*♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*
صفحه 8 از 21 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 204
  1. #71
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    منكر ولايت را تازيانه زدند

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    نه تنها حضرت على عليه السلام بالين محتضر حاضر مى شود و شهادت مى دهد كه آيا اين شخص از شيعيان و دوستان من هست يا نه . بلكه موقع سئوال نكير و منكر هم ، حاضر مى شود و همان شهادت را مى دهد: اگر ميت از شيعيان او باشد او را نجات مى دهد و اگر از معاندين و دشمنان آن حضرت يا از كسانى كه معتقد به امامت ايشان نيستند باشد او را شفاعت نمى كند و دستور مى دهد كه او را تازيانه زنند.
    سيد حسين پسر حسن طالقانى نقل كرده : شخصى مورد اعتماد به من گفت : زن جوانى را ديدم كه تمام موى سرش سفيد شده بود. از علت سفيد شدن موى او در جوانى از ايشان سئوال كردم ؟ گفت : من و برادرم هر دو ناصبى و دشمن على بوديم ، من خيلى به برادرم علاقه داشتم و وقتى برادرم فوت شد و مى خواستند او را دفن كنند. از شدت علاقه اى كه به او داشتم با اصرار گفتم : مرا هم با او دفن كنيد؟ آخر الامر قرار شد كه او را در سردابه گذارند و روزنه اى در آن قرار دهند كه من نميرم و اگر هم خواستم خارج شوم بتوانم و مرا هم داخل آن سردابه كنار برادرم گذاشتند.
    بعد از برگشتن آن جماعت ، ديدم كرسى گذاشتند و مردى خوش سيما و خوش صورتى آمد و بر آن نشست . در اين حال ديدم نكير و منكر به صورت و هيئت ترس ناكى وارد شدند در حالى كه به دست هر كدام از آنان تازيانه اى بود.
    ايشان كنار برادرم قرار گرفتند و از او سئوالاتى كردند: از جمله ، از پروردگارش سئوال كردند. جواب نداد. آن شخص نورانى كه بر كرسى نشسته بود به او فرمود: بگو خداى من پروردگار من است . برادرم همان را گفت : بعد از پيغمبرش سئوال كردند: باز جواب نداد. همان شخص ‍ فرمود: بگو محمد صلى الله عليه و آله و سلم رسول خدا است . پس از آن از امامش سئوال كردند؟ نتوانست جواب دهد و ساكت ماند.
    آن شخص به يكى از آن دو ملك فرمود: سينه او را بو كن ببين آيا چيزى از محبت ما در آن هست يا نه ؟ وقتى بو كرد. عرض نمود: نه ، چيزى از محبت شما در آن نيست . فرمود: او را با تازيانه بزن آن ملك اطاعت كرد و او را زد.
    عرض كردم : كيستى ؟ فرمود: على بن ابى طالبم . عرض كردم : علت چه بود كه دو سئوال را به او تلقين كردى اما سئوال سوم را تلقين نفرمودى ؟
    فرمود: چون به آن معتقد نبود و مرا به عنوان امام قبول نداشت . (در اين حال من متنبه شدم و خواستم كه مرا تعليم امامت دهد و دستورات مذهب را به من بياموزد. فرمود: آن ها را از عمه ات از شيعيان ماست سئوال كن ! (عمه من شيعه بود ولى مذهب خود را كتمان مى كرد) بعد آن دو ملك چنان صيحه اى بر من زدند گفتند: از اين جا بيرون رو، وقتى مرا بيرون آوردند ديدم در اثر ترس و وحشت از صيحه آنان تمام موهاى سرم سفيد شده است .(145)



    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  2. #72
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عده اى منكر سئوال قبراند

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    عده اى از معتزله و ضرار بن عمر(146) كه خود را وابسته به اسلام مى دانند منكر سئوال قبراند! دليل آنها اين است . مى گويند: اگر ميت را كه مى خواهند دفع كنند دهان او را پر از گچ يا آرد نمايند و او را داخل قبر سپارند و روز ديگر نبش قبر كنند مى بينند كه گچ ها نريخته است .
    پس اگر در قبر سئوال و حساب باشد بايد حال ميت تغيير كرده و دهان او باز شده و گچ ها ريخته باشد. ديگر اين كه اگر عذاب و فشار قبر وجود داشته باشد ما بايد صداى آن را مى شنيديم و همين نشنيدن صدا، دليل است كه عذاب قبر وجود ندارد.
    جواب آن ها اين است كه : چشم و گوش ما مادى و عذاب قبر از امور ملكوتيه است و چشم و گوش مادى نمى توانند امور ملكوتى را درك كنند.
    از باب نمونه : هنگامى كه جبرئيل بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم نازل مى شد و خبرهايى به آن حضرت مى داد اصحاب درو آن حضرت نشسته بودند، اما جبرئيل را نمى ديدند و صداى او را نمى شنيدند، ولى پيامبر اسلام ، هم جبرئيل را مى ديد و هم صداى او را مى شنيد و با او گفت و گو مى كرد.
    همين طور مردم نمى توانند آن دو ملك را ببينند و سئوالهاى آن ها را كه از ميت مى كنند بشنوند و جواب ميت را نيز متوجه شوند.
    نيز نمى شود مارها و عقرب هاى ملكوتى كه در قبر ميت را نيش مى زنند با اين چشم هاى مادى ديد؛ زيرا آنها از جنس مارها و عقرب هاى مادى اين عالم نيستند كه بشود آنها را مشاهده كرد.
    توضيح : انسان خواب ، گاهى مشاهده مى كند كه مارها و عقرب ها و حيوانات درنده ديگر به او حمله مى كنند، او را نيش مى زنند و مجروحش ‍ مى نمايند، او هم درد و ناراحتى را احساس مى كند و براى نجات خود كوشش و فعاليت مى نمايد به طورى كه پيشانيش عرق مى كند. گاهى از درد و ناراحتى فرياد مى زند. اما كسانى كه اطراف او نشسته اند آن ها را نمى بيند و فرياد او را نمى شنوند.


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  3. #73
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    علت خواب ديدن

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    خواب ديدن براى اين جهت حادث شده است كه مردم بتوانند پى به ملكوت اشياء برند.
    از موسى بن جعفر عليه السلام نقل شده است : در زمان سابق مردم خواب نمى ديدند.
    وقتى خداوند پيامبرى مبعوث كرد او مردم را به اطاعت از خدا دعوت فرمود. مردم گفتند: اگر از خدا اطاعت كنيم چه چيز براى ما خواهد بود.
    فرمود: شما را داخل بهشت مى كند و اگر با او مخالفت كنيد شما را داخل آتش مى نمايد. عرض كردند: بهشت و جهنم را براى ما توصيف كن . وقتى توصيف نمود. گفتند: كى داخل آن ها مى شويم ؟ فرمود: وقتى از دنيا رفتيم . گفتند: (بعد از مردن خبرى نيست )؛ زيرا ما مرده ها را مى بينيم كه پوسيده مى شوند و از بين مى روند.
    خداوند خواب ديدن را براى آن ها به وجود آورد و آنان چيزهاى خوب و بد را در خواب ديدند. آمدند خدمت پيامبر و قضيه را براى او عرض ‍ كردند: فرمود: خدا بر شما احتجاج كرد و مى خواست بدانيد كه روح شما بعد از مردن به ثواب و عقاب مى رسد در حالى كه بدن هاى شما پوسيده شده است .(147)


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  4. #74
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فصل سوم : فشار قبر

    مقدمه

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    يكى از چيزهايى كه مسلمانان بايد به آن معتقد باشند عذاب و فشار قبر است .
    گر چه حقيقت فشار قبر به خوبى براى ما روشن نيست ، ولى دور نمايى از آن را بيان مى كنيم و آن عبارت است از آن كه وقتى جنازه ميتى را در ميان قبر مى گذارند، آن ميت خود را در تنگ ناى تاريك و وحشت ناك قبر مى نگرد و در فشار بسيار سختى قرار مى گيرد.
    حال بايد بدانيم ، آيا روح ميت در فشار قرار مى گيرند؟ (مانند شخصى كه حكم اعدامش صادر شده باشد) و او شب آخر عمر خود را در فشار سخت روحى مى بيند، يا قالب مثالى كه همان روح و جسم لطيف اوست (شبيه عالم خواب ) در فشار قرار مى گيرد؟ اى اين كه روح با همين جسد خاكى دنيايى رابطه بر قرار مى كند و خود را در فشار مى نگرد.
    آن چه از روايات به دست مى آيد: فشار قبر به بدن اصلى وارد مى شود، اما براى افراد در شدت و ضعف فرق مى كند؛ زيرا هر كس گناهش بيشتر باشد در قبر فشارش بيشتر است .
    عذاب قبر براى گناه كاران حتمى است . اما براى مؤ منان ، امكان دارد واقع شود و امكان دارد واقع نشود. در اين رابطه به چند روايت توجه كنيد.
    1- از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده كه فرمود: فشار قبر براى مؤ من از دو جهت است . يا براى كفاره و از بين بردن گناهان او است ، يا براى نعمت هايى كه در دنيا ضايع كرده و توجه به آن ها نداشته است .(148)
    2- ابى بصير از امام صادق عليه السلام پرسيد: آيا كسى از فشار قبر نجات مى يابد؟ فرمود: پناه مى برم به خدا از آن ، چه بسيار كم است كسى كه از عذاب قبر رهايى يابد، به درستى كه براى گناه كاران عذاب و فشار قبر حتمى است .
    3- وقتى كه عثمان بن عفان در اثر ضرب و كتك روجه خود ((رقيه )) دختر حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را به شهادت رسانيد و او را دفن كردند، آن حضرت در برابر قبر او ايستاد و سر به جانب آسمان بلند كرد در حالى كه اشك از چشمانش مى ريخت . به مردم فرمود: به ياد آورم آن چه بر اين مظلومه واقع شد (از شكنجه كردن عثمان او را). برايش دل سوزى كردم و از خداوند رحيم خواستم كه او را به من ببخشد و فشار قبر به او نرسد.
    پس از آن عرض كرد: خداوندا!((رقيه )) را به من ببخش و او را در قبر عذاب نكن . خداوند آن مظلومه را به آن حضرت بخشيد و از عذاب قبر نجات داد.(149)
    4- وقتى سعد بن معاذ از دنيا رفت بعد از غسل و كفن ، او را داخل قبر كردند و آن را پوشيدند. مادرش گفت : اى سعد! گوارا باد بر تو بهشتى كه داخل آن شوى .
    رسول خدا فرمود: اى مادر سعد! به طور جزم بر خدا حكم نكن ، اينك فشار قبر سعد را فرا گرفت . عرض كرد: چرا يا رسول الله ؟ فرمود: چون داخل خانه بد اخلاق بوده است .(150)
    5- حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: قبل از نبوت ، وقتى شتران و گوسفندان را مى چرانيدم عادت داشتم موقع چريدن به آنها نظر كنم .(151)
    بعضى اوقات بدون اين كه چيزى آنها را بترساند ناگهان از جاى خود جستن مى كردند و دور هم جمع مى شدند. تعجب مى كردم و در شگفت مى ماندم تا اين كه بعد از مبعوث شدن به رسالت جبرئيل به من چنين گفت :
    وقتى كافر از دنيا مى رود و او را داخل قبر مى كنند، ملائكه ضربه اى به او مى زنند به طورى كه تمام مخلوقات از آن به وحشت مى آيند مگر جن و انس .
    بعد از آن فهميدم ، وحشت و هراسى كه شتران و گوسفندان پيدا مى كردند، در اثر همان ضربه بوده است . بعد از آن خبرى كه جبرئيل به من داد از عذاب و فشار قبر به خدا پناه مى بردم .


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  5. #75
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    از فشار قبر خبر مى دهد

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

    6- حضرت امير مؤ منان عليه السلام در نامه اى كه براى محمد بن ابابكر نوشته بود چنين آمده است : اى بندگان ! براى كسانى كه خدا او را نيامرزد، آن چه پس از مرگ مى باشد سخت تر از مرگ است . پس از تنگى و سختى و تنهايى قبر بر حذر باشيد. قبر هر روز مى گويد: من خانه غربتم ، من خانه وحشتم ، من خانه كرم هايم . قبر بوستانى را بوستان هاى بهشت يا گودالى از گودال هاى جهنم است .

    وقتى بنده مؤ من از دنيا رود و او را دفن كنند، زمين به او گويد: خوش ‍ آمدى ، از كسانى بودى كه دوست داشتم بر روى من راه بروى اكنون كه به من سپرده شده اى خواهى ديد چگونه با تو رفتار مى كنم ، سپس قبرش به قدر ديد چشم وسعت مى يابد.
    و هرگاه كافر دفن گردد، زمين به او گويد: خوش نيامدى و اهليت ندارى . از كسانى بودى كه دوست نداشتم بر رويم راه بروى خواهى ديد چگونه با تو رفتار مى كنم ، پس او چنان فشار مى دهد كه دنده هايش مى شكند و در هم فرو مى رود، به درستى كه همانا زندگى سختى دشمنانش را از آن بر حذر داشته ، عذاب قبر است .
    خداوند نود و نه افعى را در قبر مسلط بر كافر مى كند كه گوشتش را پاره كنند و استخوان هايش را در هم شكنند و تا روز قيامت با او همنشين شوند. اگر يكى از آن ها در زمين بدمد، در اثر حرارت و آتش دهانش ديگر گياهى روى زمين نخواهد روييد.
    پس اى بندگان خدا! جان هاى ناتوان شما و بدن هاى لطيف و نرمتان كه با كم ترين عذاب از پا در مى آيد توان تحمل اين همه عذاب را ندارد، اگر توانايى داريد كه جان و تن خود را از آنچه آن را نداريد برهانيد، عمل كنيد به آنچه خدا دوست دارد و واگذاريد آنچه را كه او دوست ندارد.(152)
    نيز آن حضرت در ضمن حديثى مى فرمايد: زمانى كه يكى از دشمنان خدا بميرد كسى به نزد او آيد كه لباسش از تمام مردم زننده تر و بوى بدنش از همه متعفن تر است . به آن ميت گويد: بشارت باد ترا به آشاميدنى هايى كه چون فلز گداخته پر حرارت است و بشارت باد ترا به نزديك شدن آتش دوزخ ، آن ميت در حالى كه غسل دهنده خود را مى شناسد، افرادى كه جنازه او را به قبرستان مى برند سوگند مى دهد و مى گويد: قدرى صبر كنيد و از بردن من ، خوددارى نماييد.
    چون ميت را وارد قبر كنند، دو فرشته داخل شوند و بندهاى كفن او را گشايند و به او گويند: پروردگار تو كيست ؟ پيغمبر تو چه كسى است ؟ دين تو كدام است ؟ در جواب گويد: نمى دانم و مى شناسم . فرشتگان گويند: ندانستى و در راه هدايت قوم ننهادى و چنان با گرز آتشين ضربه اى به او زنند كه تمام جنبندگان غير از جن و انس از آن ضربه وحشت مى كنند و درى از جهنم به روى او باز مى نمايند. پس به او مى گويند: بخواب به بدترين حالات !
    بعد از آن ، قبر براى او تنگ مى شود و او را فشار مى دهد مانند تنگى و فشارى كه سر نيزه در پيكان سر خود دارد، قبر به قدرى او را فشار مى دهد كه مغز سر او از ميان ناخن ها و گوش هايش خارج شود. در اين حال مارها، عقرب ها و ساير گزندگان بر او حمله كرده و پيوسته او را مى گزند تا موقعى كه خدا او را از قبر خارج كند و براى حساب و كتاب در صحراهاى قيامت محشور و مبعوث گرداند و او دائما تمنا مى كند كه زودتر قيامت بر پا شود و از شدت گرفتارى او كم گردد. بيچاره خيال مى كند با بر پا شدن قيامت عذاب او كم خواهد شد.(153)
    7- در حديثى وارد شده است : كسى نيست كه از قبرستانى عبور كند مگر اين كه اهل قبرستان مى گويند: اى غافل ! اگر مى دانستى آنچه را ما مى دانيم (عذاب قبر و فشار آن ) هر آينه گوشت بر بدنت آب مى شد.
    8- از شبير نبال نقل شده است : امام صادق فرمود: (وقتى سعد از دنيا رفت و او را دفن كردند) حضرت رسول قبر او را در بر گرفت در حالى كه با دست خود قبر را مس مى كرد و ما بين كتف حضرت حركت مى نمود. عرض كردند: يا رسول الله ! (چرا) قبر سعد را در برگرفتيد و ما بين كتف شما به حركت آمد؟ فرمود: هيچ مؤ منى نيست مگر اين كه براى او فشار و عذاب قبر است .(154)
    9 - وقتى فاطمه بنت اسد، مادر امير المؤ منين عليه السلام از دنيا رفت و او را غسل دادند و كفن كردند. حضرت رسول عليه السلام داخل قبر شد، مقدارى خوابيد و دعا كرد:
    بعد از دفن فاطمه ، علت خوابيدن داخل قبر را از آن حضرت سئوال كردند. فرمود: روزى صحبت از فشار قبر شد او ترسيد و ناله كرد. اين بود كه مقدارى در قبرش خوابيدم و دعا كردم تا خدا او را از عذاب و فشار قبر در امان بدارد.
    10 - زيد ابن ثابت مى گويد: روزى رسول اكرم عليه السلام از باغ بنى نجار عبور مى فرمود در حالى كه بر اشتر سوار بود. ناگاه شتر آن حضرت رم كرد به طورى كه نزديك بود ايشان را بر زمين اندازد. در اين اثنا نظر ما بر قبرهايى افتاد كه عدد آن هاپنج يا شش بود.
    حضرت از صاحبان آن قبرها سئوال كرد و فرمود: كسى هست كه صاحبان اين قبرها را بشناسد. مردى گفت : من ايشان را مى شناسم . پرسيد: ايشان در چه زمانى از دنيا رفته اند؟ عرض كرد: در زمان جاهليت .
    فرمود: صاحبان اين قبرها مبتلا به عذاب مى باشند و اگر ترس از اين نبود كه شما مرده هاى خود را دفن نكنيد و به سوزانيد يا به دريا اندازيد يا به حيوانات دهيد، و اگر از ترس اين نبود كه هم ديگر را سرزنش و توبيخ كنيد كه پدر فلانى به جهت فلان گناه مبتلا به فلان عذاب شده است الان به درگاه خداوند دعا مى كردم كه بشنواند به شما عذاب قبرى كه من مى شنوم ؛ زيرا حضرت شنيده بود صداى عذاب آن ها را. (155)

    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  6. #76
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فرياد جنازه اى را شنيد

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    بعضى افراد مجرم قبل از آنكه داخل قبر شوند و آن ها را عذاب كنند. عذاب برزخى آنان شروع شده و ناله و فريادشان بلند است . بعضى از سالكين و خود ساختگان ، ناله برزخى بعضى را شنيده اند.
    از مرحوم محدت قمى نقل شده كه مى فرمود: روزى در (( وادى السلام نجف اشرف ))، براى زيارت اهل قبور مؤ منان رفته بودم . ناگهان صدايى مانند صداى شترى كه مى خواهند او را داغ كنند بلند شد، صيحه مى كشيد و ناله مى كرد، به طورى كه گويى تمام زمين ((وادى السلام )) از صداى نعره او متزلزل شده بود.
    با سرعت براى خلاصى آن شتر بدان سمت رفتم ، چون نزديك شدم ديدم آن شتر نيست ، بلكه جنازه اى را براى دفن آورده اند و اين فرياد از آن بلند است . افرادى كه متصدى دفن او بودند ابدا اطلاعى نداشته و چيزى نمى شنيدند و با كمال خون سردى و آرامش مشغول كار خود بودند.
    شايد اين جنازه از مرد ظالمى بوده كه در اولين وهله به چنين عقوبتى دچار شده و از ديدن صورت هاى برزخى ، وحشت ناك گرديده و فرياد بر آورده است . (156)


    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  7. #77
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    گرزهاى آتشين بر سر ميتى

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    محروم آيه اله سيد جمال الدين گلپايگانى نقل كرده است : در دوران جوانى كه در اصفهان مشغول تحصيل بودم ، نزد دو استاد بزرگ ، مرحوم آخوند كاشى و جهانگير خان درس اخلاق و سير و سلوك مى آموختم ، و آن ها مربى من بودند.
    ايشان دستور داده بودند: شب هاى پنج شنبه و جمعه بروم در تخت فولاد(157) و قبرستان و قدرى در عالم مرگ و ارواح تفكر كنم و مقدارى هم عبادت كرده و صبح برگردم .
    عادت من اين بود كه شب پنجشنبه و جمعه يكى دو ساعت بين قبرها حركت مى كردم و تفكر مى نمودم ، بعد چند ساعت استراحت نموده و سپس نماز شب و مناجات بر مى خواستم و نماز صبح را مى خواندم و پس از آن به اصفهان مى آمدم .
    شبى از شب هاى زمستان ، هوا بسيار سرد بود و برف هم مى آمد. براى تفكر در عالم ارواح و ساكنان آن وادى از اصفهان حركت كردم و به تخت فولاد (قبرستان بزرگ اصفهان ) آمدم در يكى از حجره ها رفتم ، خواستم دستمال خود را باز كنم و چند لقمه غذا بخورم و بعد از آن بخوابم تا در حدود نيمه شب بيدار شوم و مشغول عبادت گردم .
    در اين حال در مقبره را زدند تا جنازه اى را كه از ارحام و بستگان صاحب مقبره بود آن جا بگذارند و قارى كه متصدى مقبره بود مشغول تلاوت قرآن شود و آن ها صبح بيايند و جنازه را دفن كنند.
    آن جماعت جنازه را داخل حجره گذاشتند (و دستورات لازم را دادند) و رفتند قارى هم مشغول خواندن قرآن شد.
    ناگاه ديدم ملائكه عذاب آمدند و مشغول عذاب كردن جنازه شدند.
    مى گويد: چنان گرزهاى آتشين را بر سر او مى زدند كه آتش آن به آسمان زبانه مى كشيد و فريادهايى از اين جنازه بر مى خواست كه گويى تمام اين قبرستان بزرگ را متزلزل مى كرد. نمى دانم اهل چه معصيتى بود؟ (شايد) از حاكمان جائر و ظالم بوده كه اين طور مستحق عذاب شده است ، قارى قرآن اطلاعى از آن وضع نداشت ، آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت قرآن مشغول بود.
    از مشاهده اين منظره از حال رفتم ، بدنم لرزيد، رنگم پريد، اشاره به صاحب مقبره كردم كه در را باز كن مى خواهم بروم . او نمى فهمد، هر چه مى خواستم بگويم زبانم قفل شده بود و حركت نمى كرد.
    بالاخره به او فهماندم : كه در را باز كن ، مى خواهم بروم . گفت : اى آقا! هوا سرد است ، برف روى زمين را پوشانيده و در راه گرگ است ، ترا مى درد.
    هر چه مى خواستم به صاحب مقبره بفهمانم كه طاقت ندارم ، (من چيزهايى را مى بينم كه تو نمى بينى ) او متوجه نبود و چيزى را درك نمى كرد.
    به ناچار خود را به در اطاق كشاندم ، او در را باز كرد، خارج شدم و تا اصفهان با آن كه مسافت زيادى نيست به سختى آمدم و چندين بار به زمين خوردم ، آمدم در حجره و يك هفته مريض بودم . مرحوم آخوند كاشى و جهانگير خان ، آن دو استاد بزرگ از من پرستارى مى كردند و دوا مى دادند تا كم كم حالم بهتر شد.(158)

    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  8. #78
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    لباسشان پاره و كثيف است

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    نيز مرحوم سيد جمال الدين گلپايگانى نقل كرد: (بعد از آن كه براى ادامه تحصيل به حوزه علميه نجف اشرف رفتم ) يك روز به ((وادى السلام )) براى فاتحه اهل قبور و زيارت ارواح مؤ منان رفتم .
    هوا بسيار گرم بود، در زير سقفى كه بر روى قبرى زده بودند، نشستم ، عمامه خود را برداشته و عبا را كنار زدم كه قدرى استراحت كنم و برگردم . در اين حمال ديدم جماعتى از مردگان با لباس هاى پاره و كهنه و وضعى بسيار كثيف به سوى من آمدند و طلب شفاعت كردند، گفتند: وضع ما بسيار بد است ، از خدا به خواه ما را عفو كند.
    به ايشان پرخاش كردم و گفتم : هر چه در دنيا به شما گفتند گوش نكرديد و حالا كه كار از كار گذشته است طلب عفو مى كنيد، اى مستكبران ! برويد به جاى خود ايشان مى فرمود: اين مردگان ، افراد پول دارى از عرب بودند كه در دنيا مستكبرانه زندگى مى كردند و قبرهايشان در اطراف همان قبرى بود كه من روى آن نشسته بودم .(159)

    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  9. #79
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فشار قبر همه جا ممكن است

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    فشار قبر تابع گناه است هر چه گناه بيشتر باشد فشار و عذاب قبر بيشتر است . كم اتفاق مى افتد كسى بدون گناه بوده و فشار قبر نداشته باشد.
    يك مطلب باقى مى ماند و آن اين كه : اگر كسى در دريا غرق شود يا حيوان او را بخورد يا بالاى دارش بكشند آيا فشار قبر دارد يا نه ؟
    درباره كسى كه او را بدار كشيده اند از امام رضا عليه سئوال كردند: آيا عذاب و فشار قبر به او مى رسد يا نه ؟ امام در جواب فرمود: بلى ، خدا هوا را امر مى كند كه او را فشار دهد و عذاب نمايد.(160)
    در رابطه با كسى كه او را به دار آميخته اند نيز از امام صادق عليه السلام سئوال شد: آيا عذاب قبر به او مى رسد؟ فرمود: خداى زمين همان خداى هوا است . به هوا وحى مى كند كه او را فشار دهد، هوا هم او را سخت تر از قبر فشار مى دهد.(161)
    هم چنين كسى كه به دريا غرق مى شود خداوند به دريا امر مى كند او را فشار دهد. پس فشار منحصر به قبر نيست ، انسان هر كجا باشد فشار شب اول قبر را خواهد ديد.

    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

  10. #80
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فشار قبر كفاره گناهان است

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    چون فشار قبر تابع گناهان است براى مؤ منان وجود دارد؛ زيرا آن ها هم ممكن است مرتكب گناه شوند. مؤ منان و نيكان نيز به اندازه گناهانى كه از آن ها سر زده است كيفر مى شوند.
    اما عذاب قبر مؤ منان با كفار و مشركان فرق مى كند. جنايت كاران ، قاتلين و حرام خواران ، عذاب قبرشان تا قيامت ادامه دارد و در قيامت هم عذابى سخت تر خواهند داشت . مؤ منان عذاب قبرشان موقت است عذاب آن ها بستگى به ميزان گناهان ايشان دارد (ممكن است برخى يك لحظه و برخى يك روز و عده اى يك هفته و بعضى ديگر يك سال و چند سال در رنج و عذاب و ناراحتى به سر مى برند، آنان وقتى به اندازه گناهانشان عذاب شدند آزاد مى شوند.)
    امام رضا عليه السلام فرمود: كسى كه معتقد به حق بوده است ، سپس گنه كار شود و پيش از مرگ توبه نكند، در جهان برزخ به اندازه گناهانش او را عذاب كنند، تا اين كه در قيامت گناهى به گردن او نباشد.(162)

    *♥♥* انسان از مرگ تا برزخ *♥♥*

صفحه 8 از 21 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •