(¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)
صفحه 2 از 10 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 93
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol






    تحویل سال نو

    به هنگام تحویل سال، همه اعضای خانواده جامه‌های تازه خود را پوشیده و دور سفره هفت‌سین گرد می‌آیند . پدربزرگ و مادربزرگ در بالای سفره و پس از آن‌ها پدر و مادر و فرزندان در کنار سفره می‌نشینند. عقیده بر این است که به هنگام تحویل سال همگی باید به آینه نگاه کنند و پس از آن بزرگ‌ترین فرد خانواده قرآن را برداشته و اندکی از آن را می‌خواند. قبل از تحویل سال، همه اعضای خانواده دعای تحویل سال را بارها زیر لب زمزمه می‌کنند:


    یا مقلب القلوب والابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال
    از دیگر عقاید این است که آینه‌ای را به صورت خوابیده در سفره قرار داده و تخم‌مرغی را روی آن قرار می‌دهند و می‌گویند که به هنگام تحویل سال این تخم‌مرغ تکان می‌خورد. این عقیده از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد که قدما می‌گفته‌اند کره زمین بر روی شاخ گاوی قرار گرفته‌است و هر گاه که گاو خسته می‌شود، کره زمین را از یک شاخش به سمت دیگر پرتاب می‌کند و این مواقع همان زمان تحویل سال است.

    هنگام تحویل سال توپی شلیک می‌شد که از صدای آن همه متوجه تحویل سال نو می‌شدند که از صدای آن همه متوجه سال نو می‌شدند و آن‌گاه همگی به روبوسی مشغول شده و فرارسیدن سال جدید را به یک‌دیگر تبریک می‌گفتند و پس از آن‌که بزرگ‌ترها عیدی‌های کوچک‌ترها را که معمولاٌ سکه و یا اسکناس بوده‌است از لای قرآن کریم درآورده و به آن‌ها می‌دادند. پس از آن، بسته به هنگام تحویل سال که اگر روز باشد، فوراٌ افراد کوچک‌تر فامیل به دیدن بزرگ‌ترها رهسپار می‌شوند و معمولاٌ ناهار یا شام روز اول عید را در منازل بزرگان خویش صرف می‌کنند. قدیم رسم بر این بوده که در روز اول عید باید رشته‌پلو خورد تا به این وسیله در سال جدید سررشته کارها دستشان آمده و تا پایان سال از دستشان خارج نشود.



    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 3

    **mobina** (29-12-1389), نرگس منتظر (29-12-1389), شكوه انتظار (29-12-1389)

  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol






    بنياد جشن نوروز

    در‌مورد بنياد جشن نوروز مطالب بيشماري بيان شده كه در اين‌جا نمونه‌هايي از آنها را ذكر مي‌نماييم.

    1. در روايات زرتشتي و بيشتر نويسندگان ايراني و عرب و شاعران از‌جمله فردوسي، بنياد آن را به جمشيد پادشاه پيشدادي نسبت مي‌دهند و مي‌گويند: جمشيد شاه تختي بساخت كه ديوان آن‌را بدوش گرفته به هوا بردند و به يك روزه از كوه دماوند به بابل فرود آوردند، مردم با مشاهده اين عمل در شگفت شدند و آن روز خاص را نوروز خواندند.


    فردوسي مي‌گويد:

    چـو خــورشيــد تـابـان ميــان هــوا
    نشستــه برو شــــاه فـــرمـــــانـــروا
    جهـــان انجمن شــد بر آن تخت او
    شــگفتي فــرو مــانــده از بخت او
    بــه جمشيــد بر گــوهـر افشـانـدنـد
    مرآن روز راروز نوروز خــوانــدنــد
    ســر ســال نـو هـرمـز فــــروديـــن
    بر آســـوده از رنـــج روي زميـــن
    بـــزرگان به شـــادي بيـــاراستنـــد
    مـي و جـام و رامشگـران خواستنـد
    چنيــن جــشن فــرخ از آن روزگار
    به ما ماند از آن خسروان يادگار(1)


    2. حكيم عمر خيام در نوروزنامه راجع به جشن نوروز مي‌گويد:

    از آن بوده است كه آفتاب در هر 365 شبانه‌روز و ربعي به اول دقيقه حمل بازآيد و چون جمشيد از آن آگاهي يافت آن را نوروز نام نهاده پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان به او اقتدا كردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانيان خبر دادند تا همگان آن را بدانند وآن تاريخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است كه آيين و جشن و رسم ملوك را به‌جاي آرند. از بهر مباركي و خرمي‌كردن در اول سال هر‌كسي در نوروز جشن كند تا نوروز ديگر عمر در شادي گذراندند.

    3. اين فصل «فروردگان» است كه جشن‌آوري اجداد و نياكان بود و چنان مي‌پنداشتند كه در پنج شب متوالي، ارواح طيبه مردگان، براي ديدار وضع زندگي و احوال باز ماندگان به زمين فرود آمده و در خانه و آشيانه خويش مشغول تماشا و سركشي مي‌شوند، اگر خانه تميز و پاك بود، ارواح مسرور بر مي‌گردند، اما در غير اين صورت، آنان غمگين و ناراحت بر‌مي‌گردند.

    4. روايتي ديگر مي‌گويد كه نيشكر را جمشيد(2)، در اين روز پيدا كرد و مردم از كشف و خاصيت آن متحير شدند. سپس جمشيد دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم هديه دادند. آن روز را «نوروز» ناميدند.

    5. مي‌گويند: اهريمن، بلاي خشكسالي و قحطي را بر كره زمين فرو نشانيد، اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت وعاقبت اورا شكست داد. آن‌گاه خشكسالي و قحطي را از ريشه خشكانيد و به زمين باز گشت. با بازگشت وي، درختان و هرنهال و چوب خشكي سبز شد. بسا مردم اين روز را «نوروز» خواندند و هر كس به يمن و مباركي، در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزي نشانيدن درايام نوروز از آن زمان تا به امروز باقي مانده است.

    6. بيروني در آثار الباقيه‌(3) مي‌نويسد: «از آداب جشن نوروز اين بود كه در صحن هر‌خانه به هفت ستون، هفت رقم از غلات مي‌كاشتند و هر‌يك از آنها كه بهتر مي‌روييد، دليل ترقي و خوبي آن نوع غله مي‌دانستند».

    در المحاسن و الاضداد نوشته شده: «بيست و پنج روز قبل از نوروز در صحن كاخ سلطنتي، دوازده ستون از خشت خام برپا مي‌شد كه بر هر‌يك از آنها يكي از حبوبات را مي‌كاشتند و آنها را نمي‌چيدند مگر با نغمه‌سرايي و خواندن آواز. در ششمين روز نوروز اين حبوب را مي‌كندند و در مجلس پراكنده مي‌نمودند وتا شانزدهم فروردين كه مهر روز نام دارد آن را جمع نمي‌كردند(4).



    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 2

    نرگس منتظر (29-12-1389), شكوه انتظار (29-12-1389)

  5. #13
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    gol.






    تقسيم روزهاي ماه فروردين:

    در عهد باستان مراسم جشن نوروز به مدت 21‌روز برگزار مي‌گرديد كه در هر روز برنامه‌يي خاص انجام مي‌گرفت.

    1. از اول تا روز سوم براي ديد و بازديد خويشاوندان و بزرگان.

    2. از روز سوم الي روز ششم فروردين، ديد و بازديد همگاني و برگزاري جشن رپيثون.

    3. از روز ششم الي روز نهم، براي اجراي جشن خوردادگان.

    4. از روز نهم الي سيزدهم، بار عام شاهي براي پذيرفتن عموم طبقات هر يك به‌نوبه خود بود.

    5. ازروز سيزدهم الي روز نوزدهم، براي تفريحگاههاي خارج از شهر.

    6. ازروز نوزدهم الي بيست و يكم، براي اجراي مراسم جشن فروردگان

    7. روز بيست و يكم پايان جشن و مخصوص تفريح و گردش در خارج از شهر است(5).

    در يك تقسيم‌بندي ديگر، فروردين به شش قسمت تقسيم مي‌گرديد:

    1. پنج روز اول به پادشاه و اشراف مربوط بود و آنها جشن ويژه داشتند.

    2. پنج روز دوم براي بخشش اموال ودريافت هداياي نوروزي از طرف پادشاه.

    3. پنج روز سوم متعلق به خدمتگزاران بود.

    4. چهارمين پنج روز به خواص تعلق داشت.

    5. پنج روز پنجم به لشكريان.

    6. ششمين قسمت پنج روزه به رعايا اختصاص داشت(6).

    اين تقسيم‌بندي به قول جاحظ در المحاسن الاضد زمان جمشيد و به قول بيروني در آثارالباقيه بعد از جمشيد و بنا به نظر ذبيح‌الله صفا در زمان ساسانيان معمول بوده است.

    نقسيم‌بندي ديگر هم وجود داشته است كه به نوروز خاصه و نوروز عامه تقسيم مي‌شده. پنج روز اول را نوروز عامه و بقيه روزهاي نوروز را نوروز خاصه مي‌گفتند.



    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 3

    **موعود** (28-12-1389), نرگس منتظر (29-12-1389), شكوه انتظار (29-12-1389)

  7. #14
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol












    با نسیمی می روم

    پای كوهی قد بلند

    سبزه های پای كوه

    بوی آهو می دهند

    می روم تا غصه را

    لای مه پنهان كنم


    چشمه ی خورشید را

    در دلم مهمان كنم

    می نشینم روی خاك


    با محبت می شوم

    با علف های غریب

    گرم صحبت می شوم

    پونه ها صف بسته اند

    زیر پای آبشار

    كبك ها آماده اند


    تا بخوانند از بهار

    توی گوشم آبشار

    شاد شر شر می كند


    چشم هایم را بهار

    از خدا پر می كند



    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)

  8. تشكر

    شكوه انتظار (29-12-1389)

  9. #15
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    satare







    پشت پلک‏ های باران خورده

    طبیعت، جانی تازه می ‏گیرد.




    ماهی ‏ها، هم ‏سفره ما می ‏شوند.


    بهار، تا کنج خانه ‏ها نفوذ می‏ کند.


    شمشاد ها، شاد ترین روزهای زندگی ‏شان را طی می‏ کنند و آوای تازه منار ها سکوت سرد باغچه را می‏ شکند.




    بهار، زنبیل عاشقی ‏اش را کوچه به کوچه می‏ گرداند تا هر که دلی به وسعت آینه و لبخند دارد، به کاروان سبز طبیعت بپیوندد و روح و جانش را در آبشار جاری فروردین، جلا بخشد.

    چشم‏ هایت را که باز کنی، بهار را با تمام سادگی ‏اش، با ظهور تازه شکوفه‏ هایش و با آغاز انقلاب سبز و فراگیرش، پشت پلک‏ های باران خورده‏ات احساس خواهی کرد؛ حس تازه بالندگی، دگرگونی آغاز ... .


    تمام واژه ‏های خوب ذهنت را ردیف می‏ کنی تا سبزترین فصل خدا را ترسیم کنی.


    خدا بهار را برای تو آفرید؛
    برای من،
    برای او و برای
    هر که
    راز شگرف " یحیی " و " یمیت " را در زیباترین اثر نقاش چیره ‏دست خلقت می‏ بیند
    و باور می‏ کند.


    چشم‏ هایت را که باز کنی، بهار را می‏ بینی که با کوله ‏باری از امید و طراوت، در انتهای کوچه ‏های سرد و تاریک زمستان، بساط تازگی و سرسبزی ‏اش را پهن کرده و بشارت فردایی را می‏ دهد که تقویم ‏ها دوباره از اول آغاز می‏ شوند.



    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)

  10. تشكر

    شكوه انتظار (29-12-1389)

  11. #16
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol




    ثانیه‏ های سرشار

    بوی بهار، در لابه ‏لای برگ ‏ها می ‏پیچد. عطر سوسن، هوای صبحگاهی را مست می‏ کند. میخک، رز و محمدی، بوی زندگی و تازگی را میان باغچه می‏ پراکنند.





    نسیم خوش بهاری، طبیعتی تازه را نوید می ‏دهد. برگ ‏ها جان می ‏گیرند و چشم‏ اندازی سبز، از پس پنجره‏ های گشوده ، جلوه ‏گری می‏ کند.

    سفره‏ های سخاوت و یکرنگی، پهن می‏ شوند. بوی سبزه در فضای رنگارنگ سفره می‏ پیچد.

    عطر سیب ‏های سرخ، جای دیگری میان این همه، باز می‏ کند.

    دل ‏های یکرنگ و باصفا، آماده می‏ شوند تا به ثانیه‏ های تازه زندگی وارد شوند. تیک تاک ساعت، فضای پرسکوت خانه را پر می‏ کند.

    چیزی به ثانیه‏ های آغازین سال نو نمانده است.

    یک سال گذشت و واپسین ثانیه، فاصله میان زمان ‏ها را دو نیمه کرد.

    " یا مقلب القلوب و الابصار . یا مدبر اللیل و النهار . یا محول الحول و الاحوال . حوّل حالنا الی أحسن الحال " .

    چشم‏ ها به روشنی باز می‏ شوند و دل ‏ها به یکدیگر نزدیک و قلب ‏ها آرامش دوباره می ‏یابند در حلول سال نو و دلگرم به آتیه‏ های مهربانی و صفا می‏ شود. احساس بهار، نیلوفرانه بر اندام طبیعت می ‏پیچد و زمستان کوچ می‏ کند.

    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)

  12. تشكر

    شكوه انتظار (29-12-1389)

  13. #17
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak3






    بهار می آید...






    بهار می‏ آید؛ تجدید خاطره ‏ای دیگر از خویشاوندی طبیعت و انسان؛ با ردایی سبز برای حضور در جشن شکوفه ‏ها.

    بهار می‏ آید؛ با چشمه و کوه و دشت، با باغ و گلزار و پروانه‏ ها، با بلبل و گل، با امید و آرزو .

    بهار می‏ آید؛ سرشار از عطر سپیده، عطر طبیعت.

    بهار می‏ آید؛ با آیینه ‏ای در دست از حکمت و معرفت ، از آیات و برکات.

    بهار می‏ آید؛ با قامتی خجسته و سبزپوش، با آواز قمریان بیدار و عاشق.

    بهار می‏ آید؛ برای ستیز با سردی و سستی.

    بهار می‏ آید؛ این راز برجسته طبیعت، این تحول بزرگ و این خاطره معطر خاک.

    بهار می‏ آید؛ فصل حرکت و برکت، تحول و تغییر، دوستی و عاشقی.

    و بهار می‏ آید؛ عطر کمال طبیعت، سرّ عیان شده عظمت خلقت، رمز شگفتی و شادی، سرّ زیبایی و بیداری.


    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)

  14. تشكر

    شكوه انتظار (29-12-1389)

  15. #18
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    بهار فصل زيباي زندگي

    ميخوانمت از پشت درب هاي بسته در انتهايي ترين فصل آفرينش

    تا كي در سكوت مي ماني اي روياي رحماني تر از باران ؟

    من در ميهماني سبز واژه ها تو را شنيدم و زير باران صدايت كردم

    و تو در نگاهي ژرف با لهجه شيرين ياسمن ها جوابم دادي

    اي نوبهار من ... بر پيكره يخ زده دشت بتاب و روح مرده اش را عطر آگين كن

    شكوفه هايت بوي سرسبزي باغ ميدهند و بلبلانت آواي سرمستي سر داده اند

    باران را صدا كن تا بر طراوتت شكوهي ديگر بيفزايد

    اي زيباترين فصل خدا

    سرودن آغاز كن و مرا تا انبوه ابرهاي بهاري به همراه مرغان مهاجر پرواز بده

    غنچه هاي نو شكفته ات رنگ زندگي دارند و چشمه هاي جوشانت بوي خوش تازگي ميدهند

    ولي ...

    ولي هنوز شاپرك ها بغض خسته شان را ميخورند و ياس ها، پاي كبودي چشمشان را پنهان ميكنند

    و هنوز فصل زمين كامل نشده و هنوز منتظر است و انتظار فصل ديگري است .

    مرا تا ظهور بهاري اش همراه باش و براي لحظه لحظه بودنش دعا كن...

    كه بدون او بهاري نشايد !

    چه درد است این که در فصل اقاقی ...
    به روی عاشقان در بسته ساقی


    در میخانه را گیرم که بستند ...
    کلیدش را چرا یا رب شکستند ؟!





    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 2

    نرگس منتظر (01-01-1390), شكوه انتظار (29-12-1389)

  17. #19
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.




    بررسی گناهان نوروز در آیات و روایات

    اینها حدود و مرزهاى الهى است؛ از آن، تجاوز نكنید! و هر كس از آن تجاوز كند، ستمگر است



    نوروز با همه خوبی هایش آفتهایی نیز دارد. در طول این روزها برخی دچار خطاهایی می شوند و گاهی خط قرمزهای شرعی را می شکنند و از حد شرعی تجاوز می کنند، در حالی که قرآن می فرماید:
    یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ‏؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! چیزهاى پاكیزه را كه خداوند براى شما حلال كرده است، حرام نكنید! و از حدّ، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد.(1) اسلام دین میانه روی است و در آن افراط و تفریط وجود ندارد و از طرفی دین مثبت گراست در این آیه شریفه ابتدا استفاده کردن از چیزهای حلال را مطرح و حتی با کسانی که آنچه محوز داده از خود و دیگران محروم می کنند را مورد انتقاد قرار می دهد از طرفی کسانی که که از حدود الهی تجاوز می کنند را نیز از دایره دوستان دین خارج می کند. قرآن در جای دیگر بعد از بیان دستوات الهی می فرماید:
    تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ‏ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ‏ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ اینها حدود و مرزهاى الهى است؛ از آن، تجاوز نكنید! و هر كس از آن تجاوز كند، ستمگر است.(2) بنابراین طبق دیدگاه قرآنی نه باید از تفریحات سالم خودداری کرد و نه به بهانه تفریح و شادی گناه مرتکب شد. و اما گناهانی که در نوروز بیشتر به چشم می خورد:

    1. آزار و اذیت دیگران
    یکی از اخلاق رذیله که در اسلام از آن به شدت نهی کرده است آزار رساندن به دیگران است، به ویژه اگر طرف مسلمان و مؤمن به خدا باشد. قرآن در این زمینه می فرماید: وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ‏ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً؛ و آنان كه مردان و زنان باایمان را به خاطر كارى كه انجام نداده‏اند آزار مى‏دهند؛ بار بهتان و گناه آشكارى را به دوش كشیده‏اند. (3)

    روایات زیادی نیز وجود دارد:
    در ارشاد القلوب باب هجدهم - سفارشهاى لقمان به پسرش آمده است: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و اله فرموده: اگر هر كسى مؤمنى را آزار دهد اگر چه بواسطه‏ى یك جمله سخن باشد روز قیامت محشور مى‏شود در حالتى كه در پیشانى او نوشته شده ناامید از رحمت خداست و او مانند كسى است كه كعبه و بیت المقدس را خراب كرده و ده هزار فرشته را كشته است. رفاعة بن اعین گفته است كه امام صادق علیه السّلام به من فرمود: آیا خبر دهم ترا از كسانى كه روز قیامت عذابشان از همه سخت‏تر است عرض كردم بلى آقاى من مرا خبر ده! فرمود: سخت‏ترین مردم از حیث عذاب روز قیامت كسى است كه ستمگرى را به ضرر و زیان مؤمنى كمك كند اگر چه به یك كلمه حرف باشد.(4)
    از آن طرف کسی که از انجام این گناه خودداری کند دارای اجری بس بزرگ است: شیخ صدوق در مجلس سى و هفتم کتاب امالى از امام دهم على بن محمد علیه السّلام در مصاحبه موسى با خداى عز و جل می نویسد: موسى [عرضه داشت:] معبودا ... پاداش كسى كه آزار خود را از مردم باز دارد و به آنها خوبى كند چیست؟
    ج- دوزخ روز قیامت به او فریاد زند كه به تو راهى ندارم. (5)
    2. آسیب رسانده به طبیعت
    امام على(علیه السلام) فرمود: ... آنچه باعث افزایش در عمر شود، آزار نكردن و احترام سالمندان است، و صله رحم و دورى از بریدن درختان‏ تر؛ مگر در حال ضرورت‏ و كامل وضو گرفتن و حفظ تندرستى‏. (6)

    3. اسراف کردن
    در پذیرایی ها و مهمانی های نوروزی مواد غذایی دور ریخته می شود که این خلاف تعالیم اسلام است. در قرآن به صراحت آمده است: یا بَنی‏ آدَمَ خُذُوا زینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ؛ اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید! و (از نعمتهاى الهى) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد.(7)
    إِنَّ الْمُبَذِّرینَ‏ كانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ كانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً ؛ چرا كه تبذیركنندگان، برادران شیاطینند؛ و شیطان در برابر پروردگارش، بسیار ناسپاس بود! (8) احادیث در این مورد فراوان است از جمله:
    ابن نباته گوید: امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: صداقت از امانت بحساب مى‏آید دروغ خیانت مى‏باشد، ادب آدمى را سربلند مى‏كند، دور اندیشى از تیز هوشى است، اسراف آدمى را هلاك مى‏كند و میانه روى ثروت مى‏آورد.(9)
    امام صادق علیه السّلام فرمودند: همانا خداوند میانه‏روى را دوست داشته و از اسراف‏ بدش مى‏آید؛ حتى دور انداختن هسته خرما (اگر به درد بخورد) و باقیمانده آب نوشیدنى. (10)

    4. شادی های غیر مجاز مانند شرکت در مجالس لهو و لعب
    شادی و شاد کردن دیگران خوب است به شرطی که خلاف موازین شرعی نباشد و نیز آسایش اطرفیان به خطر نیفتد که در این صورت باید از آن اجتناب کرد. شادی اگر همراه گناه باشد هر چند در لحظه گناه لذتی دارد اما این لذت آنی و زودگذر است اما اثرات روحی و روانی جبران ناپذیری را با خود دارد. هم در این دنیا و هم در آن دنیا انسان را از لذت بردن از خوشی های ابدی محروم خواهد کرد. اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَكُمْ …وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ.
    خدا در قرآن می فرماید: بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى فرو مى‏برد، سپس خشك مى‏شود به گونه‏اى كه آن را زردرنگ مى‏بینى؛ سپس تبدیل به كاه مى‏شود! و در آخرت، عذاب شدید است یا مغفرت و رضاى الهى؛ و (به هر حال) زندگى دنیا چیزى جز متاع فریب نیست! (11)
    در اندرزهاى لقمان به پسرش آمده است: موعظه را گوش‏ دار و به آن عمل نما... و به آوازهاى لهو و لعب گوش فرا مده، كه آخرت را از یاد تو مى‏برد.(12)
    عن الرّضا علیه السّلام‏: اجعلوا لانفسكم حظّا من الدّنیا... و استعینوا بذلك على امور الدّنیا؛ حضرت رضا علیه السّلام فرموده است: از لذایذ دنیوى نصیبى براى كامیابى خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راههاى مشروع برآورید، مراقبت كنید در این كار به مردانگى و شرافتتان آسیب نرسد و دچار اسراف و تندروى نشوید. تفریح و سرگرمی هاى لذت‏بخش شما را در اداره زندگى یارى می كند و با كمك آن بهتر به امور دنیاى خویش موفق خواهید شد.(13)

    پی نوشت ها:
    1. سوره مائده، آیه 87
    2. بقره/ 229
    3. احزاب/ 58
    4. ارشاد القلوب، ترجمه رضایى، ج‏1، صص 187 و 188
    5. امالى شیخ صدوق، ترجمه كمره‏اى، متن، ص 208
    6. آداب و سنن، ترجمه جلد شانزدهم بحارالانوار، ص202 و ص: 203
    7. سوره انعام/ 31
    8. سوره إسراء/ 27
    9. ایمان و كفر، ترجمه الإیمان و الكفر بحارالانوار، ج‏1 ،ص 499
    10. ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه بندرریگى،ص 401
    11. سوره حدید، آیه 20
    12. ارشاد القلوب، ترجمه سلگى، ج‏1، ص : 189 ص: 191
    13. الحدیت، روایات تربیتى، ج‏2، ص 133



    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكرها 2


  19. #20
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض




    هفت‌ سینی از جنس “سرنگ”، “سرم” و “سوزن”و…!؟



    هر سال قبل از اینکه بهار بیاید، بهاری می‌شویم و به هزار شوق دل می‌سپاریم
    به انتظار تر و تازه‌ای که به نوروز ختم می‌شود. پیش از آنکه بهار
    بیاید، حال و هوای شهر و آدم‌هایش بهاری می‌شود. فرش‌ها سر بام‌ها قد علم
    می‌کنند و بازارها از آمدوشد رهگذران جان می‌گیرند. خاطره لباس‌های نو،
    جوانه ظریف سبزه‌های عید، شور و شوق خانه‌تکانی، لغزش لطیف ماهی‎ها در آب
    دوباره تکرار می‌شود و همه چیز به استقبال بهار می‌رود.

    به گزارش
    ایسنا، یک‌جاهایی در گوشه و کنار همین شهر، آدم‌هایی هستند که بهار را
    فراموش کرده‎اند. برای آن‌ها “سیب” و “سمنو” و “سبزه” هفت‌سین نوروز جایش
    را به “سرنگ” و “سوزن” و “سرم” داده است! برای آن‌ها طراوت بهار بی‌معنی
    است، وقتی نمی‌توانند درخشش خورشید را از پشت شیشه‌های بیمارستان تماشا
    کنند. از جوانه زدن درختان بی‌خبرند، وقتی ۴۵ روز است که شب و روز را روی
    تخت تکراری بیمارستان می‌گذرانند.

    “تا حالا لحظه
    سال تحویل بیرون از خانه نبوده‌ام. همیشه سال جدید از سفره هفت‌سین توی
    خانه‌مان آغاز می‌شود…” این را “جواد” می‌گوید که به سرطان خون مبتلاست.
    ۱۸ روز است که در بیمارستان دکتر “شیخ” مشهد بستری است و تحت شیمی درمانی
    قرار دارد. “امسال اولین سالی است که سال تحویل خانه نیستم.”

    مادرش می‌گوید: برای عید برنامه‌ای نداریم. همین جا ماندگاریم. با لبخند تلخی بر لبش این را می‌گوید.

    مادر غزل،
    یکی دیگر از کودکان سرطانی این بخش می‌گوید: لحظه سال تحویل اگر اینجا
    باشم هیچ کاری نمی‌کنم… فقط دعا می‌کنم بچه‌ام زودتر خوب شود.

    او ادامه می‌دهد: ۲۱ روز است که خانه و زندگی را رها کرده‌ام و اینجا هستم.

    می‌گوید: شب‌ها هم همین جا روی تخت کوچکی کنار بچه‌هایمان می‌خوابیم. هیچ کدام از ما مادرها خانه‌تکانی نکرده‌ایم.

    زندگی مادرها
    خلاصه شده در یک تخت یک متری. زیر تخت وسایلشان را می‎گذارند و شب‎ها هم
    روی همان می‌خوابند. چهره‎شان خیلی دردمند و خسته است. خیلی‌هاشان
    بلاتکلیف‌اند.

    - دکترها راجع به بیماری فرزندتان چه گفته‌اند؟

    * گفتند معلوم نیست چه پیش می‌‎آید. به خدا توکل کنید.

    - عید هم همین جا می‎مانید؟

    * معلوم نیست… خدا نکند که اینجا باشم…

    مهدی هم دو
    روز است که اینجاست. به بازویش پارچه سبزی بسته شده که مادرش می‌گوید:
    “آیه الکرسی” است و ادامه می‌دهد: به دکترها اعتقاد ندارم، به خدا توکل
    کرده‌ام. با اشاره چشم و ابرو طوری که مهدی نفهمد به من می‌گوید که
    دکترها جوابش کرده‌اند! به طراوت چشم‌های میشی پسرک نگاه می‌کنم؛ دلم
    می‌لرزد…

    مادر مهدی مثل
    کوه قوی است. اعتمادی در چشم‎هایش موج می‌زند: امیدوارم تا عید از اینجا
    بروم و دیگر برنگردم… می‎دانم که خدا جواب دعایم را می‌دهد.

    مجتبی ۱۶ سالش
    است و ۹ سال است که سرطان خون دارد. می‌گوید: پارسال برای سال تحویل
    همین جا بودم… بد نبود ولی هیچ جا خانه نمی‌شود. لحظه سال تحویل هیچ کاری
    نکردیم… هفت سین هم نداشتیم.

    مادرش می‌گوید: پارسال عید نوروز و ۶۵ روز از بهار را همین جا بودیم.

    مادر مائده
    می‌گوید: هر از چند گاهی که یکی از بچه‌ها فوت می‌کند، کل بخش به هم
    می‌ریزد. بچه‌ها دچار استرس می‌شوند. مادرها تا چند روز غصه‌دارند و
    نگرانی رهایشان نمی‌کند. همیشه می‌ترسند نکند بچه من هم…!

    او ادامه می‌دهد: مادر یک کودک سرطانی بودن خیلی سخت است و آرزو می‌کند: خدا نکند عید اینجا باشیم.. دق می‌کنم و می‌‎خندد…

    خانم
    میدان‎دار، پرستار همین بخش است. او می‌گوید: اکثر بیماران عید را با غم
    می‌گذارنند ولی ما سعی می‌کنیم حال و هوای بخش را عوض کنیم.

    او ادامه
    می‌دهد: حتما برایشان سفره هفت‌سین می‌اندازیم و به بچه‌ها کادو می‌دهیم…
    خانم طوطی‌زاده از الان به فکر تزیینات سفره است. دنبال ساتن آبی و
    صورتی است، برای سفره هفت‌سین‌مان.

    می‌گوید: هر
    سال لحظه سال تحویل کلی شادی می‌کنیم و بچه‌ها با همان سرم و آنژیوکت توی
    دست‌هایشان کلی می‌رقصند. پرستارها بیشتر از اینکه به بچه‌های بیمار
    خدمت می‌کنند، شادند… این خیلی رضایت‌بخش است و لذت این کار، نبودنمان در
    جمع خانواده‌هایمان را جبران می‌کند.

    از سال تحویل
    سال گذشته می‌گوید: پارسال یک ساعت مانده به سال تحویل یکی از همکارانمان
    رفته بود که وسایل سفره هفت‌سین را تهیه کند. خیلی سخت توانسته بود همه
    چیز را در آن لحظات آخر مهیا کند که بخش بدون سفره هفت‌سین نماند.

    بخش گرم و غمناک است. مادرها بلاتکلیف در انتظار… در انتظار دست کمکی هستند که از سوی خدا برسد. خدایا….!

    بهار با همه
    شور و شوقی که برای ما دارد، برای آن‌ها بی‌معنی است. وقتی عزیزترین
    آدم‌های زندگی‌شان روی تخت بیمارستان جا خوش کرده‌اند و از درد نفس‌نفس
    می‌زنند و سرشان کم‌کم بدون مو می‌شود و… مادرها خیلی دلگیرند… شاید حتی
    پژمرده‌تر از بچه‌ها هستند.

    به مادرهایی
    فکر می‌کنم که سرخوشانه لباس نو را تن بچه‌هایشان می‎کنند و لحظه تحویل
    سال دست کوچکش را توی دستشان می‌گیرند و زمزمه می‎کنند: “حول حالنا الی…”
    دلم می‎گیرد از رسم زمانه.
    (¯*~•~* بهارآمد بهار آمد ٬ بهار مشکبار آمد  *~• ~*¯)

  20. تشكرها 2


صفحه 2 از 10 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •