کلید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
کلید
صفحه 11 از 14 نخستنخست ... 7891011121314 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 139
  1. #101
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نکاتی از جمال السالکین شیخ محمد بهاری رضوان الله علیه


    بسم الله الرحمن الرحيم

    ماه كنعاني من، مسند مصر آن تو شد...وقت آن است كه بدرود كني زندان را

    ليكن به شروط چندي:
    1 -آن كه طمع هر چيز را، لاسيما (به ويژه) راحت نفس خود را از سر بيرون كرده باشي. غرضي نداشته باشي از حركت خود، به جز اصلاح عباد و خير خواهي مسلمين، و تحمل جفاي مخلوق، و الا اگر مقصود مال و جاه و عزت باشد، مقصود نمي رسد، و به مقصد نخواهيد رسيد. اگر همواره مرگ در نظرت مجسم شد، آني غافل نشدي، و به حقيقت قلب گفتي:
    هر كه را خوابگه زد و مشتي خاك است گوچه حاصل كه بر افلاك كشي ايوان را

    يمكن (يعني امكان دارد) اين ملكه حاصل گردد .

    2 -آن كه به تامل و مشورت كار كند. به عجله و بدو نظري نه (فال العجول خود راي تقع علي الهلكه بكثير من حيث لا يشعر مهلكه) (يعني زيرا كه انسان شتابكاري كه با اتكا به انديشه خويش عمل مي كند در بسياري موارد ناآگاهانه خود را در مهلكه مي اندازد) كه اگر تمام عقلا جمع شوند، نتوانند او را خلاص كنند، (و هو واضح) (يعني و اين روشن است)

    3 -اينكه بايد قوه غضبيه را تحت قوه عاقله كشيده باشد، تا غضب بي محل (يعني بيجا) از او صادر نشود، (ضروره ان غبار الغضب يستروجه العقل يعميه، يتحجب عن الحث بمراحل شتي) (يعني قطعا غبار خشم بر روي عقل پرده مي افكند و آن را كور مي گرداند، و در نتيجه حجاب هاي فراواني ميان او و حق قرار خواهد گرفت) و لذا بايد در آن حال متعرض كسي نشود، ولو به موعظه و حق گويي، تا قوه غضب ساكن گردد.

    4 -اينكه بايد كتوم الاسرار (يعني راز پوش) باشد، سرخود را پنهان دارد. و مراد از (سر) آن مطلبي است كه طايفه اي آن را ندانند، كه اگر به آنها القاء كني يا لغو باشد، يا باعث فساد عقيده آنها گردد، ولو بالمال (يعني گرچه نه مستقيما با واسطه به آن بينجامد) و اين به حسب اشخاص و بلاد متفاوت است.

    5 -اينكه هيچ آني نفس خود را شفيق و ناصح نداند، بلكه او را متهم و خاين بداند، لاسيما (يعني به ويژه) اگر ديد در مطلبي خيلي اصرار دارد، بداند كه غرض در بين هست، اغفال گردد.

    6 -كارهاي او بايد نظم و ترتيب داشته باشد. هر چيز را وقتي قرار دهد، تا مجال خلوت با نفس و خودپردازي را از دست ندهد. طوري باشد كه تخلف نداشته باشد. هر چيز را در محل خود بجا آورد. هر چه وقت شد نكند، (كه) مفسده زياد دارد.

    7 -اينكه در هيچ امري متكل به حول و قوه (خود) نباشد، (بل يكون في جميع الاحوال متكلا علي صانعه و خالقه - جل شانه -) (يعني بلكه در تمامي احوال بر آفريننده خويش اعتماد و تكيه نمايد)


    با تشکر از وبلاگ طریق الی الله 2
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  2. #102
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,142      تشکر : 27,295
    57,686 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    نکاتی از علامه حسن زاده آملی( قدس سره)



    امام زمان مظهر اسمای الهی



    چو اسماى الهى راست مظهر كه از ديگر مظاهر هست برتر



    اسماى الهى معرف صفات جمالى و جلالى ذات اقدس حق اند و اين اسماء به اعتبار جامعيت بعضى را بر بعضى فضل و مزيت و مرتبت است تا منتهى مى شوند به كلمه مباركه جلاله ((الله )) كه اسم اعظم و كعبه جميع اسما است كه همه در حول او طائف اند، همچنين مظهر اسم اعظم و تجلى اتم آن انسان كامل كعبه همه است و فردى از او شايسته تر نيست و در حقيقت اسم اعظم الهى است ، آن مظهر اتم و كعبه كل و اسم اعظم الهى در زمان غيبت خاتم اولياء قائم آل محمد مهدى موعود حجة بن الحسن العسكرى صلوات الله عليهم اجمعين است و ديگر اوتاد و ابدال كمل و آحاد و افراد غير كمل به فراخور خط و نصيبشان از تحقق به اسماى حسنى و صفات علياى الهيه به آن مركز دائره كمال ، قرب معنوى انسانى دارند.

    (نهج الولاية .)

    منبع: جلد دوم شرح دفتر دل-نهج الولایه





    کلید

  3. تشكرها 5


  4. #103
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دستورالعمل هایی از عارف بالله آیت الله کمیلی خراسانی (دامت برکاته)


    1 . ابتدا توبه ي نصوح از گناهان ، غسل توبه ، نماز توبه و استغفار به ترتيب عمل روز يكشنبه اول ماه ذي القعده از كتاب مفاتيح الجنان

    2 . توجه به اين شعر :
    پيمان سعي مگسل اگر كار مشكل است/رهرو اگر ملول نشود ره دراز نيست

    3 . رو به قبله بخوابد و بنشيند و مطالعه كند

    4 . هميشه با وضو باشد

    5 . هميشه خدا را در نظر بگيرد و از غفلت پرهيز نمايد

    6 . هميشه زبانش گوياي ذكر خدا باشد ( لااله الاالله ) يا ( ياحي ياقيوم) يا (يامن لااله الاانت) كه موجب حيات دل است . البته يكي را بعنوان ذكر دائم و غالب انتخاب كند

    7 . كم خوري و كم خوابي و كم گويي را پيشه ي خود كند

    8 . سكوت را با تمرين ملكه ي خود كند

    9 .از شش يا هفت ساعت بيشتر نخوابد

    10 . تا گرسنه نشود نخورد و به هنگام خوردن خود را سنگين نكند بلكه با ميل به غذا برخيزد

    11 . از آجيل و تخمه و خوردني هاي متفرقه بپرهيزد چون غفلت آور است ( اين مطلب بر حسب افراد متفاوت است )

    12 . هميشه به حالت تشهد دو زانو بنشيند ( در حد امكان )

    13 . هميشه متوسل به پيامبر و ائمه اطهار صلوات الله عليهم اجمعين باشد

    14 . دائماً امام زمان عجل الله تعالي فرجه را ياد كند و پيوسته دل خود را به آن حضرت بسپارد

    15 . حالت بين ترس و اميد را در خود حفظ كند

    16 . در پيش آمدها و امورات زندگي چون و چرا نكند هرچند كه لازم است با تدبير ، حكمت و مشورت ، برنامه هاي عملي خود را تنظيم كرده و سهل انگاري نكند

    17 . از غذا و لباس و پول و مكان و متعلقات ديگر شبهه ناك دوري نمايد

    18 . از اجتماعات و معاشرت زياد با مردم و اهل منزل در حذر باشد مگر به مقدار لازم و هميشه خلوت را ترجيح دهد در حد مقدور و ميسور

    19 . خود را با رياضات و جهاد با نفس متخلق به اخلاق حميده نمايد و از نيّات رذيله و اخلاق ناپسند پاكيزه نمايد

    20 . به هنگام دعا و ارتباط با حضرت حق ، استاد و مربي خود را در نظر بگيرد
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  5. #104
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    21 . همواره انگشتر عقيق و فيروزه در دست داشته باشد

    22 . بعضي از مستحبات مثل نافله ها ، نماز شب و غيره را در حد توان بجا آورد

    23 . سوره هاي مسبّحات ششگانه ( حديد،حشر،صف،جمعه،تغابن،اع لي ) را هر شب قبل از خواب بخواند

    24 . قرائت قرآن هر روز ( اقلّ آن پنجاه آيه )

    25 . قرائت سوره ي " يس " بعد از نماز صبح

    26 . سوره ي " واقعه " هر شب مخصوصاً در نافله ي عشاء ( نماز وتيره ) خوانده شود

    27 . خواندن و مداومت بر زيارت عاشورا ( هرروز چنانچه امكان دارد ) و دعاهاي عهد ( صبح ها ) ، توسل ، كميل ( در شب جمعه ) ، سمات ( قبل از عروب جمعه ) ، ندبه ( هر صبح جمعه ) ، جامعه ي كبيره ( در شب يا روز جمعه ) و زيارت آل ياسين ( هر صبح جمعه به همراه دعاي ندبه )

    28 . خواندن و مداومت بر مناجات " خمس عشر " و مناجات امام علي عليه السلام و دعاي حزين كه بعد از نماز شب خوانده مي شود و دعاي " مكارم اخلاق " و برخي از ادعيه ي صحيفه ي سجاديه كه با حال و وقت سالك مناسبت دارد

    29 . خواندن و مداومت بر دعاي " اللهم عَرِّفني نَفسَك "بعد از نمازها و دعاي " يا مَن تُحَلُّ به عُقَدُ المَكاره " و دعاي " اَعدَدتُ لِكَلِّ هَولٍ لا اله الا الله "

    30 . خوش رفتاري با پدر ، مادر ، همسر ، فرزند ، برادر ، خواهر ، همسايگان و همه ي افرادي كه با آنها برخورد دارد

    31 . خواندن " دعاي صباح " ويژه ي امام علي عليه السلام در هر صبحگاه

    32 . سعي كند ظاهري شاداب و پرنشاط و دلي محزون و دائم المراقبه داشته باشد

    33 . براي رشد حال روحي ، زاري و التجا به درگاه ايزدي را وسيله قرار دهد

    34 . احترام گذاشتن به ذريّه ي پيامبر و اهل بيت عليهم السلام ( سادات )

    35 . اعمالي را كه موجب فروتني است انجام دهد مانند سلام كردن به كوچكترها يا مرتب كردن كفشهاي عزاداران و امثال آن

    36 . رفتن به زيارت برادران ديني كه كمك راه هستند

    37 . در مسجد و حرم هاي ائمه ي اطهار عليهم السلام و امامزادگان زياد بنشيند تا از فضاي معنوي بهره كامل ببرد

    38 . به زيارت اهل قبور برود . شبها نرود چون كراهت دارد . در يك جايي بنشيند و در مرگ و حوادث بعد از آن ، فناي دنيا و دعاي " اللهم ارزقني التَّجافي عَن دار ِالغُرور و الانابَةَ الي دارالخُلود و الاستِعدادَ للمَوت قَبلَ حُلولِ الفَوت " تفكر كند

    39 . ترك اعتراض بر خدا در جميع اتفاقات ناگوار كه در مشيت الهي است

    40 . مداومت بر چهار عمل براي تهذيب نفس :
    اول:مشارطه( پايبندي به شروط برنامه ريزي شده در تهذيب نفس )/ دوم:مراقبه( پيگيري مداوم در اجراي برنامه هاي تعيين شده تهذيب نفس در شبانه روز )/سوم:محاسبه ( بررسي موفقيت خود در پيشبرد برنامه هاي تنظيم شده روز به هنگام خواب )/ چهارم:معاقبه( تنبيه خود در كوتاهي از اجراي برنامه هاي تهذيب نفس به شيوه ي مناسب )
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  6. #105
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    41 . مجاهده با نفس اماره و تحمل جفاها و سختي هاي زندگي

    42 . تفكر در خلوتگاه و جدي گرفتن آن : تفكر در آيات انفسي و آفاقي ( نشانه هاي خداوند در وجود انسان و جهان طبيعت ) و تفكر در اول و آخر هر انسان ( از كجا آمدم ، در كجا هستم ، به كجا خواهم رفت ) ، در اين حال چشم بر هم نهد و دل حاضر دارد

    43 . در مسير بازار ، كوچه و خيابان سر به زير باشد ( در حد متعارف )

    44 . كتاب هاي زير را خوب بخواند و از آن ها درس بگيرد :
    تذكرة المتقين ( شيخ محمد بهاري ) – المراقبات – اسرار الصلاة – رساله ي لقاءالله ( هرسه از ميرزا جواد ملكي تبريزي ) – معراج السعادة ( ملا احمد نراقي ) – جامع السعادات ( ملا مهدي نراقي ) – منازل الآخرة ( شيخ عباس قمي ) – آثار علامه طهراني از جمله كتاب لب اللباب و روح مجرد – كتابهاي حضرت استاد از جمله المطالب السلوكية – و نيز كتابهايي كه در مورد زندگي بزرگان و عرفا نوشته شده با نظر استاد انتخاب كند – كتابهاي سيد بن طاووس از جمله اقبال الاعمال .

    45 . براي اعمال السنة با نظر استاد و مشورت با او به كتاب اقبال الاعمال ( سيد بن طاوس ) و مفاتيح الجنان ( شيخ عباس قمي ) و المراقبات ( ميرزا جواد ملكي تبريزي ) مراجعه كند زيرا اين كتاب ها مورد توجه خاص حضرت استاد كميلي مي باشد به طوري كه در جلسات ماه رجب ، شعبان و رمضان ، شاگردان با راهنمايي استاد به كتاب اقبال الاعمال مراجعه كرده و اعمال آن را انجام مي دهند

    46 . گفتن ذكر يونسيه " لا اله الا انت سُبحانَكَ انّي كُنتُ مِنَ الظالِمين " حداقل چهارصد مرتبه ، البته در حالت سجود و در مكان و زمان مشخص . بهترين زمان براي اين ذكر بعد از نماز صبح يا بين نماز ظهر و عصر و يا بين نماز مغرب و عشاء يا در نيمه و آخر شب مي باشد و بايد تا يك سال بر آن مداومت كند و اگر هم به ضرورتي آْن ذكر فوت شد بايد در اولين فرصت ادا كند .

    47 . هفتاد مرتبه استغفار هر روز بعد از نماز صبح و ظهر و عصر

    48 . سوره ي قدر صد مرتبه در شب و عصر جمعه

    49 . مداومت بر دعاي غريق ( يا الله يا رَحمَنُ يا رَحيم يا مُقَلِّبَ القُلوب ثَبِّت قَلبي عَلي دينِك )

    50 . خواندن حديث عنوان بصري حداقل يك بار در هفته و به مضامين آن به دقت عمل كند كه براي رهايي از خواسته هاي نفس بسيار مفيد است

    51 . سه روز روزه گرفتن در وسط هر ماه ( 13،14،15 ) و همچنين روزه گرفتن در چهارشنبه اول و آخر ، پنجشنبه وسط هر ماه و دوشنبه و پنجشنبه هر هفته ( در انجام اين عمل و هر عمل مستحبي بايد به حفظ توانايي بدن توجه داشت )

    52 . خدمت به استاد و به رفيقان راه و محبين خدا

    53 . به نفس خود ارفاق كند ، زيرا بدن مركبي است كه در رسيدن به مقصود نيازمند رسيدگي است و بداند سير مراحل به صورت تدريجي خواهد بود

    54 . خواندن چهار قل و آيت الكرسي به هنگام خواب ، تا با ياد خدا به خواب رود

    55 . مراقبت بر برنامه هاي رجب و شعبان و رمضان خصوصاً اعتكاف ايام البيض

    56 . توسل به اهل بيت عليهم السلام بخصوص حضرت سيدالشهدا عليه السلام ( در ماه محرم و صفر توسل به سيدالشهدا عليه السلام شدت بگيرد زيرا شركت در مراسم عزاداري و توسل به آن حضرت در اين دو ماه نقش بسيار مهم در پروازهاي سلوكي دارد)

    57 . روياهاي صادقه و مكاشفات يا ديگر حالات و پديده هاي روحي و معنوي را خدمت استاد عرضه داشتن ؛ زيرا از اين حالات مي شود فهميد سالك پيشرفت داشته يا نه . آيا مداومت بر دستورات داشته يا نه

    58 . طبق نظر استاد بعضي از كتاب هاي عرفاني از جمله كتاب المطالب السلوكيه چون جنبه ي كاربردي و دستوري دارد بايد آن را هميشه ( خصوصاً در جلسات ) همراه داشته باشد

    59 . مواد گوشتي حيواني را در خوراك خود كم نمايد

    60 . جدول اخلاقي و سلوكي خود را نوشتن و خدمت استاد آوردن

    61 . ميزان پايبندي خود به دستورات را به استاد گزارش دادن

    62 . چون استاد جلسه ي مشاوره دارد وقت بگيرد و مشكلات خود ( مخصوصاً مشكلات سلوكي را ) با استاد در ميان بگذارد

    63 . به مسافرت هاي معنوي همراه استاد اهميت دهد

    64 . دستورات را به خاطر رضاي خدا انجام دهد نه به خاطر اثر آنها . زيرا اين راه ، راه ِ توحيد است و سالك بايد تمام توجه اش به حضرت حق باشد

    65 . برخورد او در انجام دستورات مثل واجبات باشد و دستوري را ترك نكند و بر آنها مداومت داشته باشد

    66 . (پس از گذراندن دوره سه ماهه مقدماتی انجام این دستورات) اهميت دادن به دستورات اربعيني به طوري كه شرايط اربعيني را رعايت كند تا اربعينش به هم نخورد و بعد از پايان اربعين ، براي گرفتن اربعين جديد به استاد مراجعه كند

    67 . (پس از گدراندن دوره سه ماهه مقدماتی انجام این دستورات) شركت مرتب در جلسات سلوكي كه توسط استاد برگزار مي شود و آداب خاص و عام جلسه را رعايت كند

    68 . براي گرفتن دستورات تفكري به استاد مراجعه كند . زيرا دستورات تفكري داراي مراحلي است كه چگونگي آن و رفتن از يك مرحله به مرحله ي ديگر بايد زير نظر استاد باشد

    69 . رساله ي توضيح المسائل را يكبار بخواند و هر جا مساله جديدي پيش آمد از مرجع تقليد خود استفتاء كند

    70 . بعضي از اين دستورات به حسب افراد قابل تغيير است و نبايد تسريع و تشديد كرد و بايد با استاد مشورت نمود

    بعون الله الملك الحق المبين
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  7. #106
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    رساله نور وحدت

    هذا رسالة المسمی بنور الوحدة من تصنیفات حضرة قدوة المحققین و برهان المدققین عارف بالله خواجه عبدالله المعروف بخواجه حوراء المتخلص بمغربی قدس الله سره و افاض علی الطالبین فتوحه . شب جمعه مبارک در عرس خواجه بهاء الدین المعروف به نقشبندی (قدس سره) سیم ربیع الاول فی سنة 1053 اتفاق افتاد و شروع به اظهار این اسرار واقع شد.




    الحمدلله که حقیقت از آفتاب روشن تر است وجمال وحدت از مرات کثرت به همه حال در نظر!

    ای سید! از حقیقت تو به سوی تو راهی است.اگر به چشم همت مطالعه فرمائی،چنان دانم که از صورت به حقیقت رسی وبعد موهوم از میانه برخیزد.

    ای سید! یکی از بعد خبر دهد وآن را وجهی بود ودیگری از قرب نشان می دهد وآن را سببی باشد.حقیقت تو به زبان این رساله باتو حرف میزند،بر وحدت اطلاع دهد که آنجا نه قرب است ونه بعد،وچون آفتاب وحدت طلوع فرماید،بعد وقرب عین وحدت باشد.

    ای سید! هر فرقه با فرقه دیگر در نزاع وجدال است مگر اهل وحدت که ایشان با همه یکی اند،اگر چه هیچکدام با او یکی نیست.

    ای سید! اهل وحدت از مذاهب مختلفه متضاده ومشارب متنوعه متناقضه،مشرب خوب ولطیف و روحانی ومذهب عام وشامل حال و وجدانی انتزاع نماید.ایشان را جز این،مذهبی خاص ومشربی مخصوص نیز می باشد.چنانچه در گفتگو آید وگفته شود که متکلم چنین گفت وحکیم چنین گفت وصوفی چنان.

    ای سید! وحدت باطن کثرت است وکثرت ظاهر وحدت وحقیقت در هردو یکی است.

    ای سید! موجود یکی است که به صورت موهوم متعدد می نماید.

    ای سید! تو را از وحدت به کثرت آورده اند واز یگانگی به دوئی وا نموده اند به جهت حکمتی که او سبحانه داند وبندگان خاص او نیز به اعلام او دانند.وتو را چنان ساختند که از وحدت سابقه هیچ خبر نداری واز آن حال در تو اثری پیدا نیست،بلکه تمام عالم را حق سبحانه وتعالی از وحدت به کثرت آورده.بعد از آن چندی از بندگان را بی واسطه به خود آشنا ساخته،از کثرت به وحدت برده و راه وصول از کثرت به وحدت را تعلیم فرموده،به کثرت فرستاده،چنانچه ایشات در کثرت وحدت می دیدند وبه ایشان فرموده که به دیگران تعلیم این طریقه نمایند. ایشان امتثال امر نموده، اعلام آن طریقه نمودند.هر که برآن راه عمل کرده وپیروی آن جماعت بزرگواران نموده، ازکثرت به وحدت پیوسته و از دوگانگی به یگانگی رسیده.آن جماعت بزرگواران انبیایند وآن راه وصول شریعت و طریقت است.

    ای سید! شریعت عبارت از فعلی چند وترکی چند است که آن را درکتب فقهی، فقها بیان کرده اند وطریقت عبارت از تهذیب اخلاق است یعنی تبدیل اوصاف ذمیمه به اوصاف حمیده،که آن را سفر دروطن نیز گویند وتعبیر به سلوک نیزنمایند وآن در کتب مشایخ مسطور و درکتاب امام محمد غزالی به تفضیل مذکور است وبعضی آداب واشغال که مشایخ آن را وضع کرده اند داخل طریقت است.

    ای سید! احکام شرعی که مبنای آن اثنینیت است به خاصیت موصل به وحدت است وسرآن را خداوند وخاصان او می دانند.پس،از اتصال اعمال که مربوط به کثرت بود به سوی وحدت اشارت است به آنکه کثرت عین وحدت است.

    ای سید! نماز و روزه وحج وزکات وامثال اینها که موصل به وحدتند بالخاصیه است که خالصاً لله مودی شوند چنان که شرط کرده اند ومعنای آن همه کس را به فهم در نگنجد وهرکس را تا چه معنا به خاطر رسد.اما آنچه طالب وحدت را ضرور است،آن است که تصورکند که نیت کردم نماز گذارم یا روزه گیزم مثلاً برای حقیقت خود وجود آن،یعنی یافت او که او را گم کرده ام ومی خواهم که به وسیله این عبادت،وحدت که عین الله طلوع نماید.

    ای سید! عابد اوست ومعبود اوست.عابد است در مرتبه تقیید ومعبود است در مرتبه اطلاق وتمییز در مراتب از امور عقلیه است وموجود نیست مگر یک حقیقت که هستی صزف است.

    ای سید! چون نیک بنگری،اخلاق ذمیمه که رفع آنها در طریقت واجب است همه مینی ومشعر است بر بیگانگی ودوئی واخلاق حمیده که تحصیل آنها لازم است هم مخبر ومعلم است از آشنائی ویگانگی.پس طالب وحدت را چاره نیست از شریعت وطریقت،اگر چه سر اتصال در اول او را معلوم نباشد ودر ثانی اگر تاملی نماید به شزط مناسبت غالباً بفهمد،چنانچه اشارتی به آن کردیم.

    ای سید! این همه اشغال واذکار ومراقبات وتوجهات وطرق سلوک که مشایخ وضع نموده اند برای رفع اثنینیت موهومه است.پس بدان که فاصل میان وحدت که حق است به صورت کثرت می نماید، ویکی است که بسیار در نظر می آِید،چنانچه احول یکی را دو می بیند وچنانچه نقطه جواله به صورت دایره دیده می شود وچنانچه قطره باران به شکل خط درنظر می آِید.پس وحدت عین کثرت است وکثرت عین وحدت،یعنی عابد که درکثرت است همان معبود است در وحدت به ذات وصفات خود در افعال وآثار

    ای سید! عارفی رفیع مرتبه می فرمود که درویشی تصحیح خیال است یعنی غیر حق در دل نماند،الحق که خوب می فرمود.

    ای سید!چون حجاب جزخیال نیست،رفع حجاب به خیال باید کرد وشب وروز در فکر وحدت باید بود.

    ای سید! اگر سعادت می خواهی واحد باش و واحد شدن آن است که از توهم دوئی برآیی،واحد بودن آن است که در وحدت وبر وحدت همیشه باشی وتفرقه خاطر وغم واندوه از دوئی است.چون دوئی از دل برود،آرام وقرار میسر گردد،چنانچه تا ابد به هیچ غم مبتلا نگردد و در دو جهان آسودگی حاصل شود،چه آسودگی در عدم است .
    در عدم افکندم آخر خویش را وارهاندم جان پر تشویش را

    ای سید! چون به حقیقت توحید برسی و وحدت صفت تو گردد،دانی که نسبت تو به حق بعد از سلوک هیچ نیفزوده است،همان نسبت است که پیش از سلوک بوده بلکه نسبت تو به حق پیش از وجود وبعد از وجود یکی است.
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  8. #107
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ای سید! تا این خیال در تو قرار نگرفته وباطن تو را فرا نگرفته،به هیچ چیز متوجه نباید شدو چون این خیال در تو قرار گرفت وتفرقه ودویی برطرف شد،هیچ چیز تو را مزاحم نمی تواند شد،چه نکته موهوم وباطل وجود حق تو را مزاحم نشود.

    ای سید! نسبت حق به عالم چون نسبت آب است به برف،بلکه نزدیک تر ازآن باید دانست،و یاچون نسبت طلا به زیورها که ازآن درست می نمایند،ویا چون نسبت گل به ظروفی که ازآن ساخته شود واینها همه یکی است.

    ای سید! رابطه میان عالم وحق هم "من" است،چه عالم از او ناشی است وبا وی است،وهم کلمه "الی" است،چه عالم به سوی او راجع است واین صدور ورجوع هم در ازل است وهم در ابد،وهم در جمیع اوقات زمانی،چه در هر آن عالم به حقیقت رود واز حقیقت برآید چون موج از دریا، وهم کلمه " فی" است،چه عالم در حق است وحق در عالم،که به وجهی آن مظهر است وبه وجهی این مظهر است،وهم کلمه "مع " است،چه معیت ذاتی وصفانی وفعلی بی شبهه متحقق است و هم کلمه "هو" است،چه عالم عین حق است وحق عین عالم، وهم کلمه " لیس" است،چه به وجهی عالم عالم است وحق حق،نه عالم حق است ونه حق عالم است.

    ای سید! حق به وجهی از همه روابط منزه است ومیان عالم وحق رابطه نیست،این اعتبار را "لا تعین" خوانند.

    ای سید! هر که حق را به این وجه بشناسد،حق را به وجهی ممکن شناخته باشد.

    ای سید! اول سالک را به اسم "ظاهر" متوجه باید شد وبه یقین باید دانست که او پیداست به همه صورت ومعانی،وهیچ صورتی وهیچ معنایی نیست که جز او بود.این معنا را مکرر نوشته ام،به جهت تاکید باز می نویسم ومقصود این است که فکر وحدت را لازم خود باید داشت وخود را دراین فکر گم می باید کرد.چون در این فکر استغراق حاصل شود،از اسم "باطن" نیز بهره مندی خواهد یافت.

    ای سید! اگر سالها به عبادت وطاعت واذکار اشتغال نمایی و از وحدت غافل باشی،از وصل محرومی،اگر چه احوال وکیفیات غریبه روی نماید وانوار وواقعات جلوه گر گردد.

    ای سید! حالی را که آن را وصل توهم کنی وثمره آن حال علم وحدت نباشد،به حقیقت آن وصل نیست.آنچه ظاهر گشته مرتبه ای است از مراتب ظهور،نه مقصود حقیقی که مطلق است وظاهر در همه وعین همه،تا چیزی ظاهر شود وبه وجهی از وجوه با شیئی از اشیاء مغایرت دارد آن منزل ومقصود نیست.

    ای سید! هر گاه حقیقت این چنین باشد،از اول تو را مراقبه مطلق ضروری است تا مسافتی نماند.

    ای سید! تفرقه وجدائی تا زمانی است که همه را یکی نمی دانی ونمی بینی.چون همه را یکی دانستی ودیدی،از تفرقه ودویی خلاص شدی و وصل میسر شد.

    ای سید! میان تو ومقصود راهی نیست که او را جدا از خود وغیر از خود می دانی.چون دانستی که تو نیستی،اوست وبس،راه نماند.جمعیت وآزادی ومعرفت نفس ومعرفت حق وغنای مطلق ووصل وکمال قرب اینجا حاصل شد وکار تمام گشت.

    ای سید! چون به این مقام رسیدی که خود را ندیدی واو را دیدی،آلودگی دنیا وآخرت در حق تو یکی شد وفنا وبقا وخیر وشر و وجود وعدم وکفر واسلام وموت و حیات وطاعت ومعصیت عقب ماند.بساط مکان وزمان درنوردیده شد.

    ای سید! چون تو نماندی، هیچ چیز نماندکه همه چیزها به تو واندیشه تو وابسته است.

    ای سید! بدان که همه چیز در توست وهیچ چیز بیرون از تو وجودی ندارد وچون خود را از همه چیز خالی کردی،هیچ چیز نماند.

    ای سید! تو را وجود جز در حق نیست همه چیزها در تو موجودند.چون خود را به حق بردی،در آن دریای بیکران خود را انداختی یعنی به این صفت،آنجا همه چیزها با تو درآن دریا گم شد.

    ای سید ! اگر نیک دریابی انانیت که از تو سر می زند از تو نیست و تو آن جسم و روح نیستی در تمام عالم نیز یک انا گوست که انانیت او در همه جا ظاهر و جلوه گر است.

    ای سید! علامت وصول به حقیقت مطلقه آن است که انانیت که از تو سر می زند از همه چیزها آن توانی گفت.اینجا معلوم می شود که حجاب جز تعین انانیت نیست.

    ای سید! همان یک ذات است که ذاتها شد وهمان ذات است که اول علم شده ودیگر بار به صورت علمهای جهان شده،وهمان ذات است که از قدرت خود قدرتهاست وهمان ذات است که از ارادت خود ارادتهاست وهمان ذات است که به سمع خود سمعهاست وبه بصر خود بصرهاست وبه حیات خود حیاتهاست وبه فعل خود فعلهاست وبه کلام خود کلامهاست وعلی هذا القیاس،وهمان ذات است که به هستی خود هستیهاست.

    ای سید! هرچه به عالم ظهور آمده،در ذات پوشیده.بعد از آن ذات به صورت او در علم خود اولاً،درعین خود ثانیاً جلوه فرموده،ذات رنگ او گرفت و او رنگ ذات،وآنچه پوشیده بود در ذات بالقطع عین ذات بود که غیر شی ء در شی ء نبود.پس آن ذات خود ،به خود معاملت کرده وعاشقی ورزیده وبندگی وخداوندی در میان آورده وکارخانه ازلی وابدی برپا کرده.

    ای سید! تو خود را خیال کن که هنوز آنجائی که بودی در ازل ،تا آزاد شوی ودیگر روی تفرقه وغم وبلا نبینی.

    ای سید! روح تو اوست که به او زنده ای ودل تو اوست که به او دانائی،وبصر تو اوست که به او بینایی،وسمع تو اوست که به او می شنوی،ودست تو اوست که به او می گیری وپای تو اوست که به او میروی.
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  9. #108
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ای سید! دانستی وپیدا کردی ویقین بهم رسانیدی که به هیچ آب وآتش زایل نگردد که از ازل تا ابد حق تعالی موجود است وبس وهرگز دیگری موجود نشده وتوهم باطل اعتباری ندارد.زید را بیماری پیدا شد که خود را عمرو دانست و ازمردم از اوصاف زید شنیده،در طلب او شد.چون به علاج های خوب بیماری او رفع شد،عمرو هیچ جا نبود،زید بود وبس.سی مرغ قصد سیمرغ نمودند.چون به منزلگاه سیمرغ رسیدند،خود را سیمرغ دیدند.پس حق تعالی خود را به صفتهای خود می دانست،این حقیقت چیزهاست وبعد ازآن خود را به این صفتها وانمود.آن عالم این است.این جا غیر کجاست وغیر کجا موجود شد؟

    ای سید! چون حقیقت کار اینچنین دانستی ومعلوم تو شد که بعد وقرب ومسافت همه از توهم توست،کی دوری بود که تزدیکی حاصل شود وکی جدائی داشتی که پیوستگی پیدا کند؟در عالم اگر هزار سال فکر کنی،غیز از حقیقت مطلقه که عین وحدت است هیچ نیابی بلکه هیچ ذاتی وهیچ صفتی وهیچ جنسی وهیچ جهتی چه خارجی وچه ذهنی وچه وهمی به هم نرسد که غیر او بوده،همه اوست واوست همه

    ای سید! هرچه در ادراک می درآید،اوست وهر چه در ادراک نمی درآید اوست.آنچه را وجود گویند ظهور اوست وآنچه او را عدم گویند بطون اوست ، اول اوست،آخر اوست،باطن اوست،ظاهر اوست،مطلق اوست،مقید اوست،کلی اوست،جزئی اوست،منزه اوست،مشبه اوست.

    ای سید! باآنکه همه اوست،از همه پاک است.این اطلاق او نسبتی دیگر است.غیر آن اطلاق که او همه است یا عین همه.در این اطلاق هیچ کشفی وعقلی وفهمی نرسد، "ویحذرکم الله نفسه " اینجاست.

    ای سید! شهود او در مراتب ظهور اوست وگاهی از مراتب بیرون بود واین شهود کاالبرق الخاطف باشد ودوام او مستحیل است،وحصول او وعدم او مقتضای جامعیت انسانی است که مظهر اسم "الله" است.

    ای سید! عارف را بالاترار این مقامی نیست ودر این مقام فنای کلی وانعدام صرف است واین از اقسام کلیه قیامت است.

    ای سید! این معارف دراین مقام به تقریب نوشته شد.آنچه سالک را ضروری است،همان فکر وحدت است که دربالا نوشته شد.باید که شب وروز دراین سعی باشد که کثرت موهومه که به عنوان غیریت درنظر می درآید،از نظرساقط شده ومرآت وحدت شود وسالک جز یکی نبیند وجزیکی نخواند وجزیکی نداند.

    ای سید! طریق دیگر این است که "لا اله" یعنی:این همه چیزها که مشهودند نیستند،به این معنا که گمند دروحدت ذات ومستهلکند در وی."الا الله" یعنی وحدت ذات به صورت این چیزها ظاهراست ودر نظرها مشهود.پس اشیاء باطنند واو ظاهر است در اشیاء.پس او هم ظاهراشیاء باشد،هم باطن اشیاء وجز ظاهر وباطن چیز دیگر نیست.پس اشیاء اشیاء نباشد بلکه حق باشد ونام اشیاء بر اشیاء اعتباری بود که این نیز عین حق است.

    ای سید! طریق مراقبه از کلمات سابقه به وجوه مختلفه می توان فهمید.مراقبه عبارت ازملاحظه معنای وحدت است.به هرچه که توان کرد.اگر ملاحظه الفاظ وتخیل آنها واسطه تعقل معانی گردد آن را ذکر گویند،الفاظ هرچه بود خواه"لااله الا الله" خواه "الله" تنها،واگر بی تخیل الفاظ تعقل معانی کند،مراقبه وتوجه بود و وجوه او بسیار است چنانچه از کتب بزرگان معلوم توان کرد،ومقصود آن است که معنای وحدت در دل قرار گیرد،و ذکر لفظ "الله"چنان است که به حقیقت قلبیه به توسط تصور مضغه صنوبریه متوجه گشته،از این حیثیت که این حقیقت مظهر حق است تخیل لفظ الله بکند وبر وی اطلاق نماید.

    ای سید! اگر به خود متوجه شوی وتوانی این وجه را درست گردانی،کار به آسانی صورت می گیرد.

    ای سید! بدن تو صورت و مظهر روح توست وغیر از او نیست واین هردو صورت جسمی و روحی موهومند.چون لفظ "الله" به خیال گویی وبه آن حقیقت که به صورت این دو موهوم ظاهر است متوجه گردی ودانی که من همانم،امید است که شهود شهادت وحدت در کثرت میسر شود،وهر چه درنظر تو آید،باید بدانی که صورتی دارد وروحی دارد وحقیقتی دارد،چه صورت،ملک وناسوت اوست و روح او ملکوت اوست وحقیقت او جبروت ولاهوت اوست که عبارت از ذات وصفات حق است،یعنی وجه خاص به آن شی ء که عین حقیقت مطلقه است.

    ای سید! جبروت صفات است ولاهوت ذات است وصفات غیر ذات نیست.آری! در کشف وشهود مغایرتی اعتباری روی می دهد وآن در مقام حصول تجلیات صفات ذاتیه است،وتا اینجا ذات وصفات را دریک مرتبه اعتبار کردیم به جهت عینیت.

    ای سید! عالم علم حق است که به تجلی ذات که "الف" اشارت به اوست ظهور نموده وعلم عین ذات است.

    ای سید! حقیقت مطلقه ظهورات بی نهایت دارد اما کلیات او پنج است:ظهور اول ظهور علم اجمالی است،ظهور دوم ظهور علم تفضیلی است،ظهور سوم ظهور صور روحانیه است،ظهور چهارم ظهور صور مثالیه است،ظهور پنجم ظهور صور جسمانیه است واگر ظهور انسانیه را جدا بگیری ظهورات کلیه شش بود.این ظهورات را تنزلات خمسهویا ستهگویند وحضراتنیز گویند.

    ای سید! انسان جامع همه ظهورات است وبیان این جامعیت به وجوه کثیره می توان کرد.

    ای سید! باید بدانی که حقیقت انسانی در همه مراتب به صورتی که مناسب آن مرتبه باشد ظهوری دارد.همه حقایق،صور آن حقیقت است واین به مرتبه مقدم است برهمه حقایق،اگر چه به ظهور پایان ازهمه افتاده است

    ای سید! اول سوره فاتحه که اول قرآن مجید است "الحمد لله" واقع شده ومعنای آن این است که جنس حامدیت ومحمودیت مخصوص اوست.به هر حال وبه هرصفت وبه هرجا وبه هرصورت غیر اوحامد ومحمودی نیست.

    ای سید! اول سوره بقره "الم" واقع شده.الف اشارت است به احدیت که الف اول اوست ولام اشارت است به علم که لام وسط اوست ومیم اشاره است به عالم که میم آخر اوست.یعنی احدیت صورت علم گرفت وعلم صورت عالم.

    ای سید! آنچه تو را ضروری است تعقل معنای وحدت است وپیوسته در آن مراقب بودن وبه تفضیل این معارف وارسیدن.دراول امر هیچ در کار نیست.چون به عنایت الهی وحدت در دل نشیند وخیال دوئی مرتفع گردد،تو را صفائی رو خواهد داد که همه علوم وحقایق بر تو مکشوف خواهد شدو خفیه ای نخواهد ماند.تا کثرت از نظر نرفته وتا توهم دویی باقی است،علوم صحیحه مشکل است که روی نماید.

    ای سید! چند روزی ریاضتی بر خود باید گرفت وانفاس را مصروف این اندیشه باید ساخت تا خیال باطل از میان به در رود وخیال حق به جای آن نشیند.
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  10. #109
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ای سید! هر جزء وعضو تو از اجزاء واعضای ظاهر وباطن تو اوست که به او می تویی.

    ای سید! اویی وتویی منی،هر سه صفت اوست ودیگری درمیان نیست.

    ای سید! توحید صفت واحد است،نه من وتو.تا من وتو باقی است،اشتراک است نه توحید.

    ای سید! چون تو رفتی فناست وچون او در میان آمد بقاست.

    ای سید! سلوک سعی توست در رفع اثنینیت وجذبه رفتن توست به وحدت.

    ای سید! سلوک و جذبه وبقا اسم ولایت متحقق است.

    ای سید! با همه اشیاء نیازمندی کن که عین مطلوب تواند،وبا دشمن دوستی ورز که نیز عین مقصور توست.

    ای سید! با خود نیز بانظر محبت ناظر باش که تو نیز عین محبوبی.

    ای سید! اینها در سلوک ضروری است.

    ای سید! بد ونیک را در دریای وحدت انداز تا آشنای حقیقت شوی.

    ای سید! سخن وحدت را اگر بسیار گوییم اندک است واگر اندک گوییم بسیار است.بدایت این معرفت درنهایت مندرج است ونهایت او دربدایت.تا چند گویم وتا چند نویسم؟ نه من می گویم ونه من می نویسم.حقیقت خود، به خود در گفتگوست.

    ای سید! چون به خواب روی، نیت کن که به عالم بطون می روم ورجوع به حقیقت خود می کنم.چون بیدار شوی بدان که به عالم ظهور آمده ای واز بطون به ظهور تنزل نمودی،وباید که در هر سحر برخیزی واستغفار کنی وبگویی که ای حقیقت من! مرا به خود کش ومرا از خود مپوش،ونماز وتهجد کنی وسوره "یس" اگر یاد داشته باشی در نماز یا بعد از نماز بخوانی که مختار خواجه بنای دین ودنیای ماست.بعد از آن به فکر وحدت مشغول باشی تا نماز صبح برسد وچون از نماز صبح فارغ شوی،تا برآمدن آفتاب خواهی نخواهی مستقبل القبله به مراقبه وحدت باشی.چون آفتاب طلوع کند چهار رکعت نماز به دو سلام گذارده شود وسوره "یس" یک بار بخوانی واگر در چهار رکعت توانی خواند بهتر است.همچنین بعد از هرنماز سوره "یس" یک بار بخوان که فواید بسیار دارد اما در وقت طلوع فجر قرآن مجید فکر وحدت است.

    ای سید! بدان که خود عبادت خود کند وخود کلام خود می خواند الا عند الضروره وبگو که ای حقیقت من! مرا به خود بکش ومرا ازمن مپوش واز دویی برآر.

    ای سید! سالک را هم آداب درطریقت ضروری است وتفضیل آن آداب در این رساله گنجایش ندارد،اما از اختیار اختصاری ضرور است که گفته شود.اما آنچه طالب را توان نوشت این است که خواب کمتر کند،چون ضرور شود وغالب آید،به آن اندیشه که گفتیم خواب کند وطعام وشراب باید که اندک باشد،بخورد در شبانه روزی یکبار واگر صائم بود بهتر است وباید که از پریشانی لقمه احتراز کند که از اسباب دوئی وبیگانگی و وهم باطل است وهر چه درشرع منع است وهر چه در طریقت بد است همه اینچنین است.این قاعده رانیکو یاد دار که ضروری است.

    ای سید! باید سخن کمتر کنی ودر خلوتها وصحراها تنها مراقبه .ملاحظه وحدت می کرده باشی.

    ای سید! سخن بسیار کردن دل را درجنبش آرد وتفرقه باز دهد واز کسب وحدت ویگانگی غافل سازد.جز به ضرورت حرف مزن وهرچه گویی مختصر گوی واندیشه وحدت را یک لمحه از خود جدا مکن.چون درمجالس بنشینی،بیشتر مقید مشو،مبادا غفلتی واقع شود وسعی کن تا آن کثرت مرآت وحدت شود ومقوی گردد.

    ای سید! در اخفای این اندیشه خود را به تنها حسب الامکان سعی باید کرد واین کلمات را به همه کس نباید نمود مگر با مخصوصان خود.

    ای سید! به اولاد وغلام وبیگانه وآشنا ودشمن ودوست،آشنایی به وحدت باید کرد وهمه را به نظر اخلاص وبه چشم حقیقت بین باید دید.

    ای سید! نزاع وجدال مطلق از میان بردار وانکار را بالکلیه از میان بردار تا وحدت ظهور نماید وبسیار سعی باید کرد تاخشم وغضب سخت ظهور نکند.لب ودرون چه گنجایش دارد؟ همه معذور باید داشت،چه درون خانه چه بیرون خانه وبافرزندان .متعلقان وبیگانگان مثل آب حیات باید بود واگر کسی باتو بدی کند زنهار ازآن دل بد نکنی ونرنجی واورا از خود خوش ورضا داری ومکافات بدی به نیکویی کنی،این کلی است و درطریقت تنها نشستن وتنها بودن دخل تمام در جمعیت دارد.

    ای سید! حال طالب از دو حال بیرون نیست:یا از تعلقات ظاهر دارد ویا نه.اگر ندارد،معامله آن آسان است،او را باید که از همه قطع کرده ودر خلوت یا درصحرا نشیند وبه حقیقت خود متوجه شود تا زمانی که حقیقت متجلی شود ووهم دویی برخیزد،آن زمان به هر روش که باشد گنجایش دارد،واگر تعلقات ظاهر دارد وحقوق شرعی را متوجه است،باید که به قدر ضرورت به آن پردازد اما باید که اجتناب تمام کند که خلاف شریعت وطریقت واقع نشود واز ملاحظه وحدت که حقیقت است بالکلیه غافل نشود،و می باید که شبها در این کار بسیار بکوشد ورقبه وحدت باشد وروز را هم چند ساعت برای این کار معین کند و روز به روز می افزوده باشد تا آنکه این معنا غلبه کند و ازهمه وارهاند.

    ای سید! وقتی که معنای وحدت غالب آید ولطف الهی ظهور نماید،همه حقوق از تو ادا خواهد شد وتو را باهیچ کس وهیچ چیز کاری نخواهد بود.خداوند وکیل تو خواهد شد وبه جای تو او خواهد بود وتو درمیان نه ای.

    ای سید! صحبت دنیا واهل دنیا در طریق سلوک مضر است،اما کسی که گرفتار است ونمی توان ازآن قطع کردن،به ضرورت احتناب تمام باید کرد که چیزی واقع نشود که با شریعت یا طریقت جنگ داشته باشد.اگر تقصیر رود،باید که رجوع نموده،تدارک نماید وملاحظه وحدت هرگز از دست نباید داد.

    ای سید! در لباس تکلف نباید کرد واز فقر با خود چیزی باید داشت.

    ای سید! همیشه حاضر دل باید بود واز گذشته وآینده یاد نباید کرد،وملاحظه وحدت هرگز از دست نباید داد.

    ای سید! بدان که هیچ مرگی بدتر از غفلت وحدت نیست وهیچ عذابی بدتر وسخت تر از عذاب دوری از حقیقت خود نه. از این مرگ واز این عذاب ترسان بوده،متوجه وحدت باید بود ویقین باید دانست که همه یکی است وغیر از یکی موجود نیست.هرقدر که این اندیشه غالب است،سعادت در اوست.چون از وهم دویی برآید،قیامت بر او واقع شود ودر جنت شهود تا ابد الآبدین آسوده.

    ای سید! این چنین دولت هرگاه در دنیا میسر شدنی است،چون است که درآن سعی نمی کنی وغافل می باشی؟

    ای سید! قیامت برهمه چیز وهمه کس آمدنی است وآن رجوع همه است به وحدت،اما بعد از آنکه ظهور کل واقع شود،اگر چه همه از اصل خود برآمده باشند،لذنی که می باید،همه را روی ندهد مگر برآنها که اینجا قیامت برآنها گذشته باشد.پس باید که سعی کنی که آن معنا که موعود است تو را اینجا روی نماید تا آسودگی حاصل شود ولذتی که می باید دست دهد.

    ای سید! مقصود همین است که وهم دویی برخیزد وتو نمانی واو بماند وبس.همه انبیا واولیا بر این اتفاق کرده اند ودر کتب الهیه وحدیث وکلمات اولیا دلایل این بسیار است،وعظمای هر فرقه به وحدت قائلند وهمه به یک زبان به این رفته اند که غیرحق موجودی نیست،عالم صورت اوست وظهور اوست وبس.به خاطر هست که شواهد این مطالب درکتاب علی حده نوشته شود واز دلایل عقلیه استنباط او کرده،نیز پاره ای آورده شود ان شاء الله سبحانه.

    ای سید! امروز که آخر الزمان است ونزدیک رسیده که آفتاب حقیقت از مغرب خلقیت طلوع نماید،از آنجا که پیش از طلوع آفتاب،انوار وآثار ظاهر می شودواسرار توحید از زبان خاص وعام به اختیار وبی اختیار فهمیده ونافهمیده سر می زند،طالب را باید که خود را جمع ساخته،خود را از خود نپوشد تا حقیقت وحدت کما ینبغی بر وی جلوه گر شود وبه گفتگوی زباین اکتفا نشود.


    الله مطلق و محمد(ص) بر حق،والحمدلله اولاً وآخراً وظاهراً وباطناً وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین الاخیار الابرار الانجاب،
    تمت الکتاب بعون الملک الوهاب.

    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  11. #110
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 93      تشکر : 343
    465 در 98 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سبز علوی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط توحید صمدی نمایش پست ها
    هذا رسالة المسمی بنور الوحدة من تصنیفات حضرة قدوة المحققین و برهان المدققین عارف بالله خواجه عبدالله المعروف بخواجه حوراء المتخلص بمغربی قدس الله سره و افاض علی الطالبین فتوحه . شب جمعه مبارک در عرس خواجه بهاء الدین المعروف به نقشبندی (قدس سره) سیم ربیع الاول فی سنة 1053 اتفاق افتاد و شروع به اظهار این اسرار واقع شد.
    ببخشید این بهاءالدین نقشبند همون بنیانگذار طریقت ظاله نقشبندیه و همونیه که حنفی مذهب هست یا فرد دیگریست؟
    کلید


صفحه 11 از 14 نخستنخست ... 7891011121314 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فلسفه تكرار نماز, فرقان کثرت از متن قرآن وحدت, قوه واهمه چه کار می کند؟, قابلیت در سایه گریه و طلب, قرآن موجودي غيبي, لیل بودن مرتبه قلب نسبت به روح, لیله القدر و نزول قران, مال غل گردن, ماوراء طبیعت و رحمت رحیمیه, محال به ذهن انسان نمی آید, مراتب وجود, مرتبه پایینتر رقیقت بالاست, مرتبه روح نسبت به مرتبه قلب روزست, مرد مظهر اسم الظاهر خدا, معنای عمیق ترشب و روز و مراتب انسان, معنای عمیقتر قبر, نفس انساني واستعداد قبول علم, نفس در تله دنیا, چه کسی در ملکوت آسمانها عظیم خوانده می شود ؟, چه کسانی مظهر امام غائبند؟, نتیجه دانش عمل بي ريا, نجبا و ابدال و رفع نیاز از متوسلین به امام زمان, نسیم سحر چون دم عیسوی, نسبت توانایی و انجام فعل, نشئه طبیعت رحمت رحمانیه است, هفت در جهنم, یکی از لطائف این دنیا, کلید ها و نکات بسیار ارزشمند, کتاب قرآن کریم, کتاب شهادت, کتاب غیبت, کدام سیر و سلوکی با ارزش ست؟, گنج بی زوالدانش, ۳ کتاب در عالم, پنج حس ما بعلاوه قوه خیال و ووهم 7 در جهنم, پیامبران گذشته وغیبت, پیش رفتن در نظام هستی با علم و مزاحمت, آفریده ها برای انسان در کارند, آیت الله صمدی آملی, آیت الله علامه حسن حسن زاده آملی, آب و علم, انا لا نضیع اجر من احسن عملا, انجیل برنابا و تصریح به این که عیسی مصلوب نشده, انسان ومقام لایقفی, اهل حکایت و نقل, اهل درایت و درک, ایت الله العظمی فی السماء, اخذ علم در عالم خواب به صورت آب يا شير, ادامه داشتن نبوت انبایی, اداره جهان خلقت با اسماء حسنای الهی, اسرار عبادات, اصل بودن غیبت در عالم, بیکرانه درون انسان, بدن ما وکثرات متضاد, بدن ما در هر نشئه ای قبر ماست, بدن و دنیا, بزرگترین ذکر نظام هستی علم است, بشارت به پیامبر اسلام در انجیل, تمرکز افكار بر افعال, توانایی تفهیم بر جاهل و فهم حقیقی, توانائی ادراک جزئی, توانائی رسیدن به مراتب, تا دهن بسته نگردد دل باز نشود, تطهیر خیال با علم, تعریف مرتبه خیال, جدول وجود امام زمان, حقیقت بودن مرتبه بالا, حقیقت حجاب ظهور اسم الباطن حق, حقیقت علم ِ اسم اعظم الهی است, حیوانات تمثلات ملکات انسانها, حیات حضرت الیاس و خضر با حفظ بدن عنصری, حجاب زن و اسم باطن, خنده پوست است و گریه مغز, خواب و یک سوم عمر, خود شناسی و خدا شناسی, خوراک بیش از ضرورت بلاهت زا, ختم نبوت تشریعی, دنیا و کثرات متضاد, دانش بی بيان مانند گنجي بدون انفاق, دانشمند و به ستوه نیامدن از دانش آندوزی, در حد بودن و غم و غصه, روز بودن مرتبه قلب نسبت به وهم, راه کسب قابلیت, رابطه ناتوانی و انتقاد, رابطه کامل شدن و دشمنی دیگران, سوزانندگی پرتو خورشید در سایه تمرکز, سحر وقت مسافرت رهروان, سخن در اسرار نظام هستی و افزایش مجهولات, سر مزاحمت در مسیر علم, شهادت امام حسین (ع) فاتحه الکتاب کتاب شهادت, شرف شمس چیست؟, طبیعت مقام جمعی, طبیعت رابط و جامع بین همه کثرات ضد هم, عقل مقام ادراک احکام کلی, عقل و هفت مدرک وهم و خیال و پنج حس درهای بهشت, عقل در تله غیب, علم و عزتش با افزایش, علم تاج سر, علم تشریح دار وجود, علم جفر علم به حقایق و رموز عالم, علم غذای روح انسان, علوم و فهم کلمات نظام هستی, عالم نور و قران, عالم ذر, عالم علم انباشته روی هم, عبادات وارتباط دلها, عدم بنوت عیسی در انجیل اصلی, غیبت امام زمان فاتحه الکتاب کتاب غیبت

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •