کلید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
کلید
صفحه 5 از 14 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 139
  1. #41
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    40-باهیچ کس جنگ مکن که جنگ نه کارمحتشمان است بلکه شغل زنان است باکودکان.
    41-
    طریقه محتشمان چنین است که درتابستان نیم روز قیلوله کنندواگرخواب نیایددرخلوت خانۀ خودباشندتاگرماشکسته بود.
    42-
    چون براسب نشینی براسب کوچک منشین که مرداگرچه بزرگ منظرباشدبراسب کوچک حقیرنماید،واگرحقیربودبراس ب بزرگ به شکوه نماید.
    43-
    ازمرگ مترس وبدان که تاتن خودرابخوردسگان ندهی خودرابه نام شیران نتوان کرد،هرکه بزایدروزی بمیرد.
    44-
    مال رانکاه دارکه چیزی به دشمن بگذاری به که ازدوستان بخواهی،چیزی اگرچه کم بودنگاهداشتی آن واجب دان،که هرکه چیزکم نگاه نتواندداشت بسیارراهم نگاه ندارد.
    45-
    امانت نگاهداری مکن زنهارکه سعی عبث به توماند،هرگاه ردنکنی خائن وتبه روزگارخواهی بود،وچنانچه ردکنی کاری نکرده باشی مال مردم راداده باشی واصلاًصاحب آن ممنون نباشدوچنانچه تلف شودبدنام بشوی.
    46-
    تاتوانی سوگندمخور.
    47-
    درمعامله ازمماسکه وسعی درقیمت کوتاهی مکن که آن نیمی ازتجارت است.
    48-
    صبورباش که صبوری دوم عاقلی است.
    49-
    درخانه خریدن اول همسایه راملاحظه کن.
    50-
    سعی کن تاخانه درجائی خری که توانگرترین همسایگاه باشی،وفقیرتربلکه مساوی نباشی.
    51-
    همسایگان راهدیه فرست وطعام ده تامحتشم ترین ایشان باشی.
    52-
    طفلان همسایگان رابنواز.
    53-
    بام خودراازبام همسایه بلندترکن تامردمان رادرتودیدارنباشد.
    54-
    زنی که محتشم ترازتوباشدمخواه.
    55-
    هیچ بزرگی رادرخانه خوددربرابرزن راه مده اگرچه پیروسیاه باشد.
    56-
    بافرزندان وبرادران خودهیوب باش تاتراخوارندارندوازتوترسان باشند.
    57-
    فرزندان راپیشه بیاموزکه آن عیب نیست بلکه هنراست هرچندازمحتشمان باشند.
    58-
    هرچه داری اول خرج دخترکن وشغل وی بسازو ویرا درگردن کسی بندکه تاازغم اوبرهی،امادختردوشیزه راشوی دوشیزه گزین.
    59-
    دامادبایدکه ازتوفروتربودهم به نعمت وهم به حشمت تااوبه توفخرکندنه توبه او.
    60-
    دوستی که ازتوبدون حجت پرگله شودبه دوستی آن اعتمادمکن.
    61-
    بانیکان وبدان دوستی کن بانیکان بدل بابدان به زبان.
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  2. تشكرها 3

    *آیه های انتظار* (31-01-1391), مليکه (31-01-1391), نرگس منتظر (29-01-1391)

  3. #42
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    62به دوستی کسی که به دشمن تودوست باشدزنهارهزارزنهاراعتمادم کن.
    63-
    اگرترادشمنی باشددلتنگ مشوکه هرکه رادشمن نباشدبی قدروبهاباشد.
    64-
    خویشتن رابه دشمن بزرگ نمااگرچه افتاده باشی،جسارت راکاربروخودراازافتادگان منمای.
    65-
    بیشترازدشمن خانگی وهمسایگان وخویشان حذرکن.
    66-
    باهیچ کس یک دل دوستی مکن ولیکن دوستی مجازی کن.
    67-
    ازسفیهان وجنگجویان واوباش یعنی کسانی که از سخن بدگفتن مضایقه ندارندبردبارباش ولیکن باگردنکشان گردنکش باش.
    68-
    بادوست ودشمن آهستگی وچرب گوی،وهرچه گوئی ازنیک وبدهمان راچشم دار.
    69-
    هرچه نخواهی بشنوی مردمان رامشنوان البته.
    70-
    هرچه پیش مردمان نتوانی گفتن ازپس مردم مگوی.
    71-
    برناکرده لاف مزن وچون کنم مگوی وچون کردم گوی.
    72-
    زبان خویش رابرکسی بسته دارکه اگرخواهدزبان خویش برتوتواندگشاد.
    73-
    ازاژدهای هفت سرمترس وازمردم سخن چین بترس.
    74-
    هیچ کس رابی قدرستایش مکن که اگروقتی بیایدنکوهیده ندانی.
    75-
    هرکه دانی به کارتوآیدازاعراض وخشم خویش مترسان،واگرگناه کنددرگذران.
    76-
    هرسخن که شنیدی انگشت درآن مپیچ.
    77-
    زودبهرچیزخشمناک مشوودروقت خشم خشم فروبر.
    78-
    اگرجائی بایدتراعفووعذرخواستننگ مدار.
    79-
    ای پسراگرواعظ شوی برسرمنبرروی باک مداروچنان دان که مجلسیان توبهائمندتابه سخن درنمانی واگربه سخن احیاناًدرمانی باک مداروبه صلوات وتهلیل وأمثال آن بگذران وبه زودی به سخن دیگررو،وبه سرمنبرترشرومباش.
    80-
    ای پسراگرقاضی ومفتی شوی بایددرمجلس حکم هیوب باشی وبی خنده وترشرو،وأندک گوی باش وبسیارشند
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  4. تشكرها 3

    *آیه های انتظار* (31-01-1391), مليکه (31-01-1391), نرگس منتظر (29-01-1391)

  5. #43
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    81-اگرتاجرشوی معامله باگروهی کن که زیردست توباشند،واگرباقوی ترازخودمعامله کنی باکسی کن که صاحب مروّت ودیانت باشد.
    82-
    تاتوانی بنسیه معامله مکن،نقدکم نفع به ازنسیه بسیارسوداست.
    83-
    بهترین متاع های تجارت آن بودکه به من وسنگ خرندوبه مثقال ودرم فروشند.
    84-
    تاجربایدچیزی که تغییردرآن به هم رسدومردنی وشکستنی باشدنخرد.
    85-
    تاجربایدبهرشهررودخبر اراجیف ندهدودرخبرخوش مطلقاًتقصیرنکند،وخبرمردن احدی رابدون ضرورتنگوید.
    86-
    درسفربایدمکاری راازخودخوشنودنگاه دارد.
    87-
    درشهری که واردشدباسه طایفه آشنائی کند:توانگران بامروت،جوانمردان عیارپیشه،راه بانان ویوم شناسان.
    88-
    اگرلابدی معامله بنسیه کنی باچندطایفه مکن:کم چیزونوکیسه وکودک وقاضی ومفتی وشیخ الاسلام.
    89-
    هیچ نوشته رابرخودحجت مسازیعنی چیزی منویس که روزی برتوحجت شود.
    90-
    زودبه زودبااهل حساب خودمحاسبه کن.
    91-
    ای فرزنداکتفاء به دوستان مکن وپیوسته دوستان نوگیر،امادوستان کهن راازدست مده.
    92-
    اگردهقان باشی نگذارهرچه کاری که ازوقت بگذردواگرده روز پیش ازوقت کاری بهترازآن است که ده روزپس ازوقت.
    93-
    چون زراعت کنی تدبیرسال دیگرامسال کن.
    94-
    اگرکاسب باشی زودکارباش وبه اندک سودقناعت کن تایک باره ده یازده کنی دوباره دو نیم توانکرد،ومردم رابلجاج ومکابره مگریزان.
    95-
    ای فرزنداگرمقرّب پادشاه باشی بدون ضرورت سخن برخلاف مرادپادشاه مگوی وبااولجاج مکن اوراجزنیکوئی میاموز.
    96-
    درپیش پادشاه عیب کسی رامگوی که ترابدنفس شناسد.
    97-
    ارآن سفره که نان خوری بدگویی مکن.
    98-
    جوانمردباش واصل جوانمردی سه چیزاست:هرچه بگوئی بکنی،خلافراست نگوئی،شکیب وصبرراکاربندی.
    99-
    زنهارکه مال خودراضایع نگذاری اگرچه پوست خربزه باشدکه گاه است ترابکارآید،واگرچه زیادتی شربت آب یابرگ درختان باشد.
    100-
    قانع باش وقناعت پیشه کن که اصل همه پندها این است وسایرفرعندوالله علم.
    منبع:حکایت های نراقی.تحقیق، تصحیح وتعلیق:استادعلامه حسن زاده آملی.(روحی فداه)
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  6. تشكرها 3

    *آیه های انتظار* (31-01-1391), مليکه (31-01-1391), نرگس منتظر (29-01-1391)

  7. #44
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بیانات ارزشمند اخلاقی آیت الله جوادی آملی (2)


    • وجود مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود «تعطّروا بالاستغفار لا تفضحنّکم رواعه الذنوب»خودتان را با استغفار معطّر کنید تا بوی بد گناه آبرویتان را نبرد یک وقت می بینید کسی بعد از یک مدّت مسلوب الحیثیّه می شود آبرویش رفته دیگر نمی داند از کجا این چوب را خورده که فرمود خودتان را با استغفار معطّر کنید.


    • کسانی که اهل معصیت اند چرک میخورند و اگر در بیانات نورانی سیدالشهداء (سلام الله علیه)هست که غیبت، خورشت سگان جهنّم است تشبیه نیست اغراق نیست باطن این حکم است همین غیبت به آن صورت در می آید.


    • اگر استکبار، صهیونیسم و ظالم و مظلوم را در بیرون می بینیم مشابه همین در درون ما وجود دارد ، اگر شهوت و غضب در جنگ درون پیروز شوند همه را به اسارت می گیرند.


    • در جنگ بیرون دشمن تا می تواند رقیب را می کشد ولی در جنگ درون اسیر می گیرد نه قتیل ،لذا دشمن در جنگ درون اسیر می گیرد تا از او بهره ببرد.


    • کسی که زبان و نیّتش با رفتار و کردارش یکی باشد امانت الهی را ادا کرده و ایمان و عبادت او با اخلاص است.


    • انسان با تقوا نیز می تواند زندگی مقبول و با رفاه که آخرت را در پی دارد داشته باشد و این چنین نیست که فرد متّقی از زندگی مقبول و آبرومند در دنیا محروم باشد.


    • اگر شخص در جهاد درون شکست خورده و شهوت و غضب از طریق عقل عمل او را اسیر کند عالما و عامدا دروغ خواهد گفت و معصیت می کند.


    • خدا خلّاق عالم است و این قدرت را به انسان ها داده تا بتوانند بدنسازی کنند تا بدن برزخی خود را به صورت زیبا یا زشت بسازند.


    • در دنیا صورت ها و سیرتهای مختلفی وجود دارد و لذا آن زیبایی که می خواهیم در بدن برزخی داشته باشیم می باید با عقاید و اخلاق خود در دنیا بسازیم.


    • اگر بخواهیم به اخلاق الهی نازل شویم چاره جز این نداریم که خود را بشناسیم.


    • انسان ابدی باید کارهای ابدی داشته باشد ، پس از مرگ یا بهشتی است یا دوزخی که هیچ رحمتی در آن نیست، هیچ اثری از رحمت خاصّه در جهنّم نیست لذا اگر کسی اهل نجات باشد به کارهای ابدی دست می زند.


    • امام علی (ع)در نامه خود به محمد ابن ابا بکر نماز را عمود دین عنوان کرده و خواستار ادای نماز اول وقت شده اند و درسی داده اند که به نماز نگوییم کار دارم به کار بگوییم که نماز دارم.امام (ع)عنوان فرموده اند که تمام کارهای ما تابع نماز است و هنگامی که ما با خدای خود گفت و گو می کنیم او حافظ ما است.


    • طبق فرموده پیامبر(ص)خواب یک کلاس درس است به شرط اینکه پرخوری نکرده، بدون وضو نبوده و روبه قبله باشد و اگر مراقب زبان ، چشم و گوش خود باشید فرشتگان با شما مصافحه خواهند کرد.


    • حضرت آیت الله جوادی آملی با اشاره به برخی فرمایشات امام علی(ع)در نهج البلاغه:برترین و بالاترین ثروت عقل است و ملّتی که فقیه و خردمدار باشد می تواند منابع درونی خود را تامین کند در غیر این صورت دچار فقر اقتصادی خواهد شد.


    • خدا در سوره یس فرمود :عقلا و حکما حواسشان باشد که ابلیس تا آخر دست بردار نیست و رقیب سرسختی است.رقیبی چون ابلیس که به خود نیزرحم نکرده است و محصول شش هزار سال عبادت خود را به آتش کشیده است.


    • شیطان قوی تر از ما است ، با همه نیروها به میدان نبرد آمده و نیروهای شیطانی ما را می بینند ولی ما نمی توانیم آن ها را ببینیم. امام علی (ع)فرمودند انسان می تواند سلسله ابزاری را تهیه کند و به جایی مرتبط شود که کمک کننده ما را می بیند ولی شیطان آن کمک کننده را نمی بیند.

    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  8. تشكرها 4

    *آیه های انتظار* (31-01-1391), مليکه (31-01-1391), مدير اجرايي (21-11-1390), نرگس منتظر (29-01-1391)

  9. #45
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آداب سیر و سلوک از لسان عارف و حکیم

    ۱- به فکر خود باش و از خویشتن غافل مباش.
    ۲- همواره کشیک نفس بکش که کشیک نفس کشیدن کشکی نیست، از خداوند توفیق بخواه.
    ۳- با ابنای روزگار بساز و مرد تحمل باش «آسیا باش، درشت بستان و نرم باز ده».
    ۴- مرد فکر باش که فکر لُبّ عبادت است.
    ۵- مناجات و راز و نیاز با خداوند را قطع مکن.
    ۶- خلوت شب را از دست مده.
    ۷- به حقیقت بگو «الهی! آمدم» تا کامروا گردی.
    ۸- سخن و خواب و خوراک باید به قدر ضرورت باشد.
    ۹- با عهد الله که قرآن مجید است هر روز تجدید عهد کن.
    ۱۰- صمیمانه دست توسل به دامن پیغمبر و آل او در زن که آن خوبان واسطه فیض حقند.
    ۱۱- فرزانه باش و دیوانه باش.
    ۱۲- خویشتن را تفویض به حق کن و او را وکیل خود بگیر که تواناتر و داناتر و باوفاتر و مهربان تر و پاینده تر از او نخواهی یافت.
    ۱۳- سوره مبارکه «اخلاص» را با اخلاص بر زبان داشته باش.
    ۱۴- با خلق خدا مهربان باش.
    ۱۵- از سخنان ناهنجار گر چه به مزاح باشد، بر حذر باش.
    ۱۶- خلاف مگو اگر چه به مطایبت باشد.
    ۱۷- از قسم خوردن اگر چه به راست باشد، احتراز کن.
    ۱۸- چو اِستاده ای دست افتاده گیر.
    ۱۹- تا می توانی نماز را در اول وقت به جا آور.
    ۲۰- تجارتت را مغتنم بشمار که انسان بیکار از دنیا و آخرت هر دو می مانَد.
    ۲۱- داد و ستد مانع بندگی نیست.
    ۲۲- در مطلق اُمور میانه رو باش.
    ۲۳- بر کتمان اهتمام داشته باش.
    ۲۴- اگر چه الف دنباله دارد ولی؛
    «گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان غم مخور».


    ۲۳/۱۰/۱۳۵۱ شمسی
    علامه حسن زاده آملی/هزار و یک کلمه/ ج۱ / کلمه ۱۴۴ / صفحه ۲۴۵-۲۴۶
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  10. تشكرها 4

    *آیه های انتظار* (31-01-1391), مليکه (31-01-1391), مدير اجرايي (21-11-1390), نرگس منتظر (29-01-1391)

  11. #46
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نکاتی درباره شب
    1- به آب حيات انسانى كه علم و ادراك حقائق آنسويى است دسترسى پيدا مى شود.
    2- در شب مى شود با قرآن حشر خاص پيدا شود تا اين حقيقت غير متناهى ، مطابق با شاءنيت هر خواننده اى خود را به او نشان دهد و بر او متجلى گردد.
    3- در شب مى توان سير صعودى انسانى نمود كه بر قدم ابراهيم قرار گرفته و از رويت كوكب و قمر و شمس به رويت ملكوت سماوات و ارض راه يافت كه و اذ نرى ابراهيم ملكوت السموات و الارض .
    4- با تهجد شبانه مى شود به مقام شامخ ((محمود)) راه يافت كه و من الليل فتهجد به نافلة لك عسى اءن يبعثك ربك مقاما محمودا.
    5- شب ، وقت تجلى آيات الهى است كه هر بيدار دلى را به تفكر و تعقل وا مى دارد كه فكر و ذكر را در آن ظهورى تام است الذين يذكرون الله قياما و قعودا و على جنوبهم و يتفكرون فى خلق السموات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار.
    6- شب براى آرامش و سكونت است الله الذى جعل لكم الليل لتسكنوا فيه و آن را كه سكونت است صعود است .
    7- شب وقت شناگرى در درياى بيكران وجود است كه ((و من الليل فسبحه و ادبار السجود)) صاحبان سجده هاى طولانى را در شب پروازها است كه در ابيات تبرى مولايم آمده است :
    نصف شو كه پُرسُمه گيرمه و ضوء خومّه نماز كمُه چى پروازها با اينكه بى پر هسمه
    8- شب است كه اهل الله را اويس قرنى مشهد مى سازد كه گاهى در سجده اند و گاهى در ركوع ؛ و گاهى در قيام اند و گاهى در قعود و گويند ايكاش از اول تا آخر عالم يك شب بود و ما آن يك شب را در سجده بوديم امن هو قانت اناء الليل ساجدا و قائما يحذر الاخرة .
    9- شب را زمان معراج زمان قرار داده اند كه تا عبد در عوالم وجودى بى انتها به سير و سفر بپردازد كه سبحان الذى اءسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام الى المسجد الاءقصى در اين سيرش به هر آنچه كه مقصود وى است بدان دست يابد.
    10- شب وقت مواعده حق با كليمى مشربان است كه ((و اذ واعدنا موسى اربعين ليلا)) در ميقات شب ، عاشقان ، لباس احرام بر تن كنند و لبيك گويان ((رب ارنى انظر اليك )) را نغمه شباهنگ خويش قرار دهند و با دو بال علم و عمل تا بر دوست پرواز كنند.
    11- شب سكوت آورد كه سكوت از سفره رحمت رحيميه حق محسوب مى گردد.
    12- شب تنزل ملائكه الله و بلكه قرآن را در پى دارد كه ((انا انزلناه فى ليلة القدر)).
    13- شب ، درد صاحبان دل را ظهور مى دهد و آنان را به نعمت عظماى اسم اعظم ((آه آه آه )) مترنم مى كند كه آنان را جز آه در بساط نيست لذا گويند: الهى از من آهى و از تو نگاهى .
    14- در شب درهاى رحمت الهى را باز كنند و همگان را به ارتزاق از نعمت حضور و مجالست با رب و دو دعوت نمايند.
    بالاخره آنكه انسانيت را طالب است دست طلب بر دامن شب است تا خويش را ببيند و به تماشاى آنچه كه در خود كاشته است بپردازد. و شب بود كه پسر عامرى را مجنون كرد، و نجم آملى را عاشق ليلى آفرين قرار داد. فتدبر.
    15- شب ، ((اءنا ربكم الاعلى )) را به ((انى انا الله رب العالمين )) تبديل مى كند و موسوسى مشهدان را به وادى ايمن و مقدس طوى وارد مى كند تا در دل شب به مشاهدات نوريه وصول پيدا كنند.


    منبع:شرح دفتر دل
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  12. تشكرها 4

    *آیه های انتظار* (31-01-1391), مليکه (31-01-1391), مدير اجرايي (21-11-1390), نرگس منتظر (29-01-1391)

  13. #47
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    حکایت ماهیان

    جناب عارف متاءله سيد حيدر آملى (قدس سره ) در جامع الاسرار مى فرمايد: حكايت شده است كه روزى ماهيهاى دريا در نزد بزرگشان جمع شده اند و بدو عرض كردند اى فلانى ما تصميم گرفتيم كه به سوى دريا توجه نماييم دريايى كه ما بدو موجوديم و بدون او معدوم ؛ پس به ناچار تو بايد ما را به طرف او راهنمايى كنى كه تا به او روى آوريم و به نزد حضرت او واصل شويم چون ما مدتى است كه از دريا مى شنويم و به او باقى هستيم ولى خودش را نمى شناسيم و مكان و جهت وى را نمى دانيم ؟ بزرگ ماهى ها به آنها گفته است : اى دوستان و برادران من اين حرف به شايستگى شما و امثال شما نيست ؛ زيرا كه دريا بزرگتر از آن است كه احدى از شما بتواند بدان دست يابد و اين كار در خور شما و مقامتان نيست پس آنها ساكت شدند و پس از آن مثل اين سخن را نگفته اند. بزرگشان گفت كه شما را همين مقدار كافى است كه معتقد باشيد به وجود دريا موجوديد و بدون آن معدوم .
    ماهى ها به بزرگشان عرضه داشتند كه اين اندازه به حالمان نافع نيست و اين منع تو ما را دفع نمى كند بلكه مى خواهيم به دريا توجه نماييم و به ناچار تو بايد ما را به معرفت دريا راهنمايى كنى و ما را به وجود او دلالت نمايى .
    وقتى بزرگشان اينچنين ديد و ملاحظه كرد كه منع آنان ، سودى نمى بخشد شروع به بيان نمود و گفت :
    اى برادران آن دريايى كه شما آن را طلب مى كنيد و اراده كرده ايد كه بدو روى آوريد با شماست و شما با او هستيد، و آن دريا محيط به شما و شما محاط به او هستيد، و محيط هرگز از محاط منفك نمى شود. و دريا عبارت از آنى است كه شما در او هستيد و شما به هر جهتى روى آوريد آن جهت دريا است و غير از دريا چيزى در نزد شما نيست . پس دريا با شماست و شما با دريا هستيد، و شما در درياييد و دريا در شماست و دريا از شما غائب نيست و نه شما از او غائبيد و اين دريا از خود شما به شما نزديكتر است .
    ماهى ها وقتى اين كلام از بزرگشان شنيده اند برخاستند و متوجه او شده اند تا وى را به قتل رسانند بزرگشان گفته است و به چه جهتى مى خواهيد مرا بكشيد و به چه گناهى مرا مستحق چنين چيز مى دانيد؟ در جواب گفته اند كه تو مى گويى دريا همان است كه ما در او هستيم و حالى كه آنى كه ما در او هستيم كه فقط آب است و آب كجا از دريا است و تو از اين سخنت جز گمراهى ما از راه راست را نخواستى .
    بزرگشان گفت : به خدا قسم اين چنين نيست و من جز حق سخن نگفتم و آنچه كه واقع و نفس الامر بود را بيان كردم چون كه دريا و آب در حقيقت يك چيزند و بين آب و دريا مغايرتى نيست پس آب به حسب حقيقت و وجود اسم براى دريا است و دريا براى آب به حسب كمالات و خصوصيات و انبساط و انتشار بر مظاهر اسم است . پس بعضى از ماهى ها به دريا شناخت پيدا كرده اند و ساكت شده اند، و بعضى ديگر انكار نموده و بدان كفر ورزيده اند و از بزرگشان دور شده اند. اگر بخواهى اين حكايت به زبان ماهى ها را به زبان امواج پياده كنى نيز صحيح است و بدان كه شاءن خلق در طلب حق اين چنين است كه وقتى مردم در نزد پيامبر يا امام يا عارفى اجتماع نمايند و از حق سوال كنند و آن نبى يا امام يا عارف در جواب گويد: آن حقى كه سوال مى كنيد و او را طلب مى كنيد با شماست و شما با او هستيد، و او محيط به شماست و شما محاط به او هستيد، و محيط از محاط منفك نمى شود، و او با شماست هر جا كه باشيد و او از رگ رگردن شم به شما نزديك است و او از شما غائب نيست و به هر جهت رو كنيد او را مى بينيد و با هر چيزى است و عين هر چيز است بلكه او همه چيز است و همه چيز به او قائم اند و بدون او زائل ، و براى غير او وجودى نيست نه در ذهن و نه در خارج ، و هو الاول بذاته و الاخر بكمالاته ، الظاهر بصفاته ، و الباطن بوجوده .
    وقتى خلق اين كلام را بشنوند قصد كشتن آن نبى يا امام يا عارف نمايند، وقتى به آنها بگويد به چه جرمى مرا مى كشيد؟ گويند تو گويى كه حق با شماست و شما با او هستيد و در وجود چيزى جز او نيست و براى غيرش وجودى نه در ذهن است و نه در خارج ، در حالى كه به حقيقت مى دانيم كه ما موجوداتى غير او از عقل و نفس و افلاك و اجرام و ملك و جن و غيره آنها داريم پس تو كافر ملحد و زنديق هستى و تو با اين كلامت خواستى ما را از طريق حق گمراه كنى .
    نبى يا امام يا عارف گويد: به خدا قسم غير از حق سخن نگفتم و غير از واقع چيزى نگفتم و من نخواستم كه شما را اغواء و گمراه كنم بلكه سخن حق تعالى را به شما گفته ام كه فرمود:
    ((
    و فى انفسكم افلا تبصرون )).
    لذا بعضى مى پذيرند و موحد شوند و بعضى انكار نمايند و امام نبى يا عارف را طرف كنند. تلك الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الا العالمون .

    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  14. تشكرها 3

    *آیه های انتظار* (31-01-1391), مدير اجرايي (29-01-1391), نرگس منتظر (29-01-1391)

  15. #48
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    داستان سلامان و اِبسال

    خواجه نصیرالدین طوسی می فرماید: داستان دوم«سلامان وابسال» داستانی است که بعدازگذشت بیست سال ازاتمام«شرح اشارات»برآن آگاهی یافتم وگویاهمان داستانی است که خودشیخ به آن اشاره کرده است ،زیرا جوزجانی(1)همین داستان رادرفهرست آثارشیخ ذکرکرده است.

    سلامان وإبسال دوبرادربودند، سلامان برادربزرگتربود.وابسال کوچکتربودو زیرنطربرادربزرگترتربیت شده بود.ابسال خوش قیافه ،خردمند،مودب،دانشمند، پاکدامن وشجاع بود وزن سلامان دلباخته وعاشق اوشد وبه سلامان گفت:ابسال رابا اهل وخانواده خود یکی کن ،ودردودمانت بیاورتامیان بچه های ماباشدوبچه هاازاوچیزها یادبگیرند.سلامان حکم کردکه ابسال چنین باشد.
    ابسال حرف برادرنپذیرفت وازمعاشرت با زنان خوداری کرد.- درروایت است پیامبر(ص)فرموده اندکه معاشرت بازنان دل آدم رامی میراند-.سلامان گفت:همسر من به منزله مادرتوست،اوحکم مادرتورا داردوبرای تواین همه زحمت کشیده وبزرگت نموده وبه تربیت توپرداخته است،وحالاتوبه رشد رسیده ای ووقتش است که فرزندان من ازتو استفاده کنند، بالاخره ابسال پیشنهادوی راپذیرفت وبه جمع آنها پیوست.همسرسلامان اوراخیلی گرامی داشت تااینکه روزی درخلوت رازدلش راباابسال درمیان گذاشت واظهارعشق نمود.ولی ابسال درخواست اورانپذیرفت وگفت:من هرگزچنین کاری نمی کنم.زن دانست که ازاین طریق نمی تواند ابسال رابه چنگ بیاورد،لذاحیله دیگری اندیشیدوبه شوهرش گفت:خواهرم رابه همسری ابسال درآور.سلامان پذیرفت.
    زن به خواهرش گفت:چنین نیست که من دست وپاکردم تاتوبا ابسال ازدواج کنی واوتنهابرای توباشد،بلکه من هم شریک وسهیم هستم. سپس پیش ابسال رفت وبرای اوحیله ای به بکاربردوگفت:خواهرم ،دوشیزه وباحیاست ونباید درروزبه خانه اودرآیی وبااوحرف بزنی تاکم کم انس بگیرد،چون خواهرم خیلی خجالتی است.
    بهر حال شب زفاف رسیدوهمسرسلامان زمینه چینی لازم راکرده بود.همین که ابسال واردحجله عروسی شد.آن زن توطئه گرنتوانست خودداری کند لذا بسرعت سینه خودرا به سینه ابسال چسباند.ابساِلِ عاقل وزرنگ ازاین حرکتِ زن به شک افتادوبا خودگفت:آیااین همان دخترباکره وباشرم وحیاست؟ که خواهرش اوراچنین معرفی کرده بود!ولی حرکت اونشانگرآن است که اوزیادهم اهل شرم وحیانیست ورفتار وحرکاتش مثل یک زن شوهر دیده است!ذهن ابسال راهمین مسائل به خود مشغول ساخته بود که دراین هنگام آسمان راابرتیرهای فراگزفت وناگهان ازآن ابرتیره برقی درخشید وهمه جا روشن گشت.ابسال درپرتوآن،چهره آن زن رادیدواوراازجایش برکندوازخوددورساخت وازخوابگاه بیرون آمدوپیش برادرش سلامان رفت وگفت:می خواهم همه سرزمینها رابرایت فتح کنم ومن درخودتوان چنین کاری رامی بینم.آنگاه ابسال بالشکر خودیرای فتح سرزمینها حرکت کرد وباملتهادرگیرشدوباآنان جنگیدوپیروزگشت وبدون هیچ منتی همه سرزمین هاازدریا،خشکی،غرب وشرق رابرای برادرش فتح نمودوسلامان اولین ذی القرنینی است که همه کره خاکی رازیرسیطره خود درآورد..البته فتح همه این سرزمین خیلی طول کشید.سپس ابسال پیش برادرش سلامان برگشته وبشارت ثصرف این همه عوالم رابه اوداد.
    هرچندابسال می پنداشت که آن زن به خاطراین کشور گشایی طولانی وفاصله زیادزمانی اورافراموش نموده است وآن کارها دیگر ازاوسرنمی زند،ولی این زن دست بردار نبود.
    زن دوباره قصدکردخودرابه آغوش ابسال بیندازد،ولی باز ابسال ابا کردومخالفت ورزید.دراین اوضاع بود که دشمن قصدفتح سرزمین سلامان رانمود وسلامان،ابسال رابرای سرکوبی آنان فرستاد.

    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  16. تشكرها 2


  17. #49
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    همسرسلامان،سرداران لشکرراخواست وبه آنهاگفت که ابسال رادرمیدان جنگ تنهابگذارید،تابه دست دشمن بیفتد وبمیرد.ومقداری مال به سرداران لشکربخشیدوآنان چنین کردند.نقشه عملی شدودشمنان براوچیره شدندوابسال زخم خورده شدوخون زیادی ازاورفت،ولی نمرد،هرچندسرداران لشکرش چنان پنداشتندکه اومرده است،لذااورابه حال خودواکذاشتندورفتند.یکی ازحیوانات وحشی بیابان اورا شیرداد این حیوان وحشی سرپستان رابه دهان ابسال گذاشت زیراابسال به قدری بی حال شده بودکه خودش نمی توانست سرپستان رابگیردوبه دهان خودبگذارد.ابسال ازشیرآن تغذیه نمودوافاقه حاصل شدونشاطوشادمانی یافت وپیش سلامان بازگشت ؛دیدکه دشمن،برادرش رااحاطه کرده وخوارش نموده است وسلامان هم ازنبودن ابسال خیلی غمگین است.
    ابسال لشکرخودرافرماندهی کردواسباب جنگی فراهم نمودودشمن راتارومارکرد وبیشترآنان رااسیرکردوپادشاهی برای برادرش آراست وبرقرارساخت.
    آنگاه آن زن با دوتن دیگریعنی آشپزوپیشخدمت که غذا می آورند،همدست شدوبه آندوپولی بخشید،آنهاهم ابسال رابه دستوراومسموم نمودند.
    سلامان ازمرگ برادرش ابسال اندوهگین گشت وارسلطنت کناره گیری کردومسندپادشاهی رابه یکی ازنزدیکان خودواگذارنمودوبه مناجات باخداپرداخت.
    دراین هنگام حقیقت مطلب به صورت الهام برسلامان آشکار می شود.واو همسر،آشپزوپیشخدمت راازآن سمی که به برادرش نوشاتده بودند،نوشاند،وهرسه آنهابه درک واصل شدند.
    همسرسلامان،سرداران لشکرراخواست وبه آنهاگفت که ابسال رادرمیدان جنگ تنهابگذارید،تابه دست دشمن بیفتد وبمیرد.ومقداری مال به سرداران لشکربخشیدوآنان چنین کردند.نقشه عملی شدودشمنان براوچیره شدوابسال زخم خورده شدوخون زیادی ازاورفت،ولی نمرد،هرچندسرداران لشکرش چنان پنداشتندکه اومرده است،لذااورابه حال خودواکذاشتندورفتند.یکی ازحیوانات وحشی بیابان اورا شیرداد این حیوان وحشی سرپستان رابه دهان ابسال گذاشت زیراابسال به قدری بی حال شده بودکه خودش نمی توانست سرپستان رابگیردوبه دهان خودبگذارد.ابسال ازشیرآن تغذیه نمودوافاقه حاصل شدونشاطوشادمانی یافت وپیش سلامان بازگشت ؛دیدکه دشمن،برادرش رااحاطه کرده وخوارش نموده است وسلامان هم ازنبودن ابسال خیلی غمگین است.
    ابسال لشکرخودرافرماندهی کردواسباب جنگی فراهم نمودودشمن راتارومارکرد وبیشترآنان رااسیرکردوپادشاهی برای برادرش آراست وبرقرارساخت.
    آنگاه آن زن با دوتن دیگریعنی آشپزوپیشخدمت که غذا می آورند،همدست شدوبه آندوپولی بخشید،آنهاهم ابسال رابه دستوراومسموم نمودند.
    سلامان ازمرگ برادرش ابسال اندوهگین گشت وارسلطنت کناره گیری کردومسندپادشاهی رابه یکی ازنزدیکان خودواگذارنمودوبه مناجات باخداپرداخت.
    دراین هنگام حقیقت مطلب به صورت الهام برسلامان آشکار می شود.واو همسر،آشپزوپیشخدمت راازآن سمی که به برادرش نوشاتده بودند،نوشاند،وهرسه آنهابه درک واصل شدند.

    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  18. تشكرها 3

    *آیه های انتظار* (31-01-1391), مليکه (31-01-1391), مدير اجرايي (31-01-1391)

  19. #50
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    واما جناب خواجه نصیر(ره)درتاویل این قصه می فرماید که:
    - مرادازسلامان همان نفس ناطقه(1) است.
    - مرادازابسال،مثل وکنایه ازعقل نظری(2) است ،که آخرین مرتبه تکامل آن ، عقل بالمستفاد(3) است .
    - عشق زن سلامان به ابسال،مثل وکنایه ازتمایل قوای بدنی برای تسخیرعقل است تاازآن طریق به خواسته های فناپذیروزودگذرخوددست یابد.
    - خوداری ابسال ازعشق آن زن،مثل وکنایه ازانجذاب عقل به عالم خویش است که همان عالم غیر مادی است.
    - خواهر آن زن که همسر ابسال شده بود،کنایه ازعقل عملی باشدکه مطیع عقل نظری است ونام آن «نفس مطمئنه» است.
    - مخفی شدن همسر سلامان ،جای خواهرش وفریب دادن ابسال،کنایه ازآراستن نفس اماره، لذات مادی وبی ارزش رابه جای لذت عقلی وکمالات واقعی ،یعنی نفس اماره باآرایش سعی درخلاف واقع نشان دادن آن داردوچنین می کندکه آن امور مادی وزود گذر،مصالح حقیقی است.
    - برقی که ازابرتیره درخشید مثل وکنایه است ازیک بارقه الهی که به هنگام تمایل نفس به لذات مادی،ناگهان درخشیدوعقل نظری رابه سوی کمالات واقعی کشانید.
    ای خوش آن جذبه که ناگاه رسد نورآن بردل آگاه رسد
    - دوری کردن ابسال ازهمسرسلامان،مثل وکنایه است از إعراض عقل نظری ازهوی وهوس.
    - کشورگشایی ابسال برای برادرش،مثل وکنایه است ازاین که نفس ناطقه به یاری عقل نظری یرعالم جبروت وملکوت اطلاع یافته وتوانسته است باهمکاری عقل عملی برهمه نیروهای مادی بدن تسلط یابد.برای همین اورا نخستین ذی القرنین بام نهاده است یعنی صاحب مشرق ومغرب .
    - تنهاگذاشتن ابسال توسط لشکریان درمیدان جنگ مثل وکنایه است ازاین که وقتی نفس آن سویی شده ومی خواهدبه ملأ اعلی صعودنماید،قوای حسی وخیالی ووهمی ضعیف می شوند وازهمراهی ویاری اوباز می مانند.
    - تغذیه ابسال ازشیرحیوان وحشی ،کنایه ومثل است ازاین که عقل نظری درفراگرفتن علوم ازمفارقاتِ ازماده بهره مندشده است وآن مفارقات وحشی اند یعنی ازعالم طبیعت دورند یعنی ازعالم طبیعت دورند.
    - اختلال حال سلامان درنبودن ابسال،مثل وکنایه ازاضطراب نفس ناطقه دراثرسفرعقل نظری به جهان بالاست که ازتدبیربدن بازمانده ودرتنظیم قوای آن اهمال نموده است.
    - بازگشت ابسال به نزدسلامان،مثل وکنایه است ازاین که عقل نظری به ساماندهی مصالح بدن وتدبیر آن توجه کرده است.
    - آن آشپزوپیشخدمت که باهمسرسلامان همدست شدند،مثل وکنایه است ازدونیروی نفس اماره:غضب(آشپز)وشهوت(پیشخدم ت).
    - هماهنگ شدن آنان برنابودی ابسال،مثل وکنایه است ازنابودی عقل نطری درپایان عمر.
    - نابودشدن آن سه نفر به دست سلامان،مثل وکنایه است ازاین که درپایان عمر،نفس ناطفه ازبدن وغضب وشهوت دست برداشته وبرای همین این سه روبه زوال گداشته اند.
    - کناره گیری سلامان از سلطنت وواگذاری آن به دیگری ،مثل وکنایه است ازاینکه نفس دست برداشت،بازآن بدن به سوی کل برمی گردد.
    این تاویل ،مطابق آن چیزی است که بوعلی سینا درآغاز نمط نهم به آن اشاره کرده است.
    پانوشت:
    (1)نفس انسانی را در مرتبه کمال، نفس ناطقه گویند.
    (2)بوعلی سینا،عقل رابه دو نوع عقل نظری وعملی تقسیم می کند:
    عقل نظری: قوه ای درک کننده است.(قوه عالمه) بنابراین ادراک همه مدرکات مختص به انسان برعهده عقل نظری خواهد بود
    عقل عملی: قوه ای عمل کننده(قوه عامله) بنابراین مبدا تحریک کننده بدن انسان به افعال جزئی برآمده از رویه و تفکر است. وعقل عملی را دارای سه اعتبار و جهت می داند و براساس هریک از این جهات, اعمال خاصی از انسان صادر می شود: جهت اول در مقایسه با قوه حیوانی نزوعی, جهت دوم در مقایسه با قوه حیوانی متخیله و متوهمه, و جهت سوم در مقایسه با خودش....
    (3)حکما چهار مرتبه برای عقل تصور کرده‏اند: 1- عقل هیولایی که نسبت به همه معقولات بالقوه است و از همه معقولات خالی است. 2- عقل بالملکه به مرتبه‏ای گفته میشود که عقل در آن تصورات و تصدیقات بدیهی را تعقل میکند. 3- عقل بالفعل که در این مرتبه عقل نظریات را به وسیله بدیهیات تعقل میکند. 4- عقل مستفاد که نفس همه آنچه را که از معقولات بدیهی و نظری - که مطابق عالم ملکوت و مُلک (جبروت وماده) است - تعقل مینماید؛ بدین گونه که همگی را نزد خود حاضر نموده و بالفعل به آنها توجه میکند و این مرحله عالمی است عقلی که مشابه عالم عینی و خارجی میباشد و مستفید از عقل فعال است. کار عقل فعال این است که نفوس بشری را از قوه به فعل سوق میدهد. به این مرتبه، مرتبه کمال نیز گفته میشود،که هر مرتبه بعد از مرتبه دیگر در اثر پرورش نفس حاصل میگردد و چه بسا عقل شخص در همان مرتبه عقل بالملکه توقف نموده و

    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  20. تشكرها 3

    *آیه های انتظار* (31-01-1391), مليکه (31-01-1391), مدير اجرايي (31-01-1391)

صفحه 5 از 14 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فلسفه تكرار نماز, فرقان کثرت از متن قرآن وحدت, قوه واهمه چه کار می کند؟, قابلیت در سایه گریه و طلب, قرآن موجودي غيبي, لیل بودن مرتبه قلب نسبت به روح, لیله القدر و نزول قران, مال غل گردن, ماوراء طبیعت و رحمت رحیمیه, محال به ذهن انسان نمی آید, مراتب وجود, مرتبه پایینتر رقیقت بالاست, مرتبه روح نسبت به مرتبه قلب روزست, مرد مظهر اسم الظاهر خدا, معنای عمیق ترشب و روز و مراتب انسان, معنای عمیقتر قبر, نفس انساني واستعداد قبول علم, نفس در تله دنیا, چه کسی در ملکوت آسمانها عظیم خوانده می شود ؟, چه کسانی مظهر امام غائبند؟, نتیجه دانش عمل بي ريا, نجبا و ابدال و رفع نیاز از متوسلین به امام زمان, نسیم سحر چون دم عیسوی, نسبت توانایی و انجام فعل, نشئه طبیعت رحمت رحمانیه است, هفت در جهنم, یکی از لطائف این دنیا, کلید ها و نکات بسیار ارزشمند, کتاب قرآن کریم, کتاب شهادت, کتاب غیبت, کدام سیر و سلوکی با ارزش ست؟, گنج بی زوالدانش, ۳ کتاب در عالم, پنج حس ما بعلاوه قوه خیال و ووهم 7 در جهنم, پیامبران گذشته وغیبت, پیش رفتن در نظام هستی با علم و مزاحمت, آفریده ها برای انسان در کارند, آیت الله صمدی آملی, آیت الله علامه حسن حسن زاده آملی, آب و علم, انا لا نضیع اجر من احسن عملا, انجیل برنابا و تصریح به این که عیسی مصلوب نشده, انسان ومقام لایقفی, اهل حکایت و نقل, اهل درایت و درک, ایت الله العظمی فی السماء, اخذ علم در عالم خواب به صورت آب يا شير, ادامه داشتن نبوت انبایی, اداره جهان خلقت با اسماء حسنای الهی, اسرار عبادات, اصل بودن غیبت در عالم, بیکرانه درون انسان, بدن ما وکثرات متضاد, بدن ما در هر نشئه ای قبر ماست, بدن و دنیا, بزرگترین ذکر نظام هستی علم است, بشارت به پیامبر اسلام در انجیل, تمرکز افكار بر افعال, توانایی تفهیم بر جاهل و فهم حقیقی, توانائی ادراک جزئی, توانائی رسیدن به مراتب, تا دهن بسته نگردد دل باز نشود, تطهیر خیال با علم, تعریف مرتبه خیال, جدول وجود امام زمان, حقیقت بودن مرتبه بالا, حقیقت حجاب ظهور اسم الباطن حق, حقیقت علم ِ اسم اعظم الهی است, حیوانات تمثلات ملکات انسانها, حیات حضرت الیاس و خضر با حفظ بدن عنصری, حجاب زن و اسم باطن, خنده پوست است و گریه مغز, خواب و یک سوم عمر, خود شناسی و خدا شناسی, خوراک بیش از ضرورت بلاهت زا, ختم نبوت تشریعی, دنیا و کثرات متضاد, دانش بی بيان مانند گنجي بدون انفاق, دانشمند و به ستوه نیامدن از دانش آندوزی, در حد بودن و غم و غصه, روز بودن مرتبه قلب نسبت به وهم, راه کسب قابلیت, رابطه ناتوانی و انتقاد, رابطه کامل شدن و دشمنی دیگران, سوزانندگی پرتو خورشید در سایه تمرکز, سحر وقت مسافرت رهروان, سخن در اسرار نظام هستی و افزایش مجهولات, سر مزاحمت در مسیر علم, شهادت امام حسین (ع) فاتحه الکتاب کتاب شهادت, شرف شمس چیست؟, طبیعت مقام جمعی, طبیعت رابط و جامع بین همه کثرات ضد هم, عقل مقام ادراک احکام کلی, عقل و هفت مدرک وهم و خیال و پنج حس درهای بهشت, عقل در تله غیب, علم و عزتش با افزایش, علم تاج سر, علم تشریح دار وجود, علم جفر علم به حقایق و رموز عالم, علم غذای روح انسان, علوم و فهم کلمات نظام هستی, عالم نور و قران, عالم ذر, عالم علم انباشته روی هم, عبادات وارتباط دلها, عدم بنوت عیسی در انجیل اصلی, غیبت امام زمان فاتحه الکتاب کتاب غیبت

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •