مشکلات علی علیه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مشکلات علی علیه السلام
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مشکلات علی علیه السلام






    برخورد علی علیه السلام با خوارج
    کارشان به جایی کشید که علی علیه السلام آمد در مقابل اینها اردو زد.دیگر نمی‏شد آزادشان گذاشت.ابن عباس را فرستاد برود با آنها سخن بگوید.همانجا بود که ابن عباس برگشت گفت: پیشانیهایی دیدم پینه بسته از کثرت عبادت،کف دستها مثل زانوی شتر است،پیراهنهای کهنه زاهد مآبانه و قیافه‏های بسیار جدی و مصمم.ابن عباس کاری از پیش نبرد.خود علی علیه السلام رفت‏با آنها صحبت کرد.صحبتهای حضرت مؤثر واقع شد.از آن عده که دوازده هزار نفر بودند،هشت هزار نفرشان پشیمان شدند.علی علیه السلام پرچمی را به عنوان پرچم امان نصب کرد که هر کس زیر این پرچم بیاید در امان است.آن هشت هزار نفر آمدند ولی چهار هزار نفر دیگرشان گفتند محال و ممتنع است.علی هم شمشیر به گردن این مقدسینی که پیشانی‏شان پینه بسته بود گذاشت،تمام اینها را از دم شمشیر گذارند و کمتر از ده نفر آنها نجات پیدا کردند که یکی از آنها عبد الرحمن بن ملجم،این آقای مقدس بود.
    علی علیه السلام در نهج البلاغه جمله‏ای دارد(علی موجود عجیبی است.اصلا عظمت علی اینجا ظاهر می‏شود)می‏گوید:«انا فقات عین الفتنة و لم یکن لیجتری‏ء علیها احد غیری بعد ان ماج غیهبها و اشتد کلبها» (13) این من بودم و فقط من بودم که چشم این فتنه را در آوردم،و غیر از من احدی قادر نبود که چشم این فتنه را بکند(فتنه این خشکه مقدس‏ها)،غیر از من احدی از مسلمین جرات نمی‏کرد که شمشیر به گردن اینها بگذارد.چون طبقه به اصطلاح مقدس مآب را فقط دو طبقه می‏توانند بکشند:یکی طبقه‏ای که به اسلام و خدا معتقد نیست، مثل اینکه اصحاب یزید آمدند امام حسین را کشتند.ولی اینکه طبقه‏ای که خودشان مسلمان باشند جرات کنند در مقابل این طبقه حرفی بزنند و کاری کنند،کار هر کس نیست، شیر افکن است،بصیرتی می‏خواهد مثل بصیرت علی که خطر اینها را برای دنیای اسلام احساس کند(حال عرض می‏کنم علی چه احساسی کرده بود،از کلام خود علی استنباط می‏کنند)،آنها از این طرف ذکر خدا بگویند،قرآن بخوانند،و علی از آن طرف شمشیر بزند و قلع و قمعشان کند.بصیرتی فقط مثل بصیرت علی می‏خواهد.فرمود:«و لم یکن لیجتری‏ء علیها احد غیری‏»هیچ مسلمان دیگر،هیچ یک از صحابه پیغمبر چنین جراتی را به خود نمی‏داد که به روی اینها شمشیر بکشد،ولی من کشیدم و افتخار می‏کنم که کشیدم.می‏گوید: «بعد ان ماج غیهبها»[چشم این فتنه را در آوردم]پس از آنکه دریای ظلمت داشت موج می‏زد و موج تاریکی بالا گرفته بود (14) «و اشتد کلبها».این جمله عجیب است:و کلبش داشت فزونی می‏گرفت.کلب یعنی هاری.سگ وقتی که هار می‏شود و به اصطلاح عامیانه دیوانه می‏شود، بیماری خاصی پیدا می‏کند.وقتی که این حیوان این بیماری را پیدا می‏کند،دیگر آشنا و غیر آشنا و صاحب و غیر صاحب نمی‏شناسد،به هر انسانی یا حیوانی که می‏رسد گاز می‏گیرد و نیش خودش را در بدن او فرو می‏کند و بعد،از لعاب دهان او میکروب این بیماری وارد خون طرف می‏شود و بعد از مدتی او هم هار می‏شود.یعنی یک سگ هار اگر یک اسب را بگزد،آن اسب بعد از مدتی هار می‏شود،اگر یک انسان را هم بگزد،آن انسان بعد از مدتی هار می‏شود. علی علیه السلام می‏گوید:این مقدس مآب‏ها به صورت یک سگ هار در آمده بودند و مانند سگ هار با هر کس تماس می‏گرفتند او را هم مثل خودشان هار می‏کردند.همین طور که اگر مردم ببینند یک سگ هار شده است،هر کسی به خودش حق می‏دهد که او را اعدام کند برای اینکه نگزد و دیگران را هار نکند،من این سگهای هار را دیدم،و دیدم چاره‏ای غیر از اعدام اینها نیست،اگر نه،طولی نمی‏کشد که بیماری هاری خودشان را به جامعه اسلامی سرایت می‏دهند و جامعه اسلامی را در جمود و تقشر و تحجر و حماقت و نادانی فرو می‏برند. من خطر[برای]اسلام را پیش بینی می‏کردم.من بودم که چشم این فتنه را در آوردم،غیر از من احدی جرات چنین کاری را نداشت،پس از آنکه موج تاریکی و شبهه و شک درباره اینها بالا گرفته بود و هاری اینها فزونی یافته بود و روز به روز به دیگران سرایت می‏کرد.


    مشکلات علی علیه السلام
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #12
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مشکلات علی علیه السلام






    ممیزات خوارج
    خوارج ممیزاتی داشتند.یکی از ممیزات اینها همان مساله شجاعت و فداکاری زیاد اینها بود. چون روی عقیده کار می‏کردند،فداکار بودند،و عجیب هم فداکار بودند.داستانهای عجیبی از فداکاریهای اینها هست.خاصیت دومشان این بود که اینها متنسک بودند یعنی متعبد بودند، زیاد عبادت می‏کردند.این آن چیزی بود که دیگران را زیاد به شک و شبهه می‏انداخت که علی فرمود:غیر از من کسی دیگر جرات نمی‏کرد اینها را بکشد.خاصیت‏سومی که اینها داشتند همان جهالت و نادانی‏زیاد اینها بود.امان از جهالت و نادانی که بر سر اسلام از جهالت و نادانی چه آمده است؟!نهج البلاغه کتاب عجیبی است،در هر جهت کتاب عجیبی است:توحیدش عجیب است،موعظه‏اش عجیب است،دعا و عبادتش عجیب است،تحلیل تاریخ زمان خودش هم عجیب است.علی علیه السلام وقتی معاویه یا عثمان یا خوارج و یا سایر جریانها را تحلیل می‏کند،عجیب تحلیل می‏کند.از جمله درباره خوارج این طور می‏فرماید:«ثم انتم شرار الناس‏»شما بدترین مردم هستید.به این مقدس مآب‏ها می‏گوید:شما بدترین مردم هستید. چرا؟ما اگر باشیم می‏گوییم:ای آقا،بالاخره هر چه باشد آدمهای بی‏ضرری هستند،آدمهای خوبی هستند.مااین جور آدمها را می‏گوییم آدمهای خوب.از نظر ما اینها آدمهای خوب هستند.ولی آیا می‏دانید چرا علی می‏گوید شما بدترین مردم هستید؟جمله بعدش این است: «و من رمی به الشیطان مرامیه و ضرب به تهیه‏»شما به این دلیل بسیار مردم بدی هستید که تیرهایی هستید در دست‏شیطانها،شیطان شما را به منزله تیر قرار می‏دهد،در کمان خودش می‏گذارد و هدف خود را می‏کوبد.علی علیه السلام می‏گوید:شما ابزار بسیار قاطعی هستید در دست‏شیاطنها.و این را هم توجه داشته باشید که در زمان علی علیه السلام یک طبقه منافق امثال عمرو عاص و معاویه پیدا شده بودند که اینها عالم و دانا بودند و واقعیتها را می‏دانستند.و الله علی را از دیگران بهتر می‏شناختند.این شهادت تاریخ است که معاویه به علی ارادت داشت و با او می‏جنگید.(دنیا طلبی،حرص،عقده روحی داشتن،از اینها غافل نمائید).دلیلش این است که بعد از شهادت علی علیه السلام هر کس از صحابه نزدیک علی[نزد او می‏آمد]به او می‏گفت:علی را برای من توصیف کن.وقتی توصیف می‏کردند، اشکهایش جاری می‏شد و می‏گفت:هیهات که دیگر روزگار مانند علی انسانی را بیاورد.


    مشکلات علی علیه السلام
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #13
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مشکلات علی علیه السلام






    افرادی بودند مثل عمرو عاص و معاویه که علی و حکومت علی را می‏شناختند،هدفهای علی را می‏دانستند اما دنیا طلبی امانشان نمی‏داد.این طبقه زیرک منافق همیشه از این خشکه مقدس‏ها به عنوان یک تیر برای زدن هدفهای خودشان استفاده می‏کردند،و این جریان همیشه در دنیا ادامه دارد.این مشکل بزرگ علی همیشه در دنیا هست.همیشه منافق هست، الآن هم و الله معاویه و عمرو عاص هست در لباسهای گوناگون،و همیشه ابن ملجم‏ها و خشکه مقدس‏ها و تیرهایی که ابزار دست‏شیطانها می‏باشند هستند،همیشه آماده‏ها برای!609 گول خوردن‏ها و تهمت زدن‏ها هستند که مثل علی را بگویند کافر شد،مشرک شد.یک کسی درباره ابن سینا گفته بود که ابن سینا کافر است (15).ابن سینا این رباعی را گفت:
    کفر چو منی گزاف و آسان نبود محکمتر از ایمان من ایمان نبود در دهر یکی چو من و آن هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود
    هر چه دانشمند بزرگ تاکنون اسلام داشته،این خشکه مقدس‏ها می‏گویند:این مسلمان نبوده،کافر بوده،این شیعه نبوده،مثلا دشمن علی علیه السلام بوده است.جریانی را برای شما نقل کنم.مسلمانها بیدار باشید،از خوارج نهروان نباشید،تیر شیطان قرار نگیرید!
    روزی یکی از دوستان تلفن کرد:آقای من خیلی تعجب می‏کنم،جریان خیلی عجیبی شنیدم. آقا این اقبال پاکستانی که شما جلسه جشن و یاد بود برایش گرفتید،این که می‏گویند در کتابش به امام جعفر صادق علیه السلام اهانت کرده و فحش داده.گفتم:این حرفها چیست؟! گفت:فلان صفحه از فلان کتاب را ملاحظه بفرمایید.گفتم:خودت دیدی؟گفت:نه،یک آقای خیلی محترمی به من گفت.من تکان خوردم.تعجب کردم از بعضی دوستان مثل آقای سعیدی-که دیوان اقبال را از اول تا آخر خوانده‏اند-که اینها چطور چنین چیزی را ندیده‏اند. به او گفتم:اولا صحبت‏یاد بود و تجلیل نبود،صحبت‏سوژه قرار دادن بود،ما کسی را که تجلیل نکردیم اقبال بود،اقبال سوره را سوژه قرار دادیم برای یک سلسله هدفهای اسلامی،اگر حضور نداشته‏اید،در کتابش که منتشر می‏شود خواهید دید.فورا با جناب آقای سید غلامرضا سعیدی تماس گرفتم و از ایشان پرسیدم.او هم حیرت کرد،گفت:نه آقا من خوانده‏ام،چنین چیزی نمی‏شود.گفتم:آخر دروغ به این بزرگی که نمی‏شود.یکی دو ساعت‏بعد یک وقت ایشان یادش افتاد،آمد گفت:فهمیدم جریان چیست.جریان این است:دو نفر بوده‏اند در هندوستان، یکی جعفر نام و یکی صادق نام.در وقتی که انگلیس‏ها آمدند هندوستان را احتلال کردند، مسلمین علیه آنها قیام کردند و این دو نفر رفتند با انگلیس‏ها ساختند و نهضت اسلامی را از پشت‏خنجر زدند و از بین بردند.اقبال ایندو را در کتابش مذمت کرده.خیال می‏کنم هر کس اشتباه کرده،همین باشد.گفتم حالا ببینیم.کتاب را آوردند.دیدم در آن صفحه‏ای که این آقایان می‏گویند،این جور می‏گوید:هر جا که در دنیا یک خرابی هست در آنجا یا یک صادقی وجود دارد و یا یک جعفری.در دو صفحه قبلش می‏گوید:
    جعفر از بنگال و صادق از دکن ننگ دین ننگ جهان ننگ وطن


    مشکلات علی علیه السلام
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #14
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مشکلات علی علیه السلام






    بنگالی و صادق دکنی را می‏گوید.مگر امام جعفر صادق اهل بنگال یا دکن بوده؟!بعد هم ما تحقیق تاریخی کردیم،معلوم شد پس از آنکه انگلیس‏ها می‏آیند هندوستان را احتلال کنند،دو سردار اسلامی شیعی یکی به نام سراج الدین و یکی به نام تیپو سلطان(ظاهرا سراج الدین در جنوب هندوستان و تیپو سلطان در شمال هندوستان)این دو نفر قهرمان بزرگ قیام می‏کنند(و اقبال این دو قهرمان شیعی را در حد اعلی ستایش می‏کند).انگلیس‏ها در دستگاه سراج الدین،جعفر را پیدا کردند،با او ساختند،او شریک دزد بود و رفیق قافله،در دستگاه تیپو سلطان هم صادق را درست کردند،او هم شد شریک دزد و رفیق قافله،و این هر دو آمدند از پشت‏خنجر زدند و نتیجه این شد که انگلیس‏ها سیصد سال استعمار خودشان را بر هندوستان مستولی کردند.نتیجه این شد که سراج الدین و تیپو سلطان نزد شیعه محترمند چون هم شیعی هستند و هم قهرمان،نزد اهل تسنن محترمند چون قهرمان اسلامی هستند،نزد هندوها هم محترمند چون قهرمان ملی هستند.ولی این دو نفر دیگر، خائن در نزد شیعه و سنی و هندوی هندوستان و پاکستان،و مردمانی مذموم،منفور و سمبل خیانت هستند.
    هنوز که سه ماه از برگزاری آن مجلس یاد بود گذشته است،شاید کمتر روزی اتفاق می‏افتد که من مواجه نشوم با این سؤال که:آقا!این آقایی که شما شعرهایش در مدح امام حسین را می‏خوانید چرا به امام جعفر صادق فحش داده؟!و چیزی که اکنون در محافل غیر اسلامی اسباب مضحکه شده است و من رنج می‏برم این است که در محافل غیر اسلامی این قضیه منعکس شده است که اقبال پاکستانی،جعفر بنگالی و صادق دکنی را هجو کرده و مسلمانها هر جا می‏نشینند می‏گویند اقبال به امام جعفر صادق فحش داده،عقل مسلمانها را ببینید! آن وقت ما در مقابل این محافل غیر اسلامی خجالت می‏کشیم که ببینیم مسلمانهای ما سطح فکرشان اینقدر!611 پایین است.
    معاویه هنگامی که پیک علی علیه السلام در شام بود،در حالی که روز چهار شنبه بود گفت اعلام نماز جمعه کنید.اعلام نماز جمعه کردند.در روز چهار شنبه نماز جمعه خواند.احدی به او اعتراض نکرد.در خفا نماینده علی علیه السلام را خواست،گفت:«برو به علی بگو با صد هزار شمشیرزن به سراغ تو می‏آیم که چهار شنبه را از جمعه تشخیص نمی‏دهند.به علی بگو حساب کار خودت را بکن‏».حالا حسینیه ارشاد گنهکار شده است که یک روزی راجع به فلسطینی‏ها بحث کرده و گفته است مردم!به فلسطینی‏ها کمک کنید.یک عده یهودی-که جاسوسهای اسرائیل در این مملکت فراوانند و بسیاری از مسلمانهای خودمان با کمال تاسف جاسوس آنها هستند-با حسینیه ارشاد کینه برداشته‏اند و روزی نیست که علیه حسینیه ارشاد شایعه درست نکنند (16).


    مشکلات علی علیه السلام
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #15
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مشکلات علی علیه السلام






    من از شما هیچ چیزی نمی‏خواهم جز اینکه بگویم چشمتان را باز کنید،تحقیق کنید،بدانید عناصر یهود در این مملکت و در همه ممالک اسلامی فراوانند،دست اینها،جاسوسها و پول اینها مرتب دارد کار می‏کند.از خوارج نهروان نباشید.آخر تا کی ما می‏خواهیم به نام اسلام علیه اسلام شمشیر بزنیم؟!اگر ما از این درسها پند نگیریم،پس از چه می‏خواهیم پند بگیریم؟ چرا ما هر سال می‏آییم جمع می‏شویم به نام علی مجلس می‏گیریم؟چون علی زندگی‏اش آموزنده است.یکی از نکات آموزنده زندگی علی علیه السلام همین مبارزه با خوارج است، مبارزه با خشکه مقدسی ماست،مبارزه با نفاق است،مبارزه با جهالت است.علی شیعه جاهل نمی‏خواهد،علی شیعه‏ای که حقه‏بازها و یهودیها و جهودها بیایند شایعه درست کنند بگویند اقبال پاکستانی به امام جعفر صادق‏تان فحش داده،بعد مثل برق در میان این مردم ساری و جاری بشود که اقبال پاکستانی-العیاذ بالله-ناصبی بوده(این مردی که مخلص اهل بیت پیغمبر است)و نروند کتابش را باز کنند یا اقلا تاریخش را از سفارت پاکستان یا جای دیگر بپرسند،چنین شیعه‏ای را علی علیه السلام نمی‏خواهد و از او بیزار است.چشمهایتان را باز کنید،گوشهایتان را باز کنید،هر حرفی را که می‏شنوید فورا نگویید«می‏گویند چنین‏».آخر این‏«می‏گویند»ها ریشه‏هایش یک جاهای خطرناک است.تحقیق کنید،بعد از تحقیق هرچه که می‏خواهید بینکم و بین الله بگویید،اما بی تحقیق حرفی را نزنید.
    عبد الرحمن بن ملجم می‏آید علی علیه السلام را می‏کشد،آن وقت‏ببینید چقدر برایش کف می‏زنند.یکی از این خارجیها یک رباعی دارد،[در بیت اول آن]می‏گوید:
    یا ضربة من تقی ما اراد بها الا لیبلغ من ذی العرش رضوانا
    مرحبا به ضربت آن مرد پرهیزگار(کی؟ابن ملجم)،آن مرد پرهیزگاری که جز رضای خدا چیزی را در نظر نداشت.بعد می‏گوید:«اگر اعمال تمام مردم را در ترازوی میزان الهی بگذارند و آن ضربت ابن ملجم را نیز بگذارند،آن وقت‏خواهند دید که در میان خلق خدا هیچ کس عملی بزرگتر از عمل ابن ملجم انجام نداده است.»جهالت اینچنین می‏کند با اسلام و مسلمین.


    مشکلات علی علیه السلام
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #16
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مشکلات علی علیه السلام






    شهادت علی علیه السلام
    ابن ملجم یکی از آن نه نفر زهاد و خشکه مقدس‏هاست که می‏روند در مکه و آن پیمان معروف را می‏بندند و می‏گویند همه فتنه‏ها در دنیای اسلام معلول سه نفر است:علی،معاویه و عمرو عاص.ابن ملجم نامزد می‏شود که بیاید علی علیه السلام را بکشد.قرارشان کی است؟ شب نوزدهم ماه رمضان.چرا این شب را قرار گذاشته بودند؟ابن ابی الحدید می‏گوید:نادانی را ببین!اینها شب نوزدهم ماه رمضان را قرار گذاشته،گفتند چون این عمل ما یک عبادت بزرگ است،آن را در شب قدر انجام بدهیم که ثوابش بیشتر باشد.
    ابن ملجم آمد به کوفه و مدتها در کوفه منتظر شب موعود بود.در این خلالهاست که با دختری به نام‏«قطام‏»که او هم خارجی و هم مسلک خودش است آشنا می‏شود،عاشق و شیفته او می‏گردد.شاید تا اندازه‏ای می‏خواهد این فکرها را فراموش کند.وقتی که می‏رود با او مساله ازدواج را در میان می‏گذارد،او می‏گوید من حاضرم ولی مهر من خیلی سنگین است. این هم از بس شیفته اوست می‏گوید هر چه بگویی حاضرم.می‏گوید سه هزار درهم.می‏گوید مانعی ندارد.یک برده.مانعی ندارد.یک کنیز.مانعی ندارد.چهارم:کشتن علی بن ابیطالب.اول که خیال می‏کرد در مسیر دیگری غیر از مسیر کشتن علی علیه السلام قرار گرفته است تکان خورد،!613 گفت ما می‏خواهیم ازدواج کنیم که خوش زندگی کنیم،کشتن علی که مجالی برای ازدواج و زندگی ما نمی‏گذارد.گفت:مطلب همین است.اگر می‏خواهی به وصال من برسی باید علی را بکشی.زنده ماندی که می‏رسی،نماندی هم که هیچ.مدتها در شش و پنج این فکر بود.خودش شعرهایی دارد که دو شعر آن چنین است:
    ثلاثة آلاف و عبد و قینة و قتل علی بالحسام المسمم و لا مهر اعلی من علی و ان علا و لا فتک الا دون فتک ابن ملجم
    می‏گوید این چند چیز را به عنوان مهر از من خواست.بعد خودش می‏گوید:در دنیا مهری به این سنگینی پیدا نشده و راست هم می‏گوید.می‏گوید:هر مهری در دنیا هر اندازه بالا باشد، این قدر نیست که به حد علی برسد.مهر زن من خون علی است.بعد می‏گوید:و هیچ تروری در عالم نیست و تا دامنه قیامت واقع نخواهد شد مگر اینکه از ترور ابن ملجم کوچکتر خواهد بود،و راست هم گفت.
    آنوقت‏ببینید علی چه وصیت می‏کند؟علی در بستر مرگ که افتاده است،دو جر این را در کشوری که پشت‏سر خود می‏گذارد می‏بیند:یکی جریان معاویه و به اصطلاح قاسطین، منافقینی که معاویه در راس آنهاست،و یکی هم جریان خشکه مقدس‏ها،که خود اینها با یکدیگر تضاد دارند.حالا اصحاب علی بعد از او چگونه رفتار کنند؟فرمود:بعد از من دیگر اینها را نکشید:«لا تقتلوا الخوارج بعدی‏»درست است که اینها مرا کشتند ولی بعد از من اینها را نکشید،چون بعد از من شما هر چه که اینها را بکشید به نفع معاویه کار کرده‏اید نه به نفع حق و حقیقت،و معاویه خطرش خطر دیگری است.فرمود:«لا تقتلوا الخوارج بعدی فلیس من طلب الحق فاخطاه کمن طلب الباطل فادرکه‏» (17) خوارج را بعد از من نکشید که آن که حق را می‏خواهد و اشتباه کرده مانند آن که از ابتدا باطل را می‏خواسته و به آن رسیده است نیست. اینها احمق و نادان‏اند،ولی او از اول دنبال باطل بود و به باطل خودش هم رسید.


    مشکلات علی علیه السلام
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #17
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مشکلات علی علیه السلام






    علی با کسی که کینه ندارد،همیشه روی حساب حرف می‏زند.همین ابن ملجم را که گرفتند و اسیر کردند،آوردند خدمت مولی علی علیه السلام.حضرت با یک صدای نحیفی(در اثر ضربت‏خوردن)چند کلمه با او صحبت کرد،فرمود:چرا این کار را کردی؟آیا من بد امامی برای تو بودم؟(من نمی‏دانم یک نوبت‏بوده است‏یا دو نوبت‏یا بیشتر،ولی همه اینها را که عرض می‏کنم نوشته‏اند).یک بار مثل اینکه تحت تاثیر روحانیت علی قرار گرفت،گفت:«افانت تنقذ من فی النار» (18) آیا یک آدم شقی و جهنمی را تو می‏توانی نجات دهی؟من بدبخت‏بودم که چنین کاری کردم؟و هم نوشته‏اند که یک بار که علی علیه السلام با او صحبت کرد،با علی با خشونت‏سخن گفت،گفت:علی!من آن شمشیر را که خریدم با خدای خودم پیمان بستم که با این شمشیر بدترین خلق خدا کشته شود،و همیشه از خدا خواسته‏ام و دعا کرده‏ام که خدا با این شمشیر بدترین خلق خودش را بکشد.فرمود:اتفاقا این دعای تو مستجاب شده است، چون خودت را با همین شمشیر خواهند کشت.
    علی علیه السلام از دنیا رفت.او در شهر بزرگی مانند کوفه است.غیر از آن عده خوارج نهروانی، باقی مردم همه آرزو می‏کنند که در تشییع جنازه علی شرکت کنند،بر علی بگریند و زاری کنند.شب بیست و یکم،مردم هنوز نمی‏دانند که بر علی چه دارد می‏گذرد و علی بعد از نیمه شب از دنیا رفته است.تا علی از دنیا می‏رود فورا همان شبانه،فرزندان علی(امام حسن،امام حسین،محمد بن حنفیه،جناب ابو الفضل العباس)و عده‏ای از شیعیان خاص-که شاید از شش هفت نفر تجاوز نمی‏کردند-محرمانه علی را غسل دادند و کفن کردند و در نقطه‏ای که ظاهرا خود علی علیه السلام قبلا معین فرموده بود-که همین مدفن شریف آن حضرت است و طبق روایات،بعضی از انبیای عظام نیز در همین سرزمین مدفون هستند-در همان تاریکی شب دفن کردند و احدی نفهمید.بعد محل قبر را هم مخفی کردند و به کسی نگفتند.فردا مردم فهمیدند که دیشب علی دفن شده.محل دفن علی کجاست؟گفتند لازم نیست کسی بداند،و حتی بعضی نوشته‏اند امام حسن علیه السلام صورت جنازه‏ای را تشکیل دادند و به مدینه فرستادند که مردم خیال کنند که علی علیه السلام را بردند مدینه دفن کنند،چرا؟به خاطر همین خوارج.برای اینکه اگر اینها می‏دانستند علی را کجا دفن کرده‏اند،به مدفن علی جسارت می‏کردند،می رفتند نبش قبر می‏کردند و جنازه علی را از قبرش بیرون می‏کشیدند. تا خوارج در دنیا بودند و حکومت می‏کردند،غیر از فرزندان علی و فرزندان فرزندان علی(ائمه اطهار)کسی نمی‏دانست علی کجا دفن شده است.تا اینکه آنها بعد از حدود صد سال منقرض شدند،بنی امیه هم رفتند،دوره بنی العباس رسید،دیگر مزاحم این جریان نمی‏شدند.امام صادق علیه السلام برای اولین بار[محل قبر علی علیه السلام را]آشکار فرمود.همین صفوان معروفی که شما در زیارت عاشورا دعایی می‏خوانید که در سند آن نام او آمده است،می‏گوید من خدمت امام صادق در کوفه بودم،ایشان ما را آورد بر سر قبر علی علیه السلام و فرمود قبر علی اینجاست و دستور داد-ظاهرا برای اولین بار-سایبانی برای قبر علی علیه السلام تهیه کنیم،و از آن وقت قبر علی علیه السلام آشکار شد.


    مشکلات علی علیه السلام
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #18
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مشکلات علی علیه السلام






    پس این مشکل بزرگ برای علی علیه السلام منحصر به زمان حیاتش نبود،تا صد سال بعد از وفات علی هم قبر علی از ترس اینها مخفی بود.
    «السلام علیک یا ابا الحسن،السلام علیک یا امیر المؤمنین‏»تو و اولاد تو چقدر مظلوم بودید! من نمی‏دانم آقا امیر المؤمنین مظلومتر است‏یا فرزند بزرگوارش ابا عبد الله الحسین؟همان طوری که پیکر علی از شر دشمن راحتی ندارد،بدن فرزند عزیزش حسین هم از شر دشمن آسایش ندارد،و شاید به همین جهت است که فرمودند:«لا یوم کیومک یا ابا عبد الله‏»هیچ روزی مانند روز فرزند من حسین نیست.امام حسین بدن علی علیه السلام را مخفی کرد،چرا؟ برای اینکه به بدن علی جسارت نشود،اما وضع کربلا طور دیگری بود.امام زین العابدین علیه السلام قدرت پیدا نکرد که بدن حسین را بعد از شهادت فورا مخفی کند،نتیجه‏اش همان شد که نمی‏خواهم نام ببرم.آن شخص گفت:
    لباس کهنه چه حاجت که زیر سم ستور تنی نماند که پوشند جامه بر بدنش
    پی‏نوشتها
    1- نهج البلاغه صبحی صالح،خطبه 92.
    2- در چهارده جای نهج البلاغه،علی علیه السلام در موضوع کشته شدن عثمان بحث کرده است.
    3- اسراء/33.
    4- هنگامی که انقلابیون ریختند که عثمان را بکشند،او خودش را روی بدن عثمان انداخت. یک شمشیری که خواستند به تن عثمان بزنند،به دست آن زن خورد و انگشت او(یکی یا بیشتر)قطع شد.
    5- نهج البلاغه صبحی صالح،خطبه‏126.
    6- نهج البلاغه فیض الاسلام،خطبه 191.
    7- العقد الفرید،ج 2/ص‏389.
    8- نهج البلاغه فیض الاسلام،خطبه 238.
    8- انعام/57.
    10- زمر/65.
    11- اعراف/204.
    12- روم/60.
    13- نهج البلاغه،خطبه 92.


    مشکلات علی علیه السلام
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #19
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مشکلات علی علیه السلام






    14- یعنی بعد از اینکه اصلا اوضاع شبهه‏ناک و شک‏آمیز و تردیدآور شده بود.ابن عباس هم که می‏رفت اینها را می‏دید شک می‏کرد.فضا مه آلود بود.خودش فرمود:افقها را مه گرفته است. وضع،وضعی نبود که یک سرباز مسلمان که می‏خواهد به نام اسلام به جنگ برود اطمینان داشته باشد که به نفع اسلام کار می‏کند.وقتی که مقابل می‏شد با یک عده‏ای که می‏دید از خودش عابد و زاهدترند،از خودش کمتر گناه می‏کنند،از خودش بیشتر نماز می‏خوانند و آثار عبادت را در وجهه و چهره اینها می‏دید،دست او تکان می‏خورد،اگر شمشیرش بالا می‏رفت، دستش می‏لرزید،دلش می‏لرزید که من چگونه به روی اینها شمشیر بکشم.و اگر علی و رکاب علی نبود و اگر آن افرادی که در رکاب علی بودند اطمینانشان به علی نبود،محال بود که به روی اینها شمشیر بکشند.اوضاع خیلی.
    شبهه‏ناک بود و حق هم داشتند.ما و شما هم اگر می‏بودیم،دستمان به آن طرف نمی‏رفت.
    15- همیشه بی‏سوادها و نادانها و جاهلها وقتی که در مقابل دانشمندها،با قدرتها،باهنرها قرار می‏گیرند و می‏بینند جامعه برای اینها احترام قائل است،نمی‏دانند چه کنند،ابزار دیگری که ندارند،اگر بگویند بی‏سواد است،آثار علمی‏اش را می‏بینند،اگر بگویند بی‏هنر است هنرش را می‏بینند،اگر بگویند بی‏عقل است عقلش را می‏بینند،چه بگویند؟آخرش می‏گویند: این دین ندارد،این کافر است،این مسلمان نیست.
    16- [درباره رابطه استاد شهید با حسینیه ارشاد،رجوع شود به کتاب سیری در زندگانی استاد مطهری،چاپ انتشارات صدرا.]
    17- نهج البلاغه،خطبه 60.
    18- زمر/19.



    منابع مقاله:
    مجموعه آثار شهید مطهری، جلد 16، مطهری، مرتضی؛



    مشکلات علی علیه السلام
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •