*♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*
صفحه 6 از 21 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 204
  1. #51
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    زيارت اهل قبور

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    فته شد كه : ارواح با اهل دنيا ارتباط دارند، به ديدار و ملاقات اهل و عيال خود مى آيند، كارهاى خوب و بد آنها را مشاهده مى كنند و از اعمالشان خوشحال و ناراحت مى شوند.
    حال ببينيم ، آيا زنده ها هم بايد به زيارت مردگان بروند يا خير؟ رواياتى در اين زمينه وارد شده كه : بايد مرده ها را فراموش نكرد و به زيارتشان رفت ؛ زيرا آنان از زيارت بازماندگان خوشحال و از زيارت نكردن آنها ناراحت مى شوند.
    عبدالله بن سليمان مى گويد: از حضرت امام محمد باقر عليه السلام درباره زيارت اهل قبور سئوال نمودم : آيا به زيارت آنان بروم ؟
    فرمود: بلى ؛ چون روز جمعه شود آنان را زيارت كن ؛ زيرا هر كدام از آنان در تنگى و ناراحتى باشند، در بين طلوع صبح صادق و طلوع آفتاب گشايش مى يابند. در اين موقع هر كس به زيارت آنها رفته باشد علم و اطلاع پيدا مى كنند! ليكن چون آفتاب طلوع كند ديگر قادر بر توجه به امور دنيا و زيارت اهل خود نيستند.
    عرض كردم : آيا آنها از افرادى كه به زيارت قبورشان مى روند علم پيدا مى كنند و از ديدن آنها خوشحال مى شوند؟ فرمود: آرى ، و نيز از بازگشت زائرين به محل و خانه خود وحشت مى كنند و ناراحت مى شوند.(93)
    نيز محمد بن مسلم مى گويد: به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم : آيا به زيارت مرده ها برويم ؟ فرمود: آرى ، عرض كردم : آيا آنها از رفتن ما به سوى قبرهايشان مطلع مى شوند؟ فرمود: به خدا سوگند آرى ! از آمدن شما بر سر قبرهايشان خبردار مى شوند و از ديدنتان خوشحال مى گردند و با شما انس مى گيرند.
    عرض كردم : وقتى سر قبرشان رفتيم آنان را چگونه زيارت كنيم و چه بگوييم ؟ فرمود: بگو: خدايا! زمين را از طرف پهلوهاى آنان بگستران ، ارواح آنان را به سوى خود بالا بر، مقام رضوان و خشنودى خود را به آنان برسان ، و از رحمت خود در آستانه آنها فرود آور كه به واسطه آن ، تنهائيشان به جمعيت و وحشت شان به انس تبديل شود، به درستى كه تو بر هر كارى توانايى .
    چون در بين قبرها هستى يازده مرتبه سوره ((قل هو الله )) را قرائت كن و ثوابش را به روح آنان هديه نما؛ زيرا كسى كه اين عمل را به جاى آورد خداوند به عدد همه مردگان ثواب و پاداش به او عنايت فرمايد.
    عبدالله بن سنان مى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم : سلام كردن بر اهل قبور چگونه است ؟ فرمود: چنين مى گويى سلام بر اهل خانه هايى از مؤ منين و مسلمين ، شما زودتر از ما جلودار بوديد و پيش از ما رفته ايد، ما نيز انشاءاله به شما ملحق خواهيم شد.
    در روايات زيادى وارد شده است كه : پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه معصوم عليهم السلام هر شب پنج شنبه با جمعى از مردم به زيارت مردگان مى رفتند و در قبرستان بقيع و وادى السلام براى اموات دعا و طلب آمرزش مى نمودند.



    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  2. #52
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فوائد زيارت اهل قبور

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    لازم است بدانيم زيارت مردگان چيست ؟ مسلم است كه زيارت اهل قبور به خصوص علماء و شهداء و مقربان درگاه خدا فوائد بسيارى دارد. از جمله :
    1- زيارت قبور ائمه و مقربان ، زائر را از هر آلودگى و خباثت نفس و گناه پاك و منزه مى سازد.
    2- زيارت قبور ائمه و مؤ منان ارتباط پيدا كردن با روح متوفى است ، زيارت كننده از آن روح پاك مدد مى گيرد، هر چه روح پاك تر و عالى تر باشد، زائر بهره بيشترى از او خواهد برد.
    3- حاجت انسان بر سر قبر علماء و صلحا و شهداء، بيشتر برآورده مى شود، اصولا در جاهايى كه مردمان بزرگ و اولياء خدا دفن شده اند مردم بيشتر به زيارت مى روند و حاجت بيشترى مى گيرند.
    4- زيارت اهل قبور، انسان را به ياد مرگ و عالم قبر مى اندازد، او را آخرت و خدا نزديك مى كند، كم تر دل دنيا مى بندد و خود را در آينده جزء اموات به حساب مى آورد.
    5 - ناراحتى زائر كم تر مى شود و در اثر زيارت و گريه بر بالين قبور، غم و قصه او از بين مى رود، عقده هاى او بيرون ريخته مى شود. در روايات آمده است : هر وقت خيلى خوشحال يا ناراحت مى باشى به قبرستان برو و قدرى راجع به ساكنان آن جا فكر و تاءمل كن تا به حالت عادى بر گردى .
    6- هم تو با آن ها و هم آنان با تو انس مى گيرند! از رفتن تو به زيارت آنان خوشحال و خشنود مى شوند، و درباره تو دعا مى كنند.
    چون روح ميت كه به زيارت خود ارتباط بيشترى دارد زيارت اموات بر سر قبرشان اثر بيشترى خواهد داشت . نبايد گفت : براى اموات فرقى ندارد! چه سر قبرستان رويم و چه جاى ديگر، فقط به ياد آن ها بودن كافى است ؟
    مؤ منانى كه به زيارت اهل قبور مى روند به واسطه دريچه قبور، خود را به روح آن معصوم ، عالم ، شهيد، مؤ من و مقرب درگاه خدا مرتبط نموده و به اين وسيله با تمام وسعت عالم معنى با ارواح ارتباط پيدا مى كنند و بهره كافى مى گيرند.


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  3. تشكر

    آسیه سادات (27-12-1389)

  4. #53
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پذيرايى سلمان از زائرين خود

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    براى اين كه متوجه شويم : زيارت اهل قبور بى فايده نيست و اثراتى دارد و حتى اهل قبور خوشحال شده و بعضى اوقات از زائرين و ميهمانان خود پذيرايى كرده اند! داستان يكى از علما كه ابتدا به زيارت اهل قبور معتقد نبود و بعدا معتقد شده بود را نقل مى كنيم :
    مرحوم آيه الله حاج شيخ محمد جواد انصارى همدانى فرموده اند: من سابقا به زيارت قبر غير پيامبر و امام نمى رفتم و به آن كار معتقد نبودم ؛ زيرا تصور مى كردم كه فقط از قبور ائمه هدى و معصومين عليهم السلام كه به مقام قرب و طهارت مطلقه رسيده اند گشايش حاصل مى شود و انسان به حاجات خود مى رسد و فقط آن ها اطلاع پيدا مى كنند و زائرين خود را مورد لطف و توجه قرار مى دهند و از قبور غير معصوم و مقربين اثرى مترقب نيست و كارى از دست آنها ساخته نمى باشد.
    تا در سفرى كه براى اولين بار به همراه جمعى از علما و شاگردان روحانى خود به عتبات عاليات به جهت زيارت مشرف شديم . در ايام اقامتمان در كاظمين ، روزى براى تماشاى بناى ايوان شكسته مدائن كه به حقيقت موجب عبرت بود از بغداد به سوى آن جا رهسپار شديم .
    پس از تماشاى شهر و ايوان معروف و طاق كسرى ، و پس از به جاى آوردن دو ركعت نماز كه مستحب است در ايوان خوانده شود، به سمت قبر سلمان فارسى و حذيفه يمانى كه در كنار آن قرار دارد به راه افتاديم .
    در كنار قبر سلمان ، نه به جهت زيارت بلكه براى رفع خستگى و استراحت ،
    با دوستان و رفقا نشسته بوديم ، ناگهان سلمان خود را به صورت واقعيش ‍ نشان داد و به حقيقت خود تجلى نمود و از همه ما پذيرايى كرد، چنان روح او لطيف و صاف و بدون ذره اى از كدورت بود كه ما را در عالمى از لطف و محبت و صفا فرو برد، چنان در فضاى وسيع و لطيف و بدون مانع از عالم معنى ما را داخل كرد كه بدون شك مانند فضاى بهشت پر از لطف و صفا بود.
    آيه الله شيخ محمد جواد مى گويد: من از اين كه به جهت زيارت در كنار قبر او نيامده بودم شرمنده شدم و خجالت كشيدم ! سپس به زيارت قبر او پرداختم . از آن زمان من نيز به زيارت قبور غير ائمه طاهرين عليه السلام (از قبيل قبور علما و صلحا و مقربان و اولياء خدا) مى روم و از آنان مدد مى گيرم ، حتى به زيارت قبور مؤ منان ، و مردم عادى در قبرستان ها مى روم و به شاگردان خود هم سفارش كرده ام كه از اين فيض الهى محروم نمانند.(94)


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  5. #54
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بخش دوم : برزخ

    فصل اول : تعريف برزخ

    تعريف برزخ

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ در تعريف ((برزخ )) چنين گفته اند: فاصله بين دو چيز را ((برزخ )) مى گويند: مانند پرده اى كه بين زن ها و مردها زده شود، ديوار بين دو خانه ، مرز بين دو ملك ، فاصله بين دو نهر آب يا دو دريا، كسى كه بين دو نفر واقع مى شود كه با هم نزاع نكنند، همه اين ها را ((برزخ )) مى نامند.
    ((برزخ )) عالمى بين ((دنيا)) و ((آخرت )) است كه آن را عالم قبر هم مى گويند: فاصله بين مرگ تا قيامت ، بين دنيا و آخرت از هنگام مرگ تا برانگيخته شدن در روز قيامت را ((برزخ )) گويند.(95)
    ((برزخ )) نه مربوط به دنيا است و نه مربوط به آخرت . مربوط به دنيا نيست ؛ چون زندگى آن جا مانند زندگى دنيا نمى باشد؛ زيرا روح در دوران برزخ ، در قالب مثالى نازك و هوايى نرم تر از بدن فعلى قرار مى گيرد كه در آن ، جرم و تيرگى مادى و لطافت مجردات نيست . بلكه جسمى بين بدن و روح است .
    عالم برزخ از نظر وسعت نسبت به دنيا، مانند دنيا نسبت به رحم مادر است بدين جهت نمى توانيم ويژگى هاى عالم برزخ را تصور كنيم ، چنان چه كودك در رحم مادر نمى تواند ويژگى هاى دنيا را بفهمد با اين كه به زودى به عالم دنيا وارد مى شود.
    كلمه ((برزخ )) سه مورد در قرآن وجود دارد و در هر سه مورد به معناى فاصله بين دو چيز آمده است . آن موارد از اين قرارند:
    1- مرج البحرين يلتقيان بينهما برزخ لايبقيان (96)
    خداوند، ((دو دريا را به هم آميخت و ميان آن دو، فاصله اى قرار داد تا هيچ كدام از مرز و حد خود خارج نشوند)).
    2- و جعل بينهما برزخا و حجرا محجورا(97)
    و خداوند ((بين دو دريا (درياى شيرين و خوش گوار و درياى شور و تلخ ) فاصله و حايلى قرار داد تا هميشه از هم جدا باشند.))
    3- و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون (98)
    ((و از پشت سر آن ها (از لحظه مرگ ) تا روز قيامت و بر انگيخته شدن فاصله و برزخى قرار داده شده است .))
    در اين سه آيه ، ((برزخ )) به معناى فاصله بين دنيا و آخرت و بين دو دريا و دو آب آمده است :
    در نهج البلاغه هم كلمه ((برزخ )) در دو مورد آمده است :
    1- سلكوا فى بطون البرزخ سبيلا (99)
    حضرت على در رابطه با پادشاهان و كسانى كه در دنيا داراى مقام و عزت ، اعتبار و افتخار، قدرت و شوكت بودند مى فرمايد: آن ها پس از مرگ ((در درون برزخ (قبرها) خزيدند)) و زمين بر آنها مسلط شد، از گوشت هايشان خورد و از خون هايشان آشاميد، در حفره هاى گورستان صبح كردند در حالتى كه به صورت درختى خشك و بدون رشد بودند.
    آن حضرت در اين جا ((برزخ )) را به معناى قبر گرفته اند؛ چون مى فرمايد: در درون ((برزخ )) آرميدند و قبر را ((دوزخ )) ناميده است ؛ زيرا فاصله بين ميت و اهل دنيا يا بين دنيا و آخرت است .
    2- در رابطه با اهل ذكر مى فرمايد:
    فكانما اطلعموا غيوب اهل البرزخ فى طول الاقامه (100)
    خداشناسان و اهل ذكر چنان به آخرت ايمان و يقين دارند كه گويا دنيا را به پايان رسانده و به آخرت وارد شده اند، امور آخرت را كه ديگران از آن ها آگاه نيستند مشاهده نموده و به چشم ديده اند تا جايى كه مى فرمايد:
    ((گويا آنان از پشت ديوار اين جهان سر بر آورده و بر احوال پنهان برزخيان اطلاع يافته و آن ها را مى نگرند)).


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  6. #55
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اثبات برزخ

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    يكى از مشكلات بسيار مهم دانشمندان ، اثبات برزخ و قبول زنده شدن در قبر است . و اين كه آيا برزخ چيست و كجا واقع است ؟ آيا مرگ تنهاست يا يك حيات و زندگى مخصوص و مرموز؟ آيا برزخ براى همه افراد جهان است يا اشخاص مخصوص ؟ آيا در برزخ چه مى گذرد و چه قضايايى واقع مى شود؟ آيا زندگى كردن و روزى خوردن در آن جا به چه صورت است ؟
    از سه راه مى توانيم برزخ را ثابت كنيم . يكى از راه آيات قرآن . ديگر از راه روايات . سوّم از راه خواب هايى كه خود ديده ايم يا افرادى كه به آنان اعتماد داريم ديده اند و آنها را بيان كرده اند و خوابشان هم تعبير صحيحى داشته است .


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  7. #56
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اثبات برزخ از راه آيات

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ابتدا آيات را نقل مى كنم و سپس آنها را بررسى مى نمايم . آياتى كه در اين باره نازل شده است از اين قرارند:
    1- در يك جا مى فرمايد: ((به آنان كه در راه خدا كشته شده اند مرده نگوييد، بلكه آنان زنده اند ولى شما (زندگى آنان را) نمى فهميد)). (101)
    2 - در جاى ديگر آمده است : ((گمان نكن كسانى كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روز مى خورند و به آن چه خدا، از جود و كرم خود به آن ها عطا كرده است شادمانند. و درباره كسانى كه هنوز به آنان نپيوسته اند شادى مى كنند كه ايشان نه ترسى دارند نه غمگين مى شوند و از جهت اين كه خداوند، نعمت و فضل خود را به آنان مى دهد و پاداش مؤ منان را ضايع نمى كند خوش حال و مسروراند)).(102)


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  8. #57
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    چند مطلب به دست مى آيد

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    1- شهيدان در راه حق پس از كشته شدن زنده اند و زنده بودن آنان به گونه اى است كه براى او مشخص نيست .
    2- شهيدان راه خدا نه تنها زنده اند، بلكه نزد پروردگار روزى مى خورند و از سرنوشت مؤ منانى كه هنوز نمرده اند دل خوش اند؛ زيرا مى دانند براى آنان بيم و اندوهى وجود ندارد.
    3- اين آيات فقط زنده بودن شهيدان را در عالم برزخ با صراحت بيان مى كند. لكن از آيات نمى توان زنده بودن همه مردم را در برزخ اثبات كرد.
    4- در جاى ديگر مى فرمايد: (به حبيب نجار گفته شد): ((داخل بهشت شو. او گفت : اى كاش ! قوم من مى دانستند كه پروردگارم مرا آمرزيد و از اكرام شده گانم گردانيد)).(103)
    آيه درباره مرد مؤ منى (حبيب نجار) نازل شده است كه او از رسولان و نمايندگان (حضرت عيسى ) دفاع كرد و سرانجام به دست كافران كشته شد.
    از اين آيه به خوبى به مى آيد كه ((حبيب نجار)) به محض كشته شدن ، داخل بهشت شد و آرزو كرد، اى كاش ! قوم او از اين ماجرا مطلع مى شدند، و نيز روشن مى شود: بهشتى كه وى داخل آن شد بهشت برزخى است . آيه مورد بحث هم ، مانند آيه گذشته ، درباره كسى است كه در راه خدا كشته شده و عموم مردم را شامل نمى شود.
    5 - نيز مى فرمايد: ((عذاب بدى به خاندان و طرفداران فرعون رسيد، آتشى كه هر صبح و شام به آنان عرضه مى شود و روز قيامت ، آل فرعون را به سخت ترين عذاب داخل كنيد)). (104)
    اين آيه ، كه عرضه داشتن آتش را از داخل شدن در آن جدا كرده است روشن مى كند كه عرضه شدن دودمان فرعون به آتش در عالم برزخ و قبر است .
    از آيه ياد شده چند نتيجه ديگر نيز به دست مى آيد.
    1- آيه به طور صريح مى گويد: ابتدا به دودمان فرعون هر صبح و شام آتش ‍ سوزان عرضه مى شود و آنان سپس در آن داخل مى شوند. بنابر اين عرضه شدن آتش بر آل فرعون پيش از قيامت است ؛ زيرا در پايان آيه مى فرمايد: روز قيامت آنان را به سخت ترين عذاب درآوريد.
    3- عذابى كه در عالم برزخ و قيامت به دودمان فرعون مى رسد به وسيله آتش است . لكن اهل برزخ از دور به وسيله آن ، عذاب مس شوند و اهل آخرت با داخل شدن در آن . (105)
    تا اين جا چهار آيه درباره برزخ آورديم . سه آيه اول در رابطه با زندگى برزخى شهدا و آيه چهارم در خصوص برزخ كفار بود.
    نتيجه آنكه ، شهيدان در عالم برزخ در ناز و نعمت اند و كفار در عذاب و شكنجه . در حالى كه عذاب كفار با بيم و هراس همراه است كه از نزديك شدن به آتش حاصل مى شود. مانند كابوس هاى وحشت ناك و خواب هاى پريشان و هراس انگيز كه خواب بيننده با آن روبرو مى شود و گاهى فرياد مى زند و خود و ديگران را بيدار مى كند.
    5 - سوره واقعه اهل قيامت را به سه دسته تقسيم كرده است . 1 - سابقون . 2 - اصحاب يمين . 3 - اصحاب شمال . آن گاه درباره قيامت هر يك ، به تفضيل سخن مى گويد: ((هنگامى كه حيات و روح به گلوى محتضر رسيد شما نگاه مى كنيد در حالى كه ما به او از شما نزديك تريم ولى شما نمى بينيد)). و اگر درباره مرگ مجبور نبوديد حتما روح را به بدن بر مى گردانديد. و به دنبال آن مى فرمايد: اگر محتضر از مقربان باشد پس ‍ (براى اوست ) راحتى و ريحان و بهشت پر نعمت ، و اگر از اصحاب يمين باشد، سلام بر او از اصحاب يمين و اگر از تكذيب كنندگان گمراه باشد پذيرايى او با آب گرم و ورود به آتش جهنم است . (106)
    از اين كه روح و ريحان از بهشت پر نعمت و هم چنين آب گرم و سوزان از داخل شدن در آتش جدا شده است به دست مى آيد كه روح و ريحان و همين طور آب سوزان ، در عالم برزخ است و بهشت پرنعمت و داخل شدن در آتش مربوط به قيامت است .
    آيات ذكر شده عموميت دارد به خلاف سه آيه اى كه درباره شهيدان نازل شده است . نيز آيه اى كه درباره تكذيب كنندگان نازل شده است عموميت دارد، به خلاف آيه اى كه درباره تكذيب كنندگان نازل شده است عموميت داد، به خلاف آيه اى كه درباره آل فرعون نازل شده بود.
    6 - در آيه ديگر مى فرمايد: ((قوم نوح ، همگى به سبب گناهانشان غرق شدند و در آتش وارد گشتند و جز خدا ياورانى براى خود نيافتند.)) (107)
    اين آيه نيز با صراحت مى گويد: قوم نوح ، بعد از غرق شدن بدون فاصله وارد آتش شدند. عجيب است كه آنان بعد از غرق شدن در آب ، فورا داخل آتش شدند!
    اين آتش ، همان آتش برزخى است ؛ زيرا طبق آيات گذشته كه درباره قوم فرعون و دروغ گويان گمراه نازل شده بود آنان بعد از مرگ در عالم برزخ مجازات شدند. قوم نوح هم ، بعد از غرق شدن در آب ، بدون فاصله داخل آتش شدند)). (108)
    7 - در آيات ديگرى چنين آمده است : ((اى نفس و روح آرام يافته ، به سوى پروردگارت بازگرد، در حالى كه تو از خدا خشنودى و خدا هم از تو خشنود ، در ميان بندگانم داخل شو و در بهشتم در آى )). (109)
    مقصود آيه اى كه مى فرمايد: ((در ميان بندگانم داخل شو)) آن است كه (( در برزخ به بندگانم ملحق شود))؛ زيرا بندگان خدا در آن جا اجتماع مى كنند و در قيامت داخل بهشت مى شوند. آيه هم مى فرمايد: اول در ميان بندگان داخل شويد و بعد از آن داخل بهشت گرديد.
    8 - در آيه ديگر مى فرمايد: كفار بعد از آن كه داخل آتش شدند به فغان آيند و گويند:
    ((پروردگارا! ما دو بار ميراندى و دوبار زنده كردى ! ما اعتراف به گناهان خود مى كنيم . آيا راه خارج شدن (از آتش جهنم ) براى ما مى باشد)). (110)
    بعضى از مفسرين مى گويند: دوبار مردن ممكن نيست مگر به زنده شدن در قبر. (111)
    بعضى ديگر چنين مى گويند: ((مردن دوباره در برزخ ، وقتى است كه براى سئوال (پيش ) از بر انگيخته شدن و قيامت ) انسان زنده شود)). (112)
    9 - در آيه ديگر مى فرمايد: چگونه به خدا كافر مى شويد و حال آن كه مرده بوديد او شما را زنده كرد و دوباره ميراند و باز زنده كرد و عاقبت به سوى او باز مى گرديد)).(113)
    بعضى از مفسرين مى گويند: انسان ها قبل از آنكه در پشت پدران و رحم مادران وارد شوند نطفه مرده اى بودند. بعد خداوند آنان را زنده كرد و به عالم دنيا فرستاد باز آنها را ميراند و دو مرتبه در قبر زنده كرد و پس از آن به سوى خدا رجوع مى كنند.(114)
    اما اثبات برزخ از راه روايات و خواب ها، در لابه لاى مطالب بيان مى شود.


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  9. #58
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فلسفه برزخ چيست ؟

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    فلسفه زندگى به خوبى روشن است ؛ چرا كه دنيا محل كشت ، آزمايش ، پرورش و تحصيل كمالات علمى براى آخرت است . به تعبير بعضى از آيات و روايات : دنيا مزرعه ، تجارت خانه ، دانشگاه ، ميدان تمرين و يا به منزله ((عالم جنين )) براى جهان آخرت است .
    آخرت هم مركز انوار الهى ، دادگاه بزرگ حق ، محل رسيدگى به حساب اعمال و جوار قريب و رحمت خداوند است .
    در اين جا مى توان گفت : فلسفه عالم ((برزخ )) كه در فاصله ميان دنيا و آخرت قرار گرفته ، مانند فلسفه هر چيز ديگرى است كه به منظور انداختن ميان دو چيز، مورد استفاده قرار مى گيرد. انتقال از محيطى به محيط ديگر كه از هر نظر با آن متفاوت است ، در صورتى قابل تحمل است كه فاصله اى وجود داشته باشد؛ فاصله اى كه بعضى از ويژگى هاى چيز اول و پاره اى از ويژگى هاى چيز دوم در آن جمع باشد.
    معلوم است كه قيامت براى همه انسانها در يك روز تحقق مى يابد؛ چرا كه زمين و آسمان بايد دگرگون شود، عالمى جديد و تو ايجاد گردد، حيات نوين انسانها در آن عالم صورت گيرد، بيان حال راهى جز اين نيست كه در ميان دنيا و آخرت ، براى برزخى باشد و ارواح ، به مرور زمان بعد از جدا شدن از بدن هاى مادى عنصرى ، به ((برزخ )) منتقل گردند و به اصطلاح ، ((آيندگان )) به ((رفتگان )) بپيوندند، و تا پايان دنيا در آن جا جمع شوند.
    پس از پايان دنيا و آغاز آخرت ، همه با هم محشور مى شوند؛ زيرا ممكن نيست كه هر انسانى مستقلا براى خود قيامتى داشته باشد؛ چرا كه قيامت بعد از فناى دنيا و تبديل زمين و آسمان ها به زمين و آسمان هاى ديگر است ؟ و همه مردم ، بايد براى حساب رسى اعمال در يك روز و يك سرزمين اجتماع كنند.


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  10. #59
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    تشبيه عالم برزخ به خواب

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    قرآن و روايات ، عالم برزخ را به عالم خواب تشبيه كرده اند: خواب را مرگ و مرگ را خواب دانسته اند با اين تفاوت كه خواب مدتش كوتاه تر از مرگ است . (115)
    قرآن مى فرمايد: ((خداوند، ارواح را به هنگام ((مرگ )) قبض ‍ مى كند، ارواحى را هم كه نمرده اند نيز به هنگام خواب مى گيرد، سپس ‍ ارواح كسانى را كه مرگ آن ها را صادر كرده نگاه مى دارد و ارواح ديگرى كه (بايد زنده بمانند و) فرمان ادامه حياتشان را داده به بدن هايشان تا هنگام سرآمد ((اجل و مرگ )) باز مى گرداند(116).
    آيه با صراحت كامل بيان گر آن است كه : مرگ و خواب ، از يك جنس ‍ هستند و خداوند در هر دو حال جان را مى گيرد، با اين حساب كه ((خواب )) چهره ضعيفى از ((مرگ )) و ((مرگ )) نمونه كاملى از ((خواب 9 است آن كس كه اجلش رسيده باشد خداوند جان او را نگاه مى دارد، و آن كس كه اجلش هنوز نرسيده باشد جانش را در وقت بيدارى به او باز مى گردند.
    خداوند روح ها را به هنگام فوت
    ز مردم بگيرد بزنگاه موت
    اگر مرگ بر كس نكرده شتاب
    كند قبض روحش به هنگام خواب
    پس آن را كه مرگش رسيده ز راه
    دگر روح او را بدارد نگاه
    كسى را كه مرگش نباشد زمان
    به آن تن فرستد دگر باره جان
    روايات نيز مرگ را به خواب تشبيه كرده اند: در اين جا به ذكر چند روايت مى پردازيم .
    1 - از پيامبر اسلام عليه السلام نقل شده كه فرمود: ((خواب برادر مرگ است . (117)
    2 - روزى آن حضرت به اقوامش خطاب كرد و فرمود: ((اى پسران عبدالمطلب ! همانا پيشوا و رهبر جامعه به فاميلش دروغ نمى گويد. سوگند به آن كسى كه مرا به راستى و پيامبرى فرستاد شما مى ميريد همان طور كه مى خوابيد و بر انگيخته مى شويد هم چنان كه بيدار مى شويد)). (118)
    3 - شخصى از امام جواد عليه السلام پرسيد: ((مرگ )) چيست ؟ در پاسخ فرمود: ((همين خوابى است كه هر شب سراغ شما مى آيد، با اين تفاوت كه مدت ((مرگ )) حوادث تلخ و شيرينى كه براى انسان رخ مى دهد. (پس خود را براى آن ، آماده كن .))) (119)
    4 - از امام باقر عليه السلام نقل شده : ((هر كس بخواند نفس او به آسمان صعود مى كند و روح در بدنش باقى مى ماند. در ميان اين دو ارتباطى ، هم چون ارتباط نور و شعاع خورشيد، با خورشيد است . هرگاه خداوند فرمان قبض روح آدمى را صادر كند ((روح )) دعوت او را اجابت مى كند و به سوى خدا پرواز مى نمايد و هنگامى كه اجازه بازگشت روح را دهد ((روح )) به تن باز مى گردد.(120)
    5 - حضرت على عليه السلام فرمود: مسلمان نبايد با حالت جنابت بخوابد و جز با طهارت و بستر نرود، اگر آب نيابد تيمم كند؛ زيرا روح مؤ من به سوى خداوند متعال بالا مى رود، او را مى پذيرد و به او بركت مى دهد، هرگاه پايان عمرش فرا رسيده باشد او را در گنج هاى رحمتش ‍ قرار مى دهد! و اگر فرا نرسيده باشد او را با فرشتگان امينش به جسد باز مى گرداند.
    6 - حضرت رسول عليه السلام فرمود: الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا ((مردم در هوابند وقتى كه مردند، بيدار مى شوند.)) (121)
    از حديث اخير، چنين فهميده مى شود كه : عالم برزخ از يك نظر، در مقايسه با عالم آخرت يك نوع خواب است ، ولى نسبت به زندگى دنيا، يك زندگى بسيار وسيع تر از زندگى دنيا است .


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  11. #60
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عالم برزخ كجاست ؟

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    هر انسانى مايل است بداند عالم ((برزخ )) كجا است ؟ ((برزخى )) كه اين همه صحبت از آن مى شود، ((برزخى )) كه اين همه آيات و روايات درباره آن نازل و وارد شده ، ((برزخى )) كه عده اى عاشق آن و عده اى از آن گريزانند و ((برزخى )) كه تمام انسان ها بعد از پايان عمر به آن منتقل مى شوند كجا واقع شده است ؟ آيا در همين دنيا است يا در عالم ديگر؟
    عقل ما نمى تواند كه حقيقت آن را درك كند؛ چرا كه عقل ما ناقص است و خود ما هم نرفته ايم تا با چشم ديده باشيم . كسانى هم كه رفته اند يا مى روند، به ما خبرى نمى دهند؟ تنها چيزى كه درباره برزخ مى دانيم تشبيهاتى است كه در روايات وجود دارد: از قبيل اين كه تمام از زمين و آسمانها و كهكشان نسبت به عالم ((برزخ )) مانند حلقه اى در بيابان است ! يا اين كه انسان تا زمانى در دنياست مانند كرم در سيب مى باشد كه از اطراف خود خبر ندارد، يا طفلى كه در شكم مادر است و از عالم دنيا اطلاعى ندارد. وقتى متولد شد و پا به دنيا گذاشت وسعت آن را مى داند، و به نعمت هاى آن پى مى برد.
    انسان هم ، تا زمانى كه در عالم دنيا باشد وضع عالم ((برزخ )) را نمى داند و از آن اطلاع ندارد. فكر مى كند دنيا بهترين و بزرگ ترين عالم است . مانند طفلى كه در رحم مادر است و آن را بزرگ ترين عالم مى پندارد.
    اما وقتى انسان از دنيا رفت و به عالم ((برزخ )) وارد شد. متوجه مى شود كه عالم دنيا از شكم مادر هم براى او تنگ تر بوده است ؟ در آن جا ديگر محدوديت غذايى و مكانى و زمانى ندارد؛ زيرا اين محدوديتها در عالم ماده است و ((برزخ )) از جنس عالم ماده نيست .
    همين طور كه عالم دنيا به رحم مادر محيط است و رحم مادر نسبت به دنيا ذره اى بيش نيست . عالم ((برزخ )) هم به دنيا محيط است و در مقابل آن ، ذره اى بيش نخواهد بود.
    اطلاعاتى كه انسان در دنيا دارد در مقابل اطلاعاتى كه در عالم ((برزخ )) به دست مى آورد اندكى بيش نخواهد بود، چيزهايى كه خداوند به انسان عنايت مى كند قابل قياس با دنيا نيست . قرآن مى فرمايد:
    فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزاء بما كانوا يكسبون (122)
    ((هيچ كس نمى داند كه چه پاداشهاى مهمى كه مايه روشنى چشمها مى گردد براى آنها نهفته شده است .))
    پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى گويد: خداوند مى فرمايد: ((من براى بندگان صالحم نعمت هايى فراهم كرده ام كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر فكر كسى نگذشته است )).(123)
    ندانند افراد نيكوى كار
    چه پاداش يابند از كردگار
    چه نعمات و لذات بى انتها
    كند چشم روشن دهد دل صفا
    به عبارت ديگر: عالم ((برزخ )) در واقع باطن و ملكوت دنياست . امام صادق عليه السلام در پاسخ كسى كه پرسيد: جايگاه ارواح پس از مرگ كجاست ؟ فرمود: ارواح تا روز قيامت در باطن زمين قرار دارند. و نيز در جواب اين كه كسى را به دار آويزند روحش در كجا خواهد بود؟ فرمود: در دست قابض ارواح است تا آن را به باطن زمين برساند.(124)


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

صفحه 6 از 21 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •