کلید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
کلید
صفحه 6 از 14 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 139
  1. #51
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دسته گل
    دسته گل، طحفه ای بسیارارزشمند از گشت و گزار در گلستان و بوستان و دشت و چمن است که دماغ جان را چون مُشک معطر و عقل را جلا می دهد.دشت هایی دلگشا و چمن هایی آراسته باد صبا که از صفا و خرّمی روح پرور و دل آرایند، و به وصف (( روح و ریحان و جنت نعیم )) شایسته مدح و ثنایند.

    هم از او بشنو:
    بیا گشتی در این دشت و چمن کن... دماغ روح را تازه چو من کن
    بیا در عرصه مینوی راغش... بیابی جانفزایش همچو باغش
    چمن از خرّمی چون آسمانست ... فضایش یکسره رنگین کمانست
    ز شادابی گلهای دل افروز... فروغ شب حکایت دارد از روز
    ز گلبنهای باغ و گلشن او... چمنهای بسان جوشن او
    بهشت اندربهشت اندربهشت است... همه با مشک و با عنبر سرشت است
    ز هر یک دسته گل های بهشتی... همی بینی چه گشتی و چه کشتی
    در این گشتت بیابی مدّعا را ... رها سازی ز خود چون و چرا را
    ..........

    از الهی نامه بشنو:
    الهی، شکرت که زنگ تفریح من گشت و گذار در کتب و دفاتر علمی و تماشای آنهاست چنان که ولیّ تو امام علی وصیّ علیه السلام فرمود: الکتبُ بَساتینُ العلماء.


    1_ متن طبیعت و سرشت و تارو پود آن در تبدّل و جنبش و دگرگونی است که یک آن آرام ندارد، و در عین حرکت طبیعت وحدت و ثبات صورت و جمال و زیبایی هر موجود طبیعی از آغاز تا انجام در تحت تدبیر متفرد به جبروت به تجدّد امثال محفوظ است.
    2_حرکت حبّی و تجدّد امثال در مطلق ما سوی الله اعم از مفارق و مقارن چه در قوس نزول و چه در قوس صعود جاری است، بخلاف حرکت جوهری که اختصاص به عالم طبیعت دارد.
    3_حرکت جوهری،استکمالی است که لُبس فوق لُبس و أیس بعد أیس است که سرتاسر هویت وجودی عالم طبیعت با حفظ وحدت اتصالی در حرکت و تغیر طولی استکمالی است و تنها امر ثابت اصل قانون حرکت است.
    4_نفوس انسانی را بعد از انقطاع از این نشأه تکامل برزخی است.
    5_در قرآن کریم لفظی در معنی مجازی بکار نرفته است.
    6_کریمه (( یدبر الأمر ...)) و (( تنزل الملائکه...)) و تعرج الملائکه و الروح الیه...))، و امثال و نظائر آنها نه بدان وجهی است که مانند نزول و عروج عالم طبیعت یا تروُی و طول و امتداد زمانی به وقوع می رسد.
    7_وجود مساوق حق است، و حق سبحانه صمد است.و توحید صمدی بدان گونه است که لسان حجه الله امام هشتم بدان ناطق است:((یا من علی فلا شیء فوقه،یا من دنی فلا شیء دونه)) یعنی یکتای همه است.
    8_از حرکت حبّی و تجدّد امثال و حرکت جوهری دانسته می شود که حرکت حیات و وجود است و ما با حرکت و در حرکت و نظام حرکتیم.
    9_حقیقت قرآن کلام ایزد است و لفظ کتاب قول نبوّت است و در عین حال الفاظ قرآن وحی اند و معجزه فافهم.
    10_اسناد حرکت به واجب تعالی عبارت از فاعلیت به معنی ایجاد تدریجی و اظهار کمال است.
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  2. تشكر

    مدير اجرايي (01-03-1391)

  3. #52
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    11_متکلم گوید (( العرض لایبقی زمانین )) یعنی عرض عالم طبیعت که جسم طبیعی موضوع آنست، و عرفان و حکمت متعالیه و فلسفه نیز با او موافق است، ولکن متکلم عرض را شرط بقاء جوهر می داند، و عارف و حکیم گویند علت محدثه موجودات علت مبقیه آنها نیز هست.
    12_ حکمت متعالیه گوید (( الموجود الطبیعی لایبقی زمانین )) موجود طبیعی مادی خواه جوهر باشد و خواه عرض.عارف و نظام بصری با او موافق اند، و متکلم اشعری و برخی از معتزلی با او فقط در عرض طبیعی موافق اند، و لکن حرکت جوهری فقط اختصاص به جوهر طبیعی مادی دارد.
    13_ عارف گوید: (( العرض یبفی زمانین ))، و مرادش از این عرض، صور کلمات وجودیه از عقل اول تا هیولای نخستین است، و موضوع این اعراض جوهر معقول به نام صادر اول و نفس رحمانی ورق منشور است، و این را بیش از هشتاد اسم است. و عارف از این عرض، تعبیر به وجود نیز می کند و گوید (( الموجود یبقی زمانین )) _ یعنی جمله (( العرض لایبقی زمانین )) و جمله (( الموجود لایبقی زمانین )) به یک مفاد اند، و آن مفاد تجدّد امثال است. متکلم اشعری و برخی از معتزلی با او در اعراض طبیعی موافق اند، و نظام بصری در مطلق جواهر و اعراض طبیعی، و حکمت متعالیه نیز در مطلق جواهر و اعراض طبیعی با عارف موافق است ولیکن در جوهر طبیعی بالاصالة و در عرض طبیعی بالتبع.
    14_ علت محدثه موجودات علت مبقیه آنها است.
    15_تبدّل و تجدّد در وجود واجب تعالی راه ندارد، تجدد امثال و حرکت در عالم صادق است.
    16_ اسناد حرکت و تبدّل به ما فوق طبیعت به لحاظ و نسبت عالم خلق صادر از آنها است که علت با معلولش معّیت وجودی دارد.
    17_حرکت جوهر از تجدّد امثال نشات گرفته است،یعنی تجدّد امثال ریشه کهن حرکت جوهری است.
    18_ فصل حقیقی هر موجود وجود است_یعنی فصول حقیقی اشیاء انحاء وجودات خاصه آنها است، و فصول منطقی علامات و امارات و حکایات از آنهایند.
    19_موضوع تجدد امثال نفس وجود ما سوی الله است؛اما موضوع حرکت جوهری جوهر طبیعی مادّی است.
    20_ جهان اسم فاعل از جهیدن است، عالم طبیعت را جهان گویند که یکپارچه حرکت است
    21_ لولا التضاد ماصح دوام الفیض من المبدء الجواد
    22_ اسمای حق تعالی جمالی و جلالی است لذا دار آخرت به جنت و نار قسمت شده است؛ و شئون حق اقتضای هدایت و ضلالت دارد،هدایت بالذات و ضلالت بالعرض؛ و جنت مظهر جمال و نار مظهر جلال است.
    23_ حروف و لغات مختلف انسان ها و اصوات حیوانها از حرکت شکل می گیرند و پی در پی دور می زنند، بل الامر دوری لایزال فی الروحانیات و الجسمانیات و یحدث بینهما الاشکال العجیبة الغربیة فافهم.
    24_ نور از حرکت پدید می آید و از مثبت و منفی صورت می گیرد.
    25_ فکر حرکت است و از امور مادی است لذا سبب کلال نفس و علت ملال دماغ و تعب بدن است، و اگر از امور روحانی می بود موجب نشاط و ترویح نفس می شد.
    26_حرکة العقل التعقل و التعقل هو نفس المعقولات،یعنی حرکت قوه عاقله تعقل است، و این حرکت به معنی اشتداد وجودی نفس است.
    27_تبدّل صورت نوعیه طبیعی به صورت دیگر به نحو حرکت در جوهر است نه به کون و فساد.
    28_وجود طبیعت مجعول است و ذات او متحرک و ذاتی غیر معلّل است.
    29_ مبدا حرکات چه ارادی و چه طبیعی و چه قسری ، طبیعت است؛ و مبدا متجدد باید متجدد باشد پس طبیعت بالذات متجدد است.
    30_در طبیعت ساکنی وجود ندارد، و در سراسرعالم ماده ثبات و آرامشی نیست.
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  4. تشكر

    مدير اجرايي (01-03-1391)

  5. #53
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    31_ عرض دامنه جوهر و از فروغ و شئون اوست وهر دو یک وجود مشخص در خارج اند.یعنی همه اعراض مراتب خود جوهر و تعینات وجود جوهر و جزء شخصیت جوهرند، و آن که در خارج متشخص است این وجود کذایی است.
    32_ ملاک تشخّص، وجود است.
    33_بنا بر حرکت در طبیعت جوهر،اعراض تابعه اند نه عارضه
    34_چون عرض در مقابل جوهر وجود نفسی استقلالی ندارند،بلکه وجود نفسی عرض عین وجود تعلقی او به وجود موضوعش است،لاجرم حرکت در اعراض باید به حرکت در ذات که جوهر موضوع آنها است منتهی شود لان ما بالعرض ینتهی الی ما بالذات.
    35_حرکت جوهری خروج تجدّدی از قوه به فعل است و مطلقا استکمالی است.
    36_هرگاه تز و آنتی تز بالفعل موجود باشند،سنتز بالفعل موجود نخواهد بود،بلکه سنتز برای تز و آنتی تز بالقوه از حرکت حاصل می شود.
    37_شیء_مثلا طبیعت_تا جمیع انحاء کمالات مادونش را استیفاء نکرده است به مرتبه بالاتر حرکت نمی کند زیرا که طفره محال است.
    38_دعای اول سجادیه: (( ثم سلک بهم طریق ارادته،و بعثهم فی سبیل محبته )) اشاره به حرکت جوهری است.
    39 – عالَمکارخانه آدم سازی است .
    40 – ربّ هر موجودی ، جدول وجودی او از بحر بی کران وجود صمدی است .
    41 – نسبت خیال مقید انسانها به عالم مثال مطلق نسبت جداول به نهر عظیم است که از آن منشعب اند .
    42 – کمال العالم الکونی ان یحدث منه انسان .
    43 – انسان در حقیقت معجون افعال و احوال ونیّات و سعی خود است .
    44 – یکپارچه همه قوافل جواهر مادی از هیولای اولی و صور طبیعی عناصر و اجرام آن به طبایع و سرشتشان به شوق فطری به سوی ملکوت اعلی و حسن و جمال مطلق در حرکت اند.
    45 – در سلسله طولی موجودات به حسب نزول هر سابق علت لاحق است ، و به حسب صعود هر لاحق غایت سابق است .
    46 – در سلسله عرضی دو صورت با هم جمع نمی شوند بلکه هر صورت لاحق مزیل صورت سابق است .
    47 – حرکت جوهری منوِّع است بخلاق حرکات عرضی .
    48 – الشیء لایثمر ما یضاده ، و لایظهر عنه ما یشابهه کلّ المشابهه.
    49- معلول مناسب و مناسخ با علتش است .
    50 – وجودات عالم شهادت از شئونات صور مفارقه به نام مثل الهیّه اند .
    52 – جهان ماده یک واحد حرکت است .
    53 – نفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء است ، و یکی از براهین حرکت در جوهر طبیعی است .
    54 – نفس به جنبه حسّی در تبدّل است و به عقلی ثابت .
    55 – قوای نظری و عملی به منزلت اجزای دو بال انسانند .
    56 – طبیعت مبدء قریب حرکت است .
    57 – زمان مقدار حرکت جوهر موجودات طبیعی است .
    58 – سکون جوهر طبیعی موجب انسداد باب عطاء الهی است .
    59 – خروج صور نوعیه مادی از قوه به فعل ، و تغییر و تبدیل صورتی مادی به صورتی ، جز به نحو تدریج ماوق با حرکت جوهری امکان ندارد ، و اصلا کون و فساد نیست .
    60 – نفس ناطقه انسانی را یک هویت ممتدّه از فرش تا فوق العرش است ، و او را مقام فوق تجرّد است یعنی او را به حسب وجود حدّ بقف نیست .
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  6. تشكر

    مدير اجرايي (01-03-1391)

  7. #54
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    61 – مراد از ارواح در حدیث «خلق الارواح قبل الاجساد بالفی عام » ارواح کلیه است که عقول اند نه ارواح جزئیه که نفوس اند .
    62 - وحدت نفس ناطقه انسانی فوق وحدت عددی است ، و او را وحدت حقّه جمعیه ظلّیه با وحدت حقه حقیقیه الهیه است .
    63 – قوه خیال مبدء اول تحریک بدن است .
    64 – همه ادراکات نفس به علم حضوری است .
    65 – عالم طبیعت ا حرکت جوهری آن فآن حادث به حدوث تجدّدی است .
    66 – هر موجود را رتبه ای خاص ، و هر حادث را متای خاص است .
    67 – نکاح در همه عوالم ساری است ، سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لایعلمون .
    68 – امکان استعدادی دالّ بر وحدت صنع و صانع است .
    69 – فرق میان قابلیت و استعداد این است که قابلیت وصف ذاتی است بی انضمام شرطی و امری زاید ، و استعداد تتمه اوست به انضمام وصفی و امری دیگر خارجی .
    70 – ماهیات اشیاء صور علمیه آنهایند ، و عارفان از ماهیات تعبیر به اعیان ثابته می کنند .
    71 – تجدّد امثال و تبدّل امثال به یک معنایند .
    72 – هر جا حرکت جوهری طبیعی هست تجدّد امثال نیز هست و لاعکس .
    73 – مشاء میولای عنصریات را واحد شخصی عددی می دانند ، و در متعالیه هیولی واحد جنسی است ویکی از افراد و سپاه سلطان طبیعت است و با طبیعت ذاتا در حرکت و تغییر و تبدیل است .
    74 – حرکت ابدا و مطلقا وقوع نمی یابد مگر از محبت ، و المحبه هی اصل الوجود .
    75- نسبت عالم طبیعت به ماورای آن نسبت بدن به جان است .
    76 – حرکت جوهری و تجدّد امثال به نحو ایس بعد ایس و لبس فوق لبس است نه طور وجود و عدم .
    77 – حرکت مطلقا و ابدا حبّی است ، لکن در قوس نزول حرکت حبّی اشتیاقی و ایجادی و تکمیلی است ، و در قوس صعود حرکت حبی استکمالی است .
    78 – علاقه وضعیه در اجسام به منزلت علاقه علیت در عقلیات است .
    79 – قانون نظم به وحدت صنع و صانع دلالت می کند .
    80 – از بدن غیر عنصری طبیعی ، به بدن دهری و جسم دهری تعبیر می شود .
    81 – نفوس انسانی را تکامل برزخی است .
    82 – مطلب عمده در پی بردن به حرکت جوهری وتجدّد امثال و دیگر مسائل و معرف اصیل انسان ، پی بردن به توحید صمدی قرآنی است که وجود مساوق حق است و حق سبحانه صمد است که بینونت عزلی از هیچ موجودی ندارد و این حقیقت وحدت وجود است که هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن .
    83 – حکمت و عرفان اصیل اسلامی ، تفسیر انفسی کشف اتم محمدی قرآن کریم اند .
    84 – توهم سیر معکوس پنداری ناروا است .
    85 – اسناد حرکت به جز جوهر طبیعی از کم و کیف و این و وضع و غیرها عرضی و تبعی است .
    86 – یوم عبارت از ظهور است .
    87 – الوهیت و الهیت به لحاظ تدبیر و رب بودن حق تعالی است الحمد الله رب العالمین .
    88 – در تجلّی تکرار نیست .
    89 – صعود اجسام خفیف به سوی علو ، و هبوط اجسام ثقیل به سوی سفل ، هر دو از قوه جاذبه ارض است نه از میل اجسام .
    90 – در حرکت جوهری ، مامنه و ماالیه – یعنی مبدا و منتهی و مسافت – معنی ندارد ، زیرا جوهر طبیعی ممکنی است که او را آغاز و انجام نیست مگر به اعتبار تقطیع معتبر که از حدّی تا حدّی را مبدا و منتهی فرض کند ، و مسافتی را اعتبار نماید .
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  8. تشكر

    مدير اجرايي (01-03-1391)

  9. #55
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    91- چون اعراض مطلقا تابع جوهر سیّال اند وبه تبع آن در حرکت اند ، و دو مقوله ان بفعل و ان ینفعل حرک و تدّرج جزء ذات هر یک است ، این خود مصداق بارز حرکت در حرکت است .
    92- اشکال عمده مشاء در حرکت جوهری دو چیز است : یکی عدم وجود موضوع که بزرگترین شبه آنان در انکار حرکت جوهری است؛ و دیگری عدم بقاء نوع در حرکت اشتدادی جوهری ؛ و به هر دو شبه بر مبنای حکمت متعالیه جواب برهانی داده شده است .
    93 – موضوع حرکت جوهری ذات موجود طبیعت سیّال است – یعنی موضوع حرکت جوهری ، نفس حرکت است که طبیعت جوهری سیّال است – پس خود حرکت جوهری موضوع حرکت جوهری است . و ان شئت قلت در حرکت جوهری نیازی به موضوع خارجی نیست چه این که موضوع حرکت خود حرکت است .
    94- علت معده کمک معلول است در قبول فیض ، نه این که کمک علّت فاعلیّه است در اعطای فیض – یعنی علت معده را در ایجاد و تکوین دخلی نیست ، بلکه اثر او همین است که ماده را برای فراگرفتن اثر از فاعل و مُوجِد نزدیک به علّت فاعلیه می کند .
    95 – هر موجود ازلی ابدی است ، اما هر موجود ابدی ازلی نیست چنان که نفس ناطقه انسانی به حسب گوهر ذاتش موجود ابدی می گردد ، ولی موجود ازلی نیست .
    96 – معرفت به حرکت جوهری مفتاح بسیاری از حقایق است : الف ، حادث به حدوث جسمانی بودن نفس است . ب ، حدوث زمانی عالم طبیعی است . ج ، حشر جسمانی یعنی معاد جسمانی نفس انسانی است . د ، ربط متغیر به ثابت قدیم است . ه ، ربظ خاث به قدیم است . و ، معرفت به توحید صمدی است . ز ، بطلان تناسخ و اشباه آنست . ح ، حشر جمادات و نباتات است . ط ، توجه به معنی واقعی و حقیقی زمان است که آن کمیّت و مقدار حرکت هر عالم طبیعت است . ی ، اثبات مثال صعودی انسان است . یا ، فهم بسیاری از اسرار آیات و روایات است . یب ، وصول به غایات و استکمالات ذاتیه برای طبیعیات است . یج ، معرفت به فوق وحدت عددیه بودن نفس ناطقه انسانی است . ید ، علم به مقام وحدت جمعیه نفس ناطقه انسانی است . یه ، این که صورت نوعیه در انسان واحد متفاضل الدرجات است . یو ، حرکت طبیعی جوهری حرکت حبّی و حیات و وجود است . یز ، این که فعل طبیعت بالذات جز خیر و صلاح نیست .
    97 – هر کجا علم است اتحاد علم و عالم و معلوم است .
    98 – بنابر پندار روحانیه الحدوث بودن نفس مفاسد بسیاری لازم می آید : الف ، از آن جمله این که باید نوع واحد را بدون دخیل بودن ماده افراد متعدد باشد . ب ، و از آن جمله این که لازم آید که متعلق نفوس به ابدان مانند تعلق و اضافه فلاح به سفینه باشد و حال این که این نحو تعلق صرف تناسخ باطل است . ج ، و از آن جمله این که ترجیح بلا مرجّح لازم آید یعنی وجه امیتاز این نفس به این بدن دون دیگری چیست . د ، و از آن جمله این که موجود مجرّد مفارق باید عاری از عقل و علم باشد . ه ، و از آن جمله این که لازم آید که نفوس تمام انسانها حتی انبیاء و اولیاء ذاتا یک طور باشند و اختلاف به امور خارج از ذات باشد و مفاسدی بر این امر لازم می آید . و ، این که تعطیل نفوس قبل از تعلق به ابدان لازم آید واین موجب اسناد لغو و عبث به فعل حق سبحانه است . ز ، این که جهات غیر متناهیه بالفعل در حق سبحانه لازم آید که موجب انثلام وحدت حقه حقیقیه مبدأ اعلی تعالی شأنه است . ح ، این که لازم آید از تلفیق دو چیز متغایر ممتاز از یکدیگر که یکی نفس مجرد مفارق و دیگری ماده جسمانی که بدن است ، هویت وحدانی و وحدت شخصی صورت یابد .
    99 – کون ، در اصطلاح فلسفه مرادف با وجود است ؛ و در اصطلاح عرفان عبارت است از وجود عالم از آن روی که عالم است .
    100 – از حرکت در جوهر طبیعی دانسته می شود که دولت اسم جامع و حافظ و مصوِّر و بسیاری از اسماء الهی دمبدم ظهور می یابد .
    101- شیخ رئیس ، شوق هیولی به صورت را انکار داشت و بعد بدان اعتراف کرد ؛ و تجرد نفس حیوانی را انکار داشت و بعد بدان اعتراف کرد ؛ و اتحاد عاقل به معقول را انکار داشت و بعد بدان اعتراف کرد ، و کیمیا را انکار داشت و بعد بدان اعتراف کرد .
    102 – اگر صورت انسانی نبود ، نه افاضات عقلی بود ، و نه استفادات نفسی ، و نه سیاسات شرعی .
    103 – از برهان حسمانیّه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس ، یکی از معانی بطون کریمه « یوم تبدّل الأرض غیر الأرض » معلوم می شود .
    104- ربّ هر موجودی جدول وجودی او از بحر بی کران وجود صمدی ربّ العالمین است که ربّ اوست . تعبیر به جدول بدین نظر است که هیچ موجودی تمام جهت منقطع از وجود صمدی واجب تعالی آفریده نشده است بلکه حق سبحانه رب العالمین است الحمد لله رب العالمین ، الحمدلله بل اکثرهم لایعلمون.
    یاد آن روز خجسته و ساعت فرخنده به خیر که به موجبی تنها در محضر انور استاد علامه طباطبائی – رضوان الله علیه – تشرّف داشتم ؛ به مناسبتی سخن از مقاسات تصنیف و تألیف به میان آمد که عرض کرده ام :
    هر که سخن را به سخن ضم کند
    قطره ای از خون جگر کم کند
    فرمود : قطرات .

    منبع: کتاب گشتی در حرکت (تالیف:علامه حسن زاده آملی) صفحه 337

    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  10. تشكر

    مدير اجرايي (01-03-1391)

  11. #56
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نکته هایی از سخنرانی علامه حسن زاده آملی در روز اربعین حضرت سید الشهدا(ع) در حسینیه قائم آل محمد(ع) مازندران

    ۱. هر روز٬ روز خداست و لکن بر اثر وقایع عظیم نظام هستی بعضی از روزها و شبها دارای عظمت بخصوصی می باشد و به آن روزها "ایام الله" می گویند و آن لیالی را لیالی قدر.
    ۲. فَرَج یعنی جامعه قرآنی شود٬ حقیقت قرآن در جامعه پیاده شود.
    ۳. آدم که کسب و کار نداشته باشد به جایی نمی رسد ولی باید جلسه ای با روحانیون اصیل داشته باشد.
    ۴. با علما باشید٬ علمایتان را تنها نگذارید.
    ۵. ما شب و روز خودمان را می سازیم.
    ۶. تربت شهیدان را احترام بگذارید٬ دعاهایتان در کنار تربت شهدا مستجاب می شود.
    ۷. خودتان را فراموش نکنید٬ موجود بزرگی هستید.
    ۸. رحم مادر کارخانه انسان سازی است.
    ۹. کشیک نفس بکشید٬ غذا را بو کنید٬ رفقا را بو کنید مثل حیوانات!
    ۱۰. صنیع الهی را آلوده نکنید٬ این صُنع الهی را پاک بدارید.
    ۱۱. زیارت اربعین حضرت اباعبدالله (ع) یک دوره درس اخلاق است.
    ۱۲. امام فخر رازی از شهر شما٬ طبرستانی بود ولی چون در شهر ری مانده بود به "رازی" ملقّب بوده است. وی در مورد حضرت صدیقه می گوید: که معصومه است در حالی که امام المشکّکین بود.
    ۱۳. تمام کارهایتان را فدای خودتان بکنید٬ بیش از همه باید کشیک نفس بکشید. ماشین ٬ خانه و... همه برای تو است٬ خویش را باش. میرزا شریف (نویسنده کتاب صرف میر) به پسرش در حال احتضار توصیه کرد: بابا خود را باش!
    ۱۴. خود را پاک کنید.
    ۱۵. حالات شیر دهنده از مجرای شیر به طفل منتقل می شود. پیامبر می فرماید که هنگام دایه گرفتن برای طفل در دایه تامّل کنید.
    ۱۶. انما یعرف القرآن من خوطب به ( حقیقت قرآن را فقط کسانی می شناسند که به آن خطاب شده اند که مراد اولیای الهی هستند)
    ۱۷. زنده دلا مُرده ندانی که کیست آنکه ندارد به خدا اشتغال
    ۱۸. عذاب٬ ترس٬ جهنم برای ضعفاء العقول است.
    ۱۹. مردم بیدار و ورزش فکری کرده عبادت عاشقانه و احرار می کنند.
    ۲۰. جهنم تازیانه خداست تا مردم را به بهشت براند. (امام زین العابدین علیه السلام)
    ۲۱. شرح حال عمرو عاص را بخوانید. (تاریخ یعقوبی)
    ۲۲. علوم و معارف حقیقت تو می شود. ببین شب و روز خودت را چگونه می سازی؟
    ۲۳. به عملتان٬ دینتان و انقلابتان را حفظ کنید.
    با تشکر از وبلاگ حامل اسرار
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  12. تشكر

    مدير اجرايي (19-03-1391)

  13. #57
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نکاتی از عارف بالله آیت الله علی پهلوانی تهرانی (سعادت پرور) عطرالله مرقده

    1- اي عزيزان من! خود را بشناسيد كه شناختن خدا در خودشناسي است. كسي از اين انديشه (خداشناسي) زيان نديده است.
    2- كوشش بي جا براي دنيا مكنيد كه به غير روزي خود نتوانيد رسيد. غم و غصه دنيا را به خود راه ندهيد كه زيان در اين است.
    3- از هواپرستي كناره گيريد تا همه چيز به شما داده شود و بدانيد آن چه در هواپرستي مي جوييد در ترك هوا يافت مي شود.
    4- نفس را نبايد زياد در فشار گذاشت تا از فرمان سركشي كند؛ بلكه بايد همه لذايذ را به طور اعتدال به او داد. در اولين قدم بايد لذت شرك جلي و معصيت خدا را قطع كرد و به مرور زمان دست به امور ديگر زد.
    5- در مقابل شيطان به واجبات و ترك معاصي بپردازيد هنگامي كه قدرت معنوي تان افزوده شد به ترك مكروهات و انجام مستحبات بپردازيد.
    6- شخص غير روحاني اگر هوا پرست شود يا اطاعت شيطان كند ضرر به خودش مي رساند؛ ولي شخص روحاني ضررش به يك معني به جامعه مي رسد و لو اين كه به معني ديگر هوا پرستي ضررش به تمام عوالم - بشر و موجودات ديگر مي رسد.
    7- در عبادت مقيد باشيد به كيف آن نه كم.
    8- در هر عمل عبادي كه انجام مي دهيد توجه داشته باشيد چه مي گوييد و با چه كسي سخن مي گوييد.
    9- عبادات ظاهري هر چند كه انسان را از كارهاي ناشايسته باز مي دارد. ولي اگر خلوص آنها زياده گردد، تقرب زيادتر گردد و مي تواند شما را به عبوديت رساند.
    10- اخلاص در اعمال را در پيشاني هر عملي قرار دهيد. اگر عمري بي خلوص اعمال خود را انجام دهيد، مثل حيواني هستيد كه براي روغن كشي شب و روز دور خود بچرخد، اما راهي طي نكرده باشد.
    11- بايد بدانيد اين جهان جز خواب و خور و اعمال ديگر شبيه آنها بيش نيست، اما اگر از اين خواب و خور نتيجه گيري كنيد، به جايي مي رسيد كه ملائكه حيران شما گردند و عالم به فرمان شما آيند.
    12- از افراط و تفريط در امور بپرهيزيد. به قدري كه احتياج به خواب داريد خواب برويد؛ نه بيداري زياد بكشيد كه از تمام امور شايسته اخروي و يا دنيوي بمانيد و نه زياد بخوابيد كه از مهم باز مانيد، بلكه بر طبق نظري كه خداوند به وسيله سفرايش معين فرموده عمل كنيد.
    13- در كسب علم و تحصيل علاوه بر امور گذشته بايد به وظيفه اصلي آشنا باشيد تا از علومي كه شما را فايده نمي بخشد، احتراز جوييد.
    14- رفقاي خود را بشناسيد، پس از آن رفاقت كنيد. مبادا با غافلين رفاقت كنيد كه شما را معين نيستند و از كار دنيا و آخرت هم شما را عائق و مانعند.
    15- از رفتن به قبرستان مسلمانان در هر شهري كه هستيد مضايقه ننماييد كه بهترين مذكر (تذكر دهنده) است.
    16- با اهل دل، دنياديده ها و پيرمر دها بسيار معاشرت كنيد كه معين دنيا و آخرتند.
    17- هميشه در فكر آن باشيد وظيفه خود را انجام دهيد، در هر لباسي، با هر كسي و در هر مقام، نه تملق كسي گوييد و نه در فكر آن كه نسبت به خود از كسي تملق بشنويد. بشر را يك مردن است، در راه وظيفه باشد يا برخلاف وظيفه.
    18- دل خود را محكم نگاه داريد و از جواني در تمام جزئيات و امور خود اين چنين باشيد تا در پيري بتوانيد چنين باشيد.
    19- از كوچكي اين انديشه را در سر داشته باشيد كه تمام قدرت ها در كف عنايت حق است، هيچ كس نمي تواند اگر خدا نخواهد به من صدمه اي زند، من بايد به وظيفه ام عمل كنم، و لو عالم با من دشمن شوند، اگر چنين شديد آن وقتي كه به مقام و رياست رسيديد يا آن كه وظيفه بزرگي براي شما پيش آ مد از عمل باكي نداريد.
    20- از مشورت امور در هر امري، از اهلش مضايقه نكنيد.
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  14. #58
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    21- در امر ازدواج آن قدري كه بايد به فكر نجابت طرف باشيد، به فكر جهات ديگر نباشيد؛ چنانچه توانستيد جمع بين نجابت و جهات ديگر بنماييد، چه بهتر و الا نجابت مقدم است.
    22- استقامت و پايداري در امور را مركب هر امري قرار دهيد، تا آن مركب به زير پاي شما است به منزل خواهيد رسيد و الا با پاي لنگ در امور دنيوي و اخروي كجا توان به منزل رسيد. هر چه امر و مقصد بزرگ تر و شريف تر باشد، استقامت در آن بايد بيشتر باشد.
    23- آن وقتي كه به امري از امور دنيوي و اخروي و معنوي موفق شديد، بدانيد كه خداوند شما را موفق كرده، چون استقامت ورزيديد از خدا هم كمك مي رسد و اگر استقامت نورزيد يد گويا به خداوند عملاً گفته ايد: اين چيزي كه به ما داده اي نمي خواهيم.
    24- در هر امري صبر و بردباري را پيشه خود قرار دهيد، خداوند با صابرين است.
    25- اگر مي توانيد در شبانه روز چند ساعتي يا لااقل پنج دقيقه را هم به فكر خود باشيد، تا بر شما روشن شود چه كاره هستيد، براي چه هستيد، كجا مي رويد تا عمر به غفلت نگذرد.
    26- محاسبه و مراقبه را در تمام اعمال و گفتار و كردارتان بايد داشته باشيد، نه سالي يك مرتبه، نه ماهي يك مرتبه؛ بلكه شبانه روزي يك مرتبه، اگر نگوييم ساعتي يك مرتبه محاسبه و هرآني مراقبه لازم است.
    27- هميشه پشتيبان حق و حقيقت باشيد، آمر به معروف و ناهي از منكر باشيد نه آن كه خود هم داخل و با گناهكاران باشيد.
    28- اي عزيزان من! عقل از بين نمي رود ولي حب جاه، مال، فرزند و ساير علايق در كنار گذاشتن عقل تأثير بسزايي دارد.
    29- در جواني عوض آن كه به فكر معيشت پيري باشيد به فكر خود باشيد، ملكات و سرمايه هاي معنوي براي خود تهيه كنيد تا در پيري از آن استفاده كنيد.
    30- ادب در زندگي را زينت هر عملي قرار دهيد كه به عزت و سعادت دنيا و آخرت زندگي كنيد.
    31- در مقابل پدر و مادر مراعات ادب و احترام كنيد، زيرا ايشان واسطه هستي و هر سعادتي كه نصيب شما شود، شده اند.
    32- بالاخره روزي ما را از اين تعلقات و آنچه كه بدان دل بسته ايم جدا مي كنند و مي برند و به تعبير شاعر: «عمري است پرده بستيم بر ديده خدابين / عمر دگر بيايد اين پرده ها دريدن» ما هر روز پرده اي روي پرده هاي غفلت قبلي مي آوريم و مرتب وابستگي جديدي به وابستگي هاي قبلي مان اضافه مي كنيم. مال و مقام و چيزهاي ديگر، هر كدام زنجيري است كه به روح مان مي بنديم، آن وقت هنگامي كه ملك الموت مي آيد و مي خواهد چيزهايي را كه ما 60 يا 70 سال برگردن بسته ايم در يك لحظه قطع كند، براي مان دشوار است. اجمالاً بهتر است نبنديم تا نخواهيم باز كنيم، يا آن طور وابسته نباشيم كه دل كندن مشكل باشد.
    33- از همسرتان تشكر كنيد هر چند غذايي كه پخته شور يا بد شده است. وقتي از غذا ابراز رضايت مي كنيد همسرتان خوشحال مي شود و اين باعث رشد و پيشرفت معنوي شما مي شود. يك بار من در جواني در خانه با خانواده بد اخلاقي كردم در عالم معنا به من گفتند: بيست سال ناله هاي تو بي اثر شد.
    34- روزي كه در محضر مبارك يكي از اين بزرگان بوديم در مورد لزوم روضه امام حسين(ع) تمثيل زيبايي داشتند، ايشان فرمودند: «موبدان زرتشتي به آتش اعتقاد دارند و هرگز اجازه نمي دهند آتش عبادتگاه شان خاموش شود، چه خوب است ما نيز نسبت به آتش درون مان نسبت به امام حسين(ع) و ائمه(عليهم السلام) همچون آنان اصرار بورزيم.» پيامبر(ص) مي فرمايند: «در شهادت امام حسين(ع) حرارتي در دل هاي مومنين افروخته شده كه هرگز سرد نخواهد شد»، چه خوب است هميشه به امام حسين(ع) توسل داشته باشيم و گرماي عشق و محبت ايشان را هميشه در قلب هاي مان زنده و برافروخته نگاه داريم.
    35- از علامه طباطبايي(ره) سوال كردم: «آيا امكان تشرف به محضر امام زمان(عج) وجود دارد و در صورت امكان چه اعمال و دستوراتي تشرف را حاصل مي كند؟»
    ايشان فرمودند: در اين مورد، رعايت سه مطلب ضروري است:
    - براي ديدار امام زمان(عج) بايد بسيار باتقوا و پرهيزكار بود.
    - بايد محبت، عشق و معرفت فرد زياد باشد. البته هرگز كسي نخواهد توانست به حدي معرفت كسب كند كه درخور امام زمان(عج) باشد، اما مي توان در حد توان نسبت به اين مسئله تلاش كرد.
    - مداومت كردن بر يكي از زيارت هاي مشهور.
    خود ايشان در اين مورد زيارتي را كه با «سلام علي آل ياسين» آغاز مي شود توصيه مي فرمودند.
    36- بايد توجه بسيار به خوردن غذاي حلال داشته باشيم. غذاي حلال، اثرات مثبت بسيار در وجود فرد به جا مي گذارد و لقمه غيرحلال، اثرات منفي بسيار با خود همراه دارد حتي از لقمه شبهه ناك بايد پرهيز كرد، زيرا چنين لقمه اي نيز مانع و حجابي براي رسيدن به قرب الهي و زيارت مولا مي گردد.
    37- براي رسيدن به قرب الهي و حضور در محضر حضرت مهدي (عج) بايد راه عارفان و عالمان را پيمود. در اين بين، بايد مراقب باشيم كه اسير تصوف نشويم و بين راه عارفان و صوفيان تفكيك قائل شويم.
    - عارفان به مرجعيت شيعه معتقدند اما صوفيان چنين اعتقادي ندارند.
    - آنان به طريقت، شريعت و حقيقت تأكيد دارند و يك فرد را صاحب طريقت مي دانند؛ مثلاً مي گويند بعد از امام رضا(ع) آقاي فلاني نائب ايشان است، اما ما بعد از امام رضا(ع) امامان ديگر تا امام زمان(عج) را نائب مي دانيم و در زمان غيبت امام زمان(عج) نيز نائبان و مراجع تقليد را جانشين ايشان مي دانيم.
    - ذكرها و وردهاي اين دو گروه نيز متفاوت است. اهل تصوف ذكرهاي خاص خود را دارند، اما عارفان ذكرها و دعاهايي را مي خوانند كه از جانب امامان معصوم(ع) صادر شده و مناجات هايي شناخته شده است.
    - در محل عبادت دو گروه نيز تمايز هست. صوفيان در خانقاه عبادت مي كنند و عارفان در مسجد؛ چنان كه حضرت محمد(ص) و امامان(عليهم السلام) نيز چنين بوده اند و جايگاه عبادت و حتي درس هاي شان نيز مسجد بوده است.
    - داشتن اعتقاد، محبت و توجه به امام زمان(عج) وجه تمايز ديگر اين دو گروه است. اهل عرفان همه توجه و اعتقادشان به سمت اوست و گويي جز او چيزي در قلب شان راه ندارد، اما اهل تصوف، صحبت و يادي از امام زمان(عج) نمي كنند و به ايشان اظهار ارادت خاصي ندارند، اين مسئله با مدتي همنشيني با آنان آشكار مي شود و همه اش از قطب خود ياد كرده و اظهار سرسپردگي به او را دارند.

    38- با علماي عامل، مجالست خود را ترك نكنيد كه اگر گفتار آنها شما را رهبر نشود، عمل شان شما را رهبري كند.

    39- دنيا جاي پايداري نيست، گذرگاهي است به قدر رفع احتياج، دل به اين گذرگاه نبنديد.

    40- عدم ارتكاب به گناه داشته باشيم. اگر فردي خود را ملزم به انجام دستوراتي كند، ذكرهايي بگويد و چله اي هم بگيرد، اما خود را از گناه دور نكند و پرهيزكار نباشد، به خواسته خود نخواهد رسيد. همنشين و دوست ما بايد هم فكر و هم عقيده ما و نيك انديش و درستكار باشد.

    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  15. #59
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نکاتی از هزار و یک کلمه علامه حسن زاده آملی

    نکته : انبیا مردم را به سوی خود یعنی به مقامی که بودند دعوت کردند و آنان را به پایه ی خود خواندند. پس اگر اوحدی از مردم دعوتشان را لبیک بگویند و به مقاماتی بس منیع نایل شوند که طایفه ای از کارهای انبیا به اذن الله تعالی از آنان بروز کند ، چه باک .
    نکته : معراج ولوج به ملکوت است نه عروج به کرات .صلات ، معراج مومن است و مصلی با خدایش در مناجات است . رسول الله فرمود : " المصلی یناجی ربه "
    نکته :عرش منتهای خلق است که آن طرفش دیگر خلقی نیست . " الرحمن علی العرش استوی " و انسان کامل به خصوص خاتم صلی الله علیه و آله و سلم که همیشه " فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر " است . پس در همه حال در عرش است . و اگر گویی دائم الصعود و دائم النزول است ، راست گفتی . و از اینجا در معراج تفکر کن و صلات معراج عارفین است ." و الحمدلله رب العالمین "
    نکته : انسان دارای خصوصیت هایی از قبیل اکل ، شرب ، نکاح و غیرهاست که این خصوصیتها را در عالم مطابق شان و اقتضای همان عالم داراست .در این عالم ماده که نشاه ی اولی است روشن است. در نشئات دیگر که سلسله ی طولی وجودی اینجا هستند به قیاس آن نشئات با این نشئه است . صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی ." ولقد علمتم النشاه الاولی فلو لاتذکرون " در این نکته خیلی دقت کن تا بسیاری از آیات و روایات پس از مرگ برایت روشن شود.
    نکته : از شاه اولیا امیرالمومنین علی علیه السلام سوال کردند " وجود چیست ؟" گفت : " به غیر از وجود چیست ؟ "
    ای در طلب گره گشایی مرده... با وصل بزاده از جدایی مرده
    ای بر لب بحر تشنه در خواب شده... وی بر سر گنج از گدایی مرده
    نکته: تا دهن بسته نشد دل باز نمی شود. از سید کائنات روایت است که چون فرزندان و نبیره ی آدم علیه السلام بسیار شدند در نزد وی سخن می گفتند و وی ساکت بود. گفتند : " ای پدر !چه شد شمارا که سخن نمی گویی؟" گفت : " ای فرزندان من !چون خدا جل جلاله مرا از جوارش بیرون فرستاد با من عهد کرد و گفت : گفتارت را کم کن تا به جوار من برگردی."
    نکته : ظاهرت باید طاهر باشد تا توانی ظاهر قرآن را مس کنی و باطنت باید پاک باشد تا توانی باطنش را دریابی " لایمسه الا المطهرون "
    نکته : باطن تو در این نشئه عین ظاهر تو در آۀن نشئه است . "یوم تبلی السرائر "
    نکته : درهر جا و با هر کس تویی و کسی با تو نیست با تنها چنانی که تنهایی خلاصه اینکه جناب خواجه حافظ قدّس سرّه الشریف فرمود :
    سرا خالی است از بیگانه می نوش که جز تو نبود ای مرد یگانه
    نکته : بسائط چون ترکیب شدند روح می گیرند و نفس چون بسیط شد.
    نکته : اصل این است که دیده دل ملکوت را بنگرد چنانکه دیده سر ملک را در این شگفت نیست شگفت از ندیدن است که دیدگان را باید درمان کرد .
    نکته : از دنیا چشم پوشیدن هنر نیست از دنیا و آخرت چشم پوشیدن هنر است .
    نکته : سفر نامه معراج رسول صلی الله علیه وآله و سلم شرح اطوار بشر است .
    نکته : هر کسی زارع و مزرعه خود است و نیّتها واعمالش بذرهایش بنگر تا در مزرعه خویش چه می کاری و در قول رسول الله (ص) الدنیا مزرعه الاخره تدبّر کن .
    نکته : ایمان آوردن به منزلت ملک مناسب برای زرع تحصیل کردن است ، و عمل به شرائط آن به مثابت بذرافشاندن : ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات .
    نکته : جزاء نفس عمل است : ولاتجزون الا ما کنتم تعملون (یس آیه54 ) .
    نکته : تا گم نشدی چیزی در تو پیدا نشود .
    نکته : ملکت با عالم ملک است و خیالت با عالم مثال و عقلت با عالم عقول ، قابل حشر با همه ای و دارای سرمایه کسب همه ، صادق آل محمد (ص) فرمود :
    اِنَّ الله عَزوجل خلق ملکه علی مثال ملکوته واسّس ملکوته علی مثال جبروته لیستدل بملکه علی ملکوته و بملکوته علی جبروته .
    درست بخوان و درست بدان.
    نکته : آنچه در احوال واطوار سالک در خواب و بیداری عائدش می شود میوه هایی است که از کمون شجره وجودش بروز می کند .
    نکته : آنکه اصطلاحات انباشته را علم دانست فقد استسمن ذوارمٍ یعنی خیز افتاده پندارد که رستم دستان است .
    برو ای خواجه خود را نیک بشناس.. که نبود فربهی مانند آماس
    نکته : هر چه مراقبت کاملتر باشد تمثّل حقائق صافی و روشنتر است .
    هزار و یک کلمه ج2 ص144

    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  16. #60
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    قلب انسان کامل
    قلبى كه جامع همه اسماء حسنى و مظهر جميع صفات علياست آن قلب انسان كامل است كه به اقتضاى ذاتى و تكوينى هر اسمى باذن الله تعالى اسمى و رسمى و حكمى و اثرى دارد و لغت شناسان و زبان دانان وى را به اسامى مختلف خوانند:
    من جمله جبرئيلش مى‏ گويند كه از عالم حقائق و دقائق خبر مى‏دهد.ميكائيلش مى‏ گويند كه از معارف و مكارم به طالبان رزق بخش است.اسرافيلش مى‏ گويند كه از معاد و بازگشت مريدان را آگاه مى‏ فرمايد.عزرائيلش مى‏ گويند كه قتل نفس امّاره مريدان مى‏ نمايد
    قطب وقت است او و اسرافيل جان مرده ساز و زنده ساز در زمان‏
    گر سرافيلش بخوانى تو بجاست جبرئيلش گر بگويى هم رواست‏
    اوست ميكائيل ارزاق حضور اوست عزرائيل نفس پر شرور

    آدم كل است و مسجود ملك غايت ايجاد و مقصود فلك
    آدمش مى‏ گويند: زيرا كه معلّم طالبان راه هدايت است.نوحش مى‏ گويند براى آنكه نجات دهنده از طوفان بلاست.ابراهيمش مى‏ گويند زيراكه از نار هستى گذشته و نمرود خواهش را كشته و خليل حضرت حق جلّ شأنه گشته است.موسايش مى‏ گويند براى اينكه فرعون هستى را به نيل نيستى غرق نموده در طور قرب اله مناجات مى‏كند.خضرش مى‏ گويند به جهت آنكه از آب حيوان علم لدنّى خورده و به حيات جاودانى پى‏ برده.الياسش نيز مى‏ گويند زيرا كه جالوت هستى را كشته و خليفه خدا گشته.لقمانش نيز مى‏ گويند زيرا كه حكيم الهى است و به حقيقت اشياء او را كمال آگاهى است.افلاطونش نيز مى‏ گويند زيرا كه طبيب نفوس است و در شناختن علل و امراض باطنى مانند جالينوس است.سليمانش نيز مى‏ گويند زيرا كه زبان مرغان مى‏داند يعنى مطّلع بر احوال مريدانست و به طيور حواس ظاهرى و باطنى خود حكمران.عيسى زمانش نيز مى‏ نامند براى آنكه دلهاى مرده را زنده مى‏ سازد و دجّال اعور آمال را برمى‏ اندازد.و مهدى و هادى نيز مى‏ گويند چنانكه مولوى گفته:
    هادى و مهدى وي ست اى راه جو...هم به پنهان هم نشسته روبرو
    اسكندرش نيز مى‏ گويند زيرا كه سدّ يأجوج و مأجوج خطرات نفسانى و خطوات شيطانى مريدان را مى‏ بندد.و سيمرغش نيز مى‏ گويند بدان جهت كه در پس قاف قلب مخفى است.سواد اعظم و بحر محيط نيز مى‏گويند براى آنكه هر طالب كه خود را بدان مى‏رساند او را از آلودگى پاك مى‏كند.يوسف نيز مى‏ گويند جهت آنكه در مصر ولايت عزيز است.آفتابش نيز مى‏ گويند زيرا كه پرتو شفقت بر هركس مى‏اندازد.ابر وسحاب نيز مى‏ گويند براى آنكه طالبان را از معارف سيراب مى‏سازد.ترسا نيز گويند براى آنكه مجرد و آزاد است.مرآت و آينه نيز گويند از جهت آنكه هركس به وى مقابل مى‏شود اگر متّقى است نيك مشاهده مى‏ نمايد و اگر شقىّ است زشت ملاحظه مى‏ كند كما قال المولوى:
    گفت من آيينه‏ ام مصقول دوست ترك و روم و هندو آن بيند كه اوست‏
    علامه حسن زاده-هزار و یک کلمه ج2ص11
    با تشکر از وبلاگ تجلی اعظم
    کلید
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

صفحه 6 از 14 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فلسفه تكرار نماز, فرقان کثرت از متن قرآن وحدت, قوه واهمه چه کار می کند؟, قابلیت در سایه گریه و طلب, قرآن موجودي غيبي, لیل بودن مرتبه قلب نسبت به روح, لیله القدر و نزول قران, مال غل گردن, ماوراء طبیعت و رحمت رحیمیه, محال به ذهن انسان نمی آید, مراتب وجود, مرتبه پایینتر رقیقت بالاست, مرتبه روح نسبت به مرتبه قلب روزست, مرد مظهر اسم الظاهر خدا, معنای عمیق ترشب و روز و مراتب انسان, معنای عمیقتر قبر, نفس انساني واستعداد قبول علم, نفس در تله دنیا, چه کسی در ملکوت آسمانها عظیم خوانده می شود ؟, چه کسانی مظهر امام غائبند؟, نتیجه دانش عمل بي ريا, نجبا و ابدال و رفع نیاز از متوسلین به امام زمان, نسیم سحر چون دم عیسوی, نسبت توانایی و انجام فعل, نشئه طبیعت رحمت رحمانیه است, هفت در جهنم, یکی از لطائف این دنیا, کلید ها و نکات بسیار ارزشمند, کتاب قرآن کریم, کتاب شهادت, کتاب غیبت, کدام سیر و سلوکی با ارزش ست؟, گنج بی زوالدانش, ۳ کتاب در عالم, پنج حس ما بعلاوه قوه خیال و ووهم 7 در جهنم, پیامبران گذشته وغیبت, پیش رفتن در نظام هستی با علم و مزاحمت, آفریده ها برای انسان در کارند, آیت الله صمدی آملی, آیت الله علامه حسن حسن زاده آملی, آب و علم, انا لا نضیع اجر من احسن عملا, انجیل برنابا و تصریح به این که عیسی مصلوب نشده, انسان ومقام لایقفی, اهل حکایت و نقل, اهل درایت و درک, ایت الله العظمی فی السماء, اخذ علم در عالم خواب به صورت آب يا شير, ادامه داشتن نبوت انبایی, اداره جهان خلقت با اسماء حسنای الهی, اسرار عبادات, اصل بودن غیبت در عالم, بیکرانه درون انسان, بدن ما وکثرات متضاد, بدن ما در هر نشئه ای قبر ماست, بدن و دنیا, بزرگترین ذکر نظام هستی علم است, بشارت به پیامبر اسلام در انجیل, تمرکز افكار بر افعال, توانایی تفهیم بر جاهل و فهم حقیقی, توانائی ادراک جزئی, توانائی رسیدن به مراتب, تا دهن بسته نگردد دل باز نشود, تطهیر خیال با علم, تعریف مرتبه خیال, جدول وجود امام زمان, حقیقت بودن مرتبه بالا, حقیقت حجاب ظهور اسم الباطن حق, حقیقت علم ِ اسم اعظم الهی است, حیوانات تمثلات ملکات انسانها, حیات حضرت الیاس و خضر با حفظ بدن عنصری, حجاب زن و اسم باطن, خنده پوست است و گریه مغز, خواب و یک سوم عمر, خود شناسی و خدا شناسی, خوراک بیش از ضرورت بلاهت زا, ختم نبوت تشریعی, دنیا و کثرات متضاد, دانش بی بيان مانند گنجي بدون انفاق, دانشمند و به ستوه نیامدن از دانش آندوزی, در حد بودن و غم و غصه, روز بودن مرتبه قلب نسبت به وهم, راه کسب قابلیت, رابطه ناتوانی و انتقاد, رابطه کامل شدن و دشمنی دیگران, سوزانندگی پرتو خورشید در سایه تمرکز, سحر وقت مسافرت رهروان, سخن در اسرار نظام هستی و افزایش مجهولات, سر مزاحمت در مسیر علم, شهادت امام حسین (ع) فاتحه الکتاب کتاب شهادت, شرف شمس چیست؟, طبیعت مقام جمعی, طبیعت رابط و جامع بین همه کثرات ضد هم, عقل مقام ادراک احکام کلی, عقل و هفت مدرک وهم و خیال و پنج حس درهای بهشت, عقل در تله غیب, علم و عزتش با افزایش, علم تاج سر, علم تشریح دار وجود, علم جفر علم به حقایق و رموز عالم, علم غذای روح انسان, علوم و فهم کلمات نظام هستی, عالم نور و قران, عالم ذر, عالم علم انباشته روی هم, عبادات وارتباط دلها, عدم بنوت عیسی در انجیل اصلی, غیبت امام زمان فاتحه الکتاب کتاب غیبت

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •