سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: *-*-* دل شما مورد نظر شيطان است *-*-*

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض *-*-* دل شما مورد نظر شيطان است *-*-*

    سخناني از آيت الله دستغيب
    ---------------------------------


    آيت الله شهيد دستغيب مي فرمايد :گاهي انسان در فکر مي رود . آيا ايمان دارم يا نه ! اگر مرگم رسيد مؤمنم يا نه ؟! سخن حضرت صادق (ع) محک خوبي است براي اين که انسان بفهمد از نخستين درجه ايمان بهره اي دارد يا نه حضرت مي فرمايد : «هر کس گناهش او را ناراحت کرد و کار نيکش او را شادمان ساخت ، مؤمن است » (1)
    رحمت خدا به کسي داده مي شود که از رحمت حق در وجودش ظهوري باشد ، اگر رحمتي در خودت بود سزاوار رحمت پروردگار مي شوي ؛ آن وقت بگو « يا رب ارحم » خدايا ! رحمم کن . اما اگر خداي نکرده رحم نداري ، نه به زن و بچه ، نه به مشتري ، نه به يتيم و زير دستت رحم نمي کني .هر طور هستي خدا نيز همين طور با تو معامله مي کند . تا کرم در تو نباشد ، توقع کرم از خدا غلط است . کرم خوب است يا بد ؟ اگر بد است چرا مي خواهي ، اگر خوب است چرا نداري ؟ (1)
    روزي وزير هارون الرشيد از کنار قبرستان رد مي شد ؛ ديد جناب بهلول ، استخوان ها را در قبرستان جا به جا مي کند ، و دنبال چيزي مي گردد ، گفت : بهلول !اينجا چه مي کني ؟ بهلول گفت : امروز آمده ام اينها را از هم جدا کنم .فرق بگذارم بين وزير، دبير ، سرهنگ ، سرتيپ ، تاجر ، حمال و ... مي خواهم ببينم داخل اينها کدامشان وزير است !هرچه نگاه مي کنم مي بينم تمام مثل هم هستند .اينها بي خود در دنيا بر سر هم مي زدند . (1)
    در حالات علامه شيخ مهدي مازندراني آمده است :اين بزرگوار گاهي که در خودش احساس غفلت مي کرده به اتفاق پسر و خادمش به خارج شهر و ( بيابان ) مي رفته است . آنگاه شيخ به پسر و خادمش مي گفته آيا لازم است دستور مرا اجرا کنيد يا نه ؟ پس از اينکه مي گفتند آري ، مي فرمود : من هيزم جمع مي کنم شما هم هيزم جمع کنيد .آنگاه هيزم ها را آتش مي زد و مي گفت : مرا کشان کشان به سوي آتش ببريد و بگوييد :اي پير گنهکار ! خيال کن روز قيامت بر پا شده است ، تا بلکه سوزش آتش مرا بيدار کند . (2)
    دل شما نيزمورد نظر شيطان است ، نگاهي به دل مي کند ، اگر آذوقه او مانند حب مال و زر و زيور و شهرت و مقام و حسادت و بخل و ... در آن باشد مي بيند به به ! چه جاي خوبي براي او است ، همان جا متمرکز مي شود .
    شايد تجربه کرده باشيد ، اگر سگي گرسنه رو به شما آورد و همراهتان نان يا گوشت باشد ، آيا به گفتن چخ ، رد مي شود ؟ ! چوب هم بلند کني فايده ندارد ، او گرسنه است و چشمش به غذا است ، چوبش هم بزنند فايده ندارد و دست بردار نيست .اما اگر هيچ همراه نداشته باشي ، با آن شامه قوي که دارد چون مي فهمد چيزي نداري تا گفتي چخ فوراً مي رود .
    دل شما نيز مورد نظر شيطان است ، نگاهي به دل مي کند ، اگر آذوقه او مانند حب مال و زر و زيور و شهرت و مقام و حسادت و بخل و ... در آن باشد مي بيند به به !چه جاي خوبي براي او است ، همانجا متمرکز مي شود ، اگر صد هزاربار هم «اعوذبالله من الشيطان الرجيم » بگويي به اين چخ ها رد نمي شود ، چون اين دشمن خيلي سرسخت است . «ان الشيطان لکم عدو ـ انه لکم عدو مبين ».بلي اگر طعمه اش را دور کردي ، آنگاه مي بيند وسيله ماندن ندارد ، و با يک استعاذه فرار مي کند . (3)

    بر گرفته از کتابهاي :
    1 ـ معارفي از قرآن
    2 ـ قلب قرآن
    3 ـ استعاذه از آيت الله دستغيب (رحمه الله عليه )
    منبع:مجله راه قرآن(ش21)

    امضاء

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی