آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی




    آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی


    زندگی نامه آیت الله العظمی خویی به قلم خودشان

    ابوالقاسم بن علی اکبر، بن هاشم الموسوی الخوئی (رضوان الله علیهما). «رجال نویسان» به هنگامی که نوبت به نام خودشان می رسد، به نگارش شرح زندگی خود می پردازند و من نیز، اکنون که در این کتاب نوبت به نام خودم رسید، طبق روش آنان، این زندگینامه کوتاه را می نویسم:

    تولد
    من در شب 15 رجب 1317 هجری در شهر «خوی» ـ از شهرهای آذربایجان ـ به دنیا آمدم و در همانجا، در کنار پدر و برادرانم، پرورش و رشد یافتم. خواندن و نوشتن و بخشی از مقدمات را به خوبی فرا گرفتم، تا اینکه در مسئله مشروطیت، اختلاف شدید میان مردم آغاز شد و به دنبال آن، پدرم در سال 1328 هجری به نجف اشرف مهاجرت نمود و سپس من در سال 1330 هجری، به همراهی برادر بزرگترم مرحوم سید عبدالله خوئی و دیگر اعضای خانواده مان، به پدر پیوستیم.

    اساتید
    من به هنگامی که به نجف اشرف ـ دانشگاه دینی شیعه امامیه ـ رسیدم به فراگرفتن علوم ادبی و منطق پرداختم و سپس کتاب های درسی در زمینه فقه و اصول را در نزد گروهی از بزرگان خواندم که از آن جمله علامه بزرگوار، مرحوم پدرم بود. سپس برای مراحل بالاتر ـ بحث خارج ـ در دروس بزرگان مدرسین، در سال 1338 حضور یافتم که نام پنج تن از این اساتیدم را ذکر می کنم:
    1- آیت الله شیخ فتح الله، معروف به: شیخ الشریعۀ اصفهانی
    2- آیت الله شیخ مهدی مازندرانی.
    3- آیت الله شیخ ضیاء الدین عراقی.
    4- آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی.
    5- آیت الله شیخ محمد حسین نائینی.
    از دو نفر اخیر، در زمینه آموزش فقه و اصول، استفاده بیشتری نموده ام، به طوری که سالیان متمادی در نزد هر دو، دوره کامل اصول و چندین کتاب فقه را تلمذ می نمودم و در همان زمان، بحث هر یک از دو بزرگوار را بر جمعی از شاگردان حاضر در بحث، که گروهی از افاضل در میان آنها بود، تقریر و بیان می کردم. مرحوم نائینی آخرین استاد من بود که همواره در کنار وی بودم.
    من در مسئله «نقل روایت» مشایخی دارم که بر من اجازه داده اند که از کتاب های امامیه و دیگران، از آنها روایت کنم و روی همین اصل من از طرق متعدده، کتاب های چهارگانه خودمان ـ الکافی، الفقیه، التهذیب، الاستبصار ـ و همچنین کتاب های جوامع الحدیث اخیر ـ الوسائل، الوافی، البحار ـ و دیگر کتاب های اصحاب خودمان را، نقل و روایت می کنم.
    از جمله طرق من در نقل حدیث، اجازه استادم «نائینی»، از استادش «نوری» از طرقی است که در آخر کتابش «مستدرک الوسائل» معروف به «مواقع النجوم» آورده است و به خاندان عصمت و طهارت، منتهی می گردد.

    تدریس
    من بیشتر به تدریس پرداخته و بحث های بسیاری در: فقه، اصول و تفسیر داشته ام و گروه بیشماری از افاضل طلاب حوزه نجف اشرف را تربیت نموده ام. بحث های من در فقه، دو دوره کامل بحث خارج، بر مبنای کتاب «المکاسب» شیخ اعظم، شادروان انصاری بود. البته کتاب های دیگری از جمله دو دوره کامل کتاب «صلوة» را هم تدریس نموده ام. در 27 ربیع الاول سال 1377 هجری، تدریس فروع «العروةالوثقی» ـ تألیف فقیه الطائفه، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی ـ از کتاب «طهارت» را آغاز نمودم. البته قبلاً به یاری خدا کتاب «اجتهاد و تقلید» را تدریس نموده و راه درازی را در آن پیموده بودم، تا اینکه سرانجام به کتاب «اجاره» رسیدم که تدریس آن را در روز 26 ربیع الاول 1400 هـ آغاز نمودم و در ماه صفر 1401 هـ آن را به پایان رسانیدم.
    بحث های خارج اصول را شش دوره کامل مطرح ساخته ام. دوره هفتم را به علت تراکم کارهای مرجعیت، در مبحث «ضد» پایان دادم و نتوانستم ادامه بدهم.
    در ضمن سال های پیشین، بخشی از زمان را به تدریس قرآن مجید اختصاص دادم تا آنکه شرایط سختی پیش آمد و از استمرار آن بازماندم و به راستی چقدر دوست داشتم که این درس را توسعه و تکامل بخشم.
    و به هر حال خدای را سپاسگزارم که بر من نعمت تداوم تدریس را در طول این سالیان دراز، عطا فرمود و من هیچوقت، مگر در حال ضرورت، مانند مسافرت یا بیماری، آن را متوقف نساختم. مثلاً در سال 1353 هجری به زیارت خانه خدا مشرف شدم و در سال های 1350 و 1368 هـ هم به زیارت مرقد امام رضا علیه السلام مشرف شدم (که طبعاً مدتی درس ها تعطیل گردید).

    تقریرات
    گروهی از شاگردان فاضل من، درس های مرا در فقه و اصول و تفسیر، تقریر و به رشته تحریر درآورده اند که بخشی از آن ها به چاپ رسیده است که فقط فهرست آنچه را که طبع شده است، می آورم:

    ردیف نام کتاب تعداد مجلدات موضوع
    1- تنقیح العروة الوثقی 6 فقه
    2- دروس فی فقه الشیعه 4 فقه
    3- مستند العروة 3 فقه
    4- فقه العترة 2 فقه
    (این چهار کتاب، مجلدات دیگری هم دارد که هنوز چاپ نشده است)
    5- تحریر العروة 1 فقه
    6- مصباح الفقاهه 3 فقه
    7- محاضرات فی الفقه الجعفری 2 فقه
    8- الدرر الغوالی فی فروع العلم الاجمالی 1 فقه
    9- محاضرات فی اصول الفقه (دوره کامل) 5 اصول
    10- مصباح الاصول 2 اصول
    11- مبانی الاستنباط 2 اصول
    12- دراسات فی الاصول العملیه 1 اصول
    13- مصابیح الاصول 1 اصول
    14- جواهر الاصول 1 اصول
    15- الامر بین الامرین 1 اصول
    16- الرأی السدید فی الاجتهاد والتقلید 1 فقه
    17- رسالة فی تحقیق الکر فقه
    18- رسالة فی حکم اوانی الذهب فقه
    دوره ششم بحث های خارج اصول، در نوارهای خاصی ضبط شده که مانند بحث های فقهی ضبط شده، در کتابخانه ما موجود و محفوظ است.

    تألیفات
    من مجموعه تألیفاتی در تفسیر و فقه و اصول و رجال دارم که بعضی از آنها چاپ شده و بخشی هنوز به صورت مخطوط باقی مانده است. در اینجا فقط فهرست آثار چاپ شده را می آورم:
    ردیف نام کتاب تعداد مجلدات موضوع
    1 البیان فی تفسیرالقرآن 1 تفسیر
    2 اجود التقریرات 2 اصول
    3 تکمله منهاج الصالحین 1 فقه
    4 مبانی تکمله منهاج الصالحین 2 فقه
    5 تهذیب و تتمیم منهاج الصالحین 2 فقه
    6 المسائل المنتخبه 1 فقه
    7 مستحدثات المسائل 1 فقه
    8 تعلیقه علی العروة الوثقی 1 فقه
    9 رسالة فی اللباس المشکوک 1 فقه
    10 نفحات الاعجاز (در دفاع از کرامت قرآن)
    11 منتخب الرسائل 1 فقه
    12 تعلیقه علی المسائل الفقهیه 1 فقه
    13 منتخب توضیح المسائل 1 فقه
    14 تعلیقه علی توضیح المسائل (نخست بطور مستقل به چاپ رسید و سپس در متن ادغام شد)
    15 تلخیص المنتخب 1 فقه
    16 مناسک الحج 1 فقه
    17 مناسک حج (فارسی) 1 فقه
    18 تعلیقه المنهج لاحکام الحج 1 فقه
    19 معجم رجال الحدیث 22 رجال
    از این کتاب تاکنون 22 جلد چاپ شده و در ماه مبارک رمضان سال 1389 هجری، تألیف آن پایان یافته است...»

    --------------------------------------------------------------------------------
    1. معجم رجال الحدیث، ج 22، صفحه 17 ـ 21، چاپ نجف اشرف.
    آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی


  2.  

  3. #2
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خدمات اجتماعی آیت الله العظمی خوئی (قدس سره)


    آیـت اللّه الـعظمی خوئی (ره) در سلسله نور و رحمت فقاهت، فرد شاخص و چهره بسیار مـمـتـازی بـود كه دهها اثر ماندنی و بنای خیر جاودان از او به یادگار مانده است علاقه ایشان به گسترش اسلام در سطح جهان، انگیزه ای شده بود كه دهها مركز مهم اسلامی و تبلیغی در نقاط مـختلف جهان به وجود آورند این مؤسسات مراكز نشر اسلام و معاهد نشر مكتب تشیع هستند این مـراكـز در شـهرهای مذهبی قم و مشهد مقدس، اصفهان و دیگر شهرهای ایران به وجود آمده اند، آنـچـنـان كه در كشورهای هندوستان، پاكستان، عراق، لبنان و مخصوصا در انگلستان و آمریكا دو مـركـز بـسـیـار بـاشكوه و آبرومندی به وجود آورده اند و مبلغانی كه آشنا به زبانهای زنده جهان بـوده انـد، بـه مـناطق مختلف اعزام نموده اند اینك فهرست اجمالی برخی ازخدمات اجتماعی و اسلامی آن فقیه فقید نامور در اینجا به ثبت می رسد:
    1 ـ مـدیـنة العلم حوزه علمیه قم، با امكانات وسیع و خانه ها و منازل مسكونی طلاب، و كتابخانه جهت طلاب علوم دینی، به صورت شهرك علم و دانش.
    2 ـ مدرسه علوم دینی در 7 طبقه و كتابخانه معظم مشهد جهت طلاب و محصلین علوم اسلامی.
    3 ـ دارالعلم اصفهان جهت طلاب و عاشقان معارف اسلامی.
    4 ـ مجتمع امام زمان (عج) در اصفهان.
    5 ـ مـركز تبلیغی و آموزشی لندن ساختمان كامل و مجهزی كه تمام نیازمندیهای مسلمانان را در نظر دارد.
    6 ـ المجتمع الثقافی الخیری بمبئی ـ هندوستان.
    7 ـ مبره الامام الخوئی لبنان.
    8 ـ مدرسه دارالعلم نجف اشرف ـ عراق.
    9 ـ مدارس دینی بانكوك (تایلند) و داكار (بنگلادش).
    10 ـ مكتبه الثقافه و النشر للطباعه و الترجمه و التوزیع (انتشاراتی پاكستان).
    11 ـ مكتبه الامام الخوئی الاسلامی نیویورك ـ آمریكا.
    12 ـ مركز الامام الخوئی (سوانزی).
    13 ـ مدرسه دارالعلم بانكوك (تایلند).
    14 ـ مكتبه الامام الخوئی (كتابخانه بزرگ نجف اشرف ـ عراق).
    15 ـ مدرسه الامام الصادق (پسرانه) لندن ـ انگلستان.
    16 ـ مدرسه الزهرا (دخترانه) لندن ـ انگلستان.
    17 ـ مركز اسلامی امام خوئی در فرانسه.
    18 ـ مسجد و مركز اسلامی در شهر لوس آنجلس ـ آمریكا.
    19 ـ مسجد و مركز اسلامی در شهر دیترویت ایالت میشیگان آمریكا.
    20 ـ دهها بنای خیر و مركز تعلیم و تربیت در كشورهای عربی حوزه خلیج فارس.
    آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی


  4. #3
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نگاهی کوتاه بر زندگی، آثار و مبارزات آیت الله العظمی خوئی(1)


    آیت الله العظمی آقای سید ابوالقاسم موسوی خوئی در نیمه ماه رجب 1317 هـ ق در شهر خوی ـ در آذربایجان غربی ـ در یک خانه علم و تقوا، فضیلت و روحانیت به دنیا آمد. پدر بزرگوارش مرحوم آیت الله آقا سید علی اکبر خوئی از علمای برجسته و از شاگردان مرحوم آیت الله مامقانی در نجف بود که پس از فراغت از تحصیل به زادگاه خود بازگشته و به ارشاد مردم و تبلیغ دین اشتغال داشت، ولی پس از آغاز حرکت مشروطیت زادگاه خود را به عزم سکونت در نجف ترک گفت و پس از دو سال آیت الله خوئی به همراه برادر خود در نجف به پدر پیوست و در آنجا اقامت گزید. آیت الله خوئی به هنگام ورود به نجف سیزده سال بیشتر نداشت و در مدت کوتاهی آموزش ادبیات عرب و منطق و سطوح عالی را به پایان رساند و در حدود بیست سالگی شایستگی آن را یافت که در درس خارج استاد بزرگ حوزه نجف یعنی مرحوم آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی، حاضر شود و به همین دلیل وی را در سال 1338 هجری قمری، در جرگۀ شاگردان آن مرد بزرگ می بینیم.
    آیت الله خوئی از اساتید و مشایخ بزرگ خود در فقه و اصول در کتاب «معجم رجال الحدیث» چنین یاد می کند:
    من در نزد اساتید و مشایخ زیادی علم و دانش فرا گرفته ام ولی در میان آنها پنج نفر را نام می برم که عبارتند از:
    1-آیت الله شیخ فتح الله معروف به شیخ الشریعه اصفهانی (متوفی 1338 هـ ق).
    2-آیت الله شیخ مهدی مازندرانی
    3-آیت الله شیخ ضیاء الدین عراقی (1289 ـ 1361).
    4-آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی (1296 ـ 1361).
    5-آیت الله شیخ محمد حسین نائینی (1273 ـ 1355).
    من از دو استاد اخیر بیش از همه استفاده کرده ام. نه تنها در درس آن دو حاضر می شدم بلکه درس آنان را برای دیگران تقریر می نمودم و در جلسه تقریر، گروهی از فضلا شرکت می کردند. مرحوم نائینی آخرین استاد من است که تا آخر عمر ملازم محضر او بودم و از وی اجازه روایت نیز دریافت کرده ام. او به من اجازه داد که کتب اربعه را از ایشان نقل کنم که ایشان نیز از شیخ خود محدث نوری (1254 ـ 1320) و او از شیخ انصاری نقل می کرده اند و طریق شیخ انصاری در نقل روایات واضح است.


    دیگر اساتید
    علاوه بر اساتید و مشایخ در فقه و اصول، آیت الله خوئی در نزد مشایخ و اساتید دیگری به تلمذ علوم و فنون دیگر اسلامی پرداخته است که به نام چند نفر از آنها اشاره می کنیم:
    1ـ آیت الله شیخ محمد جواد بلاغی (1282 ـ 1352 هـ) وی استاد علم کلام عقاید و تفسیر بود و در عصر خود در حوزه نجف اشرف بی نظیر به حساب می آمد. آثار علمی ایشان در پاسخ مسیحیان و مادیگرایان همچنان مورد استفاده اهل تحقیق است و مرحوم آیت الله خوئی در علم کلام و عقاید و تفسیر، از شاگردان برجسته این استاد بزرگ به شمار می روند.
    2ـ آیت الله سید ابوتراب خوانساری. وی در علم رجال و درایه تبحر خاصی داشت و در حوزه علمیه نجف، طلیعه دار این علم به شمار می رفت و یکی از اساتید مرحوم آیت الله خوئی در این رشته از علوم اسلامی است.
    3ـ آیت الله سید ابوالقاسم خوانساری که ریاضی دان عصر خود بود و در ریاضیات عالی، استاد آیت الله خوئی محسوب می شود.
    4ـ آیت الله سید حسین بادکوبه ای که استاد بلامنازع فلسفه و عرفان در نجف اشرف بود و آیت الله خوئی دو رشته مزبور را در نزد وی آموخته است.
    5ـ آیت الله سید علی قاضی. عارف و سالک عصر، که شاگردان ممتازی را پرورش داد و بی شک نقش عمده و اساسی در مراحل سیر و سلوک آیت الله خوئی به عهده داشت...
    ... در اینجا باید گفت که آیت الله خوئی وقتی وارد نجف اشرف شد در واقع یک نوجوان 14 ساله بود که به خواندن مقدمات و سطوح پرداخت ولی از همان آغاز، نبوغ و ذکاوت در سیمای وی آشکار بود و در محافل علمی حوزه، این نوجوان به عنوان یک طلبه فاضل، خوش فهم، تلاشگر و کوشا، جلوه نمود و به حسن شهرت و فوق العاده بودن، معروف شد. به نوشته یکی از علما : او از سه قوه و استعداد روحی فوق العاده برخوردار بود که کمتر این سه قوه در یک فرد جمع می شوند:
    1-فهم و هوش و دریافتن مطالب به صورت صحیح.
    2-حفظ و ضبط مطالب بدون آنکه با مرور زمان فراموش شود.
    3-تصرف و موشکافی در مطالب و در نتیجه: نوآوری.
    مرحوم آیت الله العظمی خوئی از دوران جوانی به نبوغ و استعداد فوق العاده و حفظ و ضبط و تصرف و ابتکار و نوآوری معروف بود و همین سه عامل بود که در سنین سی سالگی او را جزء مدرسان «خارج» ساخت تا آنجا که شاگردان آن مرحوم می گویند: وی از سال 1350 هـ ق بحث خارج را آغاز نمود که در آن گروهی از فضلا شرکت می کردند. و این حکایت از این دارد که آن مرحوم چه اندازه جودت فهم و استعداد عالی داشته و چه قدر در تحصیل علم و دانش ساعی و کوشا بوده که توانسته است در جوانی به درجه رفیع اجتهاد مطلق نایل شود و بر عالیترین کرسی تدریس حوزه علمیه نجف، تکیه بزند.
    بی مناسبت نیست در اینجا اشاره شود که دوران تحصیل آیت الله خوئی، همراه با رفاه و آسایش و تأمین وسائل زندگی مختصر مادی طلبگی نبوده بلکه ایشان، مانند دیگر طلاب و محصلین حوزه های علمیه، و مراجع عظام، دوران طلبگی و تحصیل را با سختی و عسرت گذرانیده و حتی با قبول «نماز استیجاری» و یا انجام «زیارت نیابتی» هزینه تحصیل و زندگی خود را تأمین می کرده است.
    در میان اسناد خانوادگی ما، سندی از هفتاد و دو سال پیش ـ یعنی در همان اوج شکوفائی تحصیل و تدریس و اجتهاد آیت الله خوئی ـ وجود دارد که نشان می دهد که ایشان با قبول انجام زیارت، بخشی از هزینه تحصیل خود را تأمین می کرده است... قبوض موجود از مرحوم آیت الله ممقانی و سپس از طلاب فاضل آن دوران، نشان می دهد که علیرغم ادعاهای دشمنان یا معاندان، تحصیل علوم اسلامی هیچگاه با رفاه و منظورهای مادی و دنیوی همراه نبوده است...
    بهرحال: آیت الله العظمی خوئی از همان زمان جوانی کرسی تدریس خارج را در حوزه علمیه نجف در اختیار داشت و تا این اواخر هم، علیرغم اشتغالات مرجعیت، همچنان کار اصلی او تدریس، تألیف و تربیت شاگردان برجسته در علوم اسلامی، بوده است.
    آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی


  5. #4
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نگاهی کوتاه بر زندگی، آثار و مبارزات آیت الله العظمی خوئی(2)

    ویژگی ها و آثار علمی
    هر مرجعی در زندگی خویش ویژگی هایی دارد و این مرجع عالیقدر، علاقه بیشتری به تدریس و تألیف و تربیت استاد و فقیه داشته است، از این جهت می بینیم که در این مدت 70 سال (1340 ـ 1410 هـ ق) که قدرت و توانائی تدریس داشت، صدها مجتهد مطلق و استاد ارزنده که هر یک می تواند حوزه فقهی شیعه را اداره نماید، در حوزه خود پرورش داد و هم اکنون عده ای از آنان در نجف و بلاد عراق و ایران و لبنان و پاکستان و کشورهای دیگر عهده دار وظائف سنگین هستند و برخی از آنان چون شهید آیت الله سید محمد باقر صدر به درجه رفیع شهادت نایل آمدند و غالب آنان دروس استاد خویش را به رشته تحریر در آورده اند که شرایط حاکم بر عراق اجازه طبع اغلب آنها را نداده است. اما در عین حال، در قلمرو «اصول» و «فقه» از این استاد بزرگ آثار زیادی چه به قلم خویش و چه به قلم شاگردانش منتشر شده که بدون اغراق باید گفت که در تاریخ مرجعیت شیعه بی نظیر است.
    اینک، به بررسی اجمالی بخشی از آثار گرانبها، تقریرات و تألیفات ارزشمند این مرجع بزرگوار می پردازیم:
    1ـ التنقیح: تقریر استاد، شیخ علی غروی تبریزی، از دروس آیت الله العظمی خوئی است
    2 ـ مستند العروة الوثقی: نگارش استاد حاج شیخ مرتضی بروجردی.
    این کتاب نیز تقریرات استاد اعظم آیت الله خوئی به موازات کتاب «التنقیح» است، ولی چون مباحث مربوط به اجتهاد و تقلید و طهارت در کتاب «التنقیح» آمده است، وی انتشار تقریرات خود را از کتاب «صلاة» آغاز نموده است
    3ـ معتمد العروة الوثقی: نگارش استاد سید رضا خلخالی.
    4 ـ مبانی العروة الوثقی: از فرزند آن فقید سعید آقا سید محمد تقی است که درس های فقهی والد خود را درباره «نکاح»، «مساقات»، «مضاربه»، «مزارعه»، «غصب» و... در چهار جلد به نام فوق، منتشر ساخته است.
    5 ـ فقه الشیعه: از سید مهدی خلخالی. تقریرات درس استاد خود را در مباحث مربوط به «اجتهاد و تقلید و طهارت» و... در 5 جلد منتشر ساخته است.
    6 ـ منهاج الصالحین: یک دوره متن فقهی است که به قلم خود حضرت آیت الله العظمی خوئی است و تاکنون چندین بار در دو مجلد، به زیور طبع آراسته شده است.
    7 ـ تکملة المنهاج: این کتاب حاوی مسائلی است که در منهاج الصالحین نیامده است.
    8 ـ مبانی التکملة: در این کتاب، مسائل «تکمله المنهاج» به صورت استدلالی مطرح شده و قسمتی از احکام مربوط به «حدود و دیات و قضا و شهادات» که متن آنها در منهاج الصالحین نیست، نقل شده است.
    9 ـ حاشیه العروة الوثقی: در این کتاب حواشی معظم له، به طور مستقل با متن عروه الوثقی، چاپ شده است.
    10 ـ مصباح الفقاهه: در احکام مکاسب و بیع و خیارات، نگارش استاد شیخ محمد علی توحیدی در 7 جلد ـ مرحوم توحیدی در ماه مبارک رمضان 1395 هـ در قم به رحمت حق پیوست ـ
    11 ـ فقه العترة: در دو جلد.
    12 ـ تحریر العروة.
    13 ـ محاضرات فی الفقه الجعفری: در دو جلد.
    14 ـ الدرر الغوالی فی فروع العلم الاجمالی.
    15 ـ الرأی السدید فی الاجتهاد و التقلید.
    16 ـ رسالة فی تحقیق الکر.
    17 ـ رسالة فی حکم اوانی الذهب.
    البته ما در اینجا، تنها به بخشی از کتب فقهی که به قلم خود استاد بزرگ یا به واسطه اصحاب درس ایشان تحریر یافته، اشاره کردیم و یک نظر کوتاه بر این فهرست، ما را با عظمت خدمت و شدت علاقه ایشان به فقه و تربیت فقیه، آشنا می سازد. مجلدات چاپ شده از آثار ایشان بالغ بر 50 جلد می باشد و اگر ما فهرست کتاب هایی را که پیرامون فقه به قلم خود این فقیه نوشته شده یا به وسیله شاگردان او نگارش یافته اما تاکنون به زیور طبع آراسته نشده، بر این رقم بیفزاییم، فکر و اندیشه از عظمت کار او به شگفت در خواهد آمد!.
    ***
    ... البته در قلمرو مسائل فقهی بالغ بر 50 اثر از آن مرجع بزرگ منتشر شده است ولی در مباحث اصول نیز آثار زیادی از آن استاد بزرگ به یادگار مانده است... و آن بزرگوار در علم اصول نادره دوران بود. اسامی بعضی از آن آثار به قرار ذیل است:
    1ـ اجود التقریرات، در دو جلد، مرحوم آیت الله العظمی خویی در این کتاب دروس استاد خویش مرحوم علامه نائینی را در علم اصول به رشته تحریر درآورده و هر دو جلد آن به نظر استاد رسیده و در بیروت چاپ شده است و اخیراً جلد اول آن با یک رشته تعلیقات از مؤلف، در تهران تجدید چاپ گردیده است.
    2ـ محاضرات فی اصول الفقه، نگارش شیخ محمد اسحاق فیاض.
    3ـ مصباح الاصول، نگارش سید سرور بهسودی که مباحث عقلی را در سه جلد منتشر نموده است.
    4ـ مبانی الاستنباط، در 4 جلد، حاوی مباحث عقلی
    5ـ مصابیح الاصول در یک مجلد، نگارش سید علاءالدین بحرالعلوم است که قسمتی از مباحث الفاظ در آن آمده است و اجزاء دیگر آن به صورت خطی باقی است.
    6ـ دراسات فی الاصول العملیه، در یک جلد، تألیف سید علی شاهرودی.
    7ـ جواهر الاصول، در یک جلد.
    آیت الله فقید در معجم الرجال الحدیث از این دو کتاب نام برده است.
    تا اینجا ما با بخشی از آثار به جا مانده از آن استاد بزرگ در علم اصول آشنا شدیم، و هرگاه اسامی آنچه که از خود آن فقید یا از شاگردانش نگارش یافته و منتشر نشده است بر آن بیفزاییم، عظمت کار ایشان در بسط این علم بیشتر جلوه می کند.
    آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی


  6. #5
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نگاهی کوتاه بر زندگی، آثار و مبارزات آیت الله العظمی خوئی(3)

    آثار دیگر
    1ـ البیان فی تفسیر القرآن و: نفحات الاعجاز
    در تاریخ مرجعیت شیعه، افراد معدودی را می بینیم که در عین تبحر در فقه و اصول، در دیگر فنون اسلامی نیز متخصص بوده اند مثلاً شیخ بزرگوار شیعه مرحوم مفید، در حالی که فقه شیعه را به صورت جالب تنظیم کرد و پایه های آن را از نظر اجتهاد استوار ساخت، در قلمرو کلام متکلمی بی نظیر و در میدان حدیث، محدث ماهر و در عرصه تاریخ، مورخ توانائی است و کتاب های او در رشته های مختلف نشانه نبوغ و جامعیت اوست و در عین حال، زعامت شیعه را بر عهده داشت.
    این نمونه از مراجع، در تاریخ شیعه کم نبوده اند و نمونه های دیگری به چشم می خورند. در عصر ما حضرت آیت الله العظمی آقای خویی، در حالی که متخصص فقه و اصول بود و متجاوز از نیم قرن کرسی تدریس این دو رشته را در حوزه نجف در اختیار داشت، از دیگر علوم و فنون نیز غفلت نورزیده و دارای اطلاعات وسیع و جامعی بود. در دوران جوانی ایشان که تبلیغات مسیحیان بر ضد اسلام و قرآن در کشورهای عربی در حال افزایش بود کتابی به نام «نفحات الاعجاز» نوشته و از حریم قرآن با قاطعیت کامل، دفاع نموده اند.
    مرحوم آیت الله العظمی خوئی روزگاری احساس کرد که حوزه نجف، به صورت دانشکده فقه و اصول درآمده و سایر رشته های علوم به خصوص علوم قرآنی و مسائل تفسیری مورد توجه طلاب و فضلا قرار نمی گیرد. بدین جهت در سال 1370 هجری قمری درسی به عنوان تفسیر و علوم قرآن دایر نمود که نخستین اثر آن کتاب «البیان فی تفسیر القرآن» است که به طور مکرر چاپ شده و منتشر گردیده است. این اثر گرانبهای استاد، یکی از مصادر علاقمندان علوم قرآنی و تفسیر است و به حق شایسته بود استاد فقید این تألیف را تا آخر قرآن ادامه دهد. در این جلد هرچند مقدمات علوم قرآن به صورت وسیع مورد بررسی قرار گرفته ولی از تفسیر قرآن تنها به تفسیر سوره مبارکه حمد اکتفاء شده است و از نظر علوم قرآنی در چهار موضوع تحقیق شایان توجهی انجام یافته است:
    الف ـ بخش اعجاز قرآن از دیدگاه های مختلف که در نوع خود، کار ابتکاری بوده است و هرچند بخشی از آنها را استاد وی شیخ محمد جواد بلاغی (1282 ـ 1352) در کتاب ارزشمند «آلاء الرحمن» آورده است، ولی شاگرد بافضیلتش بسیاری از آنها را پرورانده و در بخشی نوآوری های زیبائی دارد.
    ب ـ مسأله تحریف قرآن! که دشمنان آن را به شیعه نسبت داده اند، استاد از نظر تاریخ جمع آوری قرآن، به این حقیقت رسیده است که در قرآن به هیچ نحو کاستی و فزونی رخ نداده و نمی توانست رخ دهد و به شبهاتی که در این باره معاندان و کوته فکران مطرح می کنند، به خوبی پاسخ داده و سرانجام ثابت نموده است که قرآن در زمان خود پیامبر اکرم جمع آوری شده است.
    ج ـ مسأله ناسخ و منسوخ... افراط گران در قرآن به نسخ فراوان قائل شده و از این طریق از عظمت آن کاسته اند، استاد با تبحری که در مسائل تفسیری و فقهی دارند 36 آیه را که در آنها ادعای نسخ شده، مطرح کرده و ثابت نموده اند که نسخ در آنها راه نیافته است.
    د ـ مسأله قراءات سبع که توجه بسیاری از قاریان قرآن را به خود مشغول ساخته و به جای امعان نظر و دقت در قرآن به فراگیری اختلاف قراءات پرداخته اند، معظم له ثابت نموده که قراءات سبع، فاقد سند معتبر می باشد.
    با توجه به چنین بحث های ابتکاری، شایسته بود که حضرت استاد، همین کار علمی را ولو به وسیله شاگردان خود به گونه ای استمرار می بخشید و خود نیز البته به آن علاقه وافر داشت ولی حوادث روزگار اجازه اتمام کار را نداد و خود آن مرحوم نیز از توقف این کار، اظهار تأسف کرده و می گوید: «... الی ان حالت ظروف قاسیه دون ما کنت ارغب فیه من اتمام وکم کنت اوُدّ انتشار هذاالدرس و تطویره»2
    2ـ معجم رجال الحدیث
    علم رجال، ـ یعنی شناسایی راویان حدیث از نظر وثاقت و اتقان روایت ـ این علم یکی از ارکان اجتهاد است و از زمان ائمه اطهار مورد توجه یاران آنان بوده و کتاب هایی در این باره تألیف کرده اند. حسن بن محبوب (150 ـ 224 هـ ق) که از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) بود کتابی به نام «المشیخه» نوشته و در اختیار محدثان آن عصر قرار داده است و این علم پیوسته از زمان امامان تا به امروز راه تکامل خود را پیموده و طبق نقل محقق خبیر مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی در کتاب «مصطفی المقال» قریب (500) اثر رجالی به صورت های مختلف از طرف علمای شیعه نوشته شده است.
    دانشمندان رجالی در تنظیم مطالب این علم، یکی از دو راه را پیموده اند:
    1 ـ نگارش اسامی رُوات به صورت الفبائی. در این روش فقط انسان راویان و خصوصیات آنها را می شناسد ولی طبقه او در حدیث به روشنی شناخته نمی شود.
    2 ـ نگارش رجال به صورت طبقات، در این روش، رجال به صورت طبقات نوشته می شوند، یعنی هر نسل از راویان به عنوان یک طبقه، مورد بررسی قرار می گیرد.
    مرحوم آیت الله العظمی خوئی کتاب «معجم رجال الحدیث» را در 23 جلد منتشر ساخته و تاکنون دو بار به زیور طبع آراسته شده است و اساس آن را طبقات تشکیل می دهد. او هر چند از روش شیخ طوسی که امام هر عصر را محور طبقه قرار داده، پیروی نکرده و همچنین از اینکه راویان حدیث را از نظر تاریخ وفات طبقه بندی کند، صرف نظر نموده و همه روات را به صورت الفبائی ذکر کرده است، ولی ابتکاری که در آن به خرج داده اینست:
    اولاً: همۀ مشایخ و تلامیذ راوی با ذکر محل روایت از قبیل باب و جلد و صفحه را می آورد و از این طریق مراجعه کننده مشایخ و تلامیذ هر راوی را به خوبی می شناسد و ثانیاً تعداد روایت هر راوی را با ذکر جایگاه از نظر کتاب و جلد و باب یادآور شده و انسان از این طریق به مقام علمی راوی واقف می شود و چه بسا راوی حدیث است که بیش از یک حدیث یا چند حدیث انگشت شمار از معصوم نقل نکرده است، ولی در این میان راویانی هم هستند که هزاران حدیث از پیشوایان معصوم نقل کرده اند و مسلماً این نوع از راویان متخصص حدیث بوده اند، در حالی که راویان نوع اول، نقل حدیث برای آنها جنبه اتفاقی داشته است.
    و ثالثاً: به اختلاف نسخه ها اشاره کرده و احیاناً اغلاط آنها را هم در ضمن فصلی یادآور شده است و بدین وسیله خدمت بزرگی به کتب حدیث به ویژه کتب اربعه شیعه نموده است... 3
    ***
    اینها، نمونه هایی از کتب و آثار علمی مرحوم آیت الله خوئی است اما اسامی بعضی دیگر از آثار ایشان که هنوز چاپ نشده اند، عبارتند از:
    1ـ أضاءة القلوب 2 ـ فقه القرآن علی المذاهب الخمس 3 ـ فهرست جامع الشتات 4 ـ ازاله المحادة عن ملک المنافع المتضاده 5 ـ أثارة العقول 6 ـ قاعدة التجاوز 7 ـ تعارض الاستصحابین 8 ـ رساله فی الخلافه.
    آنچه گفته شد قطره ای از دریای وجود علمی آیت الله خوئی است.
    البته ضیاء پرتو افکار نوین و پرفروغ وی در آثار نفیس علمی او چون فقه و اصول و تفسیر و رجال خلاصه نمی گردد، بلکه شعاع تجلیات افکار این وحید عصر در تلامذه برجسته و شاگردان مکتب وی بیشتر مشهود است، که یکی از بزرگان به گوشه ای از آن چنین اشاره می کنند:
    «... شخصیتی که متجاوز از نیم قرن، خورشیدوار در آسمان عالم اسلام نورافشانی می نمود و در مکتب علم و فقاهت و تربیت او هزاران عالم و مدرس پرورش یافته اند... حضرت آیت الله خوئی در عصر حاضر الحق افتخار دنیای اسلام و جهان تشیع و ستاره درخشان علم و فقاهت بودند آثار ممتاز علمی ایشان در فقه و اصول و رجال و تفسیر مورد استفاده علمای اعلام و حوزه های علمیه بوده و خواهد بود...»

    منبع: مرکز بررسی های اسلامی
    --------------------------------------------------------------------------------
    1 . مکتب اسلام، شماره 6 سال 32، مورخ مهرماه 1371، صفحه 17.
    2 . معجم الرجال الحدیث، ج 22، ص 19.
    3 . مکتب اسلام، شماره 6 سال 32
    آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی

  7. تشكرها 2


  8. #6
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نظر آیت الله العظمی روحانی (دام ظله ) درباره آیت الله العظمی خوئی (قدس سره)


    در این بخش پاسخ آیت الله العظمی روحانی به دو سوال درباره شخصیت آیت الله العظمی خوئی (اعلی الله مقامه) را می خوانیم.

    سوال: نظرتان درباره شخصیت برجسته و ممتاز آیت الله العظمی خوئی (رحمة الله تعالی علیه) چیست؟
    باسمه جلت اسمائه؛ ایشان در عرصه علم و فقاهت شخصیتی بی مانند است و سخن یکی از بزرگان درباره ایشان کاملا صدق می کند: هو أستاذي وأستاذ كل من يحفظ عنه العلم في القرن الأخير؛ به طور موجز و مختصر عرض می کنم که ایشان اعلم فقها از عصر غیبت تا کنون است و حداقل من کسی را اعلم از او نمی دانم؛ با این تفاسیر ایشان یقینا از مصادیق این روایت شریفه است: «من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدينه مخالفاً لهواه مطيعاً لأمر مولاه فللعوام أن يقلدوه».خداوند ایشان را رحمت کند و با اجداد طاهرینش محشور نماید.


    محمد صادق حسینی روحانی
    پنجم جمادی الاولی سال 1423 ه

    سوال: آیا این سخن شما که آیت الله العظمی خویی را افضل علما از عصر غیبت تا کنون دانسته اید، مبالغه نیست؟ آیا می توانیم ایشان را اعلم از شیخ انصاری، شیخ مفید، میرزای شیرازی و شهیدین {شمس الدين محمد بن مكي مشهور به شهيد اول و زين الدين بن علي معروف به شهيد ثاني} و سایر علمای بی همتای دین بدانیم؟
    باسمه جلت اسمائه؛ ایشان بی تردید از شیخ انصاری اعلم است، و اما شیخ اعظم اگر چه در اصول عملیه و مکاسب اعلم است اما در سایر مسائل فقهی چنین نیست، این مساله بر کسی که کتب فقهی وی (طهارت، زکات، خمس و مباحث دیگر) را دیده باشد، پوشیده نیست.

    محمد صادق حسینی روحانی
    یازدهم جمادی الاولی سال 1423هـ
    آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی

  9. تشكرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •