انقلاب اسلامي: بنيان بناي تازه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
انقلاب اسلامي: بنيان بناي تازه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد انقلاب اسلامي: بنيان بناي تازه




    انقلاب اسلامي: بنيان بناي تازه

    چرا انقلاب هاي ديگري كه در قرون جديد وقوع يافته اند نتوانسته اند آنچنان كه بايد بر استقلال خود پا مي فشارند و حكومت هاي مستقلي مبتني بر ارزش هاي انقلابي خويش تاسيس كنند؟

    اگر “لا شرقيه و لاغربيه” از لوازم ذاتي اسلام و حكومت منتسب به آن است، يعني اينكه با تخطي از اين اصل در واقع انقلاب از ماهيت خويش دور مي شود. در جهان امروز اين نخستين بار است كه انقلابي بر مبناي اين اصل واقع مي شود و در طول تاريخ ظهور تمدن غرب، در اين چند قرن، هرگز نه مي توان تمدني را يافت كه توانسته باشد در برابر هجوم تمدن غربي تاب بياورد و نه انقلابي را، كه بعد از پيروزي، براي تاسيس نظام حكومتي، بر قدرت هاي استكباري اتكا نداشته باشد. چه بسا بوده اند انقلاب هايي كه در طول مبارزه بر تفكري نسبتا مستقل از غرب و شرق مبتني بوده اند، اما بعد از تاسيس نظام، چون مورچه اي كه در گرداب شني مورچه خوارها بلغزد، اسير يكي از قدرت هاي شيطاني جهان گشته اند. انقلابي همچون انقلاب ما، انقلاب در ارز ش هاست، اگر چه ارزش نيز از آن الفاظي است كه به تيغ غرب زدگي ما و از طريق ترجمه كتاب هاي فلسفي غرب به زبان ما راه يافته است. در انقلابي اينچنين، كه با اتكا به نظام فكري مستقلي وقوع يافته است، بايد متوقع بود كه آن تفكر مستقل در صورت يك نظام ارزشي تازه ظهور يابد و جايگزين نظام ارزشي گذشته گردد. از اين روي، اصل “نه شرقي، نه غربي”، جمهوري اسلامي در واقع صورت تبلور يافته همان تفكري است كه انقلاب ما بر آن متكي است.
    چرا انقلاب هاي ديگري كه در قرون جديد وقوع يافته اند نتوانسته اند آنچنان كه بايد بر استقلال خود پا مي فشارند و حكومت هاي مستقلي مبتني بر ارزش هاي انقلابي خويش تاسيس كنند؟ بخشي از جواب مسلما به آن حقيقت بر مي گردد كه هيچ تفكري جز اسلام ناب محمدي(ص) نمي تواند به معناي كامل لفظ، مستقل و غيروابسته باشد و مصداق “لاشرقيه و لاغربيه ...” و انقلاب هايي كه در دوره جديد وقوع يافته اند، اگرچه بعضا از نوع ناسيوناليسم رنگ پذيرفته از دين، منشا گرفته اند، اما نه اينچنين است كه بتوان آنها را به طور مطلق “انقلاب ديني” يا “انقلاب اسلامي” دانست. بخش ديگري از جواب را نيز بايد در رهبري پيامبرانه حضرت امام(ره) جست كه جز در تاريخ صدر اول اسلام هرگز نظيري نداشته است و اما آنچه منظور نظر ماست و مقصدتحرير اين نوشتار، امر ديگري است كه مقدمه حاضر زمينه پرداختن به آن را فراهم داشته است.
    انقلاب اسلامي: بنيان بناي تازه





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    نرگس منتظر (21-10-1390)

  3.  

  4. #2
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد پاسخ : انقلاب اسلامي: بنيان بناي تازه





    جهان امروز جهاني واحد، يكپارچه و به هم پيوسته است كه در جهات خاصي نظام يافته و از اين روي، نبايد، توقع داشت كه در آن جز براي زندگي كساني كه به غايات اين نظام واحد جهاني تن سپرده اند، عرصه گشوده باشد. بسياري از دشمنان ما نيز به اين مقدمات برهاني متمسك مي شوند، براي تحصيل نتيجه اي ديگر اينكه “در دنيايي اينچنين بايد به نظام واحد جهاني تسليم شد و هر تلاشي جز اين به خلاف جهت آب شنا كردن است” اينها كساني هستند كه نه تنها نتايج مترتب بر اين تسليم، يعني بردگي و استثمار و وابستگي و عدم استقلال، بت پرستي و ضلالت و فساد و ... را پذيرفته اند، بلكه غالبا مشتاقانه به آن دل سپرده اند و در صدق اين مصدقات نيز بيشتر كساني شك مي كنند كه نتوانسته اند وحدت جهاني حاكم بر اين نظام صنعتي و تبعات فرهنگي آن را دريابند. وقتي سير تكويني يك انقلاب جوان به تاسيس نظام حكومتي منجر شد، رهبران انقلاب نيازمند به قانون اساسي و اصول اجرايي مدون هستند كه بنيان بناي تازه را بر آن استوار دارند، اصولي تبلور يافته از آن نظام ارزشي خاص كه تفكر انقلاب در آن جلوه كرده است، چه خواهند كرد؟
    تاريخ جهان در اين عصر جديد دو انقلاب بزرگ را در برابر امپرياليسم تجربه كرده است يكي در چين و ديگري در شوروي، اگرچه ما ميان اين سه چهره از ملت واحد كفر، كمونيسم روسي و چيني و امپرياليسم، تفاوتي قائل نمي شويم، اما تامل در سرنوشت اين انقلاب ها مي تواند محل عبرتي عظيم باشد. هيچ يك از اين دو انقلاب نتوانستند اصالت و استقلال خويش را در برابر آمريكا، كه مظهر آن تفكر واحد جهاني و شيطان بزرگ است، حفظ كنند و سرنوشت هر دو به همين جا منتهي گشته است كه ما شاهد آن هستيم. براي اشاعه تفكر آمريكايي در روسيه و چين حتما لازم نيست كه به آنها اجازه افتتاح پيتزافروشي و يا ويدئوكلوپ در ميدان هاي بزرگ مسكو و پكن داده شود، بلكه در تعليمات واحد نظام جهاني آموزشي براي آنكه دانشجويان چيني را به آنجا بكشاند كه خود را قرباني “دموكراسي آمريكايي” كنند كافي است. نظام فكري حاكم بر جهان نظام واحدي است كه در طول چند قرن ظهور تمدن غربي تدوين يافته است. يك انقلاب جوان كجا مي تواند فرصت و رخصت آن را پيدا كند كه تعليمات دانشگاهي خويش را بر مبناي معتقدات و نظام ارزشي خويش تدوين كند؟ تعليمات دانشگاهي را به مثابه مصداق بارزي اين معضل عنوان كرديم و اگر نه به همين مشكل در تمامي دوره هاي آموزش از دبستان گرفته تا ... وجود دارد.
    يك انقلاب جوان درست بعد از پيروزي و كسب قدرت سياسي به محض مواجهه با ضرورت بازسازي بعد از انقلاب، ناگزير به سراغ اصول مدوني خواهد رفت كه نظام يكپارچه جهاني در طول اين قرن ها به آن دست يافته است.
    ... و همين تجربه امروزي ما براي اثبات اين مدعا كافي است. اصطلاحات فني تا سناريوهاي تفصيلي توسعه اقتصادي ماخوذ از تجربيات كساني است كه نه در غايات و نه در روش ها با ما اشتراك حقيقي ندارند و نداشته اند. ما در پي شكوفايي حيات فطري انسان هستيم و آنان در جستجوي استيلاي مطلق بر طبيعت و مكيدن منابع آن و توسعه استعمار و استثمار بوده اند.



    انقلاب اسلامي: بنيان بناي تازه





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  5. تشكر

    نرگس منتظر (21-10-1390)

  6. #3
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد پاسخ : انقلاب اسلامي: بنيان بناي تازه





    در وسعت جهاني كه غربي ها آن را “جهان سوم” ناميده اند، به جز ايران حتي يك كشور و يا انقلاب ديگر وجود ندارد كه بعد از تاسيس نظام حكومتي، در برابر ضرورت “توسعه اقتصادي” لزوما متوجه به جناح غرب زدگان و وابستگان به تفكر اجنبي نشده باشد. با علم به اين تجربه تاريخي است كه بني صدر و قطب زاده خود را براي قبضه مديريت ها در حكومت جمهوري اسلامي محق مي دانستند و حتي به نقل از مرحوم شريعتي، بني صدر از سال ها پيش از پيروزي انقلاب خود را به عنوان اولين رئيس جمهور ايران معرفي مي كرده است.
    اگر ضرورت “توسعه اقتصادي به شيوه هاي معمول در جهان” اصل انگاشته شود، آنگاه ديگر چاره اي نيست جز آنكه شيرازه كار به دست كساني سپرده شود كه “تكنيك” دستيابي به اين آرمان را مي شناسند و لاجرم انقلاب روي به “تكنوكراسي” خواهد آورد تنها استثناي موجود در جهان انقلاب اسلامي ايران است. در اينجا نيز از ميان عواملي كه ما را تا به امروز از خطر لغزيدن در گرداب شيطان محفوظ داشته اند، دو عامل يكي دروني و ديگري بيروني، بيش از سايرين داراي اهميت هستند:
    * رهبري حضرت امام خميني(ره:) معرفت كامل حضرت ايشان نسبت به اسلام، حتي المقدور نقص عدم تدوين اصول را جبران مي كرد و اجازه نمي داد كه اين معضل اساسي خود را نمايان سازد.
    ما اصول مدوني در زمينه فلسفه سياسي اسلام، سياست خارجي و داخلي و ديگر علوم انساني از اقتصاد گرفته تا جامعه شناسي نداشته ايم . ما اصول مدوني در نظام حكومت اسلام و وظايف و اختيارات مقام ولايت و حدود آن، نسبت به آن با قواي سه گانه و ديگر اجزاء و نسبت اجزاء با يكديگر و با كل نظام ... نداشته ايم. و قس علي هذا، حضرت امام(ره) خود همه راه را به تنهايي پيموده بود و حالا باز گشته بود تا امت را نيز با خود به معراج ببرد. او سال هاي سال در چگونگي تشكيل حكومت اسلامي در قرن بيستم انديشيده بود. قابليت ها را سنجيده بود. فطرت ناس را شناخته بود ... و به امدادهاي غيبي پشتيبان انسان هاي مجاهد و منفي و متوكل، اميد بسته بود. حضرت امام(ره) در شيوه حكومت بر سيره و سنت اجداد طاهرين خويش باقي بود و كار را بر قابليت ها و عقل و اختيار اصحاب و امت خويش استوار كرده بود و هرگز آنان را به ما لايطاق تكليف نمي فرمود. اگر نه، منظر حركت تاريخي ما به تفصيل در برابر ابصار قلوب ايشان گشوده بود.

    سيد مرتضي آويني
    روزنامه رسالت


    انقلاب اسلامي: بنيان بناي تازه





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. تشكر

    نرگس منتظر (21-10-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •