۩*><*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*><*۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩*><*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*><*۩
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    kabotar ۩*><*۩ حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*><*۩






    حکايتها و لطيفه هاي شيرين ملا نصرالدين




    روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش داد و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.

    ملا به خانه رسید ناگهان دید که گوسفندش تبدیل به جوانی شده است..

    دزد رو به ملا کرد و گفت من مادرم را اذیت کرده بودم او هم مرا نفرین کرد من گوسفند شدم ولی چون .صاحبم مرد خوبی بود دوباره به حالت اول بازگشتم.

    ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشکالی ندارد برو ولی یادت باشد که دیگر مادرت را اذیت نکنی!.

    روز بعد که ملا برای خرید به بازار فته بود گوسفندش را آنجا دید. گوش او را گرفت و گفت ای پسر احمق چرا مادرت را ناراحت کردی تا دوباره نفرینت کند و گوسفند شوی!؟







    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 7

    seyed yasin (03-01-1390), نازنين زهرا (06-01-1390), نرگس منتظر (06-01-1390), آسیه سادات (16-01-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-12-1394), شکيبا (18-04-1390), عهد آسمانى (06-01-1390)

  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    kabotar






    یک روز ملا دست بچه ای را گرفت و به دکان سلمانی برد. به سلمانی گفت: من عجله دارم، اول سر مرا

    بتراش ، بعد هم موهای بچه را بزن. سلمانی سر او را تراشید. ملا کلاهش را بر سر گذاشت و گفت: تا

    موهای بچه را اصلاح کنی برمی گردم. سلمانی سر بچه را هم اصلاح کرد ولی خبری از آمدن ملا نشد. به ..

    بچه گفت: چرا پدرت نمی آید؟ بچه جواب داد: او پدرم نبود. سلمانی گفت: پس کی بود؟ گفت:مردی بود که

    درکوچه به من گفت بیا دونفری برویم مجانی اصلاح کنیم!



    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكرها 7

    seyed yasin (03-01-1390), نازنين زهرا (06-01-1390), نرگس منتظر (06-01-1390), آسیه سادات (16-01-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-12-1394), شکيبا (18-04-1390), عهد آسمانى (06-01-1390)

  6. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    kabotar







    روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد...

    بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.

    همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟

    ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت.

    چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را نیاورد.

    همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.

    اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.

    همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟

    ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!!




    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكرها 7

    seyed yasin (03-01-1390), نازنين زهرا (06-01-1390), نرگس منتظر (06-01-1390), آسیه سادات (16-01-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-12-1394), شکيبا (18-04-1390), عهد آسمانى (06-01-1390)

  8. #4
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض




    علت زندگی
    ملا به آشنایی گفت: راستی فلانی خبر داری رفیقمان عمرش به دنیا کوتاه بود و مرد. رفیقش گفت: نه! علت مرگش چه بود؟ ملا گفت: آن بیچاره علت زندگیش معلوم نبود چه برسد به علت مرگش.
    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩

  9. تشكرها 6

    نازنين زهرا (06-01-1390), نرگس منتظر (06-01-1390), آسیه سادات (16-01-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-12-1394), شکيبا (18-04-1390), عهد آسمانى (06-01-1390)

  10. #5
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اختلاف رنگ
    روزی مردی که موهایی مشکی و ریشی سفید داشت وارد مجلسی شد که اتفاقا" ملانصرالدین در آن حضور داشت. از ملانصرالدین درباره اختلاف رنگ میان ریش و موهای آن مرد سوال کردند. ملا جواب داد: سیاهی موی سر و سفیدی ریش او نشان می دهد که مغزش کمتر از چانه اش کار کرده است.
    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩
    ویرایش توسط عهد آسمانى : 19-12-1390 در ساعت 20:06

  11. تشكرها 6

    نازنين زهرا (06-01-1390), نرگس منتظر (06-01-1390), آسیه سادات (16-01-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-12-1394), شکيبا (18-04-1390), عهد آسمانى (06-01-1390)

  12. #6
    عضو كوشا
    نازنين زهرا آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 194      تشکر : 1,882
    1,109 در 199 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نازنين زهرا آنلاین نیست.

    gol.





    داستان دم خروس

    یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت.

    ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت:

    خروسم را بده!

    دزد گفت: من خروس ترا ندیده ام.

    ملا دفعتا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت:

    درست است که تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است چیز دیگری می گوید.



    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩

  13. تشكرها 6

    seyed yasin (08-01-1390), نرگس منتظر (06-01-1390), آسیه سادات (16-01-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-12-1394), شکيبا (18-04-1390), عهد آسمانى (19-12-1390)

  14. #7
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض




    هوای گرم
    ملانصرالدین روزگاری در شهر بغداد زندگی می کرد. بعد از مدتی از آنجا به شهر خودش بازگشت. مردم به دیدنش آمدند و گفتند: جناب ملا! بگو بدانیم آنجا چه کار می کردی؟ ملانصرالدین جواب داد: فقط عرق می کردم!
    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩
    ویرایش توسط عهد آسمانى : 19-12-1390 در ساعت 20:06

  15. تشكرها 4

    آسیه سادات (16-01-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-12-1394), شکيبا (18-04-1390), عهد آسمانى (19-12-1390)

  16. #8
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ارتفاع علم ملا
    ملا بر بالای منبر رفته بود و طبق معمول داشت اراجیف به هم می بافت. شخصی از او سوالی کرد. ملا گفت: نمی دانم. آن شخص عصبانی شد و پرسید: تو که چیزی نمی دانی برای چی بالای منبر می روی¿ ملا گفت: من به اندازه علمم تا این بالا آمده ام اگر می خواستم به اندازه جهلم بالا بروم که تا حالا به آسمان رسیده بودم.
    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩

  17. تشكرها 3


  18. #9
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نماز جمعه
    روزی ملانصرالدین سوار بر خر داشت می رفت. پرسیدند: ملا کجا می روی¿ ملانصرالدین جواب داد: می خواهم بروم نماز جمعه. گفتند: اما امروز که سه شنبه است. ملا گفت: اگر این خر بیچاره مرا تا روز جمعه به مسجد برساند شاهکار کرده است
    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩

  19. تشكرها 4

    آسیه سادات (16-01-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-12-1394), شکيبا (18-04-1390), عهد آسمانى (19-12-1390)

  20. #10
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض




    درد بی دوا
    ملانصرالدین پیش طبیب رفت و گفت: ریشم درد می کند. طبیب پرسید: چه خورده ای¿ ملا گفت: نان و یخ. طبیب گفت: همان بهتر که بمیری، چون نه دردت به درد آدمی می ماند و نه غذا خوردنت مثل آدمهاست.
    ۩*&gt;&lt;*۩  حکايت هاي شيرين ملانصرالدين ۩*&gt;&lt;*۩
    ویرایش توسط عهد آسمانى : 19-12-1390 در ساعت 20:05

  21. تشكرها 4

    آسیه سادات (16-01-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-12-1394), شکيبا (18-04-1390), عهد آسمانى (19-12-1390)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •