*♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*
صفحه 18 از 21 نخستنخست ... 81415161718192021 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 204
  1. #171
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عذاب برزخى دوستداران بنى اميه

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ابو عيينه مى گويد: در خدمت امام محمد باقر عليه السلام بودم كه مردى وارد شد و گفت : يا بن رسول الله ! من از اهل شام هستم ، شما را دوست دارم و از دشمنان شما بيزارى مى جويم . پدرى داشتم از دوستداران بنى اميه كه داراى مال و ثروتى زياد بود. به غير از من هم فرزند ديگرى نداشت ، منزل او در رمله بود و باغى داشت كه فقط خودش در آن رفت و آمد مى كرد.
    وقتى از دنيا رفت درصدد پيدا كردن مال پدرم برآمدم ولى آنرا پيدا نكردم . يقين دارم پدرم آن مال را مخفى كرده است ؛ زيرا من شيعه و از پيروان شما بودم و او با من عداوت و دشمنى داشت .
    امام باقر عليه السلام فرمود: آيا دوست دارى كه پدرت را ببينى و از مخفى گاه مال از او بپرسى و پدرت جاى آن را بتو نشان دهد؟
    عرض كرد: آرى ، قسم به خدا كه محتاج و مسمندام . حضرت نامه اى نوشت و آن را مهر كرد و به مرد شامى داد و فرمود: اين نوشته را به جانب بقيع ببر و در وسط قبرستان بايست و به آواز بلند ندا كن و بگو: ((يا درجان )) پس شخصى كه عمامه بر سر دارد نزد تو حاضر مى شود. نوشته را به او بده و بگو: من فرستاده محمد بن على عليه السلام هستم و هر چه مى خواهى از او باز پرس ، آن مرد هم نوشته را گرفت و رفت .
    ابوعيينه مى گويد: چون روز ديگر شد، خدمت امام باقر عليه السلام رفتم تا از قضيه اطلاع حاصل كنم . ديدم آن مرد هم ، در خانه امام عليه السلام منتظر اذن دخول است . وقتى اجازه دادند همگى داخل خانه شديم . مرد شامى عرض كرد: خدا بهتر مى داند كه علم خود را در كجا قرار دهد.
    بعد عرض كرد: شب گذشته به قبرستان بقيع رفتم . و به دستور شما عمل كردم . همان ساعت شخصى پيش آمد و من مطلب خود را بيان كردم .
    گفت : از اين جا حركت نكن تا پدرت را حاضر كنم . آن شخص رفت و با مردى سياه حاضر شد و گفت : اى مرد! اين پدر تو است هر چه خواهى از او بپرس . گفتم : پدر من نيست . جواب داد: چرا او پدر تو است ، لكن شراره آتش و دود جهنم او را به اين حالت درآورده است .
    گفتم : پدر من هستى ؟ جواب داد: بلى . گفتم : اين چه حالت است كه در تو مى بينم ؟ گفت : اى فرزند! من از دوست داران بنى اميه بودم و آنان را بر اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله برجيح مى دادم . از اين رو خداوند متعال مرا به اين حالت درآورد و به عذاب مبتلا كرد. چون از دوستداران اهل بيت بودى با تو دشمن بودم ، از اين روى ترا از مال خود محروم كردم و امروز پشيمانم .
    بعد گفت : اى فرزند! به جانب آن باغ برو و زير فلان درخت زيتون را حفر كن پولها آنجاست آن را كه صدهزار درهم مى باشد بردار. پنجاه هزار درهم را به حضرت امام باقر عليه السلام تقديم كن و بقيه آن ، مال خودت باشد. سپس آن مرد گفت : الان مى روم مال را پيدا مى كنم و حق شما را مى آورم .
    ابو عيينه مى گويد: سال بعد از حضرت سئوال كردم : آن مرد شامى چه كرد؟ فرمود: او پنجاه هزار درهم را نزد من آورد، با آن دين خود را پرداختم و زمينى خريدم و مقدارى را به حاجتمندان اهل بيت دادم .(267)






    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  2. تشكر

    ستايش (20-01-1390)

  3. #172
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عذاب برزخى حجاج بن يوسف

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    يكى از كسانى كه جزاى اعمال ننگين خود را، هم در دنيا و هم عالم برزخ ديد و سخت تر از آن را در قيامت خواهد ديد حجاج بن يوسف ثقفى فرماندار عبدالملك مروان در عراق است .
    حجاج در مدت فرمانداريش صد و پنجاه هزار نفر از شيعيان و اولادان اميرالمؤ منين عليه السلام را به شهادت رسانيد و همين مقدار در زندان او شكنجه مى شدند. همان جنايت كارى كه دستور مى داد موقع غذا خوردن شيعيان را در كنار سفره او، مقابل چشمش سر ببرند و آهن قرمز شده اى را به جاى رگهاى بريده گردن آنها گذارند تا خون قطع شود و بدنها در اثر قطع شدن خون بالا و پايين روند و آن ملعون غذا بخورد و لذت ببرد.
    آخرين كسى كه به دست آن خون آشام روزگار به شهادت رسيد ((سعيد بن جبير)) كه يكى از شيعيان و علماى برجسته و شاگردان ممتاز امام سجاد عليه السلام و از مفسران بزرگ قرآن بود.
    حجاج به دژخيمان و جلادان خود دستور داده بود هر كجا ((سعيد)) را بيابيد دستگير كنيد و نزد من آوريد. بعد از دستگيرى ((سعيد)) و گفت و گوهاى تندى كه بين او و حجاج رد و بدل شد، حجاج دستور داد: سر از بدن ((سعيد)) جدا كنند و او را در ماه شعبان 95 در سن 94 سالگى به شهادت رسانيد.
    ((سعيد)) در آخرين لحظات عمر خود، او را نفرين كرد و چنين گفت : ((خدايا! حجاج را بعد از من بر هيچ كس مسلط نكن .)) خداوند هم دعاى او را به اجابت رسانيد و پانزده روز بيشتر از شهادت ((سعيد)) نگذشته بود كه حجاج بر اثر بيمارى سختى در بستر مرگ افتاد.
    در مدت مرضش ، گاهى بى هوش مى شد و گاهى به هوش مى آمد. هنگام به هوش آمدن مى گفت : ((مرا با سعيد بن جير چه كار؟ در اين مدت هر وقت به خواب مى رفت و بى هوش مى شد مى ديد ((سعيد)) نزد او مى آيد و لباس او را مى گيرد و مى گويد: ((اى دشمن خدا! به چه جرم و گناهى مرا كشتى ))؟ در اثر ناراحتى و شكنجه روحى كه در خواب به او هجوم مى آورد، وحشت زده بيدار مى شد و فرياد مى زد. با اين وضع بود تا به درك واصل شد. اين عذاب دنيايى حجاج تا هنگام مرگ بود.




    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  4. تشكر

    ستايش (20-01-1390)

  5. #173
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اما عذاب برزخى او

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    حجاج نه تنها عذاب روحى خود را در دنيا ديد بلكه در عالم برزخ هم تا روز قيامت او را عذاب مى كنند و عذابهاى برزخى او متفاوت است . به چند نمونه از آنها توجه كنيد.
    اشعث جدانى نقل مى كند: شبى حجاج را با بدترين حال در خواب ديدم . از او پرسيدم : خداوند در مقابل آن همه كشتار و اعمال ننگين تو چه كرد؟
    گفت : ((به ازاى هر انسانى كه كشته بودم يك مرتبه مرا كشتند. گفتم : ديگر چه ؟ گفت : بعد از آن امر شد كه مرا به آتش برند. گفتم : ديگر چه كردند؟ گفت : اين شكنجه و عذاب تا روز قيامت ادامه خواهد داشت .(268)
    نيز در اين رابطه عمر بن عبدالعزيز مى گويد: بعد از مرگ حجاج ، او را در عالم خواب به صورت يك لاشه گنديده ديدم . به او گفتم : ((خدا با تو چه كرد؟))
    گفت : خداوند، براى هر كسى كه كشته بودم ، يك بار مرا كشت ، ولى در عوض قتل ((سعيد بن جبير)) هفتاد با مرا به قتل رسانيد.(269)
    نوعى ديگر از عذاب برزخى حجاج كه يكى از بندگان خالص خدا با چشم خود تماشا كرد و براى مردم بيان نموده است را نقل مى كنيم :
    شخصى گويد: در مسجد الحرام طواف مى كردم . چون به نماز مى ايستادم غلامى را مى ديدم كه با حال خضوع نماز مى خواند و با احدى سخن نمى گفت .
    با خود گفتم : از اين غلام بوى آشنايى مى آيد. روزى به نزد او رفتم و گفتم : اى بنده خدا! لحظه اى توقف كن تا با تو سخن گويم . گفت : از مولاى خود اجازه ندارم ، امشب از او اذن مى طلبم و فردا سخن ترا گوش مى كنم .
    روز ديگر پيش او رفتم و گفتم : به اين طريق كه عبادت مى كنى مى دانم در نزد خداوند متعال قرب و منزلتى دارى ، آيا تا حال هيچ از خداى خود خواسته اى كه برآورده شده باشد. گفت : آرى ، روزى در حال مناجات گفتم :
    ((خدايا! مردى از اهل آتش را به من بنما و نشان بده تا او را ببينم )).
    ناگاه آوازى شنيدم كه گفتند: اى فلان ! به فلان وادى برو و مشاهده كن . چون به آنجا رسيدم شخصى را ديدم كه همه اعضاى او سياه شده است و آتش دروى افتاده بود. مار عظيمى بر گردن او پيچيده است و هر لحظه او رانيش مى زند. از او پرسيدم : اى بدبخت ! كيستى و در دنيا چه كرده و چه عملى انجام داده اى كه به اين عذاب گرفتار شده اى ؟
    گفت من حجاج بن يوسف هستم . از براى ظلم و تعدى بسيار كه بر مسلمانان كرده ام مرا عذاب مى كنند، و آن نوع ديگر است .
    اما اين عذابى كه الحال مشاهده مى كنى براى آن است كه روزى به عالمى ظلم كردم و او را رنجانيدم .
    آن عالم دلش به درد آمد و مرا نفرين كرد و از نزد من آزرده خاطر بيرون رفت و اين عذاب كه مى بينى در اثر آن عالم است .
    اين نيز يك نمونه از عذاب دنيايى و برزخى در مورد يكى از ستمگران تاريخ است . كه روياى صادقه عمر بن عبدالعزيز و مشاهده غلام ، نشان دهنده آن بود.






    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  6. تشكر

    ستايش (20-01-1390)

  7. #174
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عذاب برزخى وزير و خليفه عباسى

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    يكى از وزيران خليفه عباسى به عذاب برزخى گرفتار شد و عذابش آن قدر قوى بود كه به بدن او هم سرايت كرده و آن را سوزانده و شعله هاى آتش و دود آن از قبر بيرون آمده و فضا را آلوده كرده است .
    صاحب كشف الغمه در باب كرامات حضرت موسى ابن جعفر عليه السلام مى نويسد: از بزرگان عراق شنيدم كه يكى از خلفاء عباسى ، وزيرى داشت كبيرالشاءن ، داراى مال و منال و در اداره امور لشكرى و كشورى كوشا و توانا و سخت مورد علاقه خليفه بود.
    وقتى آن وزير از دنيا رفت براى تلافى و جبران خدمتگزاريهاى او دستور داد جنازه او را در حرم مطهر حضرت موسى بن جعفر عليه السلام مجاور ضريح مقدس دفن كردند.
    متولى حرم مطهر كه مردى باتقوا و خدمت گزار به حرم بود، آن شب را در رواق ماند و همان جا به خواب رفت . در عالم خواب ديد قبر وزير شكافته شد و آتش از آن شعله ور گرديد و از دودى كه در آن بود بوى گند استخوان سوخته بلند است و به طورى شعله زياد بود كه حرم و صحن پر از دود و آتش شد.
    در اين هنگام مشاهده مى كند كه امام هفتم عليه السلام ايستاده و با صداى بلند متولى را صدا مى زند و مى فرمايد: اى متولى ! برو و به خليفه (نام خليفه را مى برد) بگو: بسبب دفن اين ظالم و مجاورت او در كنار قبر من مرا اذيت و آزار رساندى و ناراحتم كردى .
    متولى ترسان و لرزان ، به طورى كه تمام اعضا و جوارح او را وحشت فرا گرفته بود از خواب بيدار مى شود و فورا آنچه را كه در خواب ديده و واقع شده بود مفصل براى خليفه مى نويسد و به او گزارش مى دهد.
    خليفه هم ، همان شب از بغداد به كاظمين مى آيد و حرم را خلوت مى كند. دستور مى دهد قبر وزير را بشكافند و جسد خبيسش را بيرون آورده و جاى ديگر دفن كنند.
    وقتى قبر را در حضور خليفه مى شكافند مشاهده مى كنند كه در قبر جز خاكستر بدن سوخته شده چيز ديگرى وجود ندارد و اثرى از بدن و حتى استخوانهاى وزير نيست .(270)




    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  8. #175
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عذاب برزخى ماءمون الرشيد

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ماءمون الرشيد عباسى در اثر ظلم و جنايتى كه انجام داد و امام هشتم عليه السلام به شهادت رساند به عذاب برزخى دچار آمد و عذاب برزخى او چنين است .
    شيخ محمد باقر مكى از بعضى موثقين نقل مى كند: وقتى به مسافرت مى رفتم وسط دريا گشتى شكست و من به جزيره اى افتادم . در آن جزيره ميمونى را ديدم كه از چاهى آب مى كشيد و در حوضى كه آنجا بود مى ريخت !
    در اين حال مشاهده كردم ، فيلى از دور پيدا شد و تا كنار چاه آمد و آن ميمون را باز جر و عذاب كشت و به زير پاهاى خود نرم كرد و تمام آبهاى حوض را خورد و رفت . طولى نكشيد ديدم آن ميمون زنده شد و شروع به آب كشيدن كرد و داخل آن حوض مى ريخت . روز بعد ديدم همان فيل آمد ميمون را كشت و به زير دست و پاى خود نرم كرد و آبهاى حوض را خورد و رفت . باز ميمون زنده شد و شروع به آب كشيدن كرد.
    مى گويد: من از ديدن اين امر عجيب بسيار متعجب شدم و در حيرت فرو رفتم . آن ميمون گويا فهميد كه من از اين قضيه در تعجب هستم . نگاهى به من كرد و گفت : اى فلانى ! مگر مرا نمى شناسى . گفتم : خير، جواب گفت : خدا لعنت كند دشمنان آل محمد را. آيا تا حال اسم ماءمون عباسى را شنيده اى ؟ گفتم : بلى ، گفت : من همان ماءمون الرشيد هستم . از وقتى مرده ام به سبب ظلمى كه به حضرت امام رضا عليه السلام كرده ام خداى متعال ، مرا به اين عذاب گرفتار كرده است كه هر روز آب بكشم و داخل اين حوض بريزم ، اين فيل بيايد مرا با اين نحو بكشد و آبهاى حوض را بخرد و باز خدا مرا زنده كند.
    بدان كه خوراك من در اين جزيره از فضله هاى همين فيل است و كار من هم فقط آب كشيدن براى اين فيل مى باشد.(271)






    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  9. #176
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عذاب برزحى ظالم

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ظالمان در عالم برزخ و قيامت به عذاب هايى مبتلا مى باشند كه دائما آنها را رنج مى دهد و راه نجات و خلاصى از براى آنان نيست و صحنه هاى عجيب و گوناگونى از براى ايشان خواهد بود كه يكى از ديگرى بدتر و خطرناكتر است و ظالمان با آنها دست بگريبانند. قرآن يكى از آن صحنه ها و عذابها را بيان مى كند مى فرمايد:
    يوم يعض الظالم على يديه (272)
    (اى محمد به خاطر بياور) ((روزى را كه ظالم دستهاى خود را از شدت حسرت و تاءسف و پشيمانى به دندان مى گزد و آنها را گاز مى گيرد.))
    گاز گرفتن دستها با دندان ، شايد به جهت اين باشد، اشخاص ظالم هنگامى كه گذشته خويش را مى نگرند و ظلم هايى كه درباره مردم انجام داده اند مشاهده مى كنند، خود را مقصر و مجرم مى دانند و تصميم مى گيرند از خويشتن انتقام بگيرند و اين هم نوعى از انتقام است تا بتوانند در سايه آن كمى آرامش يابند و احساس راحتى كنند.
    حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در اين باره مى فرمايد: كسانى كه در دنيا ظلم و ستم ، به هم نوعان خود كرده اند فردا (در برزخ و قيامت ) هر دو دست خود از ناراحتى و حسرت با دندان مى گزند (و مى گويند: چرا در دنيا بندگان خدا را ظلم و ستم نموديم ؟) (273)
    حذر كن زآنچه دشمن گويد آن كن
    كه بر دندان گزى دست تغابن
    يكى ديگر از عذابهاى برزخى و قيامتى ظالم اين است كه او دائما در تاريكى و ظلمت به سر مى بر و قبر ايشان به جاى اين كه نورانى و روش ‍ باشد تاريك و ظلمانى است ؛ زيرا چهره ظلم و ستم ، وقتى در عالم برزخ و قيامت ظاهر شود و بروز نمايد، قيافه و تجسم به خود بگيرد غير از ظلمت و تاريكى چيز ديگرى نخواهد بود(274). رواياتى در اين باره وارد شد. از جمله :
    حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: بپرهيزيد از ظلم و ستم ؛ زيرا ظلم باعث تاريكى (قبر) و قيامت مى شود.(275)
    نيز فرمود: بر شما باد كه از ظلم دورى كنيد؛ زيرا ظلم در پيشگاه خداوند موجب تاريكى و ظلمت روز قيامت است (276).
    در حديث ديگرى است : شخصى آمد خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و عرض كرد: يا رسول الله ! دوست دارم روز قيامت ، در نور و روشنايى محشور شوم . فرمود: (در اين صورت ) به احدى ظلم و ستم نكن ، تا روز قيامت در نور و روشنايى باشى (277).




    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  10. #177
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عذاب برزخى سلطان ظالم

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    به يكى از پادشاهان ظالمى كه به واسطه ظلم بر رعيت و رياست طلبى در عذاب برزخى واقع شد و عذاب آن هم كند و زنجير و دود و آتش است توجه كنيد.
    محمد شوشترى كه در اثر تصادف با اتومبيل از بين مى رود، به خواب يكى از دوستانش كه از اهل علم و معرفت است مى آيد و در عالم خواب او را با خود به وادى ((برهوت )) و جايى كه كفار و مشركان را عذاب مى كنند مى برد و مقدارى از عذاب و شكنجه كفار را به او نشان مى دهد و صداى ضربات شلاق هاى آتشين و داد و فرياد آن ها را به او مى شنواند.
    اين عالم و دوست شوشترى مى گويد: وقتى با آن مرحوم به وادى ((برهوت )) رسيديدم ، عذاب و شكنجه اهل آن وادى را مشاهده كرديم . براى آن كه بدانيم آن ها را چگونه و براى چه عذاب مى كنند، در خواست كرديم يكى از كفار و دشمنان اولياء خدا را نزد ما آوردند تا چند سئوال از او بكنيم .
    يكى از فرشتگان سر زنجيزى را كشيد و يك نفر را در حالى كه روى زمين كشيده مى شد و داد و فرياد او بلند بود از ميان دود و آتش بيرون آورد و به او گفت : هر چه ايشان مى پرسند همه را جواب بده .
    ايشان نقل مى كند: مرحوم شوشترى از او پرسيد: چه كسى هستى ؟ چگونه در دنيا عمل مى كردى كه مبتلا به اين گونه عذاب ها شده اى ؟
    در جواب گفت : سلطان يكى از ممالك اسلامى بوده ام و در دنيا به خاطر رياست طلبى ، ظلم زيادى به مردم آن كشور كردم ، صدها انسان بى گناه را در زندان ها و سياه چالها، دور از خانواده هايشان شكنجه داده و آن ها را به بدترين عذاب ها مبتلا كرده ام .
    به علاوه ، با اولياى خدا و اهل بيت عصمت و طهارت دشمنى مى كردم و نسبت به آن ها حسادت مى نمودم (و اين عذاب ها براى آن ها است ). لذا هر مقدار خداى تعالى مرا عذاب كند جا دارد و بيش از اين مستحق عذاب مى باشم .(278)






    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  11. #178
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عذاب برزخى ياران ظالم

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    تنها ظالمين گرفتار عذاب برزخى نمى شوند بلكه ياران ، كمك سواران و دوستان آنان هم به عذاب دچار خواهند شد.
    مرحوم محمد شوشترى در عالم خواب به دوست خودش مى گويد: وقتى از دنيا رفتم روح مرا در وادى ((السلام )) نجف پيش اولياء اله بردند، يكى از علما كه در دنيا با هم رفيق بوديم مرا به آن ها معرفى كرد. آن ها هم ، دور مرا گرفتند و هر يك از احوال دوستانشان مى پرسيدند.
    يكى از ايشان از شخصى سئوال كرد. او مردى گناه كار و از اعوان و همكاران ظلمه و در رژيم طاغوت با آنان بود.
    گفتم : او چند سال است از دنيا رفته است . گفت : پس او نزد ما نيامده ، حتما اعمال زشتش دامن گيرش شده است و او را حبس كرده اند. سئوال كردم او را در كجا حبس مى كنند؟
    گفت : معلوم نيست ، زندان هاى متعددى هست ولى بيشتر احتمال دارد او را در ميان قبرش زندانى كنند. گفتم : آيا مى توانم با او ملاقات كنم ؟
    گفت : براى تو چه فايده دارد جز آن كه ناراحت شوى و براى او هم نمى توانى كارى انجام دهى . گفتم : پس همراه تو مى آيم شايد اگر قابل عفو باشد از حضرت مولا على عليه السلام بارى او تقاضاى عفو كنيم .
    قبول كرده ، با هم به قبرستان رفتيم . همان طورى كه او گفته بود آن شخص ‍ را در قبرش ندان كرده بودند. از فرشتگان كه موكل او بودند اجازه گرفتيم با او ملاقات كنيم و با هر زحمتى بود او را ديديم .
    پرسيديم : بعد از مرگ چه به سرت آمد؟ آهى كشيد و گفت : حال مرا مى بينيد، چند سال است كه از اين سلول تاريك قبر بيرون نرفته ام . وقتى حضرت عزرائيل با من روبرو شد با تندى و بدخويى جان مرا گرفت . همه ملائكه با خشونت و تندى با من رفتار كردند. وقتى مرا در قبر گذاشتند ماند اين بود كه در گودالى از آتش گذاشته اند، مى سوختم و در عذاب بودم .
    تا اين كه حضرت على و ائمه عليه السلام را ديدم و از آن ها كمك خواستم . فرمودند: در دنيا ما را فراموش كردى و دوستان ما را اذيت نمودى . اكنون بايد تا مدتى كفاره كناهانت را بپردازى . بالاخره اعتنايى نكردند و مرا اين جا گذاشته اند. به ايشان گفتم : دستم به دامنتان ، شما كه آزاديد به پسرم بگوييد تا از مردم براى من طلب رضايت كند، و از مال خودم به فقرا خيرات نمايد و پولى به كسانى بدهد كه ده هزار صلوات بفرستند و ثوابش ‍ را به روح من نثار كنند شايد از اين مهلكه نجات پيدا كنم .(279)





    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  12. #179
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عذاب برزخى زنان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    در اين جا به عذاب برزخى دسته اى از زنان مجرمى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج آن ها را ديد توجه فرماييد.
    حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: روزى من و فاطمه بر حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم وارد شديم ديديم آن حضرت به شدت گريه مى كند. عرض كردم : يا رسول الله ! پدر و مادرم به فدايت باد. چرا مى گرييد؟
    فرمود: يا على ! شبى كه مرا به معراج و آسمان ها بردند زنان امتم را در عذابى سخت دچار مى ديدم ، حال به فكر آن ها افتادم و از شدت عذابى كه بر آن ها وارد مى شد مى گريم .
    زنى را ديدم كه به موهاى خود آويخته شده و مغز سر او در اثر حرارت و گرمى آتش به جوش آمده بود. او زنى بود كه موهاى خود را از نامحرم نمى پوشانيد.
    زنى را ديدم كه به زبان آويخته شده بود از آب سوزان جهنم در حلق او مى ريختند. او زنى بود كه با زبان ، شوهر خود را اذيت مى كرد.
    زنى را ديدم كه به پستان هاى خود آويخته شده بود، و او زنى بود كه شوهرش را به خود راه نمى داد و از رختخواب دور مى كرد و مانع مقاربت او مى شد.
    زنى را ديدم كه گوشت بدن خود را مى خورد و آتش از زير او شعله مى كشيد. او زنى بود كه براى غير شوهر زينت مى كرد.
    زنى را ديدم كه پاهاى او را به دست هايش محكم بسته اند و مارها و عقرب ها بر او مسلط بودند (و او را نيش مى زدند). او زنى بود كه بدن و لباسش دائما كثيف بود و از جنابت و حيض غسل نمى كرد و خود را تميز و پاكيزه نگه نمى داشت ، به نماز اهميت نمى داد و براى آن وضو نمى گرفت .
    زنى را ديدم كه در تنورى از آتش به پاهاى خود آويخته شده (و سر او آويزان بود) او زنى بود كه بدون اجازه شوهر از خانه بيرون مى رفت .
    زنى را ديدم كه كور و كر و گنگ بود و در تابوتى از آتش قرار داشت و مغز سرش از بينيش خارج مى شد و بدنش در اثر جذام و برص قطعه قطعه شده بود. او زنى بود كه بچه از زنا به وجود مى آورد و او را به گردن شوهر مى انداخت .
    زنى را ديدم كه گوشت هاى بدن خود را از جلو و عقب با قيچى هايى از آتش قيچى مى كرد. او زنى بود كه خود را به نامحرم عرضه مى كرد و باكى از زنا دادن نداشت .
    زنى را ديدم كه دست ها و صورت او آتش گرفته بود و روده ها و چيزهاى اندرون خود را مى خورد. او زنى بود قواده (زنى كه دلال است ، زنان را براى مردان بياورد و واسطه زنا باشد.)
    زنى را ديدم كه صورتش مانند صورت سگ بود و آتش از عقب او داخل مى شد و از دهانش بيرون مى آمد و ملائكه با گرزهاى آتشين بر سر و بدن او مى كوبيدند. او زن غنا خوان و آرايش گر و نوحه كننده و حسود بود.
    سپس آن حضرت فرمود: واى بر زنى كه شوهر خود را به غضب آورد و او را ناراحت كند، خوشا به حال زنى كه شوهرش از او راضى باشد.(280)






    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  13. #180
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اما عذاب زناكاران در عالم برزخ

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    روزى ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: شب گذشته دو نفر پيش من آمدند و گفتند: با رسول الله ! با ما حركت كن . اطاعت كردم و با ايشان حركت نمودم تا به سرزمين مقدسى رسيديم . در آن جا به تنورى برخورد كرديم كه از آن صداى ضجه و ناله و استغاثه بلند بود.
    موقعى كه در آن نگاه كرديم ، مردان و زنان عريانى را مشاهده نموديم كه از زير پاى آنان شعله هاى آتش بيرون مى آمد و آن ها در اثر سوزش ، ضجه و ناله مى كردند.
    گفتم : ((سبحان الله )) اين ها چه كسانى هستند؟
    گفتند: ايشان مردان و زنانى هستند كه در دنيا مرتكب عمل زنا بودند و آنان تا روز قيامت در ميان اين تنور و شعله هاى آتش خواهند بود و عذاب و جزاى آنان ادامه خواهد داشت !(281)
    نيز فرمود: هر كس با زن مسلمان يا يهودى و نصرانى و مجوسى يا كنيزى كه آزاد باشد زنا كند و بدون توبه و با اصرار بر اين گناه از دنيا برود، خداوند متعال سيصد در عذاب را در قبرش باز مى كند كه از هر درى مارها، عقرب ها، افعى ها و اژدهاهايى از آتش بيرون آيند و او را نيش زنند كه در اثر آن ، بدنش آتش گيرد و تا روز قيامت بسوزد.
    چون از قبرش بيرون آيد، مردم از بوى زننده و گندش اذيت و ناراحت مى شوند و با همان بو شناخته مى شوند و همه اهل محشر مى دانند او زنا كار است تا اين كه (خداوند) امر كند او را داخل آتش نمايند.(282)
    نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: شبى كه مرا به آسمان بردند و در آن جا سير دادند به زنانى برخورد كردم كه به پستان هاى خود آويزان بودند.
    گفتم : اى جبرئيل ! اينان چه كسانى هستند؟ عرض كرد: يا رسول الله ! زنانى زناكار هستند كه از راه زنا اولاد به هم رسانيدند و اموال شوهران را به ارث ، به آن ها دادند. (و اين فرزندان نامشروع را به گردن شوهران خود مى انداختند).(283)
    نيز آن حضرت فرمود: زن شوهر دارى كه در رختخواب غير از شوهر خود بخوابد (كنايه از اين كه زناكار باشد) بر خداوند متعال حق است اول او را به قبر شكنجه و عذاب كند و بعد از آن در قيامت او را به آتش جهنم بسوزاند.(284)
    اما عذاب آخرتى زناكاران ، قرآن در اين باره مى فرمايد:
    و لايزنون و من يفعل ذالك يلق اثاما (285)
    (از جمله صفات نيك بندگان خدا اين است كه ) ((آنان زنا نمى كنند، و هر كس چنين عمل زشتى انجام دهد عقوبت و مجازاتش را (در قيامت ) خواهد ديد.))
    كلمه (اثاما) كه در آيه آمده است مفسرين اين طور معنى كرده اند: يكى از وادى هاى جهنم است و آن پر از مس مذاب و گداخته مى باشد و سرچشمه آن از شكاف و گودالى در جهنم است . چند طايفه در آن جاى دارند.
    1- كسانى كه غير از خدا را عبادت كنند. 2- كسانى كه آدم كش و قاتل باشند. 3- زناكاران ، كه عذاب اين طايفه در آن وادى دائما اضافه مى شود.(286)
    از اميرالمؤ منين عليه السلام نقل شده است كه فرمود: وقتى قيامت بر پا شود خداوند متعال دستور دهد كه بادى به وزد و بوى گندى كه تمام اهل محشر را ناراحت و اذيت مى كند به مشام آنان برساند.
    در اين بين ، منادى پروردگار ندا كند: اين بوى فرج هاى زنان زناكار مى باشد كه همه اهل عرصات را ناراحت و اذيت كرده است .(287)



    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

صفحه 18 از 21 نخستنخست ... 81415161718192021 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •