محمد بن علی شلمغانی بناينگذار فرقه ضاله عزاقريه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
محمد بن علی شلمغانی بناينگذار فرقه ضاله عزاقريه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض محمد بن علی شلمغانی بناينگذار فرقه ضاله عزاقريه





    محمد بن علی شلمغانی بناينگذار فرقه ضاله عزاقريه



    ابو جعفر محمد بن علی شلمغانی معروف به ابن ابی العزاقری و ابن ابی العزاقیر، با سواستفاده از موقعیتش در نزدحسین بن روح، که امامیه وی را نایب امام غایبشان می‌دانند، طرفدارانی را جلب و فرقه جدیدی را در تشیع بنانمود. پیروانش را عزاقریه می‌گویند.


    او از مردم روستای شلمغان از حومه‌های واسط و یکی از قاریان قرآن در آن جا بود. او از اصحاب حسن عسکری(ع) امام یازدهم شیعیان بود. شلمغانی می‌کوشید تا برخی از وکلای امامیه و خاندان ایشان را به پذیرش آیین حلولیه و تناسخ ارواح متقاعد سازد. لذا پس از مدتی اعلام داشت که روح محمد(ص) در جسم سفیر دوم (محمد بن عثمان)، و روح علی بن ابی‌طالب(ع)حسین بن روح) و روح فاطمه زهرا(س) در جسم ام کلثوم (دختر سفیر دوم) حلول کرده‌است. در همان حال شلمغانی از طرفداران خود می‌خواست تا این راز را فاش نسازند، زیرا عقیده حق است.
    [۱] در جسم سفیر سوم



    محمد بن علی شلمغانی بناينگذار فرقه ضاله عزاقريه
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكر

    نرگس منتظر (03-06-1391)

  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد پاسخ : محمد بن علی شلمغانی بناينگذار فرقه ضاله عزاقريه





    عقاید و پیروان
    شلمغانی در نزد خاندان بنی بسطام،[۲] از موقعیت بالایی برخوردار بود و این امر به خاطر نزدیکی او به حسین بن روح نوبختی، سومین نایب از نواب خاص حضرت مهدی(عج) بود.
    «ام کلثوم» دختر ابوجعفر، محمد بن عثمان عمری (نایب دوم) چنین می‌گوید:
    «ابوجعفر ابن ابی العزاقر (شلمغانی) نزد بنی بسطام محترم و موجه بود، زیرا شیخ ابوالقاسم حسین بن روح - رضی الله عنه - مقام او را در نزد مردم محترم و بزرگ می‌داشت. او هم از این سابقه، سوء استفاده کرد و موقعی که از طریق حق برگشت همه گونه دروغ و کفری را به نام حسین بن روح برای بنی بسطام نقل می‌کرد. بنی بسطام هم، سخنان او را می‌پذیرفتند. هنگامی که خبر آن به حسین بن روح رسید، نسبت آن سخنان را از خود انکار کرد و آن را بهتان بزرگ دانست و بنی بسطام را از شنیدن کلام شلمغانی نهی کرد. آنگاه دستور داد که او را لعنت کنند و از وی دوری جویند. ولی بنی بسطام سخن حسین بن روح را گوش ندادند و در ارادت به شلمغانی ثابت ماندند.

    علت آن هم این بود که شلمغانی به بنی بسطام می‌گفت:
    «آنچه من به شما گفته‌ام، سری بود که آن را فاش ساخته‌ام. حسین بن روح از من پیمان گرفته بود که آن سر را کتمان کنم و به کسی نگویم، ولی اکنون که آن را فاش نموده‌ام، از مقام اختصاصی که یافته بودم، محروم شدم و با وجود اینکه رابطه نزدیکی با وی داشتم، مرا از خود دور می‌کند. آن «سر» امر عظیمی بود که کسی جز فرشته مقرب و پیغمبر مرسل یا مؤمنی که امتحان داده، قادر به نگهداری آن نیست.» شلمغانی با این سخنان، سابقه خویش را نزد آنها محکمتر کرد و مقامی بزرگ یافت. وقتی که این خبر به حسین بن روح رسید، مکتوبی مبنی بر لعن او و دوری از وی و کسانی که از سخنان او پیروی می‌نمایند، و در دوستی او باقی مانده‌اند، برای بنی بسطام فرستاد. آنها هم نامه را به شلمغانی نشان دادند و او سخت ناراحت و منقلب گردید.سپس گفت: «اینکه حسین بن روح گفته‌است، مرا لعن کنید، در معنی خیلی بزرگ است! به این معنی که، لعنت به معنای دور گردانیدن است و «لعنه الله» یعنی، خداوند او را از عذاب و آتش دور گردانید و بنابراین، من هم اکنون مقام خود را شناختم!» آنگاه صورتش را به خاک نهاد و گفت: «این سخن را کتمان کنید و به کسی نگویید!»

    ام کلثوم می‌گوید: «روزی به خانه مادر ابوجعفر بن بسطام رفتم. او از من استقبال نمود و مرا بسیار احترام کرد، به طوری که خم شد پای مرا بوسید، ولی من نگذاشتم و گفتم: ای بانوی من! نمی‌گذارم؛ زیرا پابوسی، کاری بس بزرگ است. وی گریست و گفت: چرا این طور از تو احترام ننمایم، با اینکه تو فاطمه زهرا (علیها السلام) هستی!!


    گفتم: چطور من فاطمه زهرا هستم؟ گفت: شیخ [یعنی محمد بن علی شلمغانی] در این باره سری به ما سپرده‌است.



    پرسیدم: چه سری به شما سپرده؟ گفت: او از من پیمان گرفته که آن را افشا نسازم، می‌ترسم اگر آن را بازگو کنم، خدا مرا عذاب کند. من به وی اطمینان دادم که آن را به کسی نخواهم گفت، ولی پیش خود، شیخ ابوالقاسم حسین بن روح را استثناء کردم.


    آنگاه گفت: شیخ ابوجعفر (شلمغانی) به ما گفته‌است که، روح پیغمبر (ص) به پدر شما محّمد بن عثمان و روح امیرالمؤمنین (ع) به بدن شیخ ابوالقاسم حسین بن روح و روح فاطمه زهرا(س) به تو منتقل شده است!! بنابراین، ای بانوی ما چرا تو را بزرگ ندانیم؟!


    من گفتم: این چه حرفی است؟ مبادا آن را باور کنی که همه دروغ است.
    گفت: این سری عظیم است، شلمغانی از ما پیمان گرفته، که برای هیچ کس نقل نکنیم. بانوی من! خدا نکند که در این خصوص عذاب شوم. اگر شما مرا وا نمی‌داشتید که آن را افشاء کنم، نه برای شما و نه برای احدی بازگو نمی‌کردم.»



    ام کلثوم می‌گوید: «هنگامی که از نزد آن زن بیرون آمدم، به خدمت شیخ ابوالقاسم حسین بن روح رسیدم و آن داستان را به اطلاع وی رساندم شیخ ابوالقاسم به من وثوق داشت و به گفته من اعتماد می‌کرد. در این وقت فرمود: ای دختر من! بعد از این ماجرا، دیگر به خانه این زن مرو، اگر نامه یا قاصدی نزد تو فرستاد، قبول مکن و به از این به دیدن او مرو. این حرفها کفر به خدا و الحادی است که این مرد ملعون (شلمغانی) در دلهای این مردم وارد نموده، تا از این راه بتواند به آنها بگوید که [نهایتا] خدا او (شلمغانی) را برگزیده و در وی حلول کرده‌است.[۳][۴]





    محمد بن علی شلمغانی بناينگذار فرقه ضاله عزاقريه
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكر

    نرگس منتظر (03-06-1391)

  6. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد پاسخ : محمد بن علی شلمغانی بناينگذار فرقه ضاله عزاقريه







    فرجام

    این حکایت، در میان طایفه بنی نوبخت شیوع یافت و شیخ ابوالقاسم هم، به تمام شیعیان نامه نوشت و ابو جعفر شلمغانی را لعنت کرد، و مردم را از معاشرت با وی و دوستداران او، کسانی که گفته او را قبول می‌کردند یا با وی سخن می‌گفتند، بر حذر داشت، تا چه رسد که او را دوست بدارند. سپس توقیعی منسوب به صاحب الزمان خطاب به نایبش و در لعن شلمغانی و دوری از او و پیروان او و کسانی که به گفته او رضایت داده و بعد از این توقیع به دوستی او باقی می‏مانند، منتشر شد و نسخه‌های آن در دیگر شهرها و بلاد دست بدست گردید.» [۵][۶][۷]
    شلمغانی سرانجام در سال ۳۲۲ق اعدام گردید. اگرچه او همعصر و نزدیک به « اعلان دعوی حلاج » در سال ۲۹۹ق بود اما بسیاری از تواریخ به « فتنه شلمغانی » از وی یاد می‌کنند.[نیازمند منبع]
    آل‌بسطام نیز تا روزگار جناب حسین بن روح در خط مستقیم تشیع بودند ولی در اختلافات میان ایشان و شلمغانی جانب شلمغانی را گرفتند[۸] و تا پایان کار شلمغانی در سال ۳۲۲ق جزو هواداران او بودند[۹] و از آن پس نیز همچنان نام وابستگان به آنها در صفوف فرقه «عزاقریه» دیده می‌شود. طرفداران شلمغانی بنام فرقه «عزاقریه» شناخته می‌شده و حداقل تا سال ۳۴۰ق در بغداد حضور داشته‌اند.[۱۰]
    پانویس


    1. ↑ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۷۲
    2. ↑ خاندان بسطام یکی از خاندان نامدار قدیم بوده‌اند که در دستگاه خلفای بغداد و امرای اطراف سالیانی عهده‌دار پاره‌ای از مشاغل مهم دیوانی بوده‌اند و از آن خانواده ابوالعباس احمد بن محمد بن بسطام و پسرانش ابوالقاسم علی و ابوالحسن محمد به آل فرات بستگی داشتند و ابوالحسین محمد داماد حامدبن عباس وزیر بود. این طایفه ابتداء مثل آل فرات از فرقه امامیه طرفداری می‌کردند ولی پس از قیام شلمغانی پیرو عقیده او شدند و به همین جهت قاهر خلیفه در سال ۳۲۲ق مأمورین مخصوص گذاشت تا خانه‌های ابوالقاسم علی و ابوالحسین محمد را تحت نظر بگیرند. (خاندان نوبختی؛ ص ۲۳۲)
    3. www.balagh.net, پیامبر و اهل بیت
    4. ↑ الغیبه[شیخ طوسی]، ص ۴۰۳، حدیث ۳۷۸
    5. ↑ الغیبه[شیخ طوسی]، ص ۴۰۳، حدیث ۳۷۸
    6. ↑ غیبة طوسی. ص ۲۵۱
    7. ↑ توقیع ناحیه مقدسه در لعن شلمغانی
    8. ↑ مکتب در فرآیند تکامل ص ۳۳۳ (غیبت شیخ ص ۲۴۸)
    9. ↑ کامل ابن اثیر ۲۹۰:۸
    10. ↑ مکتب در فرآیند تکامل ص ۳۳۳ (غیبت شیخ ص ۲۴۸)





    محمد بن علی شلمغانی بناينگذار فرقه ضاله عزاقريه
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكر

    نرگس منتظر (03-06-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •