سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: اخلاق کمونیسم و مارکسیسم

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    55
    نوشته
    7,147
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,515
    مورد تشکر
    3,992 در 2,074
    دریافت
    6
    آپلود
    8

    پیش فرض اخلاق کمونیسم و مارکسیسم



    اخلاق کمونیستی یا مارکسیستی هم برای خود یک سیستم اخلاقی دارد و ناچار هر مکتبی باید یک معیارهایی برای اخلاق وضع بکند که پاسخگوی این سؤالها باشد که برای چه چیز ارزش انسانی قائل است و چه نفع کاری را اخلاق می داند و چه نوع کاری را ضداخلاق می شمارد؟ در این مکتب، یک چیز معیار اخلاق است و آن تکامل اجتماعی است، آن هم تکاملی که بر اساس تکامل ابزار تولید توجیه می شود.

    مکتب مارکسیسم منطقی دارد که همان منطق معروف هگل، منطق دیالکتیک است.
    فلسفه و جهان بینی ای دارد که جهان بینی مادی است، بالخصوص مادیتی که در قرن هجدهم رایج و شایع بود و یکی از شاگردان یا پیروان به اصطلاح چپگرای هگل به نام فوئرباخ آن را تجدید مطلع کرد.
    مارکس در فلسفه مادی در واقع، تابع فوئرباخ است منتها منطق فوئرباخ منطق دیالکتیکی نبوده است.
    مارکس آن منطق دیالکتیک را با فلسفه مادی تلفیق کرده است و از آن مادیت تحولی یا مادیت جدلی (این اصطلاحاتی که می گویند) و یا ماتریالیسم دیالکتیک به وجود آمده.
    همچنین این مکتب یک نظر خاص در مورد (ماهیت تاریخ دارد که بر) اساس اصالت اقتصاد است.
    می گوید: ماهیت اصلی تاریخ را اقتصاد تشکیل می دهد که این را ماتریالیسم تاریخی می گویند.
    ظاهرا این اصطلاح را انگلیس وضع کرده است.
    ماتریالیسم تاریخی یا مادیت تاریخی یعنی تاریخ ماهیت مادی دارد و بخش دیگر بخش جامعه شناسی است.

    در بخش جامعه شناسی هم مثل بخش فلسفه تاریخ، جامعه تقسیم می شود به زیربنا و روبنا و زیربنای جامعه، روابط اقتصادی و تولیدی است و روبنا همه چیز دیگر.
    قسمتهای دیگری از مکتب مارکسیسم البته مربوط به مسائل اقتصادی است، یعنی واقعا ماهیت اقتصادی دارد، همان چیزی که رشته تخصصی کارل مارکس هم فقط آن بوده یعنی او یک مرد اقتصاددان بوده و در اقتصاد صاحبنظر بوده است و نظریه ای دارد – اگر چه این نظریه را هم قبلا اقتصاد دانهای دیگر گفته بودند ولی شاید او بیشتر پرورش داد – راجع به مسئله کار و ارزش که ارزش فقط از کار به وجود می آید و سرمایه تولید ارزش نمی کند، بنابراین ارزش اضافی هر سودی که سرمایه دار به دست می آورد به او تعلق ندارد بلکه به کارگر تعلق دارد؛ که این، نظریه خاصی است درباره کار و سرمایه.


    ویرایش توسط مدير محتوايي : 08-06-1391 در ساعت 15:39
    امضاء
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. تشكر

    نرگس منتظر (05-06-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی