معرفی پير غلام حضرت سيد الشهداء مرحوم محمد کوثری زاده سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
معرفی پير غلام حضرت سيد الشهداء مرحوم محمد کوثری زاده
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    shamee معرفی پير غلام حضرت سيد الشهداء مرحوم محمد کوثری زاده




    مرحوم سید محمد کوثری زاده (کوثری)

    محل تولد:قم-محله چهل دختران

    زمان تولد:۱۳۰۷

    زمان فوت:۳/۷/۱۳۷۷

    شغل:تبلیغ دینی در قالب مداحی

    تحصیلات:پنجم ابتدایی و تحصیلات حوزوی

    محل دفن:بقعه شهید عراقی(حرم حضرت معصومه)

    دلیل فوت:همزمانی نارسایی کلیه و سکته قلبی

    هیئت های ثابت:تکیه شاه خراسان و تکیه شادقلی قم،حسینیه دلریش،صنف لباس فروشان(تهران)،حسینیه جماران

    استادان:آیت الله شیرازی و آیت الله ملا علی کنی(علوم دینی)

    منبع:www.3noqte.com
    معرفی پير غلام حضرت سيد الشهداء مرحوم محمد کوثری زاده

  2. تشكرها 3


  3.  

  4. #2
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض





    گزیده ای از زندگی نامه رسول دادخواه خیابانی ملقب به رسول ترک

    در روز ۵ اسفند سال ۱۲۸۴ شمسی، در محله قدیمی خیابان در شهر تبریز، فرزند مشهدی جعفر

    hajrasul و آسیه خانم یعنی رسول چشم به جهان گشود. آسیه خانم یکی از گریه کنان روضه امام حسین (ع)، با عشق و محبتی که به مولا داشت فرزند خود را بزرگ کرد ولی بازیهای روزگار از رسول، جوانی خلافکار و لاابالی بارآورد. بعد از سنین بیست و چهار پنج سالگی، رسول شهر و دیار خود را رها کرد و به تهران آمد. از آنجایی که رسول آذری زبان بود در تهران به رسول ترک شهرت یافت. یکی از شبهای دهه اول محرم بود و رسول ترک دهانش را از نجاستی که خورده بود با آب کشیدن به خیال خود پاک کرد چرا که باز می خواست به همان هیأتی برود که شبهای گذشته نیز در آن شرکت داشت.

    ولی این بار گویا فرق می کرد. پچ پچ مسئولان هیأت که با نیم نگاهی او را زیر نظر داشتند برایش ناخوشایند بود. رسول یکی از قلدرهای شروری بود که حتی مأموران کلانتریهای تهران از اینکه بخواهند با او برخورد جدی داشته باشند بیم و هراس داشتند. می شود گفت که رسول از انجام هیچ گناهی مضایقه نکرده بود و این به زعم هیأتی ها که او در مجلسشان بود، گران تمام می شد. بالاخره یکی از میان آنها برخواست و در مقابل رسول قد راست کرد و در برابر لبخند رسول، از او با لحنی تند خواست که ازمجلس بیرون رود. رسول ساکت بود و فقط با ناراحتی به حرفهای او گوش می داد. خیلی ناراحت و عصبانی شد ولی چیزی نمی گفت. همه جا را سکوت فراگرفته بود. به گمان بعضی ها و طبق عادت رسول می بایست دعوایی راه می افتاد اما او بدون هیچ شکایتی و با دلی شکسته آنجا را ترک کرد و رو به سوی خانه حرکت کرد.
    هرچند رسول آدمی بسیار قلدر و شرور بود ولی اعتقادش به آقاامام حسین (ع) به اندازه ای بود که به او اجازه نمی داد تا از خادمان حسینی (ع) کینه و عقده ای به دل بگیرد و دعوا کند. آن شب نیز مثل شبهای دیگر گذشت. صبح خیلی زود بود و هنوز شهر هیاهوی روزانه خود را شروع نکرده بود که در یکی از خانه ها باز شد و مردی بیرون آمد. از حالتش پیدا بود که برای انجام امری عادی و روزمره نمی رود. او به سوی خانه رسول ترک می رفت. به جلوی درخانه رسید و شروع به در زدن کرد. رسول با شنیدن صدای در، خود را به پشت در رساند و در را باز کرد. پشت در کسی را می دید که به طور ناخودآگاه نمی توانست از او راضی باشد، بله، حاج اکبر ناظم مسئول هیأت دیشبی بود. همان هیأتی که رسول دیگر حق نداشت به آنجا برود. اما برخورد گرم و صمیمی حاج اکبر حکایت از چیز دگیری داشت. بعد از کلی معذرت خواهی، از رسول خواست تا در شبهای آینده در جلسات آنها شرکت کند اما چرا؟ مگر چه شده؟ ناظم دیگر بیش از این نمی خواست توضیح دهد ولی اصرار رسول پرده از رازی عجیب برداشت.
    معرفی پير غلام حضرت سيد الشهداء مرحوم محمد کوثری زاده

  5. تشكرها 2

    ملکوت (09-01-1390), عهد آسمانى (09-01-1390)

  6. #3
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض





    مرحوم حاج اکبر ناظم در شب گذشته در عالم خواب دیده بود که در شبی تاریک در صحرای کربلاست. او تصمیم می گیرد که به طرف خیمه های امام حسین (ع) برود ولی متوجه می شود که سگی در حال پاسبانی از آنجاست و به هیچ کس اجازه نزدیک شدن به آن خیمه ها را نمی دهد. ناظم زمانی که می خواهد به آنجا نزدیکتر شود، سگ به او حمله می کند. وقتی که می خواهد خود را از چنگال آن سگ رها کند متوجه منظره ای عجیب می شود، بله، چهره آن سگ همان چهره رسول ترک بود. مسئول پاسبانی از خیمه ها ی امام حسین (ع) را رسول ترک برعهده داشت.
    این همان چیزی بود که در رسول انقلابی عظیم ایجاد کرد و به یکباره از رسول ترک، حربن یزید ریاحی دیگری ساخت. بله، رسول به یکباره اسیر زلف یار شده بود و دیگر هر چه بر زبان می آورد شهد و شکری سوزان بود؛ دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند او از آن روز به بعد یکی از شیداترین و دلسوخته ترین دلداده ها و ارادتمندان به امام حسین (ع) می شود به گونه ای که هر سخنی که از او درباره آقا بیرون می آمد، هر شنونده ای را گریان و منقلب می ساخت و از این رو به حاج رسول دیوانه شهرت یافت و داستانهای شگفت انگیزی از او نقل می شود که ارادت او را به این خاندان عزیز اثبات می کند.

    سرانجام در شب نهم دی ماه سال ۱۳۳۹ شمسی مصادف با پانزدهم رجب سال ۱۳۸۰ قمری درحالی که او حاج اکبر ناظم را بر بالین خود می بیند با گفتن مکرر »آقام گلدی ، آقام گلدی« روح بزرگش از بدنش خارج و به دیار باقی می شتابد. جنازه مطهرش را در قم، در کنار تربت پاک خانم فاطمه معصومه (س) در قبرستان حاج آقای حائری (قبرستان نو) به خاک می سپارند. روحش همنشین ابدی مولایش باد.
    معرفی پير غلام حضرت سيد الشهداء مرحوم محمد کوثری زاده

  7. تشكرها 2

    ملکوت (09-01-1390), عهد آسمانى (09-01-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •