راهنمايان به صراط خداوند سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
راهنمايان به صراط خداوند
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض راهنمايان به صراط خداوند




    "و ادلّاء على صراطه؛ سلام بر شما امامان معصوم كه خداوند شما را به عنوان راهنمايان راهش برگزيد."
    "ادلّا" جمع دليل به معناى راهنماست."صراط" به معناى هر راهى نيست بلكه به معناى بزرگراه است. لكن الزاماً به معناى بزرگراهى كه به سوى سعادت رهنمون گردد نيست زيرا كه در قرآن صراط جحيم هم آمده است:«فاهدوهم الى صراط الجحيم؛() پس به راه جهنم هدايتشان كنيد.»(كسانى را كه به واسطه شرك و عناد و كفر ستم كرده‌اند.)اما راه سعادت بيشتر در قرآن با تعبير "مستقيم" آمده است. و به صراحت راه بندگى خداوند به عنوان "صراط مستقيم" معرفى شده است: «انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم؛() همانا خداوند ربّ من و شماست او را عبادت كنيد كه اين صراط مستقيم است.»
    «و ان اعبدونى هذا صراط مستقيم؛() و فقط مرا بپرستيد كه اين راه مستقيم است.»
    تجلّى اين صراط مستقيم در بين بندگان، نبى اكرم(ص) و امامان معصوم‌اند «واتبعون هذا صراط مستقيم؛()از من تبعيت كنيد كه اين راه مستقيم است.» آن كس كه تمسّك به آنان كند در حقيقت رهرو
    صراط مستقيم شده است بر اين اساس است كه در روايات فراوانى امامان، خود صراط مستقيم معرفى شده‌اند.
    در روايتى از حضرت امام صادق(ع) در ذيل آيه شريفه: «اهدنا الصراط المستقيم» آمده است كه «هو علىٌّ و معرفته؛()صراط مستقيم على(ع) و معرفت اوست.»
    در روايتى از حضرت امام باقر(ع) آمده است: «نحن صراط اللّه المستقيم؛() ما صراط مستقيم خدائيم.»
    هم خود صراط مستقيم و هم با بيانات و رهنمودهاى خود مردم را به صراط مستقيم هدايت مىكنند.
    در روايتى از حضرت امام باقر(ع) رسيده است كه:
    «معنى علىٌّ صراط اللّه انّه الصراط الى اللّه كما يقال فلان باب السطان اذا كان يوصل به اليه ثم انّ الصّراط هو الّذى عليه علىٌ؛() معناى آنكه على صراط خداست اينست كه اوست كه انسانها را به خدا هدايت مىكند آنچنان كه گفته مىشود فلانى باب سلطان است يعنى از اين طريق مردم به سلطان مي‌رسند، سپس (بدانيد) كه صراط حق همان است كه مولى على(ع) بر آن است.»
    با اين توضيح معناى "ادلّاء على صراطه" روشن شد كه راه سعادت آن راهى است كه امامان عليهم السلام علمدار آنند. در تمامى عرصهها بايد اين معيار را مدّ نظر داشت. در عرصه فردى و سير و سلوك الى اللّه، مسيرى مسير عرفان ناب كه جلودار آن اهل بيت عليهم السلام باشند و رهنمود و دستورالعمل، همان است كه اين راهنمايان الهى ترسيم كرده‌اند، در عرصه سياسى و اجتماعى و...و... نقشه راه همان است كه آنان ترسيم كرده‌اند و غير آن بيراهه است.
    عصمت امامان
    «عصمكم اللّه من الزلل و آمنكم من الفتن و طهّركم من الدّنس و اذهب عنكم الرجس و طهرّكم تطهيرا؛ خداوند شما را از لغزشها مصون داشت و از فتنهها در امانتان داشت و از آلودگىها پاكتان گردانيد و از هرگونه پليدى شما را پاك نمود، پاك نمودنى!».
    "عصم" از ريشه عصمت به معناى حفظ همراه با دفع است.
    "زلل" به معناى خطا و لغزش است در اصل به معناى رها شدن غير ارادى پا(لغزيدن) و زلل است، آب گوارا را زلال مىنامند چون در پشت زبان انسان مىلغزد و پايين مي‌رود بر خلاف آب غيرگوارا كه در دهان مىماند و فرو نمي‌رود. "زلّه" لغزشى با معصيت شقاوت است چون در لغزش قصد گناه نيست اما در معصيت مرتكب آن از اول به قصد آن وارد مىشود بر خلاف لغزش.()
    "آمنكم از ريشه "امن" ايمن ساختن است.
    "فتن" جمع فتنه است ريشه اين لغت به معناى چيزى است كه روشن كننده هويت است. قرار دادن طلا در كوره تا طلاى خوب و خالص از ناخالص شناخته شود. بهمين مناسبت است كه ابوفارس فتنه را به معناى ابتلاء و امتحان گرفته است.() زيرا كه با آن هويت و حقيقت انسان روشن مىشود اين واژه در قرآن در معانى ذيل به كار رفته است:
    ـ1 آزمايش و امتحان "احسب النّاس ان يتركوا ان يقولوا آمنّا و هم لايفتنون؛() مردم مىپندارند همين كه گفتند ايمان آورديم كافى است و آزمايش نمىشوند.»
    ـ2 فريب دادن " يا بنى آدم لايفتننكم الشيطان؛() اى فرزندان آدم شيطان فريبتان ندهد.»
    ـ3 بلا و عذاب «واتقوا فتنة لاتصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصة؛() از عذابى بترسيد كه به ستمگران تنها اختصاص ندارد.» (ترو خشكش همه با هم بسوزد»
    ـ4 شرك و بت پرستى و سد راه مؤمنان «و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة و يكون الدين كلّه لله...؛() با آنها بجنگيد تا شرك و بت پرستى باقى نماند و دين مخصوص خدا گردد.»
    5 ـ اضلال و گمراهى «و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئا؛() و هر كس را كه خداوند گمراه سازد براى او در قبال خداوند كارى نتوانى كرد.»
    ـ6 سوختن در آتش مانند «يوم هم على النّار يفتنون؛() قيامت آن روزى است كه آنها را بر آتش مىسوزانند.»
    "طهركم" بمعناى پاكى از آلودگى است هم بر طهارت ظاهرى به كار رفته «وثيابك فطهر؛() و لباسهايت را پاكيزه ساز» هم در طهارت معنوى «لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم؛() آنها يند كسانى كه خداوند نخواسته دلهايشان را پاك كند...».
    "دنس" نطقه مقابل طهارت است بمعناى چرك و آلودگى ظاهرى يا معنوى.
    "رجس" بمعناى پليد و آلوده است چه آلودگى ظاهرى و چه آلودگى معنوى. در قرآن كريم در هر دو نوع به كار رفته است. اما رجس ظاهرى «...الّا ان يكون ميتة او دماً مسفوحاً اولحم خنزير فانه رجس...؛()...مگر آنكه مردار باشد يا خونى كه از بدن حيوان بيرون ريخته و يا گوشت خوك كه اينها همه پليدند..»
    در اين آيه "دم مسفوح" مصداق پليدى ظاهرى است و "ميتة و لحم خنزير" مصداق پليدى معنوى است. در اكثر موارد در قرآن رجس در پليدى معنوى به كار رفته است به عنوان نمونه:
    در آيه 90 سوره مائده شراب و قمار "رجس" ناميده شده است:
    «يا ايّها الّذين آمنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلّكم تفلحون؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد جز اين نيست كه شراب و قمار و بتهاى نصب شده (عبادت آنها، قربانى براى آنها وخوردن گوشت آن قربانى) و تيرهاى قرعه قمار نجس و پليد و از اختراعات شيطان است پس از آنها دورى كنيد شايد رستگار شويد.»
    روشن است كه شراب و قمار پليدى معنوى است. پليدى ظاهرى نيست كه هر كس به طبع انساني‌اش از آن اجتناب نمايد مثل خون.
    در آيه 95 سوره توبه منافقان رجس ناميده شدند:
    «...فاعرضوا عنهم انهم رجس...؛ از آنها اعراض كنيد زيرا آنها پليدند و ناپاك.»
    نيز در سوره توبه آيه 125 «و اما الّذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجساً الى رجسهم...؛ اما كسانى كه در دلهاى آنها بيمارى (شرك و كفر و نفاق) است پليدى بر پليدى آنها افزود و مردند در حالى كه كافر بودند.»
    ترديدى نيست كه اين پليدى، پليدى معنوى است نه پليدى ظاهرى، در آيه 30 سوره حج بت پرستى رجس ناميده شده است: «...فاجتنبوا الرجس من الاوثان...؛ پس از پليدى كه عبارت از بتهاست اجتناب كنيد...»
    «آيه تطهير» از جمله ادله عصمت امامان سلام اللّه عليهم اجمعين است ما در گذشته در ذيل كلمه، «المعصومون» از عصمت بحث كرده‌ايم. در اينجا بحثمان را متمركز در آيه تطهير مىنماييم.
    آيه تطهير برهان عصمت امامان 
    «...انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً؛() خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهلبيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.»
    اين آيه شريفه از دلائل قرآنى عصمت اهلبيت عصمت و طهارت است، مبانى اين دليل عبارتند از:
    رجس چيست؟
    الف: مقصود از رجس هر نوع گناه و خلاف است اعم از شرك و غيره و گناه كبيره و صغيره.
    از مصاديق بارز "رجس" در آيه قطعاً هرگونه گناه است چه گناه كبيره و چه صغيره نه تنها شرك و گناهان كبيره زيرا هيچ دليلى بر اين تخصيص نيست. در اين آيه پليدى به طور مطلق با الف و لام جنس "الرجس" را از اهل بيت عليهم السلام نفى كرده است و اين يعنى عصمت و اگر مقصود نفى مرتبه‌اى از "رجس" مانند گناه كبيره بود نفى رجس به صورت نفى "جنس" و تأكيد آن با جمله ليطهركم" مناسب نبود.
    كدام اراده؟
    ب: مقصود از اراده در جمله انما يريد اللّه اراده تكوينى است نه تشريعى يعنى خداوند ازاله رجس را انجام مي‌دهد نه اينكه آنرا از اهل بيت مىخواهد.
    اراده تكوينى خداوند تخلفناپذير است :
    «انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون؛() فرمان او جز اين نيست كه هرگاه
    هستى چيزى را بخواهد به آن فرمان مي‌دهد باش و آن نيز موجود مىگردد.»
    خداوند اراده اين پاكى را در مورد اهل بيت عليهم السلام نموده و اين افتخارى است براى اهل بيت. اما اراده تشريعى خداوند مبنى بر پاكى و آوردن واجبات و ترك محرمات اختصاصى به اهل بيت ندارد همه بايد در پى پاكى باشند. نشان آنكه اين اراده تكوينى است اينست كه اراده خداوند بر فعل خويش "اذهاب رجس" و "تطهير" تعلّق گرفته نه بر فعل ديگرى و اين لحن جز با اراده تكوينى سازگار نيست. اين اراده با واژه انّما كه دال بر حصر است آمده و هدف مورد نظر افاضه عصمت فقط بر اهل بيت عليهم السلام مىباشد.
    اهل بيت كيانند 
    ج: اهل بيت (ع) كيانند؟ طبق روايات فراوانى كه از شيعه و اهل سنت رسيده است اهل البيت عبارتند از پيامبر اكرم(ص) اميرمؤمنان على(ع) حضرت زهرا سلام اللّه عليها و حضرت امام حسن و حضرت امام حسين (ع).
    اين روايات را مىتوان در چند عنوان مطرح كرد:
    ـ1 رواياتى كه از خود همسران پيامبر نقل شده كه هنگامى كه پيامبر سخن از اين آيه شريفه مىگفت ما از او سؤال كرديم كه جزء آن هستيم؟ حضرت فرمود شما خوبيد اما مشمول اين آيه نيستيد.()
    ـ2 روايات بسيار فراوانى در مورد حديث كساء به طور اجمال وارد شده كه از همه آنها استفاده مىشود كه پيامبر(ص)، على(ع) و فاطمه سلام اللّه عليها و حسن(ع) و حسين(ع) را فراخواند پيامبر عبائى بر آنان افكند و فرمود خداوندا اينها خاندان منند رجس و آلودگى را از آنها دور كن در اين هنگام آيه تطهير نازل گرديد.()
    ـ3 در روايات فراوانى آمده است كه بعد از نزول آيه فوق پيامبر(ص) به مدّت شش ماه هنگامى كه براى نماز صبح از كنار خانه فاطمه مىگذشت صدا مي‌زد: «الصلوة يا اهل البيت انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً؛() هنگام نماز است اى اهل بيت، خداوند
    مىخواهد پليدى را از شما اهلبيت دور كند و شما را پاك سازد.»
    ـ4 در روايات متعددى كه مىتوان آنها را متواتر ناميد از ابوسعيد خدرى صحابى معروف نقل شده كه به صراحت گواهى مي‌دهد اين تنها درباره همان پنج تن نازل شده است.()
    اين روايات به قدرى زياد است كه جاى ترديد باقى نمىگذارد در احقاق الحق بيش از هفتاد منبع از منابع معروف اهل سنت گردآورى شده است.()
    طبرى در تفسير خود هفده حديث در اين زمينه آورده است.()
    جلال الدين سيوطى چهارده حديث در اينباره آورده است.()
    آنها سند اين احاديث را به ابوسعيد خدرى، انس بن مالك، ابواسحق وائلة بن اصقع، ابوهريره، ابوالحمرا، سعد بن وقاص، على بن الحسين، عائشه و... رسانده كه سند شش حديث به‌ام سلمه منتهى مىگردد نويسنده كتاب شواهد التنزيل كه از علماى معروف اهل سنت است بيش از 130 حديث در اين زمينه نقل كرده است.()
    سيد هاشم بحرانى از علماى بزرگ شيعه در كتاب غاية المرام 41 حديث از كتابهاى اهل سنّت و سى و چهار حديث از كتابهاى شيعه آورده است.()
    همو در كتاب تفسير برهان شصت و پنج حديث در اين زمينه آورده است.()
    شيخ عبد على عروسى هويزى در تفسير نورالثقلين بيست و پنج حديث در اين زمينه آورده است.()
    در كتاب احقاق الحق بيش از هزار منبع از منابيع شيعه براى اين حديث بيان شده است.()
    اهلبيت از نگاه صحابه
    نگاه اصحاب پيامبر اكرم(ص) كه حضرت را درك كردند نگاهى جز اين نبود كه مراد از اهل بيت فقط خمسه طيبه طاهره‌اند شاهد اين مطلب رواياتى است كه در اين زمينه نقل كرده‌اند به عنوان نمونه:
    3 روايت در اين زمينه از ابوسعيد خدرى رسيده است.()
    2 روايت از جابر بن عبداللّه انصارى
    رسيده است.()
    5 روايت در اين زمينه از عبداللّه بن عباس رسيده است.()
    و روايات ديگرى از ابوبرزه، ابوالحمراء، ابوليلى انصارى، انس بن مالك، براء بن عازب، ثوبان، زيد بن ارقم، زينب بنت ابى سلمه، سعد بن ابى وقاص، صبيح مولى ام سلمة، عبداللّه بن جعفر، عمر بن ابى سلمه، وائلة بن اصقع و... رسيده است.()

    پی نوشت

    . سوره صافات، آيه .23
    . سوره آل عمران، آيه .51
    . سوره يس، آيه .61
    . سوره زخرف، آيه .61
    . تفسير مرآة الانوار، ص 212، كه به عنوان جلد اول تفسير برهان چاپ شده است.
    . همان.
    . همان.
    . ادب فناء مقربان، ج 5، ص 13 و .14
    . مقائيس اللّغه، ج 4، ص 472، كلمه "فتن".
    . سوره عنكبوت، آيه .2
    . سوره اعراف، آيه .27
    . سوره انفال، آيه .25
    . همان، آيه .39
    . سوره مائده، آيه .41
    . سوره ذاريات، آيه .13
    . سوره مدثر،آيه .4
    . سوره مائده،آيه .41
    . سوره انعام، آيه .145
    . سوره احزاب، آيه .33
    . سوره يس،آيه .83
    . مجمع البيان، ج 8، ص 257. شواهد التنزيل، ج 2، ص .56
    . شواهد التنزيل، ج 2، ص 52 و ينابيع المودة، ج 3، ص 368 و امالى شيخ طوسى، ص .564
    . اسد الغابة، ج 6، ص 74.شواهد التنزيل، ج 2، ص 74؛ امالى شيخ طوسى، ص 565؛ ينابيع المودّة، ج 3، ص 383، امالى شيخ صدوق، ص .124
    . شواهد التنزيل، ج 2، ص 21 به بعد. الدرالمنثور، ج 6، ص .604 نيز در رابطه با روايات مراجعه كنيد به "اهل البيت فى الكتاب و السنة، از ص 43 تا .71
    . احقاق الحق، ج 2، و پاورقيهاى آن.
    . تفسير طبرى، ج 2، ص .75
    . تفسير الدرالمنثور، ج 5، ص 198 و .199
    . شواهد التنزيل، ج 2، از ص 10 تا ص .192
    . غاية المرام، ص 287 تا .292
    . تفسير برهان، ج 3، ص 309 تا .325
    . تفسير نورالثقلين، ج 4، ص 270 تا .277
    . احقاق الحق، ج .2
    . تفسير طبرى، ج 12، جزء 22/6. تاريخ بغداد، ج 10، ص ،278 شواهد التنزيل، ج 2، ص .28
    . مجمع البيان، ج 8، ص 560؛ شواهد التنزيل، ج 2، ص .28
    . المستدرك على الصحيحين، ج 2، ص 143، مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 708؛ شواهد التنزيل، ج 2، 50؛ من لايحضره الفقيه، ج 4، ص .179
    . رجوع كنيد به كتاب اهل البيت فى الكتاب و السنة، ص 43 تا 55 تحت عنوان اصحاب النبى(ص) و معنى اهل البيت.
    راهنمايان به صراط خداوند
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •