۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 32
  1. #21
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    قدوس

    کلمه «قدوس» دو بار در قرآن آمده است و مبالغه در قداست و نزاهت در صفات و افعال و پاکي از تمام صفات نقصانی است.

    برخی از محققان نیز با اشاره به تفاوت میان قدوس و سبوح بر این نظر هستند که هر دو به معنای منزه بودن از هر عيب است؛ ولي بين اين دو اسم يک تفاوت مشخصي است؛ چرا که تسبيح سلب نقص و عيب است و تقديس نفي کمال محدود است. پس اوصافي مثل علم و قدرت که به خداوند و انسانها تعلق مي گيرد از دو وجه به خداوند تعلق مي گيرد: يکي اينکه او منزه از خصوصيات نقص و حاجت در اين اوصاف است؛ در این صورت سبوح است.
    و از وجه ديگر اين اوصاف در حد اتم و کامل به خداوند تعلق مي گيرند، در این صورت او قدوس است. يعني اين علم که صفت خداوند است نه تنها پاک از هر عيب هست بلکه خداوند داراي کاملترين و بهترين علم است. سبوح اي تنزيه الله، و قدوس اي طهارة لله ثناؤه.
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  2. #22
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سلام

    کلمه «سلام» هفت بار در قرآن کریم آمده که تنها یک بار آن به معنای ویژه راجع به خداوند به کار رفته است.
    این که معنای حقیقی واژه «سلام» در این آیه چیست، میان مفسران شیعه و سنی وحدتنظر را به معنای کسی دانسته که با سلام و عافیت با تو برخورد کند، نه با جنگ و ستيز، و يا شر و ضرر
    آلوسی از مفسران اهل سنت نیز آن را به معنای سلامت بودن از عیوب دانسته است
    با وجود این، فخر رازی کلمه ي «سلام» را دارای دو وجه می داند:
    الف. سلامت بودن از نقایص.
    وي پس از بیان این وجه اشکالی را مطرح می کند که خلاصه آن چنین است:
    اگر معنای سلام چنین باشد که بیان شد در این صورت معني «سلام» فرقي با معني «قدوس» نخواهد بود و اين برخلاف اصل قرآن است زيرا تأسيس بهتر از تکرار است و خيلي بليغ نيست اگر قرآن خودش تکرار کند، بلکه حتما يک حکمتي و فرق لطيفي هست که اسم «السَّلَامُ»بعد از «القدوس» آمده است.
    فخر رازي در پاسخ به این اشکال چنین مي گويد که در کلمه «قدوس» پاک بودن خداوند از همه نقائص در زمان گذشته مورد نظر است، حال آنکه در کلمه «سلام» پاک بودن خداوند از نقایص در آینده را در نظر داریم به این معنا که در آینده نیز هیچ عیب و نقصی بر خداوند عارض نمی شود.
    ب. موجب سلامت بودن.
    نویسندگان تفسير نمونه نيز «سلام» را به معنای کسی دانسته اند که هيچگونه ظلم و ستم بر كسى روا نمى‏دارد، و همه از ناحيه او در سلامتند
    شهید مطهري راجع به ارتباط و ترتیب بیان سه اسم اخیر بر این باور است که شايد وجه اينکه بعد از اسم «الملک» «القدوس» آمده است اين باشد که بشر هنگامي که ميشنود که تمام قدرت دست کسي است فکرش به چيزهاي منفي مثل ظالمان، بي عدالت، بخل، .... به خاطر تجربه ها ميرود، اما با آوردن صفت «القدوس» بعد از «الملک» اين توهم از بين ميرود.
    بعد اينکه اين توهم و ترس از ذهن بشر بر طرف شد خداوند اسم «السلام» را ذکر مي کند که اثبات کند که نه تنها اين خدا که مالک هست ظالم نيست بلکه او براي شما عافيت ايجاد مي کند و او دوست داشتني است.
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  3. #23
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مومن

    مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر اسم «مومن» می نویسد:
    «مؤمن به معناي کسي است که به تو امنيت بدهد، و تو را در امان خود حفظ کند».

    طبرسی(ره) در مجمع البيان از ابن عبّاس نقل می کند که گفته مؤمن آن کسي است که خلق از ظلم او در امان هستند.

    ایشان از مفسران دیگری نیز این قول را نقل می کند که مؤمن آن کسي که ايمان به خود داشت قبل از اينکه مخلوق به او ايمان داشته است. و برخی دیگر نیز بر این باور هستند که مؤمن کسي است که به وعده اي صادق، يعني به آن وفا مي کند، يا کسي است که دعوت کننده به ايمان است.

    نویسندگان تفسیر نمونه نیز مومن را کسی دانسته اند که دوستانش را امنيت مى‏بخشد، و ايمان مرحمت مى‏كند
    فخر رازي از مفسران اهل سنت نیز براي «مؤمن» دو وجه ذکر کرده. يکي آنکه خداوند اولياءش را از عذاب امان نگه مي دارد و دوم اينکه او مصدق هست يا به اين وجه که او به وسيله ي معجزه انبياء خود را تصديق کرده است يا اينکه امت حضرت محمد _صلي الله عليه و آله_ ساير انبياء را تصديق کرده است، آنگاه خداوند نیز شهادت آنها را تصدیق کرده است.
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  4. #24
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مهیمن
    اين کلمه فقط يک بار در قرآن آمده است و بر اساس آنچه که مرحوم علامه طباطبایی بیان می کند، به معناي فائق و مسلط بر شخصي و يا چيزي است. نویسندگان تفسیر نمونه و نیز بيضاوي مهيمن را به کسی که«حافظ و نگاهدارنده و مراقب همه چيز است» معنا کرده اند.
    فخر رازی با اشاره به اینکه در اصل اين واژه دو قول وجود دارد بعضي آن را از ماده«هيمن» مي دانند که به معني مراقبت و حفظ و نگاهداري است، و بعضي آن را از ماده«ايمان» مي دانند به معني آرامش بخشيدن می دانند، و مهيمن را به به شاهدي که چيزي از او غايب نمي شود، معني مي کند.
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  5. #25
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عزیز

    اين کلمه 95 بار در قرآن آمده است. مرحوم طبرسی دو معنا برای این واژه بیان می کند:
    الف. عزیز به معناي آن کسي است که نمی توان بر بر او غالب شد؛

    ب. عزيز آن نيرومندي است كه قابل دست‏رسى نیست و بر او مرام و مقصدى ممتنع نباشد

    مرحوم علامه طباطبایی معنای دیگری نیز ارائه می کند به این معنا که عزیز آن کسي است که هرچه ديگران دارند از ناحيه او دارند، و هرچه او دارد از ناحيه کسي نيست.
    فخر رازي و برخی دیگر از مفسران اهل سنت نیز در این باره عزیز را به کسي معنا می کنند که نظيرش پيدا نمي شود.
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  6. #26
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    جبار

    اين اسم تنها يک مرتبه در قرآن آمده است. مرحوم علامه طباطبایی «جبار» را صيغه مبالغه از «جبر» گرفته و آن را به معنای اصلاح کننده دانسته است، ایشان همچنین «جبار» را به کسي معنا می کند که اراده اش نافذ است. و ارادهی خود را بر هرکس که بخواهد به جبر تحميل مي کند

    نویسندگان تفسیر نمونه در این باره بر این باور هستند که اين واژه هنگامي که در مورد خداوند به کار رود بيانگر يکي از صفات بزرگ او است که با نفوذ اراده و کمال قدرت به اصلاح هر فسادي مي پردازد، و هرگاه در مورد غير او به کار رود معني مذمت را دارد.

    مرحوم شهید مطهري نیز معتقد است که اين کلمه يا از جباريت گرفته شده است يا از جبران. اگر به معني جباريت باشد همان معناي مفسرين بالا مي باشد، ولي اگر از ريشه ي جبران گرفته شده باشد به معني آن که کم و کسرهايي را که پيدا مي شود، جبران مي کند
    فخر رازي براي «جبار» دو وجه آورده است: یکی آنکه از ماده «جبر» به معنای اصلاح کننده گرفته شده باشد و دیگر آنکه او کسی است که ميتواند کسي را مجبور به اراده اش کند.بيضاوي نیز همان وجه دوم فخر را بيان مي کند.
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  7. #27
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    متکبر

    اين کلمه به صیغه مفرد يک بار در قرآن آمده است.مرحوم طبرسی در مجمع البيان «المتکبر» را به معنای شایسته بر صفات تعظيم (يعني او مستحق است که به عظمت و بزرگي توصيف شود) دانسته است. همو از دیگران نقل می کند که «متکبر» را به کسي که از هر بدي منزه است، معنا کرده است.

    مرحوم علامه طباطبایی نیز «متکبر» را معنای کسي دانسته که با جامه کبريايي خود را بنماياند.

    نویسندگان تفسیر نمونه دو معنا برای کلمه «متکبر» دو معني بیان می کنند، يک ممدوح و يکي مذموم.
    معنای ممدوح كه در مورد خداوند به كار مى‏رود، و آن دارا بودن بزرگى و كارهاى نيك و صفات پسنديده فراوان است، معنای نكوهيده و مذموم كه در مورد غير خدا به كار مى‏رود و آن اين است كه افراد كوچك و كم مقدار ادعاى بزرگى كنند، و صفاتى را كه ندارند به خود نسبت دهند، و از آنجا كه عظمت و بزرگى تنها شايسته مقام خدا است اين واژه به معنى ممدوحش تنها در باره او به كار مى‏رود و هر گاه در غير مورد او به كار رود به معنى مذموم است.

    فخر رازي نیز از ابن عباس نقل می کند که گفته «متکبر» آن کسی است که با ربوبيت خود بزرگ شده و عظمت پیدا کرده است. همو از قتادة نقل می کند که گفته که «متکبر» بزرگتر از هر بدي است و زجاج نیز بر این باور است که «متکبر» بزرگتر از ظلم بندگان است

    بيضاوي نیز بر این باور است که متکبر کسي است که بزرگتر از هر چيزي که موجب حاجتي شود يا نقصي می باشد.

    خداوند متعال پس از بیان این اسماء ده گانه می فرماید:
    سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ:
    بعد از ذکر همه ي اين اوصاف روشن است که هيچ کس نمي تواند شريک خداوند باشد.
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  8. #28
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خالق

    این واژه هشت بار در قرآن کریم تکرار شده است. مرحوم طبرسی این واژه را به معنای آفریننده دانسته است و مرحوم علامه طباطبایی بر این باور است که «خالق» کسي است که اشيايي را با اندازه گيري پديد آورده باشد.

    در مقابل فخر رازی «خالق» را از ماده «خلق» گرفته است و «خلق» را به معنای اندازه گیری و تقدیر در افعال خود دانسته و صفت خالقیت را به صفت اراده برگردانده است.
    آلوسی نیز «خالق» را به معنای کسی که به اقتضای حکمت، اشیاء را اندازه گیری می کند دانسته است، همو وجه دیگری را نیز برای معنای این واژه بیان می کند، به این معنا که خالق کسی است که به وجود آورنده اشیاء از عدم است.
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  9. #29
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض





    باري

    این اسم سه بار در قرآن آمده است و معنای نزدیکی با اسم «خالق» دارد، با اين فرق که «باري» پديد آورنده اي است که اشيايي را که پديد آورده از يکديگر ممتازند.

    فخر رازی آن را به معنای همان صانع و موجدی دانسته است که صنع او به گونه اختراع اجسام است
    نويسندگان تفسیر نمونه نیز در توضیح این اسم بر این باور شده اند که او خداوندی است كه مخلوقات را بى كم و كاست، و بدون شبيهى از قبل، ايجاد كرد.
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  10. #30
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مصور

    این اسم تنها یک بار در قرآن آمده است و به معناي کسي است که پديد آورده هاي خود را طوري صورتگري کرده باشد که با يکديگر مشتبه نشوند.

    فخر رازی و آلوسی نیز مصور را کسی دانسته اند که آن طور که بخواهد آفریده اش را صورت و نقش می دهد
    نکته مهمی که در تفاوت میان بیان دو آیه آخر سوره حشر وجود دارد، این است که در آيه 23 بعد از اسم جلاله «الله» جمله ي «لا اله الا الله» آمده ولي در آيه ي 24 اين گونه نيست، بلكه پس از بیان واژه «الله» آن را با صفاتی توصیف کرده است. مرحوم علامه طباطبایی در بیان دلیل این تفاوت بر این باور است که ممکن است حکمت اين تفاوت به خاطر تفاوت اسماء الهي در آيات باشد. در آيات 23 اسماء الهي که ذکر شده اند الوهيت خداوند را اثبات مي کنند؛ اما اسماء و اوصافي که در اين آيه 24 مطرح شده اند نمي توانند الوهيت خداوند را اثبات کنند. مشرکين به خالقيت خداوند اعتقاد داشتند اما باز براي او شریک های ديگری هم قائل بودند.بنابراين اوصافي که در آيه ي 24 آمده اند براي اينکه الوهيت خداوند اثبات شود شايد براي کسي کافي نباشد و براي او ثابت نکند که همين خالق شايسته ي پرستش است اما اوصافي آيه ي 23 انسان را بدون شک مي گذارد که همين خداوند هست که شايسته ي پرستش و مقل الوهيت را دارد
    ۞۩*♥ اسماء حسنی ♥*۩۞

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •