آفرین به من! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آفرین به من!
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. آفرین به من!




    آفرین به من!



    با صدای زنگ ساعت بیدار می‌شم. همین‌ طوری که چشمایم بسته‌ست، بی‌اختیار می‌گم:

    «خدایا شکر، من زنده‌ام! خدایا شکرت که به من، یه روز دیگه فرصت دادی که زندگی کنم، که بتونم آفریده‌های قشنگ تو رو تماشا کنم.»

    چشمام رو که باز می‌کنم، تصمیم‌هایی می‌گیرم، پیش خودم می‌گم:

    «حالا که زنده‌ام، حالا که این فرصت به من داده شده، این فرصت طلایی! ازش استفاده می‌کنم. نمی‌خوام امروزم مانند دیروز باشه. امروز یه روز دیگه‌ست و به‌طور حتم یه روز بهتر!

    شاید مجبور باشم برخی کارها رو از روی اجبار انجام بدم؛ ولی باشه؛ همونا رو هم طوری انجام می‌دم که اگه مردم، یعنی فرصت زنده بودن ازم گرفته شد، بگم:

    «آفرین به من! چه خوب زندگی کردم؛ چه‌قدر معنای زنده بودن را فهمیدم؛ چه‌قدر آدم خوبی بودم! تا تونستم از محبت‌هایی که خدا تو دلم گذاشته بود، بخشیدم، خسیس نبودم؛ خست عاطفی نداشتم. از همه‌ی چیزهای خوب تعریف کردم، حالا هر جا که بود و مال هر کی که بود. چون همه‌ی چیزای خوب، خدایی هستن. چه زیبایی و جمال یه آدم، چه خط خوب یه نفر، چه عادت خوب یه بنده‌ی خدا، چه یه منظره‌ی زیبا!»

    باز با خودم فکر می‌کنم چه خوب می‌شه بعد از مردنم، وقتی که همه‌ی فرصت‌های زندگی از من گرفته شده، بتونم به خودم بگم: «آفرین به من! که خسیس نبودم، می‌دونستم که خزانه‌های خدا پر از گنجه! و جاهایی رو که من خالی می‌کنم، پر می‌کنه. من از مالم بخشیدم. به اونایی که لازم داشتن، به یه گرسنه؛ به یه پیر، به یه تنها، به یه ناتوان، برای اسبا‌ب‌بازی یه بچه، برای خرج تحصیل یه آدم، برای هدیه به یه عروس و برای کمک به یه مسافر.»


    به نظرم بخشیدن، یه جور شکر کردنه و شکر کردن فقط به زبون نیست، بلکه به عمله، برای شکر کردن، باید یه کاری انجام بدیم.


    تصمیم‌ می‌گیرم که از لباسام هم ببخشم. مگه یه آدم، چند تا لباس می‌خواد؟ این‌جوری کمدم رو خلوت می‌کنم؛ سبک می‌شم. در گذشته هم هر وقت این کار رو کردم، یا سوغاتی‌ از جایی که هرگز انتظارشو نداشتم، بهم رسیده یا لباس‌های نو با قیمت‌های بسیار کم و باور نکردنی گیرم اومده، می‌دونم که اون بخشنده‌ی بی‌منت، جاهای خالی رو پر می‌کنه!


    آخر سر هم، تصمیم می‌گیرم تو دلم یه خونه تکونی راه بیندازم! می‌خوام همه‌رو ببخشم! اونایی رو که ازشون گله دارم، اونایی که به من بی‌محبتی کردن، اونایی که جواب خوبی‌های منو ندادن و اونایی که با نیش حرف‌شون یا تیر نگاه‌شون، منو رنجوندن؛ همه‌رو می‌بخشم، آره، این‌جوری بهتره! چه‌قدر سبک می‌شم، دلم خالی می‌شه. خونه‌تکونی همیشه خوبه؛ هر لحظه! چرا باید منتظر نوروز سال بعد باشیم؟


    منبع : شادکامی – با تلخیص

    آفرین به من!





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكرها 2

    **موعود** (18-12-1389), آسیه سادات (19-12-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •