۞۩ مناعت طبع و خويشتن دارى سيد رضى ۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩ مناعت طبع و خويشتن دارى سيد رضى ۩۞
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر افتخاری
    ملکوت آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 3,144      تشکر : 3,634
    5,396 در 2,194 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ملکوت آنلاین نیست.

    kabotar. ۞۩ مناعت طبع و خويشتن دارى سيد رضى ۩۞







    « درس خويشتن دارى از سيد رضى »


    از ابى محمد مهلبى ، وزير بهاء الدّوله نقل كرده ‏اند كه می گفت :


    روزى به من خبر رسيد خداوند به «سيد رضى» پسرى عنايت كرده است. فرصت را غنيمت شمردم و خواستم به بهانه اين مولود صله‏ اى به سيد رضى بدهم. به غلامان دستور دادم طبقى حاضر كردند و دو هزار دينار بر طبق گذاشتم و به رسم چشم روشنى و هديه برايش فرستادم.
    سيد قبول نكرده و پيغام داده بود كه: لابد وزير مى‏دانند و اگر مطلع نيستند، بدانند كه من از كسى صله قبول نمى‏كنم.
    به اميد اينكه اصرارم ثمر بخشد دوباره طبق پر سيم و زر را فرستادم و گفتم: اين هديه ناچيز را قبول بفرماييد و به قابله‏ها بدهيد.
    او آنها را دوباره پس فرستاد و جواب داد: قابله‏ها غريبه نيستند و رسم ما بر اين نيست كه بيگانگان به خانه ما رفت و آمد داشته باشند. آنها از بستگان خودمان مى‏باشند و چيزى هم نمى‏پذيرند.
    براى بار سوم طبق را فرستادم و گفتم: حال كه خود قبول نمی كنيد بين طلبه‏هايى كه پيش شما درس مى‏ خوانند تقسيم كنيد. چون طبق را آوردند استاد در حضور طلبه ‏ها فرمود: طلبه‏ ها خودشان حاضرند ! بعد رو كرد به شاگردان و گفت: هر كس به اين پولها محتاج است بردارد.
    در اين هنگام يكى از آنان برخاست دينارى (طلا) برداشت و قسمتى از آن را قيچى كرد و بقيه را سر جايش گذاشت. ديگر طلبه‏ها هم چيزى بر نداشتند.
    شريف رضى از آن طلبه پرسيد: براى چه اين مقدار برداشتى؟!
    وى گفت: شب گذشته هنگام مطالعه روغن چراغ تمام شد، خادم نبود كه از انبار مدرسه روغن بدهد، از فلان بقال مقدارى روغن چراغ نسيه كرده‏ام. حالا اين قطعه طلا را برداشتم تا قرض خود را اداء كنم!
    سيد رضى تا اين سخن بشنيد دستور داد به عدد طلاّب كليد ساختند تا هركس چيزى لازم داشت كليد انبار را همراه داشته باشد.
    رحمةالله علیه



    ۞۩ مناعت طبع و خويشتن دارى سيد رضى ۩۞

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  2. تشكر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •