امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 35
  1. #11
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    15- پاسخ مثبت به دعوت كوفيان

    اينجا مى گوييم اين نهضت چند ماهيتى است ، براى اين است . از نظر عامل بيعت ، امام حسين وظيفه اى ندارد جز زير بار بيعت نرفتن . اگر به پيشنهاد ابن عباس هم عمل مى كرد و در دامنه كوهها مى رفت ، به اين وظيفه اش ‍ عمل كرده بود. از نظر انجام اين وظيفه ، امام حسين تكليفش اين نبود كه يك نفر ديگر را هم با خودش به همكارى دعوت كند. از من بيعت خواسته اند، من نمى كنم ؛ خواسته اند دامن شرافت مرا آلوده كنند، من نمى كنم . از نظر عامل دعوت مردم كوفه ، وظيفه اش اين است كه به آنها پاسخ مثبت بدهد چرا كه اتمام حجت شده است




    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:44

  2. #12
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    16- اتمام حجت

    يكى از آقايان سوال كرده است كه : اين اتمام حجت در مقابل تاريخ ، به چه شكل مى شود: پس مساءله امامت چه مى شود؟ نه ، مساءله امامت به اين معنى نيست كه امام ديگر تكليف و وظيفه شرعى نداشته باشد، اتمام حجت درباره اش معنى نداشته باشد. على عليه السلام در خطبه شقشقيه مى فرمايد: لو لا حضور الحاضر و قيام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء ان لا يقاروا على كظه ظالم و لا سغب مظلوم لا لقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكاءس اولها
    راجع به زمان خلافت خودش مى گويد: اگر نبود كه مردم حضور پيدا كرده بودند و حضور مردم حجت را بر من تمام كرده بود، و اگر نبود كه خدا از علما و دانايان پيمان گرفته است كه آنجا كه مردم تقسيم مى شوند به سيرانى كه پر سير خورده اند . گرسنگان گرسنه ، عليه اين وضع نامطلوب به سود گرسنگان و عليه پرخورها قيام بكنند؛ خلافت را قبول نمى كردم . من از نظر شخص خودم علاقه اى به اين كار نداشتم ، ولى اين وظائف و مسؤ وليتها به عهده من گذاشته شده بود.
    امام حسين هم اين جور است . اصلا امام كه امام است ، الگو است ، پيشواست . ما از عمل امام مى توانيم بفهميم كه وظائف را چگونه بايد تشخيص داد و چگونه بايد عمل كرد.


    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:44

  3. #13
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    17- عوامل متعدد قيام

    در نهضت حسينى عوامل متعددى دخالت داشته است ، و همين امر سبب شده است كه اين حادثه با اينكه از نظر تاريخى و وقايع سطحى ، طول و تفصيل زيادى ندارد، از نظر تفسيرى و از نظر پى بردن به ماهيت اين واقعه بزرگ تاريخى ، بسيار بسيار پيچيدگى اين داستان است از نظر عناصرى كه در به وجود آمدن اين حادثه مؤ ثر بوده اند .ما در اين حادثه به مسائل زيادى بر مى خوريم : در يك سخن از بيعت خواستن از امام حسين و امتناع امام از بيعت كردن است . در جاى ديگر دعوت مردم كوفه از امام و پذيرفتن امام اين دعوت راست .در جاى ديگر، امام به طور كلى بدون توجه به مساءله بيعت خواستن و امتناع از بيعت و بدون اينكه اساسا توجهى به اين مساءله بكند كه مردم كوفه از او بيعت خواسته اند، او را دعوت كرده اند يا نكرده اند، از اوضاع زمان و وضع حكومت وقت ، انتقاد مى كند، شيوع فساد را متذكر مى شود، تغيير ماهيت اسلام را يادآورى مى كند، جلال شدن حرامها و حرام شدن حلالها را بيان مى نمايد؛ و آن وقت مى گويد وظيفه يك مرد مسلمان اين است كه در مقابل چنين حوادثى ساكت نباشد.

    در اين مقام مى بينيم امام نه سخن از بيعت مى آورد و نه سخن از دعوت . نه سخن از بيعتى كه يزيد از او مى خواهد، و نه سخن از دعوتى كه مردم كوفه از او كرده اند. قضيه از چه قرار است ؟ آيا مساءله ، مساءله ، بيعت بود؟ آيا مساله مساله دعوت بود؟ آيا مساله ، مساله اعتراض و انتقاد و يا شيوع منكرات بود؟ كدام يك از اين قضايا بود؟ اين مساله را ما بر چه اساس ‍ توجيه كنيم ؟ به علاوه چه تفاوت واضح و بينى ميان عصر امام ، يعنى دوره يزيد با دوره هاى قبل بوده ؟ بالخصوص با دوره معاويه كه امام حسن عليه السلام با معاويه صلح كرد، ولى امام حسين عليه السلام به هيچ وجه سر صلح با يزيد نداشت و چنين صلحى را جايز نمى شمرد.
    حقيقت مطلب اين است كه همه اين عوامل ، مؤ ثر و دخيل بوده است . يعنى همه اين عوامل وجود داشته و امام در مقابل همه اين عوامل عكس ‍ العمل نشان داده است . پاره اى از عكس العملها و عملهاى امام بر اساس ‍ امتناع از بيعت است ، پاره اى از تصميمات امام بر اساس دعوت مردم كوفه است و پاره اى بر اساس مبارزه ، با منكرات و فسادهايى كه در آن زمان به هر حال وجود داشته است . همه اين عناصر، در حادثه كربلا كه مجموعه اى است از عكس العملها و تصميماتى كه از طرف وجود مقدس اباعبدالله عليه السلام اتخاذ شده دخالت داشته است .



    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:44

  4. #14
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    18- آمادگى اهل كوفه

    عواملى كه در كار بوده و ممكن است در اين امر (نهضت حسينى ) دخالت داشته باشد و يا دخالت داشته است :
    1- اينكه امام يگانه شخصيت لايق و منصوص و وارث خلافت و داراى مقام معنوى امامت بود. در اين جهت فرقى ميان امام و پدرش و برادرش ‍ نبود، همچنانكه فرقى ميان حكومت يزيد و معاويه و خلفاى سه گانه نبود.
    اين جهت به تنهايى وظيفه اى ايجاد نمى كند. اگر مردم اصلحيت را تشخيص دادند و بيعت كردند و در حقيقت با بيعت ، صلاحيت خود را و آمادگى خود را براى قبول زمامدارى اين امام اعلام كردند او هم قبول مى كند امام مادامى كه مردم آمادگى ندارند از طرفى ، و از طرف ديگر اوضاع و احوال بر طبق مصالح مسلمين مى گردد، به حكم اين دو عامل ، وظيفه امام مخالفت نيست بلكه همكارى و همگامى است همچنانكه اميرالمؤ منين عليه السلام چنين كرد، در مشورتهاى سياسى و قضايى شركت مى كرد و به نماز جماعت حاضر مى شد خودش فرمود: لقد علمتم انى احق الناس بها من غيرى ؛ و والله لاسلمن ما سلمت امورالمسلمين و لم يكن فيها جور الا على خاصه .
    در قضيه كربلا اين عامل به تنهايى دخالت نداشته است . اين عامل را به ضميمه عامل سوم كه دعوت اهل كوفه است بايد در نظر بگيريم ؛ چون عامل دعوت مردم ، براى بدست گرفتن حكومت بود نه چيز ديگر، پس اين عامل ، عامل جداگانه نيست و بايد در ضمن آن عامل ذكر شود.
    2- از امام بيعت مى خواستند و در اين كار رخصتى نبود، يزيد نوشت : خذ الحسين بالبيعه اخذا شديدا ليس فيه رخصه .
    بيعت ، امضا و قبول و تاءييد بود.
    3- مردم كوفه پس از امتناع امام از بيعت او را دعوت كردند و آمادگى خود را براى كمك او و به دست گرفتن خلافت و زعامت اعلام كردند، نامه هايى پى در پى آمد، قاصد امام هم آمادگى مردم را تاءييد كرد.
    4- اصلى است در اسلام به نام امر به معروف و نهى از منكر، مخصوصا در موردى كه كار از حدود مسائل جزئى تجاوز كند، حرام و تحريم حلال بشود، بدعت پيدا بشود، حقوق عمومى پايمال شود، ظلم زياد بشود. امام مكرر به اين اصل استناد كرده است . در يك جا فرمود: انى لم اخرج اشرا و لا بطرا ولا مفسدا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى ، اريد ان امر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيره جدى و ابى . و در جايى ديگر فرمود: سمعت جدى رسول الله : من راءى سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ... و در جاى ديگر فرمود: الا ترون ان الحق لا يعمل به ، و ان الباطل لا يتناهى عنه ؟ ليرغب المؤ من فى لقاء الله محقا، انى لا ارى الموت الا سعاده و الحياه مع الظالمين الا برما .


    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:45

  5. #15
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    19- علت دعوت مردم كوفه

    اين دعوت براى چيست ؟ قطعا براى قبول زمامدارى و به دست آوردن قدرت و مركز قرار دادن كوفه بود. كوفه سرباز خانه جهان اسلام بود.نامه اى كه وجوه رجال اشراف كوفه نوشتند، بسيار محكم و اصولى بود كه در يادداشتهاى نهضت حسينى شماره 16 نقل كرديم : اما بعد فالحمد لله الذى قصم عدوك العنيد الذى انتزى على هذه الامه فابتزها امرها. و غصبها فيئها، و تاءمر عليها بغير رضا منها، ثم قتل خيارها، و استبقى شرارها، وجعل مال الله دوله بين جبابرتها و اغنيائها، فبعدا له كما بعدت ثمود. انه ليس علينا امام فاقبل لعل الله يجمعنا بك على الحق . امام بعد، سپاس خدايى است كه پشت دشمن جبار و گردنكش تو را شكست ، همان دشمنى كه بر اين امت شوريد و زمام حكومتش را ربود و دارائيش را غصب كرد، و بدون رضايتشان بر آنها فرمانروايى كرد: سپس خوبانشان را كشت ، و اشرارشان را باقى داشت ، و اموال خدا را ميان گردنكشان و ثروتمندان دست بدست گردانيد. از رحمت دور باشد چنانكه قوم ثمود دور شدند، راستى كه ما رهبر نداريم ، به سوى ما بشتاب ، اميد آنكه خداوند ما را به دست شما گرد حق جمع آورد




    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:45

  6. #16
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    20- چند نكته در قيام حسين (ع )

    در حادثه حسينى نيز قيام كوفه يك حجت تاريخى عليه امام به شمار مى رفت امام لازم بود كه حجت خود را بر مردم در مقابل تاريخ تمام كند.
    در اينجا چند مطلب است :
    حركت امام از مكه به كوفه تنها به علت دعوت كوفه نبود، بلكه دلائل قطعى در دست است كه امام به هر حال نمى توانست در مكه بماند، و قرائن از اين جهت در دست است :
    اولا امام عمل حج را ناتمام گذاشت . ما مى دانيم كه در حج تمتع پس از شروع عمل ، اتمامش واجب است و فقط ضرورت بسيار مهمى نظير خوف قتل سبب جواز عدم ادامه مى شود. مگر اينكه فرض كنيم امام از اول ، عمره تمتع به جا نياورده و از اول قصد عمره مفرده كرد، چون مسلما امام در آن ايام محرم شده بود، و از احرام خارج شد.
    ثانيا امام حين خروج از مكه وضع خود را تشبيه مى كند به وضع موسى بن عمران در وقتى كه از مصر خارج شد و صحراى سينا را به طرف مشرق طى مى كرد و به طرف فلسطين مى آمد؛ زيرا امام اين آيه را مى خواند: فخرج منها خائفا يترقب ، قال رب نجنى من القوم الظالمين * و لما توجه تلقاء مدين قال عسى ربى ان يهدينى سواء السبيل .
    اين موسى بعد از آنكه به او اطلاع رسيد: ان الملا ياءتمرون بك ليقتلوك فاخرج انى لك من الناصحين .
    ثانيا خود امام در جواب ابو هره ازدى فرمود: ان بنى اميه قد اخذوا مالى فصبرت ، و شتموا عرضى فصبرت و طلبوا دمى فهربت
    در جواب فرزدق فرمود: لو لم اعجل لاخذت .
    شيخ مفيد مى گويد: و لم يتمكن من تمام الحج مخافه ان يقبض عليه بمكه فينقذ به الى يزيد بن معاويه .


    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:45

  7. #17
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    21- كدام يك از دو عامل تقدم داشت

    از اين دو عامل كدام يك بر ديگرى تقدم داشت : آيا اول امام حسين از بيعت امتناع كرد و چون از بيعت امتناع كرد مردم كوفه او او دعوت كردند يا اقل زمانا چنين بود يعنى بعد از آنكه بيش از يك ماه از امتناع از بيعت گذشته بود دعوت مردم كوفه رسيد؟ يا قضيه بر عكس بود؟ اول مردم كوفه از او دعوت كردند، امام حسين ديد خوب حالا كه دعوت كرده اند او هم بايد جواب مثبت بدهد. بديهى است مردى كه كانديدا مى شود براى كارى به اين بزرگى ، ديگر براى او بيعت كردن معنى ندارد. بيعت نكرد براى اينكه به تقاضاى مردم كوفه جواب مثبت داده بود! از اين دو تا كدام است ؟ به حسب تاريخ مسلما اولى . چرا؟ براى اينكه همان روز اولى كه معاويه مرد، از امام حسين تقاضاى بيعت شد؛ بلكه معاويه قبل از اينكه بميرد، آمد به مدينه و مى خواست با هر لم و كلكى هست ، در زمان حيات خودش از امام حسين و دو سه نفر ديگر بيعت بگيرد كه آنها به هيچ شكل زير اين بار نرفتند.
    مساءله تقاضاى بيعت و امتناع از آن ، تقدم زمانى دارد. خود يزيد هم وقتى معاويه مرد، همراه اين خبر كه به وسيله يك پيك سيك سير و تندرو فرستاد كه در ظرف چند روز با آن شترهاى جمار خودش را به مدينه رساند، نامه اى فرستاد و همان كس كه خبر مرگ معاويه را به والى مدينه داد، آن نامه را هم به او نشان داد كه : خذ الحسين بالبيعه اخذا شديدا . از حسين بن على و اين دو سه نفر ديگر، به شدت ، هر طور كه هست بيعت بگير.هنوز شايد كوفه خبر نشده بود كه معاويه مرده است .
    به علاوه تاريخ اينطور مى گويد كه از امام حسين تقاضاى بيعت كردند، امام حسين امتناع كرد، حاضر نشد، دو سه روز به همين منوال گذشت ، هى مى آمدند، گاهى با زبان نرم و گاهى با خشونت ، تا حضرت اساسا مدينه را رها كرد. در بيست و هفتم رجب امام حسين از مدينه حركت كرد و دو سوم شعبان به مكه رسيد. دعوت مردم كوفه در پانزدهم رمضان به امام حسين رسيد، يعنى بعد از آنكه يك ماه و نيم از تقاضاى بيعت و امتناع امام گذشته بود، و بعد از اينكه بيش از چهل روز بود كه امام اساسا در مكه اقامت كرده بود.
    بنابراين مساءله اين نيست كه اول آنها دعوت كردند، بعد امام جواب مساعد داد و چون جواب مساعد داده بود و از طرف آنها كانديد شده بود ديگر معنى نداشت كه بيعت بكند، يعنى بيعت نكرد چون به كوفى ها جواب مساعد داده بود! خير، بيعت نكرد قبل از آنكه اصلا اسم تقاضاى كوفى ها در ميان باشد، و فرمود: من بيعت نمى كنم ولو در همه زمين ماءوى و مرجعى براى من باقى نماند. يعنى اگر تمام اقطار روى زمين را بر من ببندند كه يك نقطه براى زندگى من وجود نداشته باشد، باز هم بيعت نمى كنم .


    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:45

  8. #18
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    22- علت هجرت امام به سوى كوفه

    آن حضرت بدين منظور به سوى كوفه حركت كرده است كه با پشتيبانى نيروهايى كه نماينده وى ، مسلم بن عقيل آماده كرده بود به فرياد مردم ستمديده برسد و از آن نيروها آتشى بر افروزد و ريشه استبداد سياه را بسوزاند و كاخ ظلم و ستم را ويران سازد و بر ويرانه هاى حكومت عدالت كش بنى اميه ، حكومتى صددرصد اسلامى و عدالت گستر تاءسيس نمايد و نقشه فرزند پيغمبر صلى الله عليه وآله اين بوده است كه قدرت را با قدرت جواب بگويد و كلوخ انداز را با سنگ پاداش بدهد. از اين سخنان آتشين حسين بن على عليه السلام روشن مى شود كه شرائط پيروزى آن حضرت بر دشمن موجود بوده



    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:46

  9. #19
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    23- حداكثر اثر دعوت مردم كوفه

    امام در بين راه به سرحد كوفه مى رسد با لشكر خر مواجه مى شود. به مردم كوفه مى فرمايد: شما مرا دعوت كرديد. اگر نمى خواهيد بر مى گردم . معنايش اين نيست كه بر مى گردم و با يزيد بيعت مى كنم و از تمام حرفهايى كه در باب امر به معروف و نهى از منكر، شيوع فسادها و وظيفه مسلمان در اين شرايط گفته ام ، صرف نظر مى كنم ، بيعت كرده و در خانه خود مى نشينم و سكوت مى كنم . خير، من اين حكومت را صالح نمى دانم و براى خود وظيفه اى قائل هستم ، شما مردم كوفه مرا دعوت كرديد، گفتيد: اى حسين ! تو را در هدفى كه دارى مى دهيم ، اگر بيعت نمى كنم ، نكن . تو به عنوان امر به عنوان امر به معروف و نهى از منكر اعتراض دارى ، قيام كرده اى ، ما تو را يارى مى كنيم .
    من هم آمده ام سراغ كسانى كه به من وعده يارى داده اند .حال مى گوييد مردم كوفه به وعده خودشان عمل نمى كنند، بسيار خوب ما هم به كوفه نمى رويم ، بر مى گرديم به جايى كه مركز اصلى خودمان است . به مدينه يا حجاز يا مكه مى رويم تا خدا چه خواهد.به هر حال ما بيعت نمى كنيم ، ولو بر سر بيعت كردن كشته شويم . پس حداكثر تاءثير اين عامل يعنى دعوت مردم كوفه اين بوده كه امام را از مكه بيرون بكشاند، و ايشان به طرف كوفه بيايند.


    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:46

  10. #20
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى







    24- وظيفه امام

    از نظر عامل دعوت مردم كوفه ، امام حسين عليه السلام وظيفه دارد به سوى كوفه بيايد تا وقتى كه آنها سر قولشان هستند. از آن ساعتى كه آنها جا زدند، زير قولشان زدند و شكست خوردند و رفتند، ديگر امام حسين عليه السلام از اين نظر وظيفه اى ندارد، وقتى مساءله به دست گرفتن زمام حكومت از ناحيه آنها منتفى مى شود، امام حسين هم ديگر وظيفه اى ندارد، ولى كار امام حسين كه منحصر به اين نبوده است . عامل دعوت مردم كوفه يك عامل موقت بود، يعنى عاملى بود كه از پانزدهم رمضان آغاز شود؛ مرتب نامه ها متبادل مى شد و اين امر ادامه داشت تا وقتى كه امام به نزديكى كوفه يعنى مرزهاى عراق و عربستان سعودى رسيدند.
    بعد كه با حر بن يزيد رياحى ملاقات كرد و آن خبرها از جمله خبر قتل مسلم رسيد، ديگر موضوع دعوت مردم كوفه منتفى شد و از اين نظر امام وظيفه اى نداشت .و لهذا امام وقتى كه با مردم كوفه صحبت مى كند و مخاطبش مردم كوفه هستند نه يزيد و حكومت وقت ، به آن شيعيان سست عنصر مى گويد: مرا دعوت كرديد، من آمدم . نمى خواهيد، بر مى گردد. شما مرا دعوت كرديد، دعوت شما براى من وظيفه ايجاب كرد، اما حالا كه پشيمان شديد، من بر مى گردم . آيا اين ، يعنى ديگر بيعت هم مى كنم ؟ ابدا. آن ، عامل و مساءله ديگرى است ؛ چنانكه خودش گفت : اگر در تمام روى زمين يك نقطه وجود نداشته باشد كه مرا جا بدهد (نه تنها مرا جا ندهيد) باز هم بيعت نمى كنم




    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:46

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •