برايم مهم نيست كه از آب بيرون بيايم سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
برايم مهم نيست كه از آب بيرون بيايم
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض برايم مهم نيست كه از آب بيرون بيايم




    نويسنده:حسن رحيم‏پور ازغدى
    منبع:مجله پرسمان

    به ياد دارم كه در عمليات خيبر، كنار دجله كه 40 كيلومتر پشت سر بچه‏ ها باتلاق، هور و نيزار بود، بچه‏ ها دور خورده بودند؛ مهمات تمام شده بود و در خاك به دنبال فشنگ كلاش مى‏گشتيم؛ بچه ‏ها گرسنه بودند و از داخل يك روستاى عراقى چند گونى نان خشكيده كپك زده پيدا كردند و هر صد متر پشت خاكريزها مقدارى ريختند و آب هم نبود و از گله گاوى از مردم عراقى كه پخش و پلا بودند، بعضى بچه ‏ها شير مى‏دوشيدند تا ته قمقمه هر كسى دو قورت شير باشد و از گرسنگى ضعف نكنند و بتوانند سر پا بايستند و گلوله‏اى شليك كنند. در اين شرايط، بچه‏ها گاهى پشت پيراهن‏هايشان چيزهايى به شوخى يا جدى مى‏نوشتند؛ مثل ورود هر گونه تير و تركش ممنوع!يكى از بچه‏ها كه همان جا شهيد شد و جنازه‏اش هم ماند، پشت پيراهن خود نوشته بود: انقلاب ما پشت مرزها منتظر ويزا نمى‏ماند. ببين يك بچه دهاتى بسيجى پشت پيراهنش در شرق دجله چه مى‏نويسد! من همان جا به رفقا و بچه‏ها گفتم كه اين جوان دهاتى اين جا و اكنون به نمايندگى از همه بشريت مى‏جنگد. او كه مى‏نويسد من منتظر ويزا نمى‏مانم، يعنى من براى همه بشريت مى‏جنگم؛ نه براى يك تكه خاك؛ يعنى انقلاب ما متعلق به همه انسان‏ها در دنياست....1
    در عمليات بدر، بچه‏ها سى ساعت در هورالهويزه پارو زدند. وقتى خط را گرفتند، حدود 72 ساعت زير بمباران گاز خردل بودند. مقاومت بچه‏ها همه به عشق تشكيل حكومت علوى بود... اين بچه‏ها كه شيميايى شدند و الان 16 سال است كه نمى‏توانند يك نفس راحت بكشند - بچه‏هايى كه مطابق آمار در 96 درصد از وصيت‏نامه‏هايشان كلمه ولايت فقيه آمده است - به خاطر حكومت دينى و اجراى احكام شهيد شدند.... در عمليات كربلاى 4، بچه‏هاى غواص كه وارد آب مى‏شدند، من كنار آب بودم؛ بچه‏ها به سجده مى‏رفتند و وارد آب مى‏شدند. اخوى هم جزء آنها بود؛ هيچ كدام آنها برنگشتند و همه مفقود شدند. من به برادرم گفتم: فلانى اين جا محور عمل چگونه است؟ محكم گفت: ما را مى‏زنند؛ ولى ان‏شاءالله بچه‏هاى موج دوم كه پشت سر ما مى‏آيند، جزيره را مى‏گيرند؛ به همين راحتى؛ بعد هم بچه‏هاى ستون غواص، وارد آب مى‏شدند و اين بسيجى‏ها دم گرفتند: لبيك، اللهم لبيك و داخل آب شدند. اين ستون در باتلاق‏هاى هورالهويزه و جزيره بوآرين فرو رفت؛ ولى وصيت‏نامه‏هايشان هست؛ آنها نوشته‏اند كه ما براى اجراى عهدنامه مالك اشتر رفتيم و شهيد شديم. در عمليات والفجر 8، مين منور منفجر شد؛ يك بچه بسيجى يا على گفت و خود را روى مين منور با هزار درجه حرارت انداخت و زغال شد تا منطقه روشن نشود و بچه‏ها لو نروند و خط بشكند. اينها شريف‏ترين بچه‏هاى اين مملكت بودند....
    برادرانى كه در والفجر 8، آموزش غواصى مى‏ديدند، در زمستان، شبى 6 تا 7 ساعت در آب سرد بودند و وقتى كه از آب بيرون مى‏آمدند ،پنجه‏هايشان از شدت سرما قفل مى‏شد... گاهى با 40 درجه تب، داخل آب مى‏شدند و يكى‏شان مى‏گفت كه در آب هم عرق مى‏كنم؛ ولى وقتى مى‏گفتند امشب استراحت كن، پاسخ مى‏داد كه مسئله آزاد كردن كل بشريت و اجراى احكام دين است؛ آنان اين گونه بودند. از آب اروند كه بچه‏ها مى‏خواستند عبور كنند، يكى از برادران غواص به ديگرى - كه هر دو شهيد شدند - گفت: جايى كه ما آموزش ديده ‏ايم، عرض آب اين قدر نبود؛ شدت آب هم اين قدر نبود؛ اين جا كوسه دارد؛ امشب چه مى‏ شود؟ آن دهاتى 19 ساله پاسخ داد: تو ابتدا توحيد خود را اصلاح كن؛ چون اگر اين طرف اروند دلت آرام است و آن طرف اروند ناراحت هستى، معلوم مى‏ شود كه خداى اين طرف اروند را خداى آن طرف نمى‏دانى. به او گفت: ما امشب وارد آب مى‏ شويم و اگر عراقى‏ها ما را نزنند، كوسه‏ها مى ‏زنند و اگر كوسه‏ها نزنند، آنها مى ‏زنند. اگر هيچ كدام نزنند، ما لابه‏لاى تله‏هاى انفجارى گرفتار مى‏ شويم؛ ولى من امشب وارد آب مى‏شوم تا به امام خبر بدهند كه بچه‏ها به آب زدند. امام بايد از ما راضى باشد. مى‏گفت: اصلاً برايم مهم نيست كه از آب بيرون بيايم؛ براى من مهم است داخل آب بشوم.
    مگر چند نمونه از اين بچه‏ ها در كل تاريخ ايران بوده ‏اند كه ما با خون اين بچه‏ها اين قدر راحت معامله مى ‏كنيم؟2

    پى‏ نوشت‏
    1- حسن رحيم‏پور ازغدى، مهدى (عجل الله تعالی فرجه)، ده انقلاب در يك انقلاب، ص 101.
    2- حسن رحيم‏پور (ازغدى)، على عليه‏السلام و شهر بى‏آرمان، ص 70-68.

    برايم مهم نيست كه از آب بيرون بيايم

  2. تشكرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •