لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد
صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 102
  1. #61
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    خطر شیطان


    «عارفی به مریدی گفت:

    شیطان بر پدر و مادر تو (آدم و حوا) سوگند خورد که نصیحت گر آنان است و دیدی که با ایشان چه کرد؟ حال که به گمراهی تو سوگند خورده است و خطاب به پروردگار گفته است:

    «فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ؛ به عزت و جلالت سوگند که جملگی خلق را گمراه خواهم کرد.» (ص: 82)

    معلوم است که با تو چه می کند. اینک، کمر همت ببند و خود را از مکر و فریبش برهان!»






    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد


  2. #62
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    بدگمانی


    «از حکیمی پرسیدند: آن که وضع حالی و مالی اش از همه خراب تر است، کیست؟

    گفت: کسی که از بدگمانی، به اَحَدی اطمینان ندارد و از بدرفتاری، کسی به او مطمئن نیست!»







    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد


  3. #63
    عضو كوشا
    نازنين زهرا آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 194      تشکر : 1,882
    1,109 در 199 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نازنين زهرا آنلاین نیست.

    پیش فرض





    غرور عبادت سوز

    روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى مى‏گذشت. در راه به عبادت‏گاهى رسید که عابدى در آن‏جا زندگى مى‏کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آن‏جا گذشت.

    وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همان‏جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‏ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.

    مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت:
    خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‏کار محشور مکن.

    در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو:
    ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمى‏کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.

    منبع:غزالى، محمد، کیمیاى سعادت، ج ۱، ص



    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد



  4. #64
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    خدا به آنها گفت :
    به لبه نزدیک شوید...

    آنها گفتند :
    ما میترسیم ...



    خدا دوباره گفت :
    نزدیک شوید ...

    و آنها نزدیک شدند ...




    و خداوند آنها را هل داد ....


    و اینگونه بود که آنها توانستند پرواز کنند ..







    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد

  5. تشكرها 4


  6. #65
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    دمی با یار


    یار ما گفت: چه می‌بینی؟
    گفتم: هیچ چیز.

    گفت: هیچ چیز همه چیز است و همه چیز هیچ.
    گفتم: یعنی چه؟

    گفت: به دنبال چیستی؟
    گفتم: همه چیز: خدا، عشق، ایمان... اما آرامشم
    را از دست داده‌ام.


    گفت: آرامش تنها از طریق یك فروپاشی مقدس با حضوری
    آگاهانه در مركزی‌ترین نقطه اكنون بدست می‌آید.

    گفتم: از كجا شروع كنم؟
    گفت: چشمت را بار دیگر ببند و اینك دوباره ببین.

    گفتم: همه آنچه می‌بایست را دیدم.
    گفت: چه دیدی؟
    گفتم: هیچ.

    یار ما فقط لبخند بر لب داشت و دستی بر سرم كشید و ناگاه
    حسی از جنس شعور بر من جاری شد:

    چشـم دل باز كن كه جان بـینی
    آنچه نادیدنی اســـت آن بینی


    گر به اقـــــلــیم عشــــق رو آری
    هـمــه آفــاق گلســـتان بینی


    آنـچه نـشنیده گوش آن شـنوی
    وانچه نادیده چشـــم آن بینی


    تا بــه جـایی رســاندت كه یكی
    از جــهـــان و جــهــانیان بینی


    با یكی عشــق ورز از دل و جان
    تا به عیـن الیقین عیـان بینی


    كه یكی هست و هیچ نیست جز او
    وحـــــــــده لا الــــــــــه الا هــــــــــــو




    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  7. #66
    عضو كوشا
    نازنين زهرا آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 194      تشکر : 1,882
    1,109 در 199 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نازنين زهرا آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اخلاص در عمل

    منقول است که مرحوم حاجی سبزواری (رضوان الله علیه ) برای عیادت بیماری می رفت و عده ای هم با او بودند. نزدیک منزل بیمار که رسید، برگشت و نرفت .
    اطرافیان پرسیدند: آقا چرا تا این جا آمدید و حالا بر می گردید؟

    آقا جواب داد: که خطوری به قلبم کرد که بیمار وقتی مرا ببیند، از من خوشش خواهد آمد و می گوید که سبزواری ، چه انسان والا و بزرگی است که به عیادت من بیمار آمده است . حالا برمی گردم تا هنگامی که اخلاص اولیه را بیابم و تنها برای خدا به عیادت بیمار بیایم .(3)

    منبع: هزار و یک کلمه ، ج 3، ص 384 - 383.




    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد



  8. #67
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    استاد سر کلاس گفت:کسی خدا رو دیده؟

    همه گفتند : . . . نه . . . !

    استاد گفت:کسی صدای خدا را شنیده ؟

    همه گفتند : . . . نه . . . !

    استاد گفت:کسی خدا را لمس کرده؟

    همه گفتند : . . . نه . . . !

    استاد گفت:پس خدا وجود ندارد!

    یکی از دانشجویان بلند شد و گفت :

    کسی عقل استاد را دیده ؟

    همه گفتند : . . نه .. !

    دانشجو گفت:کسی صدای عقل استاد را شنیده ؟

    همه گفتند : . . نه . . !

    دانشجو گفت:کسی عقل استاد را لمس کرده ؟

    همه گفتند : . . نه . . !
    دانشجو گفت:پس استاد عقل نداره !!!





    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  9. #68
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دمی با یار

    یار ما گفت: چه ظرفی برای خودت آوردی؟
    گفتم: ظرف برای چه؟

    - مگر نمی‌خواهی به دیدارش بروی؟
    - چرا.

    - پس ظرف لازم است.
    - به چه اندازه باشد این ظرف؟

    - بستگی به خودت دارد. باید بزرگترین ظرفی را كه می‌توانی ببری.
    - چگونه ظرف بزرگ انتخاب كنم؟

    - قرار نیست كاری بكنی فقط كافیست تا در راستایش قرار گیری.
    بهت عطا می‌شود.

    - چه كنم؟
    - یادت باشد وقتی به گدایی پادشاه می‌روی باید
    عمیق‌ترین ظرفها را به همراه داشته باشی.


    نگاه به ظرفت می‌كنند و به اندازه آن به تو می‌دهند.
    - چه باید كرد؟

    - فقط شاهد باش او خود می‌داند چه كند.
    و من شاهد شدم و نگاه كردم و چیزی از جنس نور
    و شعور سراسر وجودم را دربر گرفت و شنیدم:


    به نام خداوند رحمتگر مهربان
    آیا برای تو سینه‌ات را نگشاده‌ایم؟
    و بار گرانت را از تو بر نداشتیم؟

    كه پشت تو را شكست.
    و نامت را برای تو بلند گردانیدیم.

    پس با دشواری آسانی است.
    آری با دشواری آسانی است.

    پس چون فراغت یابی به طاعت در كوش.
    و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور.




    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  10. #69
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    اگر به نفس خویش مطمئن نیستی امانت کسی را نپذیر

    یكى از سودگران (تاجران)نیشابور، كنیزك خویش را نزد ابوعثمان حمیرى به امانت سپرد روزى نگاه شیخ بر او افتاد و فریفته او شد. پس ، احوال خویش را به مراد خویش (ابو حفص حدّاد) نوشت . و او، در پاسخ ، وى فرمان داد، تا به رى ، به نزد(شیخ یوسف ) برود.

    ابو عثمان ، چون به رى رسید، و از مردم ، نشان شیخ یوسف را جویا شد، او را به نكوهش ‍ گرفتند(بدگویی شیخ یوسف کردند) كه : مرد پرهیزگار چون تو، چگونه جویاى خانه بدكارى همچون اوست ؟ که شیخ یوسف مرد شراب خوار غلامباره (کسی که با پسران مراوده و معاشقه دارد) است که در کوی می فروشان خانه دارد .

    پس ، به نیشابور بازگشت و آن چه گذشته بود، به شیخش باز گفت : و بار دیگر ماءمور شد تا به رى برود و شیخ یوسف را ملاقات كند.

    پس ، بار دیگر به رى رفت و نشانى خانه او، در كوى میفروشان ست . پس ، به نزد او آمد و سلام كرد. شیخ یوسف ، جوابش باز داد و تعظیم كرد و در كنار او كودكى زیبا روى نشسته بود و بر جانب دیگرش شیشه اى نهاده بود كه پر از چیزى همچون شراب بود.

    ابو عثمان ، او را گفت : چرا در این كوى منزل گزیده اى ؟ گفت : ستمگرى ، خانه هاى یاران ما خرید و به میخانه بدل كرد. اما به خانه من نیازى نداشت .

    ابو عثمان پرسید: این پسر، كیست ؟ و این شراب چه ؟

    گفت : این پسر، فرزند منست و این شیشه سركه است که نان خورشت من است .

    ابو عثمان گفت : چرا خویش در محل تهمت افكنده اى ؟

    گفت : تا مردم ، گمان نبرند، كه من امین و مورد اعتمادم و كنیزكشان به ودیعه به من نپرسند و به عشق آنان دچار نیابم .

    ابو عثمان ، بسیار گریست و مقصود شیخ خویش دریافت .





    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  11. #70
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    چهار جواب تکان دهنده

    زاهدی گوید:جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد .

    اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!

    دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

    سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

    چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن .

    گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟






    لطائف اخلاقي... شما هم بنويسيد
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •