سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 51

موضوع: ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫


    تصنیف‌های عاشقانه‌ای از سمت مدینه می‌وزد.
    خنده‌های انسان،
    با شمیمی از بهشت گره می‌خورد.
    گلدان‌هایی از شعر،
    چیده می‌شود پیش چشمان لحظات.
    نام «ششمین قرائت زیبایی»
    بر سر زبان‌های دانش افتاده است.
    نام او چون نسیمی معطر،
    از کنار پل‌های عرفان می‌گذرد.
    با آمدنش، جان قلم تازه می‌شود؛
    قلم‌هایی که به احادیث پرنورش دخیل می‌بندند.
    باید اما پا به پای معرفت رفت تا او را دریافت!
    باید همراه شد با زلال اندیشه.
    دانشگاه او، از جنس دلاویزترین گل‌های بهاری است؛
    والاترین رنگ پارسایی،
    از ساعات درس او بیرون می‌آید و صدای مکتب بیداری،
    گوشه‌ای از بیانات اوست.
    امروز، حالت شعف به اندام آفرینش وارد شده که:
    شاهْ بیت غزل دانایی می‌آید.
    «مفضل» خوب می‌داند که با آمدنش،
    توحید نهفته در اشیا، همهْ فهم می‌شود.
    آری! او که بیاید، همه واژه‌های قدسی جاری می‌شوند در صفحات ایمان.
    نفس‌های سبز دانش و ژرف کاوی، در فقه منتشر می‌شود.
    لازم نیست گفته شود امثال «زراره» چند نفرند؛ معلوم است که دانش، خود، عطر پرمخاطب است.
    او که بیاید، دل، به روایات جاویدش پیوند می‌خورد.
    نگاه کن!
    جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله می‌آید.
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫



    دین از تو پدیدار شده حضرت صادق
    شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق

    از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند
    انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق

    دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است
    از توست، گوهر بار شده حضرت صادق

    تا یاد کنم ظلم پر از کینه‌ی منصور
    آن جا بصرم تار شده حضرت صادق

    یک لحظه نیاسود مطهر گلِ جسمت
    چون دم به دم آزار شده حضرت صادق

    آن شب که در راز نشستی بَرِ معبود
    دشمن ز تو بیزار شده حضرت صادق

    آمد که تو را زخم زند بین امارت
    جدّت که تو را یار شده حضرت صادق

    لیکن چه گریز از غم همدردی مادر
    در کوچه گرفتار شده حضرت صادق

    چون فاطمه بنشست به خاک غم و غربت
    افتاده به دیوار شده حضرت صادق

    آمد نظرش مادر خود گفت سؤالی
    او را که مددکار شده حضرت صادق؟




    ویرایش توسط عهد آسمانى : 01-12-1389 در ساعت 19:47
    امضاء

  3. تشكرها 2


  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫



    اى مهر تو بهترين علايق جان ها به زيارت تو شايق
    ما را نبود به جز خيالت يارى خوش و همدمى موافق
    بيمارى روح را دوا نيست جز مهر تو اى طبيب حاذق
    اى نور جمال كبريائى اى نور تو زينت مشارق
    روزى كه دميد نور خلقت رخسار تو بود صبح صادق
    از جلوه تو، تبارك اللّه فرمود به خلقت تو خالق
    حسن تو خود از جمال زهرا ست اى زاده بهترين خلايق
    بر تخت كمال و تاج عصمت آخر كه بود به جز تو لايق
    تفسير كلام ايزدى بود گفتار تو اى امام صادق
    باشد سخن تو جاودانى بوده است چو با عمل مطابق

    امضاء

  5. تشكرها 2


  6. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫



    با یک گل شکفته زمستان، بهار شد
    مردی رسید با سبد نور از بهشت
    نوری که شهد و شربت و سیب و انار شد
    پس برتن کویر و در انبوه تشنگان
    شهدی چکاند و خاک کویر آبشار شد
    از سیب و از انار به هر جاهلی خوراند
    علمش شکفت و عالم دهر و دیار شد
    بر سستی فلاسفه و هر چه که حکیم
    دستی کشید و سستی‌شان استوار شد
    در انجم جبر که نوری دمید، جبر
    ذره ذره ذوب شد و اختیار شد
    در دشت علم، هرچه غزال رمنده بود
    با تیر آسمانی فکرش شکار شد
    مردی که چشمش آینه کائنات بود
    چشمی که هر که دید، دلش بی قرار شد
    اما چه حیف! دوره آیینه هم گذشت
    چرخید چرخ و نوبت گرد و غبار شد
    از دست روزگار به یک باره آینه
    افتاد و وقت واقعه احتضار شد

    امضاء

  7. تشكرها 2


  8. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫

    گل كرد ردپاى كسى كه به يمن او
    با يك گل شكفته زمستان، بهار شد

    مردى رسيد با سبد نور از بهشت
    نورى كه شهد و شربت و سيب و انار شد

    پس برتن كوير و در انبوه تشنگان
    شهدى چكاند و خاك كوير آبشار شد

    از سيب و از انار به هر جاهلى خوراند
    علمش شكفت و عالم دهر و ديار شد

    بر سستى فلاسفه و هر چه كه حكيم
    دستى كشيد و سستيشان استوار شد

    در انجما جبر كه نورى دميد، جبر
    ذره ذره ذوب شد و اختيار شد

    در دشت علم، هرچه غزال رمنده بود
    با تير آسمانى فكرش شكار شد

    مردى كه چشمش آينه كائنات بود
    چشمى كه هر كه ديد، دلش بى ‏قرار شد

    اما چه حيف! دوره آيينه هم گذشت
    چرخيد چرخ و نوبت گرد و غبار شد

    از دست روزگار به يك باره آينه
    افتاد و وقت واقعه احتضار شد
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. تشكرها 2


  10. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫


    ربیع الاول سال ۵۸۳ ه. ق؛ ولادت حضرت امام جعفر بن محمد الصادق (ع)
    آن گاه که از افق مدینه طلوع کردى.
    طلیعه داران انوار خورشیدى، بر دامن خجلت آویختند و روشنایى، تکثیر شد.
    آفتاب صداقت از منزلگاه اندیشه ات بر تایید و حفریال به کلام نورانی ات بالید.
    تو نور ولایت را بر دل های بشر تاباندی و قبله ی حقیقی را به همه ی قبایل جهان نمایاندی و گل توحید را با آب ولایت بر گونه جمال جهان پروراندی حضرت عشق، با دم مسیحایی تو تولّد یافت و کودکان ایمان به یمن ندای سپید تو، بلوغ را تجربه کرد.
    حسن یوسف، پرتویی از تجلی آفتاب زیبایی توست؛ دم عیسوى، از تنفّس تو برکت یافت.
    باران ساده ی صفا و سپیده، بر جلگه های جوامع فرو بارید و همه ی انسانها را به سمت حاصل خیزی هدایت نمود.
    تو ناخدای کشتی کرامتى؛ عاطفه ی روشن بارانى، پناهگاه چشمان یارانی و شکوه همه ی سبز هزارانی تو اقیانوسی از حکمت و فضیلتى؛ گستره ای از رحمت و عبادتى، کوهی از وقارى؛ دریایی از علومی اگر تداوم آبی آرامش،
    از سر انگشتان همایش اندیشه و احساس موج می زند،
    از شکوه ناه توست تو چهره ی فروزان اهل بیت هستی و وارث علوم رسالت، از سلاله ی پیامبرانى، عطر و بوی پیامبر می دهی و مهابت و شکوه او را دارى.
    تو تجسّم صبر و اخلاص هستی و چشمه ی جود و سخا؛ آرى! تو نام آور فراست و شجاعت و جلوه ی هیبت و جلالتی و تا ابد اسلام رهین اخلاق و صداقتت و تشیع، مدیون «فقه» و علوم تو است.
    معنای ملوت را تو به ما یاد دادی و کتاب ایمان را تو برای مسلمانان تفسیر نمودى.
    طلوع خورشید جمالت، خجسته باد!
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  11. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫


    هنوز کوچه‏های مدینه از خاطره گام‏های آهسته تو سرشار است.
    هنوز سایه‏های آرام شب،
    از وزش نسیم حضور تو بیدارند.
    هنوز خانه‏های بی‏نور و تهی از عطر مهر مادر و پدر،
    به لحن دلگشای تو مشتاق مانده است.
    کسی چه می‏دانست که آن شعر شبانه نان و طعام،
    از قلب غزل سرای نوازش توست که می‏تراود؟
    دریغا که تا بودی و هرم حضورت را به گمنامی اما به عشق، به خلق خدا پیشکش می‏کردی، از ادراک تو محروم ماندند!
    حالا پس از رفتن تو، یک شهر به اندازه همه آن چشیدگان جرعه‏های تو،
    تنهایی خویش را مرثیه می‏خواند و مویه می‏کند.
    آن دلگرمی که در یأس فروتن دل‏ها از جانب تو می‏دمید و شفافیت آب را به روان خشک و خسته آنها می‏بخشید،
    حالا از دست رفته است و تو پرواز کرده‏ای به آشیانه مرغان بهشت. وقتی زبان می‏گشودی،
    گره فرو بسته صدها هزار پرسش بی‏امان می‏گشود و دفتر پربرگ ندانسته‏های اندیشه انسان، سطر به سطر،
    از واژه‏های معرفت و بلوغ، هستی می‏گرفت.
    این کاروان بلند علم است که از باغستان روشن دریافت‏های تو آغاز شده و تا مرز تیرگی‏های جهل آدمی،
    توشه‏های دانایی و حکمت را روانه کرده است.
    آن امیر ایمان‏آوردگان و معرفت‏شناسان بود که سرود و اینک تو که با صلابت و یقین، «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»
    را باز می‏خوانی و می‏خوانی.
    ای امیر فضل و بزرگی و هنر!
    تاریخِ پُرحجم روایت و نقل،
    به آن ده‏ها هزار جست‏وجوگر و راوی سخن‏های جانانه تو که در خویش دارد،
    به خود می‏بالد؛ به آن مرواریدهای نهفته کلامت که در حافظه دیرینه خویش، عزیزانه محفوظ داشته است.
    ای صادق آل نبی!
    اکنون ماییم و میراث فاخر سخن‏های تو که بسان گنجینه رشد و آسمانی شدن،
    ما را و همه را و همیشه را فرا می‏خواند.
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  12. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫



    ز یک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا
    که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان ها را




    دو مرآت جمال حق، دو دریای کمال حق
    دو نور لایزال حق، دو شمع جمع محفل ها




    دو وجه الله ربانی، دو سرّ الله سبحانی
    دو رخسار سماواتی، دو انسان خدا سیما


    دو عیسی دم، دو موسی ید، دو حُسن خالق سرمد
    یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  13. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫



    ای مهر ازلی و نور لم‏یزلی،
    آفتاب تابان مشرق اندیشه؛ مرد تمام فصل‏های انسانیت، امام یکه‏تازان صدق و صداقت؛ جاری‏ترین تفکر ماندگار شیعه!
    نور وجودت، به گردباد حوادث، خاموشی گرفت؛ اما فروغ اندیشه‏ات در جان جهان ماناست.
    خاموش کسی است که تو را برنمی‏تابد.
    مرده باد دلی که خدا را در تو نمی‏یابد!
    ای فرزانه‏ترین قامت افراشته دین خدا؛ سرچشمه ناب‏ترین نگاه شیعه!
    در صبوری سینه‏ات شکی نیست؛ تو از سلاله سینه سوختگان شریعت شیرین خدایی و پاسدار ویژگی‏های رفیع اسلام؛ بهشت گوارایت!
    صادق آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م

    اندیشه‏ها که مقابل هم قرار می‏گرفتند، نفس‏ها در سینه حبس می‏شد؛ اما از ابتدا، دل‏ها به صدق گفتار تو روشن بود و صادق آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م پیروز همیشه مباحثه‏ها می‏شد.
    در حلقه دانشمندان، همیشه رأی تو جلوه می‏کرد و بر جرگه عشاق، نور تو می‏تابید.
    حاشا اگر گمان کنم که لحظه‏ای نام تو فراموش بشود!
    تابش خورشید پیشانی‏ات، کلام صادقانه و نیکویت و روش روشن‏بینانه‏ات، همیشه مایه مباهات اندیشه مسلمین خواهد بود.
    آقای من!
    از پس سال‏ها دوری،
    دلم را به مهر ولایی‏ات روشن کن.
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  14. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ╬●♥●╫ گلواژه هاي شعر احساس دروصف صادق آل طاها ╬●♥●╫



    ای قلم ای هم سخن رازها
    پرده گشا از رخ اعجازها

    امشب از آیینه سخن ساز کن
    شور دگر در دلم آغاز کن

    می بده تا مست حقایق شوم
    عاشق پابست حقایق شوم

    می بده چون ساقی جان آمده
    صادق محبوب جهان آمده

    او که گل سر سبد رازهاست
    آینه دار همه اعجازهاست


    ای قلم امشب ز نگاهش بگو
    از رخ دلجوی چو ماهش بگو

    شب شب زیبای غزل گفتن است
    آینه در آینه بشکفتن است

    شب شب نور و گل و آیینه‌هاست
    شب شب اقرار غم سینه‌هاست

    باز به یادت غم دل پا گرفت
    قطره دل معنی دریا گرفت

    مرغ دلم پر زد و پرواز کرد
    تا که سفر سوی تو آغاز کرد


    رفت به جایی که پر از نور بود
    سینه آیینه پر از شور بود

    دید ملائک به سما آمدند
    با دل پر شور و نوا آمدند


    صدق و صفا صادق اهل کرم
    آمده تا پاک شود رنگ غم

    او که نگاهش گل خورشیدهاست
    دشمن تاریکی تردیدهاست

    آمده تا عشق شکوفا شود
    بغض دل پنجره‌ها وا شود


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی