۩ |♥|♥|♥| ۩ خاطرات و دلنوشته هاي زائران وادي عشق، راهيان نور ۩ |♥|♥|♥| ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩ |♥|♥|♥| ۩ خاطرات و دلنوشته هاي زائران وادي عشق، راهيان نور ۩ |♥|♥|♥| ۩
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol..






    علی صمدی دانشجویی از تهران نیز در خصوص حضورش در مناطق عملیاتی می گوید: چند روزی است که کاروان ما وارد مناطق عملیاتی شده و ما از این مناطق زیارت می کنیم ولی امروز که روز آخر است و ما باید جنوب را ترک کنیم تا افراد دیگری وارد شوند احساس می کنم حرفهای نگفته فراوانی در دل دارم که باید در این مناطق می زدم ولی فرصت ما تمام شد.
    وی افزود: اینجا می خواستم با خدا و در حضور شهدا قسم بخورم که من هم می توانم سربازی برای دفاع از وطنم باشم و مانند شهدای هشت سال دفاع مقدس که خالصانه در برابر دشمن ایستادگی کردند برای اسلام و ایران جانفشانی کنم.
    صمدی تصریح کرد: به این سفر نیاز داشتم به خصوص در این روزهای آغازین سال جدید ولی من و تمام همسفرانم فهمیده ایم که چقدر این سفر زود تمام شد و ای کاش می شد بازهم اینجا بمانیم ولی همین سفر کوتاه اثر خود را روی دوستانم که در اتوبوس با من هستند گذاشته و بعد از زیارت اولین یادمان عملیاتی، حالا آنها افراد دیگری شده اند و نگاهشان به این مناطق عوض شده است.
    رحمان محمدی یکی از اعضای راهیان نور نیز می گوید: از وقتی که چشمانم را باز کرده ام در تلویزیون تصاویری از شهیدان با چشمان من روبرو بود. سر هر کوچه به نام شهید مزین بوده و هست. در مدرسه معلمانمان از حماسه و افتخارات شهیدان برایمان حرفهایی می زدند، از خانواده های شهدا، از پدر و مادری که سه فرزند جوانشان را در راه خدا فدا کرده اند، می گفتند. این جوانها حتما آرزوهایی، وابستگی ها و علایقی داشته اند اما حرف امام خود را بر همه علایق خود ترجیح داده و خوب دانسته بودند که آن مرد خیرخواهشان بوده و از سرچشمه توحید الهام می گرفته است. دانسته بودند که دفاع از میهن در راه خدا افتخاری جاوید است که در راه اعتقادات جان را فدا کردن ارزشمند است و از مولای خود حسین آموخته بودند که «مرگ سرخ به از زندگی ننگین است».

    محمدی عنوان کرد: وصیتنامه های شهدا را چاپ می کنیم و برای دوستان و نزدیکانمان نقل می کنیم. اما گاهی یادمان می رود که عمل هم باید بکنیم.
    وی تاکید کرد: هنوز شهدا برای ما حرفهایی دارند. حرفی به تازگی این حال و هوایمان و به نظر من بهترین راه و مکان شنیدن حرفهای شهدا همین مناطق عملیاتی است و من دعوت می کنم همه هم وطنان در این روزها و در هر فرصتی که پیدا می کنند به این مناطق سفر کنند تا حرف شهدا را بشنوند.
    هر چند حضور مردم و راهیان نور در مناطق عملیاتی در طول سال ادامه دارد ولی این روزها به دلیل اتمام تعطیلات نوروزی و آغاز فصل گرما ،از شدت حضور مردم در مناطق عملیاتی کاسته شده ولی یادمان نرود که در یک چشم به هم زدن نوروز آینده هم فرا می رسد و باید از هم اکنون برای تاثیرگذاری بیشتر این سفرها برنامه ریزی کرد.

    بخش فرهنگ پایداری تبیان

    منبع : مهر


    ۩ |♥|♥|♥| ۩ خاطرات و دلنوشته هاي زائران وادي عشق، راهيان نور ۩ |♥|♥|♥| ۩

  2. تشكرها 4

    *آیه های انتظار* (25-01-1391), مدير اجرايي (19-01-1392), شهیده (24-01-1391), شکيبا (24-01-1391)

  3. #12
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان!
    (يك خاطره از يك زائر سرزمين نور)

    وقتی با کاروان راهیان نور عازم سرزمین نور شدم یکی از همسفرانم گفت که سعی کن با شهدا انس بگیری انها با ما حرف میزنند این ما هستیم که آنها را نمیفهمیم. این حرف مرا تحت تاثیر قرار داد چون تا آن لحظه هیچ شناختی نسبت به شهدا نداشتم تقریبا با جنگ و شهدا بیگانه بودم. تصمیم گرفتم اولین عکسی که از شهیدی میبینم عکسش را با گوشی بگیریم و سعی کنم بشناسمش.
    در تنگه مرصاد دنبال عکسی از شهدا بودم تعداد عکسها زیاد بود یکی از آنها را اتفاقی انتخاب کردم و با گوشی ام عکسش را انداختم. ولی بعدا متوجه شدم که اسم شهید بزرگوار نیفتاده است با خود گفتم به یکی نشان میدهم و اسمش را میپرسم. در پادگان دوکوهه در جایی مستقر شدیم که نوشته بود (مقر شهید زین الدین). همراهانم از این شهید خاطراتی نقل میکردند افسوس خوردم که من چرا نمیشناسمش. دومین تکلیفی که به عهده خودم گذاشتم شناخت شهید زین الدین بود. کنار اسکله اروند رود برای چند تن از شهدای گمنام مقبره کوچکی درست کرده بودند که دورتا دورش را شیشه کشیده بودند و روی شیشه پوستر و عکس شهدا را زده بودند. از دور عکس شهیدی که با گوشیم گرفته بودم را دیدم با شوق و اشتیاق نزدیک رفتم تا اسمش را بخوانم ولی وقتی اسمش را دیدم مدتی در جای خودم خشکم زد و باز هم خود را عاجز از درک حکمت الهی دیدم. صاحب عکس شهید مهدی زین الدین بود. یعنی عکسی که با گوشی انداخته بودم همان شهیدی بود که در پادگان دوکوهه نسبت بهش ارادت پیدا کرده بودم.





    بعد از آن ارادتم نسبت به این شهید عزیز روز به روز بیشتر و بیشتر شد حتی چندین بار در
    سختی هایی که برام پیش میامد به ایشان متوسل میشدم که خیلی راحت جوابم را میداد. بدون اغراق و به دور از ریا و تکبر میگویم که شهید زین الدین با چشمان همیشه خندانش با من حرف میزند.


    شاکر خداوند خویش هستم که فرصتی داد تا بعضی از شهدا از جملهشهید زین الدین را کمی بشناسم.



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ خاطرات و دلنوشته هاي زائران وادي عشق، راهيان نور ۩ |♥|♥|♥| ۩

  4. تشكرها 4


  5. #13
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض







    اسفند ماه هر سال، خاکِ گرم خوزستان، میهماندارِ صدها هزار زائر از سراسر کشور است. مردان و زنانی که رنج سفر را بر خود هموار می سازند تا عطر شمیم شهادت و ایثارِ فرزندان این مرز و بودم را که سال سال ها پیش در مناطق عملیاتی جنوب پیچیده است،از نزدیک استشمام کنند.

    عکسی که می بینید، جوانی ار خیل هزاران زائر مناطق عملیاتی را نشان می دهد، که در یادمانِ منطقه عملیاتی"شلمچه" خلوتی برای خود پیدا کرده است. پاهایش برهنه و صورتش پوشیده است. همتش آشکار است و هویتش پنهان. به رسم همان سال ها
    منبع







    ۩ |♥|♥|♥| ۩ خاطرات و دلنوشته هاي زائران وادي عشق، راهيان نور ۩ |♥|♥|♥| ۩

  6. تشكر


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •