۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞  نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞  نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞ نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞




    فرجام ایستادگی در برابر دین


    باید توجه داشت که علاوه بر آنچه آینده در معاد صورت می‏گیرد، جریان دنیا هم، راه آموزش خوبی است؛ در همین دنیا هم هیچ کس از راه باطل به مقصد نرسیده، زیرا با دین و عقل جنگیدن، گویا با «دوا» جنگیدن است. شمشیر، وسیله خوبی برای زدن دشمن است، اما اگر کسی با خود شمشیر بجنگد، سرانجام سرش می‏شکند. دین، شمشیر خداست تا انسان با آن، دشمن درون و بیرون را بشکند:
    «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم» (11)
    و درافتادن با دین جنگیدن با شمشیر است.
    ابو الحسن عامری از نصوص دینی لطیفه شیرینی استخراج کرده که شرح آن چنین است:
    انسان در برابر آب سه حالت دارد: عاقل، نیمه عاقل و جاهل محض. عاقل، قدر آب را می‏شناسد و می‏داند که آب مایه حیات است، لذا سعی می‏کند هنگام تشنگی به اندازه لازم از آن استفاده کند و هرگاه و هرجا هم که تشنه نیست آب را ذخیره می‏کند.
    انسان نیمه عاقل، وقتی در کنار سفره چرب می‏نشیند، اصلا در این فکر نیست که چگونه غذا بخورد. برای اینکه زودتر تهاجم کند، تمام تلاشش این است که لقمه‏های چرب را بخورد، اما دفعتا غذا در گلویش گیر می‏کند و در این هنگام او به سراغ آب می‏رود و با، غذایی که در گلوی او گیر کرده فرو می‏برد، اما آب را فقط برای این که غذا گلوگیر نشود می‏خورد .
    گروه سوم کسانی هستند که حتی وقتی که غذا گلوگیر می‏شود، روش آب خوردن را هم نمی‏دانند . از این رو تمام فضای دهان را باز می‏کنند و تمام آب را در آن می‏ریزند.
    انسان جاهلی که نمی‏داند چگونه آب بنوشد، آن را یکجا در دهان خود خالی می‏کند و در نتیجه، آب گلوگیر او می‏شود. غذای گلوگیر با آب، فرو می‏رود؛ آب گلوگیر، با چه چیز پایین می‏رود؟
    آنگاه می‏فرماید: کسی که دین را سبک می‏شمرد و در برابر آن می‏ایستد، مانند کسی است که در برابر آب می‏ایستد. آب حیات در حقیقت، همان دین است و انسانها در برابر آن بر سه گونه‏اند: انسانهای عاقل، دستورهای دین را می‏شناسند و به موقع آنها را انجام می‏دهند (12).
    کسانی که متدین محض وعاقل صرف نیستند، اما بی ارتباط با مسائل دینی هم نیستند، به مجرد این که فشاری بر آنان وارد شود فشار بدنی، روحی، اقتصادی و... به اهل بیت ( علیهم السلام) متوسل، می‏شوند و نماز حاجت می‏خوانند؛ در حالی که به ما گفته‏اند قبل از اینکه مشکلات دامنگیر شما شود، ارتباط خود را با خدا و احکام و حکم او قوی کنید؛ وگرنه هنگامی که مشکلی برای کسی پیش آید و مراجعه کند، فرشته‏ها می‏گویند: خدایا! ما این صدا و صاحب آن را نمی‏شناسیم.
    گروه سوم کسانی هستند که به گونه‏ ای تنگاتنگ در برابر دین ایستاده‏اند در این صورت دین، مهلک آنان می‏شود؛ زیرا آنها با آب حیات می‏جنگند.
    ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞  نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞

  2. تشكر

    ملکوت (29-11-1389)

  3. #12
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞ نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞




    شرط ریاست


    کسی که در درون خود به مقام ریاست رسیده، مجاز است که خود را برای ریاست بیرون عرضه کند. این شرط در موارد گوناگون، در تعبیرات دینی ما آمده است که اگر کسی می‏خواهد امام جماعت شود، نخست باید ببیند بین خود و خدای خود «ذنب مطالب» دارد یا نه؟ اگر دارد، اقدام نکند!
    در زمینه تجلیل از معلم نیز، در بیانات نورانی امیرالمؤمنین ( علیه السلام) آمده است که:
    «و معلم نفسه و مؤدبها أحق بالإجلال من معلم الناس و مؤدبهم» (13)
    باید از کسی که قبل از دیگران، خودش را تربیت کرده، بیشتر تجلیل کنیم؛ زیرا همان ادب او آموزنده افراد فراوانی است:
    «و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس» (14)
    حرکت او در جامعه ادب و هنر می‏آموزد.
    آن کس که می‏خواهد ریاست جامعه‏ای را بپذیرد، حتما باید بکوشد قبل از ریاست جامعه، در درون خود ریاست بر همه قوا را فراهم کند در بخشهای ادراکی بر وهم و خیال، و در بخشهای تحریکی بر شهوت و غضب فرمانروا باشد.
    امیرالمؤمنین ( علیه السلام) فرمود:
    «اگر من بخواهم، عسل مصفا و گندمهای خالص و حلال از دسترنج خود فراهم کنم، می‏توانم، ولی نمی‏خواهم» .
    آنگاه فرمود:
    «این راهی نیست که شما بتوانید آن را طی کنید» (15)
    ما هم آن را از خود و دیگران توقع نداریم ولی باید بکوشیم تا نخست خودمان آن راه را طی کنیم و دست ما به حرام، دراز نشود.

    ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞  نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞

  4. تشكر

    ملکوت (29-11-1389)

  5. #13
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞ نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞




    معیار تشخیص خیر


    مؤمن در فکر خیر است؛ نه لذت حسی و سود دنیایی. البته این خیر گاهی لذیذ و نافع و گاهی تلخ و زیانبار است؛ اگر نسبت به حس و طبیعت بررسی شود، برای ذائقه و نیز از نظر منافع مادی، لذیذ و سود آور نیست، ولی عقل آن را خیر می‏داند. از این بالاتر، گاهی برخی از کارها، نه تنها برای ذائقه و حس، لذت و از لحاظ مسائل مادی، سودی ندارد، بلکه عقل هم در تشخیص خیر بودن او «راجل» و درمانده است؛ اما وحی که اشراف بر عقل دارد و معلم آن است و آن را شکوفا و دفینه‏های آن را آشکار و شکفته‏تر می‏کند، به عقل می‏فهماند که فلان کار خیر است و آنگاه عقل، خیر بودن آن را می‏فهمد و می‏پذیرد و دستور انجام آن را به بدن صادر می‏کند.
    در قرآن کریم آمده است که باید معیار کارها، خیر باشد و لذت و سود ظاهری نباشد و خیر را هم باید وحی بیان کند:
    «عسی أن تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شیئا و هو شر لکم» (16)
    چه بسا شما چیزی را دوست دارید، از این جهت که به ذائقه شما گواراست یا به منافع مادی شما لطمه‏ای وارد نمی‏کند، بلکه اثر مثبتی هم نسبت به آن دارد؛ ولی در حقیقت آن چیز به حال شما ضرر دارد و خیر نیست.
    از این آیه کریمه، معلوم می‏شود حقیقت ما را همان جان و فطرت تأمین می‏کند و بدن و منافع بدنی، ابزاری بیش نیست. ضمیر «کم» در آیه کریمه برای مخاطب است، در حقیقت همان است که انسانیت انسان را می‏سازد. از این رو قرآن می‏فرماید، برخی خیال می‏کنند که هنگام مرگ، در زمین گم می‏شوند و به همین جهت می‏گویند:
    «أءذا ضللنا فی الأرض ا کانا لفی خلق جدید» (17).
    خدا به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‏فرماید در جواب آنها بگو:
    «یتوفیکم ملک الموت الذی وکل بکم» (18)
    حقیقت شما را فرشته مرگ، قبض می‏کند و چیزی از حقیقت شما در زمین گم نمی‏شود.
    در اینجا دو نکته استفاده می‏شود: یکی این که مبنای انتخاب کارها، باید خیر باشد و دیگری اینکه آن چیز برای حقیقت آدمی جان و فطرت خیر باشد، نه جسم و نیروهای جسمانی او.
    ذات اقدس اله در آیه مورد بحث می‏فرماید: قتال و جنگ با دشمن برای شما تلخ است، اما خیر شما در آن است. در باره جهاد اکبر هم این معنا صادق است؛ همان طور که جنگ با دشمن بیرون، دشوار است و نفع و لذت حسی و مادی ندارد، ولی خیر است؛ زیرا لذت و نفع حقیقی را به همراه دارد؛ جنگ با دشمن درونی هم چنین است.
    درون انسان متشکل از نیروهای ادراکی یا تحریکی است که همواره انسان را تعقیب می‏کند . مقام خواهی و برتری طلبی، چنین است. مقام خواهی، لذت زودگذری را به همراه دارد و خود دشمن دیرپایی در کمین است. مبارزه با هوس و جنگ با دشمن درون برای انسان تلخ است؛ زیرا باید از مقام خواهی تنزل کند و از تکبر بپرهیزد و متواضع شود و ایثار را بر «استئثار» ترجیح دهد؛ یعنی به جای این که خود را بر دیگران مقدم بدارد، دیگران را بر خویشتن مقدم سازد. البته این کار، برای فطرت و جان انسان، خیر است، گرچه برای وهم و خیال لذتی ندارد یا شرم آور است.
    در مسائل خانوادگی ممکن است کسی با تصمیمی عجولانه، همه اعضا را از خود گله‏مند و اساس خانواده را متلاشی کند؛ این کار از نظر شهوت یا غضب، لذیذ است، ولی از لحاظ فطرت، لذت‏بخش نیست و در نتیجه نافع و خیر هم نیست.
    گاهی انسان «احول» و دوبین است و گاهی هم، چون محقق و بینا نیست، سراب را آب می‏پندارد؛ در این صورت بصیری محض لازم است که به انسان بگوید در کجا دوبین و در کجا سراب زده هستی و آب نما را آب تلقی می‏کنی. ذات اقدس اله خود را به عنوان بصیر محض معرفی کرده است :
    «إنه بکل شی‏ء بصیر» (19)
    بصیر بودن خداوند نکات آموزنده فراوانی را در بر دارد که یکی از آنها دستور حیاست که خدا شما را می‏بیند.
    گذشته از این نکته تربیتی، مطلب اخلاقی دیگری را هم به ما یاد می‏دهد که گاهی انسان نابیناست و اصلا نمی‏بیند و تفریط در دید دارد. گاهی افراط در دید دارد که دوگونه است : گاهی یکی را دو و گاهی هیچ را چیز می‏بیند.
    کسی که از نظر دید کور باشد، نیازمند به بصیر است تا او را راهنمایی کند و اگر بینا باشد، ولی بینش او معتدل نباشد، احول و دو بین باشد یا سراب را آب پندارد، نیز نیازمند به بصیر حاذق است تا او را معالجه و هدایت کند. از نظر مسائل اخلاقی خیلی چیزهاست که انسان در مورد آنها بصیرت ندارد، انسان در نهانخانه قلب خود یا کور یا احول یا سراب زده است و نیازمند به راهنمای بصیری است.
    برخی اصلا در تشخیص راه نابینایند. از این رو، قرآن کریم می‏فرماید:
    «لا تعمی الأبصار ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور» (20)
    که اینها گرفتار تفریط در دید راه هستند و برخی دیگر، احول و تندرو هستند و در کنار راه اصلی، راه دیگر را هم می‏بینند و بعضی هم سراب زده‏اند، چیزی را که راه نیست راه می‏پندارند.
    در هر سه حال، انسان نیازمند به خدای بصیر و درون بین و برون بین است. هم گناه چشم و هم گناه دل را می‏بیند:
    «یعلم خائنة الاعین و ما تخفی الصدور» (21)
    آنچه را چشم یا دل خیانت می‏کند، خدا می‏بیند. چون بصیر و علیم مطلق است. بنابر این بشر در تشخیص خیر که مبنای کار در تهذیب روح و اخلاق است، نیازمند به وحی است.

    ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞  نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞

  6. تشكر

    ملکوت (29-11-1389)

  7. #14
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞ نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞




    عقل، شاگرد وحی


    اگر عقل را شاگرد خوبی برای وحی بدانید، عقل به شما دستور می‏دهد که هرگز در سیر و سلوک مدارج عرفانی توقف نکنید. در این فکر نباشید که فقط به جهنم نروید و نسوزید یا فقط به بهشت بروید؛ زیرا اینها درجه ضعیفی از همت بوده و لازم است، ولی کافی نیست؛ بلکه در این فکر باشید که حیات ابد تهیه کنید و «عند الله» باشید و هماره مرزوق حق بوده و در حد فرشته و برتر از آن زندگی کنید.
    قرآن کریم فضایل فراوانی را برای شهدا یاد می‏کند:
    «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون فرحین بما اتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم» (22)
    کسی که در راه دین کشته می‏شود، زنده است و از رزق خاص عنداللهی بر خوردار است و از فضل خدا هماره مسرور و با نشاط است و از راهیان راه حق با خبر است و خوشحال می‏شود و مژده دریافت می‏کند.
    فضایل مزبور در باب جهاد اصغر گفته شده است، اما چون جهاد اکبر، مهمتر از جهاد اصغر است، همه فضایل پنجگانه به نحو کمال، برای مجاهد در جهاد اکبر حاصل است. کسی که در جهاد اکبر پیروز شد به خدا نزدیکتر است و از رزق خاص برتر یا رزق اخصی استفاده می‏کند و شادمانتر از شهید است و از حال کسانی که ادامه راه او را در سر می‏پرورانند آگاه است و از تداوم راه خود، لذت می‏برد و نشاط و بشارت دریافت می‏کند.
    کسانی که در جهاد اکبر فاتح و پیروز شده‏اند، از احوال سائران و سالکان کوی حق باخبرند و از این که در سایه رفتار صحیح آنها عده‏ای هم مشغول سیر و سلوک هستند، لذت می‏برند؛ مثلا، مرحوم علامه بحر العلوم (23) ، سید ابن طاووس (24) و ابن فهد (25) (رضوان الله علیهم اجمعین) که کوی تهذیب نفس را پیموده و در جبهه جهاد اکبر فاتح و پیروز شده‏اند، هم اکنون می‏دانند که در بین علما یا اقشار مردم، چه گروهی راه آنها را ادامه می‏دهند، ولی برای اینکه انسان در آن راه در جهاد اکبر نلغزد، باید کاملا شاگرد وحی باشد.
    امام صادق (صلوات الله و سلامه علیه):
    «ما زاد خضوع الجسد علی ما فی القلب فهو عندنا نفاق» (26):
    اگر خشوع بدن کسی بیش از خشوع قلب وی باشد، این در نزد ما نفاق محسوب می‏شود. انسان موظف است در پیشگاه خدا، به ویژه در نماز، خاضع و خاشع باشد و علامت هراس، تواضع و ادب و ترس در تمام بدن او ظهور کند، ولی این ترس باید از دل نشأت بگیرد. وقتی ترس از دل، نشأت بگیرد و خشیت قلب مایه خشوع جسم شود، در این صورت خضوع قلب یا بیشتر از خضوع جسم یا دست کم، مساوی با آن است و هرگز کمتر از خشوع بدن نخواهد بود. زیرا منشأ خضوع بدن، خشوع دل است چگونه می‏شود، منشأ کمتر از ناشی‏ء باشد؟ ولی وقتی خشوع تن از جان نشأت نگیرد، قهرا ممکن است خشوع و خضوع بدن، بیش از خشوع قلب باشد.
    شخصی که خشوع بدن او بیش از خشوع قلب اوست، مسلمان و مؤمن است و ان شاء الله به بهشت راه می‏یابد، اما او شاگرد ضعیفی برای اهل بیت (علیهم‏السلام) است و عقلش را آن طور که باید به وحی نسپرده است. البته ممکن است دیگران این را خلوص بپندارند، ولی این کار نزد اهل بیت ( علیهم السلام) نفاق است؛ زیرا آنان خالص محض هستند و در بارگاه خلوص محض، جا برای دیدن غیر نیست و اصولا دو رنگی با خلوص هماهنگ نیست. انسان باید، مدتها «مخلص» به کسر باشد تا «مخلص» به فتح گردد.

    ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞  نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞

  8. تشكر

    ملکوت (29-11-1389)

  9. #15
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞ نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞




    مخلص و مخلص


    قرآن کریم، مخلصین را در یک جا و مخلصین را در جای دیگر یاد می‏کند و می‏فرماید: «وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین» (27) گاهی انسان برای رضای خدا نماز می‏خواند و روزه و اعمال عبادی دیگر را انجام می‏دهد و چیزی منظور او نیست؛ ولی گاهی حتی خود را هم نمی‏بیند و همه شئون حیاتی خود را برای خدا می‏خواهد که صورت اولی «إخلاص العبادة لله» و دومی «إخلاص النفس لله» است. اگر مراحل اخلاص عبادت برای خدا و بعد از آن، مراحل اخلاص نفس برای خدا هم پایان رسد، آنگاه خدا در بین این مخلصین عده‏ای را مخلص می‏کند (28).
    مخلصین سه وصف دارند که مهمترین آن این است که فقط آنان می‏توانند خدا را وصف کنند؛ چنانکه قرآن کریم می‏فرماید:
    «سبحان الله عما یصفون الا عباد الله المخلصین» (29).
    این معنا، بسیار بالاتر از آن است که:
    «لا یحصی نعمائه العادون و لا یؤدی حقه المجتهدون» (30)
    و مربوط به مقام شکر و فعل است؛ چون مقام وصف، مقام دیگری است. بنابراین، باید مخلصین به جایی رسیده باشند که مجاری ادراکی آنان با نور حق، تأمین شده باشد:
    «کنت سمعه... و بصره... و لسانه» (31).
    از این رو آنان با زبان، چشم و گوش سخن حق می‏گویند و تماشا می‏کنند و می‏شنوند و لذا در وصف او مأذون هستند.
    حاصل آنکه: گاهی انسان ظاهرا مسلمان و باطنا کافر است که
    «هم للکفر یومئذ أقرب منهم للإیمان» (32)
    یا
    «و اذا لقوا الذین امنوا قالوا امنا و إذا خلوا إلی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزؤون» (33)
    این قسم منافق، خارج از بحث است، اما حدیث معروف که می‏گوید:
    «اگر ظاهر کسی، بهتر از باطنش باشد، او پیش ما منافق است» (34)
    در باره مسلمانها و مؤمنان است. همان گونه که اکثر مؤمنان مشرکند:
    «ما یؤمن أکثرهم بالله إلا و هم مشرکون» (35)
    اکثر آنان نیز منافقند و می‏توان گفت:
    «و ما یؤمن أکثرهم بالله إلا و هم منافقون» !
    گاهی شخصی، مسلمان و ارادتمند به اهل بیت طهارت ( علیهم السلام) است و در مراسم سوگ و ماتم آنان نیز حضور دارد، به وظیفه‏اش هم عمل می‏کند، واجبها را انجام می‏دهد و محرمات را ترک می‏کند و در یک کلام، در مسیر دین است، اما ظاهرش بهتر از باطن اوست. این رویه یک نوع نفاق مرموزی است که در درون او وجود دارد، چنین انسانی به مخلصین نمی‏رسد، چه رسد به مخلصین.

    ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞  نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞

  10. تشكر

    ملکوت (29-11-1389)

  11. #16
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞ نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞




    پی‏نوشت‏ها:

    .1 سوره مائده، آیه .27
    .2 سوره توبه، آیه .104
    .3 بحار، ج 74، ص 112، ح .2
    .4 سوره مؤمنون، آیه .106
    .5 سوره حجر، آیه .39
    .6 مستدرک الوسائل، ج 7، ص .552
    .7 مستدرک الوسائل، ج 7، ص .552
    .8 سوره شعراء، آیات 78ـ .80
    .9 از فقرات دعای افتتاح.
    .10 نهج البلاغه، نامه .45
    .11 سوره انفال، آیه .60
    .12 الأمد علی الأبد، ص .104
    .13 نهج البلاغه، حکمت .73
    .14 سوره انعام، آیه .122
    .15 «ولو شئت لاهتدیت الطریق إلی مصفی هذه العسل و...» (نهج البلاغه، نامه 45) .
    .16 سوره بقره، آیه .216
    .17 سوره سجده، آیه .10
    .18 همان، آیه .11
    .19 سوره ملک، آیه .19
    .20 سوره حج، آیه .46
    .21 سوره غافر، آیه .19
    .22 سوره آل عمران، آیات 169ـ .170
    .23 سید محمد مهدی بن سید مرتضی طباطبایی (1154ـ 1212) جامع معقول و منقول، صاحب کرامات عدیده و اخلاق فاضله، مشهور به علامه بحرالعلوم که فیض‏یابی او به محضر امام عصر (عج) متواتر است، شیخ جعفر کاشف الغطا با آن همه جلالت و فقاهت مطلقه‏ای که داشت خاک نعلین سید را با تحت‏الحنک خود پاک می‏کرد. (ریحانة الأدب، ج‏1، ص 234) .
    .24 رضی الدین ابو القاسم علی بن طاوس (589ـ 664) نوه دختری ابن ادریس، در کلمات اجله به «قدوة العارفین» و «مصباح المتهجدین» موصوف است. (همان، ج 8، ص 76) .
    .25 احمد بن محمد بن فهد اسدی حلی، از اکابر علمای امامیه، فقیه، فاضل، محدث و مرتاض، متوفای 841 هجری است. (همان، ج 8، ص 145) .
    .26 کافی، ج 2، ص 396، ح .6
    .27 سوره بینه، آیه .5
    .28 رجوع کنید به رساله سیر و سلوک، منسوب به بحرالعلوم.
    .29 سوره صافات، آیات 159ـ .160
    .30 نهج البلاغه، خطبه .1
    .31 کافی، ج 2، ص 352، ح .8
    .32 سوره آل عمران، آیه .167
    .33 سوره بقره، آیه .64
    .34 کافی، ج 2، ص 396، ح .6
    .35 سوره یوسف، آیه .106

    منبع: مبادی اخلاق در قرآن، آیت الله عبدالله جوادی آملی(دامت برکاته)
    ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞  نقش اخلاق در گرایش به لذات برتر ۞۩ ••*✿✿*•• ۩۞

  12. تشكر

    ملکوت (29-11-1389)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •