سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: •*♥*•نظر محمد بن زکرياي رازي در باره روح •*♥*•

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    •*♥*•نظر محمد بن زکرياي رازي در باره روح •*♥*•







    نظر محمد بن زکريا رازي در باره روح


    از آنجا که روح، ساختاری مغایر با ساختار ماده داشته، اصول حاکم بر آن غیر از اصول حاکم بر ماده و خواص فیزیکی و شیمیائی آن است، پیامبر اسلام، به دستور الهی، در پاسخ پرسش مشرکان فرمود: روح، از عالم امر است .

    امام محمد زکریای (1) رازی در ذیل آیه مبارکه

    «... یسئلونک عن الروح ...»
    چنین می نویسد:

    «المختار عندنا انهم سالوا عن الروح و انه صلی الله علیه و آله اجاب عنه علی احسن الوجوه; بیانه ان المذکور فی الآیة انهم سالوه عن الروح و السؤال یقع علی وجوه:

    احدها: ان یقال ماهیته هو متحیز او فی حال التحیز او موجود غیر متحیز و لا حال فیه؟
    ثانیها: ان یقال اهو قدیم او حادث؟
    ثالثها: ان یقال هو هل یبقی بعد فناء الاجسام او یفنی؟
    و رابعها: ان یقال ما حقیقة سعادة الارواح و شقاوتها ...» ؟

    یعنی: «نظریه صحیح نزد ما این است که کفار قریش از روح سؤال کردند و پیامبر نیز بهترین پاسخ را به آنان داد و توضیح آن این که مورد سؤال از روح در آیه مذکور می تواند چند چیز باشد:

    1. ممکن است سؤال از ماهیت و حقیقت روح بوده به این نحو که آیا ماهیت روح دارای مکانی بوده؟ یا در حال تحیز بوده یا اصلا مکانی ندارد و اصولا روح، موجودی غیر زمانی و غیر مکانی است؟

    2 . آیا روح موجودی قدیم یا حادث می باشد؟

    3 . آیا روح حالت فنا نداشته، بعد از این دنیا و جدائی از بدن باقی می ماند، یا فانی می شود؟

    4 . آیا حقیقت سعادت ارواح و شقاوت آنها چیست؟

    سپس اضافه می کند که مسائل مربوط به روح زیاد و فراوان می باشد و در این آیه دلالت خاصی بر این که مراد از سؤال درباره روح چه می باشد؟ به صراحت وجود ندارد و لکن خداوند در پاسخ سؤال از روح چنین می فرماید:

    «قل الروح من امر ربی ...» .


    «ای پیامبر به آنان بگو روح از عالم امر پروردگار من می باشد» .

    امام رازی به دنبال ذکر این مطالب می نویسد:
    «هذا الجواب لا یلیق الا بمسالتین: احدهما السؤال عن الماهیة اهو عبارة عن اجسام موجودة فی داخل البدن متولدة عن امتزاج الطبایع و الاخلاط و ... .» .

    مراد از پاسخ خداوند به سؤال مشرکین و کفار قریش با توجه به قرائن موجود در آیه جز دو مساله نمی تواند باشد:
    مساله اول این که سؤال از حقیقت و ماهیت روح بوده، و این که:

    «حقیقت روح چیست؟ آیا ماهیت و حقیقت روح همان اجسام موجود در داخل بدن بوده که از امتزاج طبایع و اخلاط پیدا شده یا عبارت از خود مزاج و ترکیب اخلاط یا عرض دیگری قائم به اجسام می باشد یا این که حقیقت آن شی ء مغایر با اشیاء موجود می باشد؟»

    خداوند در پاسخ این سؤال می فرماید:
    «روح، موجودی مغایر با این اشیاء بوده و حقیقت آن عبارت از جوهری است بسیط و مجرد از ماده و حدوث آن نیاز به پروردگار عالم دارد که با اراده و امر او (کن فیکون) تحقق پیدا کرده است » .

    پس روح، موجودی است حادث و از ناحیه امر خدا تحقق یافته و برای جسد و بدن بی روح حیات بخشیده است و تذکر این نکته لازم است که عدم علم به حقیقت خاص آن، موجب نفی مطلق آن نمی گردد چنانکه خداوند در ذیل آیه مذکور می فرماید:


    «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا» .

    «درباره روح جز دانش اندک به شما داده نشده است » (2).

    و مساله دوم سؤال از این باشد که آیا روح حادث بوده و برای آن حالت عدمی سابق بوده یا قدیم و غیر زمانی می باشد که بحث از آن از محل گفتگوی ما، خارج است برای اطلاع بیشتر، خوانندگان می توانند به کتاب «کشاف، اصطلاحات الفنون » ص 540 مراجعه فرمایند .

    پی نوشت:
    1) محمد زکریای رازی پزشک و شیمی دان بزرگ ایرانی متولد سال 251 و متوفای 313ه ق . از مشاهیر منطق و هندسه و طب، فلسفه و دیگر علوم، دارای 56 کتاب در طب و 33 کتاب در طبیعیات; 7 کتاب در منطق، 10 کتاب در ریاضیات و نجوم و 7 کتاب در تفسیر و تلخیص کتب فلسفی یا طبی و 22 کتاب در کیمیا و 10 کتاب در فنون مختلف . جمعا دارای 184 جلد از تالیفات او بشمار می رود (لغت نامه دهخدا، ماده محمد زکریای رازی) .

    2) کشاف، اصطلاحات الفنون، تالیف محمد اعلی علی بن تهانوی، ج 1، ص 540، چ کلکته، سال 1862م .





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 2

    rezakako (04-09-1393), نرگس منتظر (24-12-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی