وحشتناك ترين جنايت شيميايي عراق در فاو رخ داد سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
وحشتناك ترين جنايت شيميايي عراق در فاو رخ داد
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,609 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    kabotar. وحشتناك ترين جنايت شيميايي عراق در فاو رخ داد





    گفتگوی مشروح با جانباز70 درصد شيميايي "فريدون بقا دشتكي "


    اين جانباز شيميايي مي گويد: غيرت اسلامی و عشق به وطن مرا به جبهه هاي نبرد كشاند. باید به دشمن نشان می دادیم كه ما ایستاده ایم و قادر به جنگيدن و دفاع از ناموس و كشورمان هستيم.


    نام: فريدون بقا دشتكي
    تاريخ و محل تولد: تيرماه 1345- شيراز
    تاريخ اولين اعزام: 18/8/64- شيراز
    تاريخ ومحل مجروحيت شيميايي:23/11/64- منطقه فاو- عمليات والفجر8
    درصد مجروحیت: 70درصد
    مدت حضور در جبهه:18ماه

    در زير گفتگوي اختصاصي این جانباز سرافراز را با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی مي خوانيد.
    درمورد نحوه اعزامتان به جبهه برايمان بگوييد؟

    آبانماه سال 1364 تصميم گرفتم به جبهه بروم. دوره آموزشي را به مدت 2ماه در پادگان "احمدبن موسي (ع)" در شيراز گذراندم. پس ازآن به گردان امام علي (ع) در لشگر19فجر پيوستم. من بيسيم چي بودم. حدود3ماه در جبهه بودم كه در عمليات والفجر8 در فاو مصدوم شيميايي شدم.

    چگونگی شيميايي شدنتان را برايمان شرح دهيد؟
    روز بيستم بهمن بود كه عمليات والفجر 8 شروع شد. در آستانه فتح فاو بودیم. منتظر بوديم تا هوا تاريك شود، تا عمليات نهايي را انجام دهيم. موقع اذان ظهر بود كه دشمن شروع به بمباران شيميايي كرد.
    از ظهر آن روز تا حوالی عصر مرتباً منطقه بمباران می شد. هوا آنقدر آلوده بود كه فيلترهاي ماسك هم جوابگونبود. دشمن وحشتناك ترين جنايت شيميايي اش را در فاو انجام داد كه باعث شهادت و زخمي شدن تعداد زیادی از رزمندگان ايراني شد.

    نحوه مجروحيت شما چگونه بود؟

    یکی از بمبهای شيميايي در 3متري ما اصابت كرد و گودال بزرگی ایجاد کرد.هوا از گازهاي شيميايي پرشده بود.هنگام عصر بود كه توانستيم خودمان را به كنار اروند رود برسانيم،همان موقع بيهوش شدم. ما را روي قايقی سوار كردند و به آن طرف آب آوردند. چيززيادي متوجه نشدم.
    بعد از آنکه به هوش آمدم، بالافاصله دچار حالت تهوع و سرگيجه شدم. بدنم شروع به تاول زدن كرد و چشمانم بينايي خودش را از دست داد. تقریباً هیچ چیز را نمی دیدم.اثرات سوختگي روي بدن وصورتم نمايان شده بود.
    فقط به ياد دارم كه ما را به حمام آب سرد فرستادند وبدنمان را شستيم. باز هم بیهوش شدم و وقتي چشمانم را گشودم، متوجه شدم كه در بيمارستان لبافي نژاد تهران هستم. باور كردنش براي خودم سخت بود چون چند روز را در حال بيهوشي سپري كردم.»

    از مراحل درمان مصدومیت تان برايمان بگوييد؟

    تمام بدنم تاول هاي بزرگی زده بود. چشمانم بينايي اش را از دست داده بود و تنگي نفس، مشكل ريه و سرفه هاي شديد، سوزش پوست و... از جمله عوارض جسماني من در بيمارستان بودند. چند روزي در اين بيمارستان تحت مداوا بودم كه مرا به آلمان اعزام كردند.

    به مدت 4ماه در بيمارستانی در کشور آلمان تحت نظر پزشكان بودم.ارديبهشت سال 65بود كه حالم رو به بهبود گذاشت و بينايي ام را دوباره بدست آوردم و مي توانستم كم كم شروع به راه رفتنم كنم.
    حرف زدن برايم مشكل بود. بدنم خشك شده بود و قادر به خوردن هیچ غذایی نبودم.
    در مجموع می توانم بگویم بستری شدن در آلمان تاثيرويژه اي در درمانم گذاشت.

    دراين مدت كه در آلمان بوديد، خانواده از شماخبري داشتند؟

    از آلمان برايشان نامه فرستادم و به آنها توضيح دادم كه به دليل مجروحيت شيميايي تحت مداوا هستم . شماره تماس و آدرس خودم را هم برايششان نوشته بودم. مدتي گذشت و آنها با من تماس گرفتند.

    در آلمان ملاقاتي هم داشتيد؟
    از سفارت ايران و هموطنان مقيم آلمان به عيادتمان مي آمدند و موجب تقويت روحيه ما مي شدند.
    تا 50روز كسي نمي توانست به ما نزديك شود، چون ممكن بود او هم مثل ما شيمیايي شود. در اين مدت اگر كسي مي خواست ما را ببيند، بايد از ماسك استفاده مي كردم. من در طول مصدوميتم به صحت اين موضوع در ايران پي برده بودم.وقتي در آمبولانس بودم و مي خواستند مرا به فرودگاه منتقل كنند، 2نفر ديگر هم در كنارم بودند كه مصدوم غير شيميايي بودند. ولي در اين مدت آنها هم دچار مشکل شدند.

    از بازگشتتان به ايران بگوييد؟

    بعد از مدتي كه در آلمان تحت درمان بودم، حالم كمي بهبود يافت و به کشور برگشتم.من به شيراز رفتم و ابتدا به منزل خواهرم وارد شدم.

    آنها با ديدن وضعيت ظاهري ام تعجب كرده بودند.از آنجا هم به روستايمان در دشتك رفتم .در اين مدت در بيمارستان شيراز تحت درمان بودم .هر 3روز يكبار به پزشك چشم، پوست و ريه در بيمارستان مراجعه مي كردم. چشمانم به نور حساسيت زيادي نشان مي داد. به همين دليل مجبور بودم از عينك دودي استفاده كنم.
    6ماه در همين حال بودم كه وضعيت جسماني ام كمي به تعادل رسيد.همين شد كه دوباره تصميم گرفتم به جبهه برگردم .



    وحشتناك ترين جنايت شيميايي عراق در فاو رخ داد
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكر

    نرگس منتظر (08-01-1390)

  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,609 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض





    چه چيز باعث شد كه با آن وضعيت دوباره به جبهه برگرديد؟
    غيرت و عشق به وطن مرا دوباره به جبهه هاي نبرد كشاند. دلیلی برای ترس و نرفتن نبود. دوست داشتم به دشمن نشان دهم كه همچنان زنده و قادر به جنگيدن و دفاع از ناموس و كشورم هستم.

    اين بار در چه مسئوليتي به عهده داشتيد؟

    در عمليات هاي كربلاي 4و5 سال 65 شركت داشتم و برگشته بودم سر کار اولم ، بیسیم چی بودم. ما در مركز مخابرات جبهه بوديم و زياد در خط مقدم جبهه فعاليت نمي كرديم، چون وضعيت جسماني مان اجازه اين كار را نمي داد.تا اواخر سال 65در جبهه بودم . سرانجام مشكلات جسماني ام مانع حضور بيشترم شد و مرا مجبور ساخت كه به خانه برگردم.

    چه سالي ازدواج كرديد ؟

    سال 1370 زندگی مشترک را آغاز کردم.همسرم از بستگانمان بود و از نزديك نسبت به من و خانواده ام شناخت داشت. همين شد كه پذيرفت با من ازدواج كند. در حال حاضر 3فرزند به نام هاي محبوبه، ناهيد و عباس دارم كه هر سه در حال تحصيل هستند.

    بعد از گذشت این همه سال، حالا وضعیت جسمی تان چطور است؟

    تا به امروز 3مرتبه چشم راستم را جراحي كرده ام. قرار است كه در آينده نزديك چشم سمت راستم مورد پيوند قرنيه قرار گيرد. تا حالا چندين بار عفونت ريه،‌فشار خون، تب شديد باعث شده كه به بيمارستان بروم.

    زماني كه در بيمارستان تحت مداو هستيد، خانواده تان با اين موضوع چگونه رفتار برخورد مي كنند؟

    مسلما دچار استرس مي شوند و اين موضوع باعث افت تحصيلي فرزندانم مي شود. آنها مدام نگران وضعيت جسماني ام هستند و هميشه دعا مي كنند كه خدا سلامتي را به من برگرداند.
    من در خانه كه هستم، خيلي زود عصباني مي شوم كه اين به دليل مصرف زياد دارو است. خانواده ام با اين مشكل هم مواجه هستند.

    آيا به ورزش و ادامه تحصيل علاقمند بوديد؟
    بله، من به ورزش تيراندازي علاقه دارم و در مسابقات تيراندازي جانبازان هم شركت كردم.
    سال 86بود كه تصميم گرفتم ادامه تحصيل دهم. در دانشگاه پيام نور شيراز در رشته مديريت دولتي پذيرفته شدم. در حال حاضر تلاش مي كنم كه واحدهاي درسي ام را با نمره مطلوب بگذرانم.

    آيا همرزمي هم داشتيد كه براثر استنشاق گازهاي شيميايي به شهادت برسد؟
    شهيد"احمد حسين خاني" که در فاو به شهادت رسيد. ما در طول مدتي كه در جبهه بوديم، مدام در كنار هم بوديم. شهید حسین خانی در همان زمان بر اثر بمباران شیمیایی شهید شد.

    در پايان اگر سخنی داريد، برايمان بگوييد؟

    درك متقابل خانواده، نسبت به مشكلات يك جانباز مي تواند در تقويت روحيه او موثر باشد. جانبازان دوست دارند كه خانواده از آنها حمايت كنند. مسئولين بنياد شهيد هم بايد با خوش رفتاري با مصدومان شيميايي رفتار كنند.ديدار آنها با خانواده هاي جانباز در تقويت روحيه شان،‌خيلي موثر است.



    وحشتناك ترين جنايت شيميايي عراق در فاو رخ داد
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكرها 2

    نرگس منتظر (08-01-1390), آسیه سادات (08-01-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با رشته تحصيلي mba
    توسط ganjineh در انجمن آشنايي با دانشگاهها
    پاسخ: 21
    آخرين نوشته: 12-03-1396, 17:09
  2. جن و فرشته چه تفاوتهايي دارند ؟
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن علوم قرآن
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 21-06-1389, 18:58
  3. ▐♣☼♣▐ داستانهايي از بسم الله الرحمن الرحيم ▐♣☼♣▐
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن داستانهاي كوتاه از سراسر جهان
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 12-03-1389, 16:26
  4. زندگی نامه *شهيد سيدجمال طباطبايي*
    توسط نرگس منتظر در انجمن زندگينامه شهدا
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 19-02-1389, 16:21
  5. تقديم به شهداي شيميايي
    توسط نرگس منتظر در انجمن حديث سبز شهادت
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 16-02-1389, 16:22

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •