*♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*
صفحه 13 از 21 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 204
  1. #121
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    صبر بر مشكلات

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    از جمله مواردى كه باعث مى شود فشار قبر از ميت برداشته شود صبر كردن بر مشكلات زندگى است ، صبر نمودن بر معصيتها و سختيهاى دنيا در عالم برزخ نفعش به انسان مى رسد.
    نقل شده است : وقتى بنده اى از دنيا رفت و او را داخل قبر گذاشتند و روى او را پوشاندند، اعمالش (از قبيل نماز، روزه ، خمس ، حج ، صبر و خويهايى كه به مردم كرده است ) به سراغش مى آيند.
    صبر در گوشه اى مى ايستد و به ديگران نظر مى كند كه ببيند براى ميت چه كارهايى را انجام مى دهند، آيا مى توانند او را نجات دهند؟ صبر به نماز و ديگر اعمال گويد: اين ميت را به خودتان مى سپارم ، او را حفظ كنيد و اگر نتوانستيد، من او را نگاه مى دارم . صبر بر سه قسم است . صبر بر معصيت و صبر در عبادت . اما آنچه بيش از همه در عالم برزخ به كار انسان مى آيد صبر بر معصيت است . (يعنى ) مقدمات گناه فراهم باشد و انسان صبر كند و مرتكب آن نگردد و پناه به خدا برد، اين صبر فشار قبر را برطرف مى كند.




    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  2. #122
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    صدقه

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    از جمله چيزهايى كه عذاب و فشار قبر را از ميت برطرف مى كند و نفع آن ، زود عايد او مى شود صدقه و هديه دادن براى ميت است . چه آن هديه ، صدقه باشد يا دعا و استغفار و چه كارهاى نيك ديگر.
    پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: ميت در قبر، هم چون انسانى است كه در حال غرق شدن مى باشد كه در هر لحظه منتظر رسيدن كمكى به او است . ميت چشم به صدقه و دعاى زنده ها دارد. همينكه مى بيند شخصى براى نجات او دعاى خير و استغفار كرد يا صدقه داد شادتر و خوشحالتر مى شود از اينكه تمام دنيا را به او دهند.
    و فرمود: براى ميت هيچ وقت سخت تر از شب اول قبر نيست . پس از مردگان خود را به واسطه صدقه دادن و هديه فرستادن از براى آنها رحم كنيد.(219)
    نيز فرمود: اگر كسى براى ميت صدقه دهد، خداوند به جبرئيل امر كند: با هفتاد هزار فرشته كه به دست هر كدام از آنان طبقى از نور باشد بر قبر ميت وارد شوند و گويند: سلام و درود بر تو اى دوست خدا! اين هديه اى از فلان شخص به سوى تو است (و بعد از تحويل گرفتن ميت ) قبر او پر نور مى شود.
    همچنين فرمود: صدقه اى كه انسان براى اموات مى دهد ملكى از جانب خدا آن را مى گيرد و در طبقى از نور مى گذارد، كنار قبرستان مى آيد و فرياد مى زند، سلام بر شما بازماندگانتان هديه اى برايتان فرستاده اند، اموات هم (با خوشحالى ) آن طبق را مى گيرند و داخل قبر خود مى كنند و به اين وسيله قبرشان وسيع و پرنور مى شود.
    از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده است كه آن حضرت فرمود: ارواح مؤ منان هر شب جمعه ، در اطراف خانه هاى خود آيند و با هزار حسرت و اندوه فرزندان و خويشان خود را بخوانند و گويند: اى فرزندان و عزيزان ! اى دوستان و خويشان ! بر ما شفقت و رحمت كنيد؛ زيرا ما در زندان محكم (قبر و عالم برزخ ) استوار و در غم و محنت ، سخت گرفتاريم ، اگر مى توانيد براى ما هديه اى فرستيد و صدقه اى زيبا دهيد.
    آنچه اكنون به دست شما است پيش از اين در دست ما بوده است ، ما بر خويشتن رحم نكرديم و از براى درماندگى خود چيزى از پيش ‍ نفرستاديم و الان محتاج شما شده ايم . ما را نااميد نكنيد تا خداوند شما را از رحمت خود محروم نفرمايد. اگر كسى براى ايشان خيرات و صدقات فرستد خوشحال مى شوند و اگر توجهى به آنها ننمايد با نااميدى و حسرت باز مى گردند.(220)
    اى بازماندگان اموات ! از براى پدر و مادر و خويشان و دوستان خود خيراتى بفرستيد و صدقه اى بدهيد و دعاى خير و استغفار برايشان كنيد، زيرا آنها از عمل خير بازمانده اند و عاجز و درمانده شده اند والحال محتاج به صدقات و خيرات و دعا و استغفار شما هستند.
    در اين جا مناسب است براى عبرت گرفتن و به فكر اموات بودن و فراموش نكردن آنها به چند داستان توجه كنيم .



    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  3. #123
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    با لباس كهنه از قبر بيرون آمد

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    صالح مرى : از جمله زاهدها و عبادت كنندگان بصره است . گويد: شب جمعه اى به سوى مسجد جامع رفتم در بين راه به قبرستانى گذشتم . در وسط آن نشستم تا خوابم برد. در عالم خواب ديدم قبرها شكافته شد و از هر قبرى شخصى بيرون آمد و براى هر صاحب قبرى طبقى از نور فرود آمد، هر كدام از آنان طبق خود را گرفتند و داخل قبر خود شدند.
    در اين بين جوانى را ديدم كه با لباس كهنه از قبر بيرون آمده و از براى او طبقى فرود نيامد، خواست با نااميدى برگردد. به او گفتم : اى جوان ! اين طبق ها چه بود، چه چيز داخل آنها بود؟ چرا براى تو از اين طبقها نيامد؟
    گفت : اينها خيرات و صدقاتى بود كه زندگان براى اموات خود مى فرستند. حق تعالى شبهاى جمعه ثواب آنها را به ايشان مى رساند، اما من كسى را ندارم كه برايم خيرات دهد و ثواب آن را به من هديه كند، لذا طبقى براى من نيامد.
    گفتم : آيا در دنيا كسى را دارى ؟ گفت : فقط مادرى دارم كه با او هم به حج مى رفتم . چون به اينجا رسيدم از دنيا رفتم و در اين قبرستان دفن شدم . بعد از آن مادرم شوهر كرد و مشغول كار خود شد و از من يادى نمى كند و صدقه اى از برايم نمى دهد.
    گفتم : مادرت كجا است ؟ گفت : در فلان محله از شهر. مرد صالح مى گويد: وقتى صبح شد به آن محله رفتم و مادر آن جوان را پيدا كردم و آنچه ديده بودم براى او نقل كردم :
    پير زن بگريست و رفت داخل خانه كيسه طلايى آورد به من داد و گفت : اين كيسه را از براى فرزندم صدقه بده . من هم قبول كردم كه شبهاى جمعه از براى او صدقه دهم و همان وقت مقدارى از طلاها را براى او صدقه دادم . شب جمعه ديگر كه به مسجد مى رفتم چون به ميان قبرستان رسيدم نشسته باز خوابم برد. در عالم خواب ديدم قبرها شكافته شد، از هر قبرى شخصى بيرون آمد و از آسمان طبقهايى از نور فرود آمد و هركس طبق خود را گرفت و داخل قبر شد.
    باز آن جوان را ديدم كه جامه زيبا و سفيد پوشيده است و طبقى را در دست دارد. رو به من كرد و گفت : اى مرد! خدا از تو خشنود شود همچنان كه من از تو خشنودم ، تو باعث خوشحالى من شدى ، اين را گفت و به قبر خود داخل شد.(221)


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  4. #124
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اولاد صالح و دوستان باوفايى ندارم


    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    از ابى قلابه نقل شد كه : ايشان در خواب ديد، داخل قبرستانى شده است و مثل اين كه همه قبرها شكافته شده و مردگان از آن ها بيرون آمده و در كنار آنها نشسته و در مقابل هر كدام طبقى از نور گذاشته اند. در ميان آن ها فقط همسايه او كه آن هم از دنيا رفته بود هديه و طبق نور ندارد. در ميان اموات خجلت زده و سر خود را به زير انداخته است . از او سئوال كرد: چرا براى تو طبق نورى نيامده است .
    گفت : اى ابى قلابه ! هر كدام از آن ها اولادان صالحى ، دوستان با وفايى ، اقوام دلسوز و مهربانى دارند كه براى ايشان دعا مى كنند، صدقه مى دهند و به فكر آنان مى باشند. اين طبق هاى نور از طرف آنها براى اموات فرستاده مى شود، اما من يك اولاد غير صالح و ناخلف دارم كه به فكرم نيست ، هديه و صدقه اى برايم نمى فرستد، از اين جهت طبقى از نور ندارم و در ميان اموات و همسايگانم خجلت زده و شرمنده ام .
    ابى قلابه گويد: وقتى از خواب بيدارم شدم ، پيش فرزندش رفتم و داستان را برايش نقل كردم : وقتى پسر از قضيه پدر آگاه شد. گفت : ابى قلابه ! به دست تو، توبه مى كنم و دست از گناه و معصيت مى كشم و بعد از آن روز، مشغول عبادت و بندگى خداوند شد و دائما براى پدرش خيرات و صدقات مى داد و براى او دعا مى كرد.
    ابى قلابه گويد: بعد از مدتى باز همان خواب را ديدم كه همه اموات در مقابلشان طبق هايى از نور است اما طبقى كه در مقابل همسايه ام مى باشد از همه بهتر و نورش بيشتر و مثل خورشيد همه جا را روشن كرده است .
    وقتى چشمش به من افتاد گفت : اى ابى قلابه ! خداوند به تو جزاى خير عنايت فرمايد كه باعث شدى فرزند من عوض شود و ديگر گناه نكند و براى من صدقه و خيرات دهد و به واسطه همين ها من از آتش نجات پيدا كنم و از خجلت دوستان و همسايگان بيرون آيم .(222)




    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  5. #125
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    براى ما خربوزه فرستادى

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در شهر سمرقند، يكى از مسلمانان ، بيمار شد. نذر كرد كه اگر سلامتى خود را باز يابد مزدكار روزهاى جمعه خود را به نيت پدر و مادرش كه از دنيا رفته اند صدقه دهد.
    او پس از مدتى سلامتى خود را باز يافت و به نذر خود وفا كرد و مزدكار روز جمعه خود را، به نيت پدر و مادرش صدقه مى داد تا اين كه در يكى از روزهاى جمعه ، هر چه كوشش كرد كارى پيدا نكرد. آن روز مزدى به دست نياورد تا به نيت پدر و مادرش صدقه دهد.
    نزد يكى از علما عصر خود رفت و پرسيد: اين جمعه كارى برايم پيدا نشد تا مزدش را براى پدر و مادرم صدقه دهم ، اكنون چكنم ؟
    عالم به او گفت : از خانه بيرون برو و پوست خربوزه ها را جمع كن و آن ها را تميز بشوى و بيرون دروازه ، سر راه دهقانان كه از صحرا باز مى گردند بايست و پوسته ها را پيش الاغ آنها بينداز و ثوابش را به روح پدر و مادرت نثار كن . او به اين دستور عمل كرد، شب شنبه والدين خود را در خواب ديد كه با شادمانى بسيار او را در آغوش محبت خود گرفتند و گفتند:
    اى فرزند! براى ما آنچه لازم بود پاداش فرستادى ، تا اين كه ما به خربوزه ميل زياد داشتيم ، آن را نيز براى ما فرستادى ، ما را خشنود ساختى ، خدا ترا خشنود كند.(223)




    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  6. #126
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    شهادت به نفع ميت

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در اخبار وارد شده است كه : اگر عده اى به نفع ميتى شهادت دهند، خداوند شهادت آنان را درباره آن ميت قبول مى كند و لو اين كه ميت نزد خدا از گناه كاران باشد.
    امام صادق فرمود: اگر چهل نفر بر جنازه اى وارد شوند و بگويند: ((اللهم انا لا نعلم منه الا خيرا)) خدايا! ما از اين بنده تو غير از خوبى چيز ديگر نمى دانيم . خداوند در جواب مى فرمايد: شهادت شما را درباره بنده خود قبول كردم و آن چه كه خود درباره گناهان او مى دانستم همه را بخشيدم و او را عفو كردم .(224)
    چند حكايت در اين باره مى آوريم . از جمله :


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  7. #127
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عده اى به نفع او شهادت دادند

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است : در بنى اسرائيل عابدى بود از شدت عبادت او حضرت داود تعجب مى كرد. خداوند وحى نمود: اى داود! از زيادى عبادت او تعجب نكن ؛ چون عبادت او خالص نيست و از روى ريا و خودنمايى مى باشد.
    بعد از مدتى عابد از دنيا رفت . به داود خبر دادند كه : عابد از دنيا رفت . فرمود: برويد او را دفن كنيد و به خاك سپاريد. مردم از شكرت نكردن داود عليه السلام ناراحت شدند كه چرا بايد در تشييع جنازه عابد شركت نكند؟ وقتى او را غسل دادند. پنجاه نفر از جاى خود بلند شدند و شهادت دادند كه خدايا! غير از خير و خويى از اين شخص چيز ديگرى نديديم و بعد از آن بر او نماز خواندند. پنجاه نفر ديگر شهادت دادند و گفتند: خدايا! غير از خوبى و نيكى از او چيزى نديده ايم ، بعد از دفن هم پنجاه نفر ديگر همين شهادت را دادند.
    خداوند به داود عليه السلام وحى كرد: چه چيز باعث شد كه در تشييع جنازه عابد شركت نكردى ؟ عرض كرد: خدايا! به واسطه همان چيزى كه به من اطلاع دادى و گفتى او رياكار است . وحى شد: درست است كه عملش براى خدا نبود وليكن عده اى از مؤ منان به نفع او شهادت دادند، من هم شهادت آن ها را درباره او قبول كردم و او را عفو نمودم .(225)




    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  8. #128
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نامه را در كفش گذاشت

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    نقل شده است : سيد فقيرى نزد ((مقدس )) اردبيلى رفت و گفت : سفارش مرا به شاه طهماسب بكن و مشكل مرا به او برسان . ((مقدس )) اردبيلى نامه اى به شاه نوشت و سفارش سيد را به او كرد. در اول نامه نوشته بود. اى برادر! مشكل اين سيد را حل كن و نامه را به دست سيد داد كه خود او به شاه رساند.
    وقتى سيدنامه را به شاه رسانيد و او فهميد از طرف ((مقدس )) اردبيلى است ، براى احترام از جا بلند شد و تعظيم كرد. بعد از آن كه نامه را خواند ديد نوشته است : اى برادر! شاه به غلام خود دستور داد: كفن مرا بياور، غلام هم اطاعت كرد. او نامه ((مقدس )) را داخل كفن نهاد و به خاصان خود گفت : وقتى من از دنيا رفتم و دفنم كرديد، اين نامه را بالاى سرم بگذاريد تا به واسطه آن بر نكير و منكر شاهد بياورم و بگويم من كسى هستم كه ((مقدس )) اردبيلى ، اين مرد با تقوا و مجتهد اهل زمان ، مرا به عنوان برادرى قبول كرده و اين هم خط و مهر او است . (آن ها هم بعد از مرگش چنين كردند). بعد حاجات آن سيد را برآورد و مشكلات او را حل كرد.(226)


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  9. #129
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اولاد صالح

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    يكى ديگر از چيزهايى كه باعث مى شود عذاب قبر از انسان برداشته شود اولاد صالح است كه بعد از مرگ پدر و مادر براى آن ها طلب مغفرت كند و از خداوند متعال بخواهد گناهان آن ها را عفو نمايد و با اعمال صالحى كه انجام مى دهد سهمى براى والدين قرار مى دهد.
    امام صادق عليه السلام از پدران خود نقل مى كند: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: عيسى بن مريم به قبرى گذشتند كه صاحب آن را عذاب مى كردند. سال بعد از كه برگشتند و به آن قبر رسيدند ديدند، عذاب از آن قبر برداشته شده است . عرض كرد: پروردگارا! سال قبل رسيدند كه بر اين قبر گذشتم ديدم صاحب آن را عذاب مى كردند، ولى الان كه برگشتم مشاهده مى كنم عذاب از آن برداشته شده است . علت چيست ؟
    وحى شد: اى عيسى ! اولاد صالحى از او باقى مانده بود. امسال او بزرگ شده و جاده اى را اصلاح و عمير كرده و يتيمى را پناه داده است . خداوند گناهان پدر او را به واسطه اعمال صالح فرزندش كه انجام داده بود او را بخشيد و عفو نمود.(227)
    هم چنين نقل شده است : حضرت عيسى عليه السلام به قبرى عبور كرد، ديد ملائكه عذاب ، صاحب آن را عذاب مى كنند، بعد از آن كه كار خود را انجام داد و برگشت . باز به همان قبر رسيد. ديد ملائكه رحمت با طبق هايى از نور كنار قبر او هستند عيسى عليه السلام تعجب كرد و عوض ‍ نمود: خدايا! علت چه بود كه اول او را عذاب مى كردند و الان با طبق هايى از نور در كنار او هستند؟
    خداوند به او وحى است : اى عيسى ! اين بنده يكى از گناه كاران بود. وقتى از دنيا رفت زن او آبستن بود بعد از آن كه طفل به دنيا آمد او را خوب تربيت كرد تا بزرگ شد، مادر او را نزد معلم برد تا به او علم خداشناسى بياموزد. وقتى معلم ((بسم الله )) را به آن طفل ياد داد، ديگر خجالت كشيدم او را عذاب كنم در حالى فرزندش روى زمين اسم مرا به زبان جارى كرده است .(228)




    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  10. #130
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پدرى از عذاب نجات يافت

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    مانند داستان فوق قضيه اى در زمان حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم واقع شده است . روزى آن حضرت در قبرستان بقيع با اصحاب خود رد حركت بودند تا به قبرى نزديك شدند. به اصحاب فرمود: سرعت كنيد و هر چه زودتر از اين قبر عبور نماييد، همه با عجله و سرعت گذشتند. وقت مراجعت باز به همان قبر رسيدند و مى خواستند كه با سرعت رد شوند. حضرت فرمود: لازم نيست ، عجله نكنيد.
    عرض كردند: يا رسول الله ! وقت رفتن فرموديد عجله كنيم و با سرعت رد شويم ولى الان مى فرماييد عجله لازم نيست ؟
    فرمود: وقت رفتن ملائكه صاحب قبر را عذاب مى كردند در حالى او فرياد مى زد و من طاقت شنيدن ناله و ضجه او را نداشتم . ولى الان خدا او را مورد رحمت و مغفرت خود قرار داده و عذاب را از او بر طرف كرده است .
    اصحاب علت را پرسيدند؟ فرمود: اين مرد فاسق بوده و با حال فسق از دنيا رفته است ، به اين جهت او را تا حال عذاب مى كردند، ولى طفل صغيرى داشت كه او را نزد معلم بردند او هم ((بسم الله )) به او تعليم كرد. وقتى آن طفل ((بسم الله )) را به زبان جارى نمود، خداوند به ملائكه كه او را عذاب مى كردند دستور داد: ديگر او را عذاب نكنيد؛ زيرا سزاوار نيست شخصى كه فرزندش نام مرا مى برد عذاب كنم .(229)





    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

صفحه 13 از 21 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •