امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 35 , از مجموع 35
  1. #31
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى






    41- هدف آشكار حسين (ع )
    حسين عليه السلام در اواخر عمر معاويه نامه اى به او مى نويسد و او را زير رگبار ملامت خود قرار مى دهد و از آن جمله مى گويد: معاويه بن ابى سفيان ! به خدا قسم ، من از اينكه الان با تو نبرد نمى كنم ، و مى ترسم در بارگاه الهى مقصر باشم . ميخواهد بگويد خيال نكن اگر حسين امروز ساكت است ، در صدد قيام نيست . من به دنبال يك فرصت مناسب هستم نا قيام من مؤ ثر باشد و مرا در راه آن هدفى كه براى رسيدن به آن كوشش ‍ مى كنم ، يك قدم جلو ببرد.
    روز اولى كه از مكه بيرون مى آيد، در وصيتنامه اى كه به محمد بن حنفيه مى نويسد، صريحا مطلب را ذكر مى كند: انى ما خرجت اشرا و لا بطرا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى ، اريد ان امر بالمعروف و انهى عن المنكر .


    42- مردم دنيا بدانند!
    (امام حسين عليه السلام ) روزى كه از مدينه حركت كرد، مهاجم بود. در آن وصيتنامه اى كه به برادرش محمد بن حنفيه مى نويسد، مى گويد: انى لم اخرج اظرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انما خرجت الاصلاح فى امه جدى ، اريد ان امر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيره جدى و ابى . مردم دنيا بايد بدانند كه من يك آدم جاه طلب ، مقام طلب ، اخلالگر، مفسد و ظالم نيستم ، من چنين هدفهايى ندارم . قيام من ، قيام اصلاح طلبى است . قيام كردم ، خروج كردم براى اينكه مى خواهم امت جد خودم را اصلاح كنم . من مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر بكنم . در نامه به محمد بن حنفيه نه نامى از بيعت خواستن است ، نه نامى از دعوت مردم كوفه ، و اصلا هنوز مساله مردم كوفه مطرح نبود.


    43- ارزش نهضت حسين (ع )
    در نهضت حسينى مجموعا سه عامل موثر بوده است . يكى امتناع از بيعت ، ديگر پذيرش دعوت كوفيان ، و سوم كه از آن دو مستقل است امر به معروف و نهى از منكر. و معلوم شد كه هر يك از اين سه عامل خود به خود براى امام عليه السلام وظيفه بخصوصى را ايجاب مى كرده است ، عكس العمل خاصى را به وجود مى آورده است . و هم عرض كرديم كه ارزش اين نهضت بر حسب هر يك از اين سه عامل ، مختلف و متفاوت مى شود. اگر تنها عامل دعوت كوفيان را در نظر بگيريم يك حد معينى از ارزش را دارا خواهد بود. اگر عامل امتناع از بيعت را در نظر بگيريم ارزش خيلى بيشتر و عظيم ترى را دارا خواهد بود اگر عامل امر به معروف و نهى از منكر را در نظر بگيريم ، ارزش آن ده ها برابر بالاتر مى رود و مهم تر مى شود.





    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:52

  2. #32
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى






    44- عامل اساسى قيام حسين (ع )

    در ساختمان نهضت مقدس حسينى سه عنصر اساسى دخالت داشته است و مجموعا سه عامل به اين حادثه بزرگ شكل داده است . يكى اينكه بلافاصله بعد از درگذشت معاويه ، يزيد بن معاويه فرمان مى دهد كه از حسين بن على عليه السلام الزاما بيعت گرفته شود. امام در مقابل اين درخواست امتناع مى كند آنها فوق العاده اصرار دارند، به هيچ قيمتى از اين تقاضا صرف نظر نمى كند، و امام شديدا امتناع دارد و به هيچ قيمتى حاضر نيست به اين بيعت تن بدهد، از همين جا تضاد و مبارزه شديد شروع مى شود.
    عامل دومى كه در اين نهضت تاءثير داشته است و بايد آنرا عامل درجه دوم و بلكه سوم به حساب آورد اين است كه پس از آنكه امام به واسطه درخواست بيعت در چنين شرايطى قرار مى گيرد كه از آن طرف اصرار و از طرف ايشان انكار است ، به مكه مهاجرت مى كنند پس از يك يكى دو ماه اقامت در مكه خبر چگونگى قضيه به مردم كوفه مى رسد. آن وقت مردم كوفه به خود آمده ، امام را دعوت مى كنند. بر عكس آنچه ما غالبا مى شنويم و مخصوصا در بعضى كتب درسى مى نويسند، دعوت مردم كوفه علت نهضت امام نيست ، نهضت امام علت دعوت مردم كوفه است . نه چنان بود كه بعد از دعوت مردم كوفه امام قيام كرد، بلكه بعد از اينكه امام حركت كرد و مخالفت خود را نشان داد و مردم كوفه از قيام امام مطلع شدند، چون زمينه نسبتا آماده اى در آنجا وجود داشت ، مردم كوفه گرد هم آمدند و امام را دعوت كردند.
    عامل سوم ، عامل امر به معروف و نهى از منكر است ، اين عامل را خود امام مكرر و با صراحت كامل و بدون ذكرى از مساءله بيعت و دعوت اهل كوفه به ميان آورد، به عنوان يك اصل مستقل و يك عامل اساسى ذكر نموده و به اين مطلب استناد كرده است .
    اما عامل سوم كه عامل امر به معروف و نهى از منكر است و ابا عبدالله عليه السلام صريحا به اين عامل استناد مى كند. در اين زمينه به احاديث پيغمبر و هدف خود استناد مى كند و مكرر نام امر به معروف و نهى از منكر را مى برد، بدون اينكه اسمى از بيعت و دعوت مردم كوفه ببرد.
    اين عامل ، ارزش بسيار بسيار بيشترى از دو عامل ديگر به نهضت حسينى مى دهد. به موجب همين عامل است كه اين نهضت شايستگى پيدا كرده است كه براى هميشه زنده بماند، براى هميشه ياد آورى شود و آموزنده باشد، البته همه عوامل ، آموزنده هستند، ولى اين عامل آموزندگى بيشترى دارد؛ زيرا نه متكى به دعوت است و نه متكى به تقاضاى بيعت ، يعنى اگر دعوتى از امام نمى شد حسين بن على عليه السلام به موجب قانون امر به معروف و نهى از منكر، نهضت مى كرد. اگر هم تقاضاى بيعت از او نمى كردند، باز ساكت نمى نشست .



    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:52

  3. #33
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى






    45- حسين مرد جهاد و انقلاب

    امام به موجب عامل سوم حسين يك مرد معترض و منتقد است ، مردى است انقلابى و قيام كننده ، يك مرد مثبت است . ديگر انگيزه ديگرى لازم نيست . همه جه را فساد گرفته ، حلال و حرام خدا حلال شده است ، بيت المال مسلمين در اختيار افراد قرار گرفته و در غير راه رضاى خدا مصرف مى شود و پيغمبر اكرم فرمود: هر كسى چنين اوضاع و احوالى را ببيند فلم يغير عليه بفعل و لا قول و در صدد دگرگونى آن نباشد، در مقام اعتراض بر نيايد، كان حقا على الله ان يدخله مدخله

    شايسته است (ثابت است در قانون الهى ) كه خدا چنين كسى را به آنجا ببرد. كه ظالمان ، جابران ، ستمكاران و تغيير دهندگان دين خدا مى روند، و سرنوشت مشترك با آنها دارد.



    46- جمله پر مفهوم امام حسين

    جمله اى از امام حسين عليه السلام هست كه با اينكه خودم اين جمله را بارها تكرار كرده ام ، ولى به معنى و عمق آن ، خيلى فكر نكرده بودم . اين جمله در آن وصيتنامه معروفى است كه امام به برادرشان محمد ابن حنفيه مى نويسد. محمد ابن حنفيه بيمار بود به طورى كه دستهايش فلج شده بود و لهذا از شركت در جهاد معذور بود. ظاهرا وقتى كه حضرت مى خواستند از مدينه خارج شوند، وصيت نامه اى نوشتند و تحويل دادند. البته اين وصيت نامه نه به معناى وصيت نامه اى است كه ما مى گوييم ، بلكه به معناى سفارشنامه است كه به معناى اينكه وضع خودش را روشن مى كند و حركت و قيام من چيست و هدفش چيست .
    ابتدا فرمود: انى لم اخرج اشرا و لابطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى . اتهاماتى را كه مى دانست بعدها به او مى زنند، رد كرد. خواهند گفت : حسين دلش مقام مى خواست ، رلش نعمتهاى دنيا مى خواست ، حسين يك آدم مفسد و اخلالگر بود، حسين يك آدم ستمگر بود. دنيا بداند كه حسين جز اصلاح امت ، هدفى نداشت ، من يك مصلحم .
    بعد فرمود: اريد ان امر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيره جدى و ابى . هدف من ، يكى امر به معروف و نهى از منكر است و ديگر سير كنم ، سيره قرار بدهم همان سيره جرم و پدرم را. اين جمله دوم ، خيلى بايد شكافته شود. اين جمله در آن تاريخ ، معنى و مفهوم خاصى داشته است . چرا امام حسين بعد كه فرمود مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم ، اضافه كرد مى خواهم سير كنم به سيره جدم و پدرم ؟ ممكن است كسى بگويد همان گفتن امر به معروف و نهى از منكر كافى بود، مگر سيره جد و پدرش ، غير از امر به معروف و نهى از منكر بود؟ جواب اين است كه اتفاقا بله ؟!





    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:52

  4. #34
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى





    55- نهضتى ذو وجوه و چند بعدى

    نهضت حسينى ، نهضتى متشابه است و ذو وجوه و عميق و چند جانبه و چند بعدى و چند لايه است . يكى از وجوه و ابعاد اين است كه تبليغ است . هم امتناع و تمرد و عصيان و سرپيچى است (از نظر امتناع از بيعت )، هم جهاد است ، هم امر به معروف و نهى از منكر است ، هم اتمام حجت است (از نظر دعوت كوفيان ) و هم تبليغ است ، ابلاغ پيام اسلام و نداى اسلام است به جهان و جهانيان .


    56- ترفيع درجه حسين (ع )

    امر به معروف و نهى از منكر مقام و ارزش نهضت حسينى را خيلى بالا برده است .



    57- حسين كشته امر به معروف

    حسين بن على عليه السلام در راه امر به معروف و نهى از منكر، يعنى در راه اساسى ترين اصلى كه ضامن بقاء اجتماع اسلامى است ، كشته شد.



    58- جنبه عملى امر به معروف و نهى از منكر

    امر به معروف و نهى از منكر چه شرايطى دارد و چگونه ما مى توانيم امر به معروف و نهى از منكر كنيم ؟ اولا معروف چه ؟ منكر يعنى چه ؟ امر به معروف و نهى از منكر يعنى چه ؟ اسلام از باب اينكه نخواسته موضوع امر به معروف و نهى از منكر را به امور معين ، مثل عبادت ، معاملات ، اخلاقيات ، محيط خانوادگى و... محدود كند، كلمه عام آورده است : معروف يعنى : هر كار خير و نيكى . امر به معروف لازم است . نقطه مقابلش : هر كار زشتى .نگفت شرك يا فسق يا غيبت يا دروغ يا نميمه

    يا تفرقه اندازى يا ربا يا ريا، بلكه گفت : منكر: هر چه كه زشت و پليد است .
    امر يعنى فرمان ، نهى يعنى بازداشتن ، جلوگيرى كردن . اما اين فرمان يعنى چه ؟
    آيا مقصود از اين فرمان ، فرمان لفظى است ؟ آيا امر به معروف و نهى از منكر فقط در مرحله لفظ است ؟ فقط بايد با زبان امر به معروف و نهى از منكر كرد؟ خير، امر به معروف و نهى از منكر در مرحله دست و عمل هم هست . تو بايد با تمام وجودت آمر به معروف و ناهى از منكر باشى .






    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:53

  5. #35
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى






    47- روح عزت طلبى حسين (ع )


    انى ما خرجت اظرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى ، اريد ان امر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيره جدى و ابى على بن ابى طالب عليه السلام .
    ديگر در اينجا مساءله دعوت اهل كوفه وجود ندارد. حتى مساله امتناع از بيعت را هم مطرح نمى كند. يعنى غير از مساله بيعت خواستن و امتناع من از بيعت ، مساله ديگرى وجود دارد. اينها اگر از من بيعت هم نخواهند، ساكت نخواهم نشست . مردم دنيا بدانند: ما خرجت اشرا و لا بطرا، حسين بن على ، طالب جاه نبود، طالب مقام و ثروت نبود، مرد مفسد و اخلالگرى نبود، ظالم و ستمگر نبود؛ او يك انسان مصلح بود.
    و لا مفسدا و لا ظالما انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى ...
    الا و ان الدعى بن الدعى قد ركز بين اثنتين بين السله و الذله ، و هيهات منا الذله ! ياءبى الله ذلك لنا و رسوله و المؤ منين و حجور طابت و طهرت .

    اين روح از روز اول تا لحظه آخر در وجود مقدس حسين بن على عليه السلام متجلى بود. به قول خودش جزء خون و حياتش شده بود. امكان نداشت از حسين جدا شود.


    48- تفسير علت قيام امام حسين (ع )
    امام حسين چرا قيام كرد؟ اين را سه جور مى توان تفسير كرد: يكى اينكه بگوييم قيام امام حسين يك قيام عادى و معمولى بود و العياذ بالله براى هدف شخصى و منفعت شخصى بود. اين تفسير است كه نه يك نفر مسلمان به آن راضى مى شود و نه واقعيات تاريخ و مسلمات تاريخ آنرا تصديق مى كند.
    تفسير دوم همان است كه در ذهن بسيارى از عوام الناس وارد شده كه امام حسين كشته شد و شهيد شد براى اينكه گناه امت بخشيده شود. شهادت آن حضرت به عنوان كفاره گناهان امت واقع شد، نظير همان عقيده اى كه مسيحيان درباره حضرت مسيح پيدا كردند كه عيسى به دار رفت براى اينكه فداى گناهان امن بشود. يعنى گناهان مسيح دارد و به آخرت دامنگير انسان مى شود، امام حسين شهيد شد كه اثر گناهان را در قيامت حنثى كند و به مردم از اين جهت آزادى بدهد. در حقيقت مطابق اين عقيده بايد گفت امام حسين عليه السلام ديد كه يزيدها و ابن زيادها و شمر و سنان ها هستند اما عده شان كم است ، خواست كارى بكند كه بر عده اينها افزوده شود، خواست مكتبى بسازد كه از اينها بعدا زيادتر پيدا شوند، مكتب يزيد سازى و ابن زياد سازى كرد، اين طرز فكر و اين طرز تفسير بسيار خطرناك است ، براى بى اثر كردن و از بين بردن حكمت دستورهايى كه براى عزادارى امام حسين رسيده هيچ به اندازه اين طرز فكر و اين طرز تفسير مؤ ثر نيست .
    باور كنيد كه يكى از علل (گفتم يكى از علل چون ديگر هم در كار هست كه جنبه قويم و نژادى دارد) كه ما مردم ايران را اين مقدار در عمل لاقيد و لا ابالى كرده اين است كه فلسفه قيام امام حسين براى ما كج تفسير شده ، طورى تفسير كرده اند كه نتيجه اش همين است كه مى بينيم .به قول جناب زيد بن على بن الحسين درباره مرجئه (مرجئه طايفه اى بودند كه معتقد بودند ايمان اعتقاد كافى است ، عمل در سعادت انسان تاءثير ندارد؛ اگر عقده درست باشد خداوند از عمل هر اندازه بد باشد مى گذرد) هؤ لاء اطمعوا القساق فى عفو الله ؛ يعنى اينها كارى كردند كه فساق در فسق خود به طمع عفو خدا جرى شدند. اين عقده مرجئه بود در آن وقت . و در آن وقت عقده شيعه در مقطع مقابل عقيده مرجئه بود، اما امروز شيعه همان را مى گويد كه در قديم مرجئه مى گفتند. عقيده شيعه همان بود كه نص قرآن است : الذين آمنوا و عملوا الصالحات هم ايمان لازم است و هم عمل صالح .
    تفسير سوم اين است كه اوضاع و احوالى در جهان اسلام پيش آمده بود و به جايى رسيده بود كه امام حسين عليه السلام وظيفه خودش را اين مى دانست كه بايد قيام كند، حفظ اسلام را در قيام خود مى دانست .قيام او قيام در راه حق و حقيقت بود. اختلاف و نزاع او با خليفه وقت بر سر اين نبود كه تو نباشى و من باشم ، آن كارى كه تو مى كنى نكن بگذار من بكنم ؛ اختلافى بود اصولى و اساسى .
    اگر كس ديگرى هم به جاى يزيد و همان روش و كارها را مى داشت باز امام حسين قيام مى كرد، خواه اينكه با شخص امام حسين خوشرفتارى مى كرد يا بد رفتارى . يزيد و اعوان و انصارش هم اگر امام حسين متعرض كارهاى آنها نمى شد و روى كارهاى آنها صحه مى گذاشت حاضر بودند همه جور مساعدت را با امام حسين بكنند، هر جا را مى خواست به او مى دادند، اگر مى گفت حكومت حجاز و يمن را به من بدهيد،






    امام حسين (ع) از زبان شهيد مطهرى
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 14:53

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •