*~•~*  حکايت هاي بهلول دانا  *~• ~* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*~•~*  حکايت هاي بهلول دانا  *~• ~*
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 36 , از مجموع 36
  1. #31
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : تیر 1392
    نوشته : 1      تشکر : 1
    12 بار در 1 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آموزشگاه زبان آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مرسی دوست عزیز خیلی خوب بود ayehayeentezar..مرسی از انجمن











    *~•~*  حکايت هاي بهلول دانا  *~• ~*


  2. #32
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    خلیفه دیوانه

    روزی بهلول در قصر خلیفه کنار پنجره نشسته بود و بیرون را می نگریست.

    خلیفه پرسید: آن بیرون چه می بینی؟

    گفت: دیوانگان انبوه که در رفت وآمدند و خود نمی دانند چه می کنند و عجیب این است که اگر آن سوی پنجره بودم و داخل قصر را تماشا می کردم، باز هم جز این نمی دیدم.






    *~•~*  حکايت هاي بهلول دانا  *~• ~*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  3. #33
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,761 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    حکایت آسان ترین راه بهلول برای کوه نوردی


    شخص تنبلی نزد بهلول آمده و پرسید :



    می خواهم از کوهی بلند بالا روم می توانی نزدیکترین را ه را به من نشان دهی؟



    بهلول جواب داد: نزدیکترین و آسانترین راه : نرفتن بالای کوه است






    *~•~*  حکايت هاي بهلول دانا  *~• ~*


  4. #34
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,761 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بهلول سکه طلائی در دست داشت و با آن بازی می نمود.
    شیادی چون شنیده بود بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت:

    اگر این سکه را به





    حکایت زندگی از نگاه بهلول


    شخصی از بهلول پرسید:



    می توانی بگویی زندگی آدمیان مانند چیست ؟



    بهلول جواب داد : زندگی مردم مانند نردبان دو طرفه است که از یک طرفش سن آنها بالا می رود و از طرف دیگر زندگی آنها پائین می آید







    من بدهی در عوض ده سکه را که به همین رنگ است به تو

    می دهم!!
    بهلول چون سکه های او را دید دانست که سکه های او از مس است
    و ارزشی ندارد به آن مرد گفت به یک شرط قبول می نمایم!سپس گفت:
    اگر سه مرتبه مانند الاغ عرعر کنی.شیاد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود!
    بهلول به او گفت:
    تو با این خریت فهمیدی سکه ای که در دست من است از طلاست
    چگونه من نفهمم که سکه های تو از مس است؟!!!
    *~•~*  حکايت هاي بهلول دانا  *~• ~*


  5. #35
    عضو كوشا
    نازنين زهرا آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 194      تشکر : 1,882
    1,109 در 199 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نازنين زهرا آنلاین نیست.

    پیش فرض









    بهلول و اعرابی فقیر

    آورده اند که اعرابی فقیر وارد بغداد شد و چون عبورش از جلوي دکان خوراكپزي افتاد از بوي خوراکیهاي متنوع خوشش آمد و چون پول نداشت نان خشکی که در توبره داشت بیرون آورده و به بخار دیگ خوراك گرفته و چون نرم میشد می خورد .

    آشپز چند دقیقه این منظره را به حیرت نگاه کرد تا نان اعرابی تمام شد و چون خواست برود آشپز جلوي او را گرفت و مطالبه پول نمود و بین آنها مشاجره شد و اتفاقاً بهلول از آنجا عبور مینمود . اعرابی از بهلول قضاوت خواست . بهلول به آشپز گفت:

    این مرد از خوراکی هاي تو خورده استیا نه ؟ آشپز گفتاز خوراکی ها نخورده ولی از بو و بخار آنها استفاده نموده است. بهلول به او گفت:

    درست گوش بده و بعد چند سکه اي از جیبش بیرون آورد یکی یکی آنها را نشان آشپز می دادو به زمین می انداخت و آنها را بر میداشت و به آشپز می گفت صداي پولها را تحویل بگیر .

    آشپر با کمال تحیر گفت : این چه قسم پول دادن است ؟

    بهلول گفت : مطابق عدالت و قضاوت من ، کسی که بخار و بوي غذایش را بفروشد ، باید در عوض هم صداي پول را دریافت نماید .





    *~•~*  حکايت هاي بهلول دانا  *~• ~*



  6. #36
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    حکایت جالب و خواندنی حمّام رفتن بهلول دانا:



    روزی بهلول دانا به حمّام رفت ولی خدمه حمّام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمّام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمّام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کرده اند.

    بهلول باز هفته دیگر به حمّام رفت ولی ....
    این دفعه تمام کارگران با کمال احترام او را شست و شو نموده و مواظبت بسیار نمودند ، ولی با اینهمه سعی و کوشش کارگران ، موقع خروج از حمّام بهلول فقط یک دینار به آنها داد ، حمّامی ها متغیّر گردیده پرسیدند سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست ؟
    بهلول گفت: مزد امروز حمّام را هفته قبل که حمّام آمدم پرداخت نمودم و مزد آن روز حمّام را امروز می پردازم تا شماها ادب و رعایت مشتری های خود را بنمایید.






    *~•~*  حکايت هاي بهلول دانا  *~• ~*

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •