•^❀❀^• تأثیر معاشرت با بدان در سیاه دلی و ضایع شدن استعدادهای وجود انسان  •^❀❀^• سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
•^❀❀^• تأثیر معاشرت با بدان در سیاه دلی و ضایع شدن استعدادهای وجود انسان  •^❀❀^•
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض •^❀❀^• تأثیر معاشرت با بدان در سیاه دلی و ضایع شدن استعدادهای وجود انسان •^❀❀^•






    تنها عمل سیاه و سیاه کاری نیست که روح را سیاه می کند، عوامل دیگر هم هست که در تاریک کردن روح و تیره ساختن دل مؤثر است، از آن جمله است محیطها و معاشرتها. تأثیر معاشرت چه در جهت نیکی و چه در جهت بدی خیلی واضح و روشن است.

    آدمی روح بسیار حساسی دارد، زود تحت تأثیر واقع می شود و ممکن است بعضی اشخاص خودشان را گول بزنند و خیال کنند محیط و معاشرت در آنها تأثیر ندارد، ولی اشتباه است، انسان با روحی بسیار حساس و قابل تغییر آفریده شده است. تغییرات روحی که در انسان پیدا می شود مگر خیلی زیاد باشد که خودش بفهمد والا کمتر خود شخص متوجه تغییرات و تبدیلات روحی خود می شود.
    انسان گاهی جسما لاغر می شود و چند کیلو سبکتر می گردد و چاق می شود چند کیلو سنگین تر می شود، تا خودش را وزن نکند متوجه نمی شود. تغییرات و کم و زیادهای روحی به درجاتی نامحسوس تر و دقیق تر است و به طریق اولی فهمیده نمی شود و متأسفانه همچو وسیله ای نیست که انسان هر روز یک بار یا هفته ای یک بار و یا ماهی یک بار و حداقل سالی یک بار خودش را وزن کند و ببیند چقدر از لحاظ روحیه سبکتر یا سنگین تر شده. صلاح و فساد بدون آنکه خود اشخاص بفهمند از فردی به فردی سرایت می کند:

    می رود از سینه ها در سینه ها *** از ره پنهان صلاح و کینه ها
    همنشین اهل معنا باش تا *** هم عطا یابی و هم باشی فتی
    یک زمان هم صحبتی با اولیا *** بهتر از صد ساله طاعت بی ریا
    گر تو سنگ خاره و مرمر بوی *** چون به صاحبدل رسی گوهر شوی
    مهر پاکان در میان جان نشان *** دل مده الا به مهر دلخوشان
    کوی نومیدی مرو امیدهاست *** سوی تاریکی مرو خورشیدهاست
    دل، تو را در کوی اهل دل کشد*** تن، تو را در حبس آب و گل کشد
    همین غذای دل طلب از همدلی*** رو بجوی اقبال را از مقبلی
    دست زن در ذیل صاحب دولتی*** تا ز افضالش بیابی رفعتی
    صحبت صالح تو را صالح کند *** صحبت طالح تو را طالح کند


    باز هم عوامل دیگری برای سیاه دلی هست. اصل مطلب این است که ما به این اصل تسلیم بشویم که تا قابلیت و استعداد نباشد هیچ کمالی صورت نمی گیرد. تهذیب و تصفیه نفس برای این است که قابلیت و استعداد ذاتی انسان برای ترقی ضایع نشود و بلکه بیشتر بشود: «قد افلح من زکیها * و قد خاب من دسیها، رستگار شد آن کس که روح خود را پاک و پاکیزه نگاه داشت، زیان برد آن کس که غشی و غلی در روح خود وارد ساخت» (شمس/9 و 10).
    سلب استعداد و قابلیت روح از آن نظر که روح جوهر زنده است نظیر سلب قابلیت حیات از یک دانه گندم است. دانه گندم استعداد دارد که کشت شود و رشد و نمو کند و به صورت ساقه و سنبله در آید، اما گاهی می میرد، دیگر قابل روئیدن و رشد نیست.
    به همین جهت است که در قرآن کریم از استعداد روحی انسان به «حیوة» تعبیر می کند، و در سوره یس آیه 70 می فرماید: «لینذر من کان حیا و یحق القول علی الکافرین، تا آن را که دلش زنده است بیم دهد و گفتار وعده جهنم بر کافران تحقق یابد».

    این قرآن شعر نیست، خیال نیست، ما به او شعر و خیال القاء نکردیم، شعر و تخیل شایسته او نیست، این ذکر و مایه بیداری و هوشیاری است، قرآنی است روشن کننده، که کسانی را که زنده هستند و مایه زندگی در روح آنها هست و نمرده اند آگاهی دهد و اعلام خطر کند و اما آنها که به کلی محجوب و بی خبرند امر حق درباره آنها جاریشود. قرآن که شعر و خیال نیست، حکمت است، مایه هوشیاری و بیداری است، عامل حیات است، و عامل رویانیدن است، برای چه کسانی مفید و نافع است؟ چه کسانی را رشد می دهد و می رویاند؟ آنهایی را که لااقل پرتوی از حیات و زندگی در دانه روح و قلبشان باقی است.

    علی علیه السلام فرمود: " «و اعلموا ان یسیر الریاء شرک و مجالسة اهل الهوی منساة للایمان» " بدانید که ریای کم و کوچک هم شرک به خداست، همنشینی با هواپرستان فراموشخانه ایمان است (خطبه 86 نهج البلاغه).
    تعبیر بسیار رسا و کامل همین است که علی فرمود، فراموشخانه است، یعنی انسان آنقدر تحت تأثیر دوستان و معاشران بد هست که تا وقتی که با آنها هست مثل این است که او را در فراموشخانه برده اند، افکار و عقاید پاک خود را موقتا از یاد می برد، مثل این است که در آن وقت همچو افکار و عقایدی نداشته است.
    در... معروف است که معاشرت بوی دارد، یعنی هر کسی بوی معاشرت را می گیرد، بوی خوی می آورد.
    شاعر می گوید:
    از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت *** من را بگذاشت جستجوی تو گرفت
    دیگر ز منش هیچ نمی آید یاد *** بوی تو گرفته بود و خوی تو گرفت




    •^❀❀^• تأثیر معاشرت با بدان در سیاه دلی و ضایع شدن استعدادهای وجود انسان  •^❀❀^•

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •