سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 107

موضوع: ◄*♥*♥*► داستانهاي کوتاه پند آموز ◄*♥*♥*►

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض





    جغدی روی كنگره های قدیمی دنیا نشسته بود.
    زندگی را تماشا میكرد.
    رفتن و ردپای آن را.
    و آدمهایی را می دید كه به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند.
    جغد اما می دانست كه سنگ ها ترك می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شكنند و دیوارها خراب می شوند.
    او بارها و بارها تاجهای شكسته، غرورهای تكه پاره شده را لابلای خاكروبه های كاخ دنیا دیده بود.
    او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فكر می كرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز كمی بلرزد.
    روزی كبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را كه شنید،
    گفت: بهتر است سكوت كنی و آواز نخوانی.
    آدمها آوازت را دوست ندارند.
    غمگین شان می كنی.
    دوستت ندارند.
    می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
    قلب جغد پیر شكست و دیگر آواز نخواند.
    سكوت او آسمان را افسرده كرد.
    آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره های خاكی من!
    پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟
    دل آسمانم گرفته است.
    جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.
    خدا گفت: آوازهای تو بوی دل كندن می دهد و آدمها عاشق دل بسته اند.
    دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ.
    تو مرغ تماشا و اندیشه ای!
    و آن كه می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد.
    دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین كار دنیاست.
    اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.
    جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره های دنیا می خواند و آنكس كه می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست.



    امضاء





  2. Top | #62

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    شماره عضویت
    3916
    نوشته
    163
    تشکر
    2,914
    مورد تشکر
    1,121 در 185
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بهترین تصویر آرامش

    پادشاهي جايزه ي بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند
    به بهترين شکل ، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود
    را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاويري بودند از جنگل به
    هنگام غروب ، رودهاي آرام ، کودکاني که در خاک مي دويدند ،
    رنگين کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
    پادشاه تمام تابلو ها را بررسي کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر
    را انتخاب کرد. اولي ، تصوير درياچهء آرامي بود که کوههاي عظيم
    و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود. در جاي جايش
    مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد ، و اگر دقيق نگاه مي کردند ،
    در گوشه ء چپ درياچه ، خانه ء کوچکي قرار داشت ،
    پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر مي خواست ،
    که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است. تصوير دوم
    هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تيز
    و دندانه اي بود. آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک
    بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سيل آسا بود.
    اين تابلو هيچ با تابلو هاي ديگري که براي مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگي نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ،
    در بريدگي صخره اي شوم ، جوجه ی پرنده اي را مي ديد . آنجا ،
    در ميان غرش وحشيانه ی طوفان ، جوجه ی کوچکی آرام
    نشسته بود. پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که
    برنده ی جايزه ی بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضيح داد :
    " آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سر و صدا ، بي مشکل ،
    بي کار سخت يافت مي شود ، چيزي است که مي گذارد
    در ميان شرايط سخت ، بماني و آرام باشي ...."

    امضاء
    اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

    وَ مَماتى‏ مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ



  3. Top | #63

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    اسفند 1391
    شماره عضویت
    5362
    نوشته
    466
    تشکر
    4,493
    مورد تشکر
    2,856 در 493
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بسم الله الرحمن الرحیم

    مرد فقیرى بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست می‌کرد و او آنرا به تنها بقالى روستا مى‌فروخت.

    آن زن روستایی کره‌ها را به صورت دایره‌های یک کیلویى مى ساخت و همسرش در ازای فروش آنها مایحتاج خانه را از همان بقالی مى‌خرید.

    روزى مرد بقال به وزن کره‌ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.

    هنگامى که آنها را وزن کرد، دید که اندازه همه کره‌ها ۹۰۰ گرم است.

    او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره‌ها را به عنوان یک کیلویی به من مى‌فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.

    مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:

    راستش ما ترازویی نداریم که کره‌ها رو وزن کنیم ولی یک کیلو شکر قبلا از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار دادیم ....


    "یقین داشته باش که به مقیاس خودت برای تو اندازه می‌گیرند."




    امضاء


  4. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,035 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض






    ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ و روي آن ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :

    ﻣﻦ 50 هزار تومان ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﯾﺮﺍ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﻫﺮ ﮐﺴﻰ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﺩﺭﺱ ﻓﻼﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ.

    ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﻭ ﻣﺒﻠﻎ 50 هزار ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺳﺎﻛﻦ ﻣﻨﺰﻝ است ، ﺷﺨﺺ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻣﻴﺪﻫﺪ، ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﻧﻔﺮ 12 ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﺪ.

    ﺟﻮﺍﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﻯ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ خروجی ﺣﺮﮐﺖ ﻛﺮﺩ، ﭘﻴﺮﺯﻥ ﻛﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﭘﺴﺮﻡ، ﻭﺭﻗﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﻦ، ﭼﻮﻥ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﻮﺷﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﻤﺪﺭﺩﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ، ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻟﮕﺮﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺧﻴﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ........




    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  5. Top | #65

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    13,037
    صلوات
    34724
    دلنوشته
    182
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد یا امام حسین(ع) ادرکنی#یا رسول الله(ص)
    تشکر
    12,632
    مورد تشکر
    11,532 در 6,940
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مطالب جالبی هست اما کاربرانی که در اینجا مطلب گذاشتند و یا پسند کردند چرا دیگه نیستند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    امضاء

  6. تشكرها 2


  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    13,037
    صلوات
    34724
    دلنوشته
    182
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد یا امام حسین(ع) ادرکنی#یا رسول الله(ص)
    تشکر
    12,632
    مورد تشکر
    11,532 در 6,940
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍﯼ ﺷﺐ ﺑﻪ
    ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ .
    ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ،
    ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮﻭﯼ
    ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ .
    ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ
    ﺑﺴﻮﯼ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ،
    ﻭ ﭘﺴﺮﺵ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ .

    ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻏﺬﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﭘﺴﺮ ﮐﻪ
    ﻫﯿﭻ ﺧﺠﻞ ﻫﻢ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ،
    ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ،
    ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﺯﺩ
    ﻭ ﻋﯿﻨﮏﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ
    ﺁﻭﺭﺩ .

    ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ
    ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    ﻭ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ .
    ﭘﺴﺮ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﺭﺍﻫﯽ
    ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ .
    ﺩﺭﯾﻦ ﻭﻗﺖ، ﯾﮏ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ
    ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ؛
    .

    ﭘﺴﺮ ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ
    ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ
    .

    ﭘﺴﺮ ﭘﺎﺳﺦ دﺍﺩ؛ ﻧﺨﯿﺮ ﺟﻨﺎﺏ . ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ
    ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ .
    ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
    ﺑﻠﻪ، ﭘﺴﺮ . ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ .

    ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ
    ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺪﺭﺍﻥ .

    ﯾﮏ ﻧﻮﻉ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ
    ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ
    امضاء

  8. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1397)

  9. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    13,037
    صلوات
    34724
    دلنوشته
    182
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد یا امام حسین(ع) ادرکنی#یا رسول الله(ص)
    تشکر
    12,632
    مورد تشکر
    11,532 در 6,940
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    گاهی آنلاینیم...
    بی هیچ دلیلی...
    نه کسی هست که حرف بزنی...
    نه چیزی هست که بنویسی...
    گاهی توی دنیای حقیقی که کم میاری ،میای توی دنیای مجازی که شاید حضورت حس بشه...
    شاید یکی بفهمه هستی..!!!
    گاهی تنها جاییکه میتونی باشی،همین دنیای مجازیه...
    همیشه آنلاین بودن به این معنا نیست که سرت شلوغه و داری حرف میزنی...
    گاهی...
    آنلاین ترین ها...
    تنها ترین هستند...
    امضاء

  10. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1397)

  11. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    13,037
    صلوات
    34724
    دلنوشته
    182
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد یا امام حسین(ع) ادرکنی#یا رسول الله(ص)
    تشکر
    12,632
    مورد تشکر
    11,532 در 6,940
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پادشاهی بودکه فقط یک چشم ویک پا داشت.
    اودستورداد تایک نقا شی زیبا از وی بکشند.
    اماهیچ نقاشی نتوانست.
    عاقبت یک نفرتصویرزیبایی ازپادشاه کشیدوهمه راغافلگیرکرد.
    اوشاه را درحال نشانه گیری یک شکارکشید، بایک چشم بسته ویک پای خم شده.
    چراما نتوانیم ازدیگران چنین تصاویری بکشیم؟
    باپنهان کردن نقاط ضعف وبرجسته ساختن نقاط قوت آنان.
    امضاء

  12. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1397)

  13. Top | #69

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    13,037
    صلوات
    34724
    دلنوشته
    182
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد یا امام حسین(ع) ادرکنی#یا رسول الله(ص)
    تشکر
    12,632
    مورد تشکر
    11,532 در 6,940
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ﺍﻭﻣﺪﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ
    ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ ...
    ﯾﺎ ﻣﯿﺸﻪ ﻓﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿـــــــــــــﺖ
    ﯾﺎ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺭﺱ ﺯﻧﺪﮔﯿـــــــــــــﺖ
    این دو متنه کوتاه ارزشه خوندن داره !!!

    از دیگران شکایت نمی کنم بلکه خودم را تغییر میدهم،
    چرا که کفش پوشیدن راحتتر از فرش کردن دنیاست.


    عشق انسان را داغ میکند و دوست داشتن انسان را پخته میکند!
    هرداغی روزی سرد میشود ولی هیچ پخته ای دیگرخام نمیشود....
    امضاء

  14. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1397)

  15. Top | #70

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    13,037
    صلوات
    34724
    دلنوشته
    182
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد یا امام حسین(ع) ادرکنی#یا رسول الله(ص)
    تشکر
    12,632
    مورد تشکر
    11,532 در 6,940
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    این متن قشنگ بود كمی هم آرامش می ده

    دل بــســـپــار...

    به آتشی که نمى سوزاند
    " ابراهیم " را

    و دریایى که غرق نمی کند
    " موسى " را

    نهنگی که نمیخورد
    "یونس"را

    کودکی که مادرش او را
    به دست موجهاى " نیل " می سپارد
    تا برسد به خانه ی تشنه به خونش

    دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
    سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

    آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
    که اگر همه ی عالم
    قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
    و خدا نخواهد ،
    " نمی توانند "
    پس
    به " تدبیرش " اعتماد کن
    به " حکمتش " دل بسپار
    به او " توکل " کن
    و به سمت او ”قدمی بردار"... .
    امضاء

  16. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1397)

صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی