*×*ژنرالي كه جوانان انقلابي را به درياچه نمك ريخت*×* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*×*ژنرالي كه جوانان انقلابي را به درياچه نمك ريخت*×*
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    توجه *×*ژنرالي كه جوانان انقلابي را به درياچه نمك ريخت*×*




    ژنرالي كه جوانان انقلابي را به درياچه نمك ريخت

    به گزارش سرويس حماسه و مقاومت خبرگزاري فارس،
    سپهبد حسين آزموده در 1287 متولد شد و در سال 1378 در اروپا مرد. حسين آزموده مردى لجوج، خودخواه، يكدنده بود و در كار خود شدت عمل نشان مى‏داد. هشت سال دادستان و رئيس دادرسى ارتش بود. محاكمات بسيارى در زمان او صورت گرفت. احكام صادره در دوران او بسيار شديد بود. آن چه خواهيد خواند خاطره‌اي است از «محمد بلوري» كه از كتاب خاطرات و مشاهدات، به انضمام مكاتباتِ آقاي سيد فريد قاسمي انتخاب شده است:

    «سپهبد آزموده» دادستان نظامي تهران كه دادستاني دادگاه مصدق را برعهده داشت، پس از كشاندن مصدق به تبعيدگاه احمد‌آباد، قلع و قمع جوانان آزاده را آغاز كرد تا به زعم خود ريشه‌هاي آزاديخواهي را از پيكره جامعه بركند.
    حبس و شكنجه آنان در زندان‌ها آغاز شد و گروه گروه از زندانيان سياسي بي‌هيچ محاكمه‌اي به چوبه ‌دار سپرده شدند. مي‌شنيدم كه «سپهبد آزموده» نيمه‌هاي شب به ديدن زندانيان سياسي مي‌رود و گروهي را براي مرگ جدا مي‌كند.
    آنگاه در سحرگاه برخي از آنان را تيرباران مي‌كردند و گروهي را در هواپيمايي مي‌نشاند و بعد هم خلبان به سوي كوير قم به پرواز در مي‌آمد و همه سرنشينان هواپيما را از آسمان به درون مردابهاي كويري قم مي‌ريخت.
    در جريان اين كشتارهاي بي‌رحمانه، يك روز از روابط ‌عمومي دادستاني ارتش به روزنامه كيهان خبر رسيد كه فردا تيمسار (سرتيپ حسين آزموده) مصاحبه مطبوعاتي دارد.
    من در آن زمان، سال هزار و سيصد و سي و شش خبرنگار حوادث روزنامه كيهان بودم. در آن روز خبرنگاري كه به حوزه ارتش سر مي‌زد در مرخصي بود و مرا كه جوان هيجده ساله‌اي بودم براي مصاحبه‌ (تيمسار) به دادستاني ارتش فرستاند.
    در روابط عمومي دادستان نظامي خبرنگاران دور تا دور اتاق نشسته بودند. انتظار ساعتي طول كشيد تا اينكه (تيمسار) آمد و با تٌرش‏رويي، بي‌آنكه سلامي و تعارفي كنــد در صـدر مجلس نشست و خطاب به جـمع خبـرنگاران (با تحكم) گفت: (بنويسيد: س). (يعني سؤال) «تيسمار» سوالي درباره زندانيان سياسي مطرح كرد و بعد گفت: «بنويسيد: ج» (يعني جواب).
    تيمسار بعد از چند سين و جيم، كاغذ‌هايش را جمع كرد و رفت.
    من كه از اين نوع مصاحبه به حيرت افتاده بودم، رو به افسري كه مسؤول روابط عمومي بود، كردم تا پرسشي را مطرح كنم كه در جواب گفت: «فضولي موقوف. هرچي تيمسار گفتند همان است. اگر هم يك كلمه اين ور و آن ور كنيد، پدرتان را درمي‌آورم».
    نوبت نخست‌وزيري به دكتر علي ‌اميني رسيده بود. وزير دادگستري، نورالدين الموتي شده بود، ... من آن زمان خبرنگار حوادث كيهان بودم و مي‌ديدم سرتيپ آزموده را گاه به گاه به دادگستري احضارش مي‌كنند و بازپرسي دادسرا از او بازجويي مي‌كند.
    احضار آزموده (دادستان دادگاه نظامي مصدق) با آن همه جلاديها بر خبرنگاران جالب بود ولي هر چه مي‌كردند نمي‌توانستند درباره پرونده او چيزي بفهمند.
    يك روز به روابط‌ عمومي دادگستري رفتم و از مسؤول آن «هدايت‌الله متين‏‏دفتري» درخواست ملاقات با وزير دادگستري كردم.
    وزير سرگرم خوردن ناهار بود كه مرا پذيرفت و به لبخندي پرسيد:
    باز چه خبر شده؟
    من كه نمي‌خواستم با ورود ناگهاني به اصل موضوع، با واكنش منفي وزير روبه‌رو شوم، به طرح مسائل عادي دادگستري پرداختم تا در فرصتي مناسب سؤال اصلي‌ام را در ارتباط با احضار سرتيپ آزموده، پرسيدم. وزير كه در جريان بحث و گفت و گو به هيجان آمده بود، آنچه را كه دادگستري پنهان مي‌كرد، بر زبان آورد. الموتي با چهره‌اي برافروخته گفت:
    آزموده را مي‌گويي؟ اين مرد آيشمن*(1) ايران است. اين بي‌رحم چه جوانان بي‌گناهي را به كشتن نداده است. مي‌دانيد چكار مي‌كرد؟
    دستور مي‌داد زندانيان سياسي را شبانه دسته دسته با هواپيما به حوالي قم برده و در درياچه نمك قم اندازند.
    وزير دادگستري آنگاه به شرح جنايات آزموده پرداخت و من سرا پا گوش بودم تا كلمات را به ذهنم بسپارم.
    ساعت يك بعد از ظهر بود كه به روزنامه برگشتم و اين مصاحبه اختصاصي را چاپ كردم. آن روز عصر، كيهان با تيتر درشتي در صفحه اول از قول وزير دادگستري نوشته بود:
    آزموده، آيشمن ايران است.
    با انتشار اين شماره كيهان، خبر چون بمب در تهران تركيد و مردم براي خريد روزنامه هجوم آوردند. در همين لحظات مأموران امنيتي به كيوسكهاي روزنامه‏فروشي ريختند و شروع به جمع‏آوري كيهان كردند.
    ساعتي بعد دولت يك اعلاميه رسمي از راديو پخش كرد كه روزنامه كيهان به خاطر چاپ يك خبر دروغ توقيف و از انتشار آن جلوگيري مي‌شود... چند روز بعد دانشجويان دانشگاه تهران در حالي كه صفحه اول روزنامه كيهان را تبديل به پلاكاردهايي كرده بودند در پشت درهاي بسته دانشگاه شروع به تظاهرات كردند و انبوه مردم از پشت ميله‌ها به حمايت از آنان پرداختند.
    مأموران رژيم نيز هراسان به مردم يورش بردند.
    دولت اميني ادعا كرده بود كه وزير دادگستري چنين مصاحبه‌اي نكرده است و در اين صورت من به خاطر انتشار خبر دروغ روانه زندان مي‌شدم. تنها گواه من مسؤول روابط عمومي دادگستري بود كه به حمايت از من (و البته به زيان وزارت دادگستري) با شهامت اعلام كرد كه سرتيپ اين مصاحبه را انجام داده و حاضر نيست اعلاميه دولت را تأييد كند. وزير دادگستري نيز به روابط‌ عمومي پيغام داد كه در هر محكمه‌اي لازم باشد حاضر مي‌شود و انجام مصاحبه را تاييد مي‌كند. با اين واكنش روابط عمومي دادگستري، وزير وقت و نيز فشار مردمي دولت اميني كوتاه آمد و سرانجام به روزنامه كيهان پس از دو روز توقيف، اجازه انتشار داد.

    پي نوشت:
    *(1): ژنرال كارل آدولف آيشمن يكي از رهبران رژيم آلمان نازي بود كه به دليل جناياتي كه به او نسبت داده مي شد ، سال ها پس از جنگ جهاني دوم ، به عنوان نماد قساوت و بي رحمي با غير نظاميان اشتهار داشت.

    پاسداشت سي و دومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي در خبرگزاري فارس


    *×*ژنرالي كه جوانان انقلابي را به درياچه نمك ريخت*×*

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •