*::**::*فرشته و شمع*::**::* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*::**::*فرشته و شمع*::**::*
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,404      تشکر : 18,778
    12,036 در 3,730 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض *::**::*فرشته و شمع*::**::*




    مردي كه همسرش را از دست داده بود ، دختر سه ساله اش را بسيار دوست مي
    داشت . دخترك به بيماري سختي مبتلا شد ، پدر به هر دري زد تا كودك سلامتي
    اش را دوباره به دست آورد ، هرچه پول داشت براي درمان او خرج كرد ولي
    بيماري جان دخترك را گرفت و او مرد .
    پدر در خانه اش را بست و گوشه گير شد . با هيچكس صحبت نمي كرد و سركار نمي
    رفت . دوستان و آشنايانش خيلي سعي كردند تا او را به زندگي عادي برگردانند
    ولي موفق نشدند .
    شبي پدر روياي عجيبي ديد . ديد كه در بهشت است و صف منظمي از فرشتگان كوچك
    در جاده اي طلايي به سوي كاخي مجلل در حركت هستند .

    هر فرشته شمعي در دست داشت و شمع همه فرشتگان بجز يكي روشن بود . مرد وقتي
    جلوتر رفت و ديد كه فرشته اي كه شمعش خاموش است ، همان دختر خودش است . پدر
    فرشته غمگينش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد ، از او پرسيد : دلبندم ،
    چرا غمگيني ؟ چرا شمع تو خاموش است ؟
    دخترك به پدرش گفت : بابا جان ، هر وقت شمع من روشن مي شود ، اشكهاي تو آن
    را خاموش مي كند و هر وقت تو دلتنگ مي شوي ، من هم غمگين مي شوم .
    پدر در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود ، از خواب پريد .
    *::**::*فرشته و شمع*::**::*

  2. تشكر

    ملکوت (20-12-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •