدن نقل و نبات

    دست و دل بازي ميكائيل بود


    آخرين يوسف جمال حق رسيد

    مه رخي در دامن راحيل بود


    برق چشمانش زليخا مي كشد

    خنده اش لحن خوش ترتيل بود


    وحید قاسمی


    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 05-11-1391 در ساعت 19:44
    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  10. Top | #70

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    رسول الله تودر خلوتِ وحدت خلیلی
    بعدِ ذاتِ واحدِ مطلق به هستی بی‌بدیلی
    بر گزینِ دست یزدان از میان نخبگانی
    پیش هر صاحب نظر در صورت و معنا جمیلی
    منبع اندیشة رود خروشان حیاتی
    شهر علمی، كوهِ حلمی، قُلزم عقل عقیلی





    امضاء


صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی