چرا گفته شده شادى مؤمن در چهره او و اندوهش در درون اوست؟ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
چرا گفته شده شادى مؤمن در چهره او و اندوهش در درون اوست؟
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض چرا گفته شده شادى مؤمن در چهره او و اندوهش در درون اوست؟





    وجود جامعه‏اى كه در همه ابعاد، داراى تعادل باشد و افراد آن، اعتدال روحى و روانى لازم را داشته باشند، از هدف‏هاى بزرگ اديان آسمانى و به ويژه دين مقدس اسلام بوده است. رسيدن به اهداف بلندى كه اين اديان براى بشر ترسيم كرده‏اند، جز در سايه چنين اعتدالى به دست نمى‏آيد. شادى و سرزندگى در حد معقول و منطقى، به گونه‏اى كه انسان را از هدف آفرينش و مسير بندگى غافل نسازد و به مستى و بى‏خبرى و سستى در اداى وظايف و مسئوليت‏ها منجر نشود، از امور ضرورى و مهمى است كه در روايات پيشوايان دين به آن توجه ويژه‏اى شده است.
    در حديثى از اميرمؤمنان عليه‏السلام آمده است: «شادمانى، انبساط خاطر، نشاط و سرزندگى مى‏آورد».1 به منظور گسترش شادى و شادمانى و زدودن اندوه و افسردگى از جامعه اسلامى و ايمانى و ايجاد موجى از نشاط و خرمى در بين انسان‏ها، در روايات، سفارش‏هاى فراوانى در مورد خوشرويى و گشاده‏رويى در هنگام برخورد با ديگران شده است. در روايتى مى‏خوانيم: «خوشرويى، كمند دوستى و محبت است»2 و در حديثى ديگر چنين آمده است: «برادرت را با گشاده‏رويى ملاقات كن».3
    خوشحال كردن اهل ايمان و زدودن غم و اندوه از چهره و قلب آنان، مورد تأكيد شديد بزرگان دين بوده، به گونه‏اى كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله در حديثى مى‏فرمايد: «هر كه مؤمنى را شاد و مسرور كند، مرا شاد كرده و هر كه مرا شاد كند، خداوند را شاد كرده است».4
    از طرف ديگر، آثار زيان‏بار اندوه و پريشانى و لزوم دورى از آن و زدودن رنگ غم و غصه از آيينه جان انسان‏ها، از ديدگاه حق‏بين و ژرف‏نگر اولياى پاك الهى، پنهان نمانده است. در روايتى مى‏خوانيم: «غم و اندوه، نيمى از پيرى است»5 و در حديث ديگرى مى‏خوانيم: «غصه، بدن را آب مى‏كند» و نيز چنين آمده است: «هر كه اندوهش فراوان باشد، بدنش بيمار مى‏گردد».6
    حال روايتى كه مى‏گويد: شادى مؤمن در چهره او و اندوهش در دل است، درست در راستاى همين اصلى كلى است كه بايد جامعه اسلامى، جامعه‏اى سرزنده و بشّاش باشد؛ به گونه‏اى كه اهل ايمان، بايد غم و اندوه خويش را در دل پنهان دارند و با تظاهر به شادى و شادمانى، زمنيه افسردگى و ملامت و اندوه جامعه را فراهم نياورند و تعادل روانى جامعه را بر هم نزنند. رسيدن به سرمنزل سعادت انسانى و الهى از ديدگاه اسلام، تنها با داشتن جامعه‏اى بانشاط، معقول و منطقى و به دور از هرگونه زياده‏روى و كوتاهى است؛ نشاطى كه با روح كلى حاكم بر تعاليم اسلامى هماهنگ بوده، از چارچوب كاملاً مشخص دستورات و آموزه‏هاى آن خارج نگردد و از نظر روانى نيز اگر كسى با وجود غم و اندوه درونى خود را شاد و مسرور نشان دهد و تظاهر به شادمانى نمايد، اين عمل در خودِ وى نيز تأثير گذاشته، از شدت اندوهش مى‏كاهد.
    مخفى نماند كه از بررسى روايات و سخنان پيشوايان دين، مى‏توان به اين نتيجه رسيد كه غم و اندوهى كه مورد ملامت و سرزنش واقع شده، غم و اندوهى است كه در رابطه با دنياى فانى و امور دنيوى مى‏باشد و اين اندوهى است كه اولياى الهى به تعبير قرآن كريم از آن پيراسته مى‏باشند؛ «آگاه باشيد كه دوستان خداوند، ترسى از آينده و غمى از گذشته ندارند»؛ ولى غم و اندوهى كه به خاطر آخرت و دورى از اصل و حقيقت خود و نرسيدن به مقصد اعلاى انسانى باشد و نيز غصه‏اى كه به خاطر ارتكاب گناهان و آلوده كردن فطرت پاك خدايى و تيره كردن آيينه تابناك و درخشان قلب و روح انسان است، مورد تحسين واقع شده، در روايات فراوانى آن را ستوده‏اند؛ در حديثى مى‏خوانيم: «خداوند، هر قلب غمناكى را دوست دارد»7 و در حديثى ديگر آمده است: «چه بسيار انسان‏هاى غمناك و اندوهگينى كه غم و اندوهشان، شادى ابدى را بهره آنان مى‏سازد».8
    اين نوع غم و اندوه، بر خلاف نوع اول، نه تنها باعث افسردگى و خمودى انسان نمى‏گردد، بلكه پشتوانه‏اى محكم براى نشاط و سرزندگى است؛ چون شادمانى و سرزندگى، تنها با عوامل مادى به دست نمى‏آيد؛ بلكه عوامل معنوى و روحى نيز در تحقق آن تأثير بسزايى دارند و به همين دليل، انسان‏هاى برگزيده و پاكى كه هماره از ترس آخرت اشكى‏ريزان و سينه‏اى سوزان داشته، در دورى از محبوب خويش ناله‏هاى شبانه داشته‏اند، هرگز گرد و غبار دل‏مردگى و افسردگى بر چهره آنان ننشسته، سپاه خمودگى و كسالت روحى، هرگز بر روح آنان خيمه نمى‏زند و به شهادت تاريخ، آنان از شاداب‏ترين و كوشاترين افراد جامعه بوده‏اند. غم و اندوه جاودانه على عليه‏السلام كه تنها چاه كوفه مى‏توانست ذره‏اى از آن را درك كند و با سنگ صبور بودنش قدرى از شراره آن بكاهد و آبى بر لهيب آن بزند و ترس از عظمت ربوبى و ناله‏ها، سوزش‏ها و آه سوزان شبانه وى، هرگز مانع از كندن چاه‏هاى مختلف و ايجاد نخلستان‏هاى گوناگون و احسان به دردمندان و نوازش يتيمان و رسيدگى به امور مسلمانان نگرديد؛ بلكه آن جهاد عظيم و كوشش‏هاى خستگى‏ناپذير، ثمره شيرين آن اشك‏ها و آن غم و اندوه سوزانِ بود.

    پى‏نوشت:

    1. ميزان الحكمه، چاپ دفتر تبليغات اسلامى، ج 4، ص 436، ح 8448.
    2. همان، ج 1، ص 417، ح 1708.
    3. همان، ص 418، ح 1707.
    4. همان، ج 4، ص 430، ح 8465.
    5. همان، ص 392، ح 3758.
    6. همان، ح 3759.
    7. همان، ج 2، ص 401، ح 3812.
    8. همان، ص 401، ح 3813.

    چرا گفته شده شادى مؤمن در چهره او و اندوهش در درون اوست؟

  2. تشكر

    parsa (07-12-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •