(¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)
صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 122
  1. #31
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض





    جمال‌الدین عبدالرزاق

    اینک اینک نوبهار آورد بیرون لشکری

    هریکی چون نوعروسی در دگرگون زیوری



    گر تماشا می‌کنی برخیز کاندر باغ هست
    با چون مشاطه‌ای و باغ چون لعبت گری...


    عرض لشکر می‌دهد نوروز و ابرش عارض است

    وز گل و نرگس مراد را چون ستاره لشکری




    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)

  2. #32
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بهار را باور کن

    باز کن پنجره ها را که نسيم

    روز ميلاد اقاقی ها را جشن می گيرد


    و بهار


    روی هر شاخه کنار هر برگ


    شمع روشن کرده است
    همه چلچله ها برگشتند

    و طراوت را فرياد زدند


    کوچه يکپارچه آواز شدست


    و درخت گيلاس


    هديه جشن اقاقی ها را


    گل بدامن کرده است
    باز کن پنجره ها را ايدوست

    هيچ يادت هست


    که زمين را عطشی وحشی سوخت؟


    برگها پژمردند ؟


    تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
    هيچ يادت هست؟

    توی تاريکی شبهای بلند ،


    سيلی سرما با تاک چه کرد؟


    با سر و سينه گلهای سپيد


    نيمه شب باد غضبناک چه کرد؟


    هيچ يادت هست؟
    حاليا معجزه باران را باور کن

    و سخاوت را در چشم چمنزار ببين


    و محبت را در روح نسيم


    که در اين کوچه تنگ


    با همين دست تهی


    روز ميلاد اقاقی ها را


    جشن می گيرد !
    خاک جان يافته است

    تو چرا سنگ شدی ؟


    تو چرا اينهمه دلتنگ شدی؟


    باز کن پنجره ها را ...


    و بهاران را باور کن !

    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)

  3. #33
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض







    آمد بهار خرم با رنگ و بوي طيب

    با صد هزار زينت و آرايش عجيب



    شايد كه مرد پير بدين گه جوان شود

    گيتي بديل يافت شباب از پي مشيب



    چرخ بزرگوار يكي لشگري بكرد

    لشگرش ابر تيره و باد صبا نقيب



    نقاط برق روشن و تندرش طبل زن

    ديدم هزار خيل و نديدم چنين مهيب



    آن ابر بين كه گريد چون مرد سوگوار

    و آن رعد بين كه نالد چون عاشق كثيب



    خورشيد ز ابر تيره دهد روي گاه گاه

    چونان حصاريي كه گذر دارد از رقيب



    يك چند روزگار جهان دردمند بود

    به شد كه يافت بوي سمن را دواي طيب



    باران مشك بوي بباريد نو بنو

    وز برف بركشيد يكي حله قصيب



    گنجي كه برف پيش همي داشت گل گرفت

    هر جو يكي كه خشك همي بود شد رطيب



    لاله ميان كشت درخشد همي ز دور

    چون پنجه عروس به حنا شده خضيب



    بلبل همي بخواند در شاخسار بيد

    سار از درخت سرو مر او را شده مجيب



    صلصل بسر و بن بر با نغمه كهن

    بلبل به شاخ گل بر بالحنك غريب



    اكنون خوريد باده و اكنون زييد شاد

    كه اكنون برد نصيب حبيب از بر حبيب

    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)

  4. #34
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

    خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار






    بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

    نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار






    آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

    دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار






    خبرت هست که مرغان سحر می‏گویند

    آخر ای خفته! سر از خواب جهالت بردار


    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)

  5. #35
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بهاريه



    امروز روز شادي و امسال سال گل




    نيكوست حال ما كه نكو باد حال گل










    گل را مدد رسيد زگلزار روي دوست




    تا چشم ما نبيند ديگر زوال گل










    مست است چشم نرگس و خندان دهان باغ




    از كرّ و فرّ و رونق لطف و كمال گل










    سوسن زبان گشوده و گفته به گوش سرو




    اسرار عشق بلبل و حسن خصال گل










    جامه دران رسيد گل از بهر داد ما




    زان مي دريم جامه به بوي وصال گل










    گل آنجهاني است نگنجه درين جهان




    در عالم خيال چه گنجد خيال گل










    گل كيست؟ قاصديست ز بستان عقل و جان




    گل چيست؟ رقعه ايست ز جاه و جمال گل










    گيريم دامن گل و همراه گل شويم




    رقصان همي رويم به اصل و نهان گل












    اصل و نهال گل، عرق لطف مصطفاست




    زان صدر، بدر گردد آنجا هلال گل










    زنده كنند و باز پر و بال نو دهند




    هر چند بر كنيد شما پر و بال گل










    مانند چار مرغ خليل از پي وفا




    در دعوت بهار ببين امتثال گل










    خاموش باش و لب مگشا خواجه غنچه وار




    مي خند زير لب تو به زير ظلال گل


    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)


  6. #36
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض








    برافكند اي صنم ابر بهشتي

    زمين را خلعت ارديبهشتي



    بهشت عدن را گلزارماند

    درخت آراسته حور بهشتي



    جهان طاوس گونه گشت ديدار

    به جايي نرمي و جايي درشتي


    زمين برسان خون آلوده ديبا

    هوا برسان نيل اندوده مشتي



    بدان ماند كه گويي از مي و مشك

    مثال دوست بر صحرا نبشي



    زگل بوي گلاب آيد ازآن سان

    كه پنداري گل اندر گل سرشتي



    به طعم نوش گشته چشمه آب

    به رنگ ديده آهوي دشتي



    چنان گردد جهان هزمان كه گويي

    پلنگ آهو نگيرد جز به كشتي



    بتي بايد كنون خورشيد چهره

    مهي كو دارد از خورشيد پشتي



    بتي رخسار او همرنگ ياقوت

    م‍ئي برگونه جامه كنشتي



    دقيقي چارخصلت برگزيدست

    به گيتي در زخوبيها و زشتي



    لب بيجاده رنگ و ناله چنگ

    مي چون زنگ و كيش زرد هشتی



    دقيقي مروزي (طوسي)



    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)

  7. #37
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض


















    بوی گل نرگس؟

    - نه،

    که بوی خوش عيد است!

    شو پنجره بگشا،

    که نسيم است و نويد است.

    رو خار غم از دل بکن، ای دوست،

    که نوروز

    هنگام درخشيدن گلهای اميد است.

    بر لالهء از برف برون آمده بنگر،

    چون روی تو، کز بوسه من سرخ و سپيد است.

    با نقل و نبيدم نبود کار، که امروز

    روی تو مرا عيد و لبت نقل و نبيد است.

    گر با دل خونين، لب خندان بپسندی

    با من بزن اين جام، که ايام، سعيد است!



    فريدون مشيری


    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)

  8. #38
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض











    چگونه خاک نفس میکشد؟

    بیاموزیم:

    شکوه،رستن،اینک،

    طلوع فروردین

    گداخت آن همه برف،

    دمیداین همه گل،

    شکفت این همه رنگ!

    زمین به ماآموخت:

    زپیش حادثه باید که پای پس نکشیم

    مگرکم ازخاکیم؟

    نفس کشیدزمین،ما چرا نفس نکشیم؟












    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)

  9. #39
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض









    باز هفت سين سرور




    ماهي و تنگ بلور








    سکه و سبزه و آب




    نرگس و جام شراب








    باز هم شادي عيد




    آرزوهاي سپيد








    باز ليلاي بهار




    باز مجنوني بيد








    باز هم رنگين کمان




    باز باران بهار








    باز گل مست غرور




    باز بلبل نغمه خوان








    باز رقص دود عود




    باز اسفند و گلاب








    باز آن سوداي ناب




    کور باد چشم حسود








    باز تکرار دعا يا مقلب القلوب




    يا مدبراليل و النهار








    حال ما گردان تو خوب




    راه ما گردان تو راست








    باز نوروز سعيد




    باز هم سال جديد








    باز هم لاله عشق




    خنده و بيم و اميد











    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)

  10. #40
    عضو كوشا
    ruya آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 68      تشکر : 6
    272 در 91 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ruya آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ای بلبل خوشنوا فغان كن

    عید است نوای عاشقان كن

    چون سبزه ز خاك سر برآورد

    ترك دل و برگ بوستان كن

    بالشت ز سنبل و سمن ساز

    وز برگ بنفشه سایبان كن

    چون لاله ز سر كله بینداز

    سرخوش شو و دست در میان كن

    بردار سفینه‌ی غزل را

    وز هر ورقی گلی نشان كن

    صد گوهر معنی ار توانی

    در گوش حریف نكته‌دان كن

    وان دم كه رسی به شعر عطار

    در مجلس عاشقان روان كن

    ما صوفی صفه‌ی صفاییم

    بی خود ز خودیم و از خداییم

    (¯*~•~* نوروز در شعر و ادب پارسي(اشعار نوروزي) *~• ~*¯)

صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •