▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐
صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 80
  1. #61
    عضو وفادار
    م.رستمیان آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1389
    نوشته : 445      تشکر : 136
    800 در 346 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    م.رستمیان آنلاین نیست.

    gol.






    مقام معظم رهبری:


    شما پرستاران عزیز حقیقتاً فرشتگان رحمت براى افراد بیمار

    و بیماردار جامعه محسوب مىشوید.


    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐
    خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش ،

    مرا تنها پدید آورد تا تنهاترین باشم....





  2. #62
    عضو وفادار
    م.رستمیان آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1389
    نوشته : 445      تشکر : 136
    800 در 346 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    م.رستمیان آنلاین نیست.

    gol.






    مقام معظم رهبری:


    همان طور که گفتم، پرستار فرشته رحمت براى بیمار است. آن وقت که بیمار از همه

    جا دستش کوتاه است، در آن ساعاتى که حتى همسر، فرزندان و پدر و مادر بیمار هم

    بالاى سرش نیستند، چشم امیدش بعد از خدا به پرستار است و این پرستار است که مثل

    ملائکه آسمانى، مثل فرشتگان رحمت، به دردها، مشکلات و به نیازهاى جسمى و

    عاطفى او پاسخ مىدهد؛ اینها خیلى مهم است؛ اینها پیش خداى متعال فراموش نمىشود.

    - البته ممکن است هیچ چشمى هم این زحمت شما را نبیند. خیلى از زحماتى که شما

    مىکشید و رنج‌هایى که مى‌برید، کسى آنها را نمىبیند. گاهى یک لبخند شما به بیمار دل

    افسرده، به او جانِ دوباره مىدهد. چه کسى این لبخند را مىبیند؟ چه کسى آن را به

    حساب مىآورد؟ چه کسى یک معادل و پاداش مالى و پولى در مقابل این لبخند

    مىگذارد؟ هیچ کس؛ اما کرام الکاتبین مىبینند؛ محاسبه گرانِ میزان الهى همین لبخند

    شما را مىبینند. اگر در عوضِ لبخند، اخم هم بکنید، اخم شما را هم مىبینند. هیچ

    حسنه و هیچ سیّئه‌یى از دید تیزبین حسابگران دیوان الهى و میزان الهى غائب نیست.

    قدر این کار و این خدمت با ارزش را بدانید.





    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐

  3. تشكر

    نرگس منتظر (21-01-1390)

  4. #63
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.








    ((گل دامان علی علیه‏السلام ))

    بانو، آمدی و بوی کربلا از تو برخاست.
    ناطقه تو، رشادت را با حکمت درآمیخته بود تا صبورترین زن تاریخ را بیافریند.
    گلی را که علی در دامان خود بپروراند، جز این انتظاری نیست و غنچه‏ای که از شاخه فاطمه علیهاالسلام سر می‏زند، عطر کرامات خود را این‏چنین، در فضای عشق می‏پراکند. می‏رویی و دست تو، روزی مرهم کاروان خسته‏ای می‏شود که ستاره‏های مسیرش را از آسمان تو چیده‏اند و شانه‏های تو، تنهای تنها، بار صبوری را بر دوش خواهد کشید.

    هم‏مسیر با حسین علیه‏السلام

    خوش‏آمدی، بانوی خوش‏کلام نینوا ماه شب‏های تاریک سوختن و ساختن، درآ

    «درآ که در دل خسته توان درآید باز *** بیا که در تن‏مرده روان درآید باز»

    حقیقت این است که مسیر تو، مسیر حسین علیه‏السلام بود و در دوراهی کربلا، از ریشه علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام ، دو شاخه گل رویید؛ گل حسین علیه‏السلام را، با خون خودش سرخ کردند و تو را با داغ حسین علیه‏السلام ؛ تا عطر دل‏انگیز نجابت و شهامت تو، بوی کربلا را همه جا پخش کند. تو، شمشیر بُرنده حسین علیه‏السلام بودی که پس از پر کشیدنش، رو کرد.


    زینت زنان عالم


    تو نه تنها زینت پدر، بلکه زینت تمام بانوان عالمی.
    از هر طرف برای وصف تو وارد می‏شوم، به کربلا می‏رسم.
    دشت نینوا، قله‏ای بود تا تمامی بلندای تو را نشان دهد، که بانوی مسلمان، غنچه لای گلبرگ پیچیده پرده‏نشین نیست؛
    بلکه می‏تواند قوت استدلال و سخنوری را در مصاف با شمشیرها، رویارو کند. می‏تواند زورآوریِ بازوان صبر و تقوا را به رخ مصیبت بکشد.

    زن، می‏تواند به اوج برسد و حتی زینب علیهاالسلام باشد!


    بهار تولدت مبارک

    زینب تو، پرستار مجروح‏ترین لحظات هجوم درد بودی؛ آنجا که - خود - آزار دهنده‏ترین شکنجه روح را متحمل می‏شدی.
    وسعت علم تو، حلم تو را تحت‏الشعاع قرار می‏داد.
    تو را گاه، خلاصه حسن علیه‏السلام و گاه، تفسیر حسین علیه‏السلام می‏بینم
    و حقیقت این است که بهار، زیباترین پایان برای هجوم زمستان است،
    بهارت مبارک



    رزیتا نعمتی
    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐

  5. #64
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.







    آبروی صبورى

    آن روز که در سایه‌سار بلند شکیبایی‌ات، درد تکیه زد و غم صبورترین شانه و مطمئن‌ترین قلب را در ازدحام خون و عطش و تازیانه یافت، ما به توانایی «زن» ایمان آوردیم و اندیشه بی‌بنیاد «ضعیف‌انگاری» زن را بر همه کج‌اندیشان آوار دیدیم.
    آن روز که از ساحل گودال گذشتی و موج متلاطم خون تا ابدیت دامن می‌گسترد، هیچ‌کس تو را شکسته ندید. آنان که حماقت خویش را راست ایستاده بودند و فرو شکستنت را انتظار می‌کشیدند، زنی را دیدند که راست‌قامت می‌دوید؛ اگر هم خم می‌شود، برای بوسه وداع بر حلقومی بریده و نشاندن پیکری است، ۳۶۰ زخم‌خورده در مقابل چشم‌های خدا که:
    «خدایا قربانی آل محمد(ص) را بپذیر!»
    در آفتابی‌ترین مشرق هستی گودال قتلگاه هیچ‌کس افول صبوری زینب(س) را ندید. هیچ‌کس در آن لحظه که همه هستی می‌شکست و همه ذرات می‌گریستند و پشت آسمان خمیده‌تر می‌شد، ضعف در سیمای حضرت زینب(س) ندید.
    آنگاه نیز که در حریق حرم، کودکان سرگشته را به آغوش می‌کشید، تردید و تشویش حتی دمی به حرم امن قلبش راه نیافت.
    با چهره غبارآلود، پس از سه روز عطش و گرسنگى،‌از دشت لاله‌رنگ آتش‌خیز گذشت، ولی هنگام عبور از انبوه لاله‌های پرپر، هیچ‌کس باغبان بزرگ دشت را به گل چیدن ندید و گرچه انبوه گلبرگ‌های پرپری که زیر سم پاییز له می‌شدند، جانش را شعله‌ور می‌کرد، کسی گلبرگ روحش را پریشان و بازیچه ندید.
    از کربلا تا کوفه، آسمان دمی بی‌چرخش تازیانه و غوغای تمسخر فاتحان زبون کربلا نبود و زینب(س) که بازوان تازیانه خورده مادر را تجربه می‌کرد، با آرامشی شگفت، همه راه را تا پایان، چشم بر چشم برادر پیمود.
    آ‌نگاه نیز که به شهر تمسخر و تحقیر و دشنام گام نهاد و دوازده هزار نوازنده، جشن پیروزی برپا ساخته و هزاران زن بر پشت‌بام‌ها هلهله‌گر بودند و پای‌کوبی مستان با آه آه کودکان در هم می‌آمیخت، ‌شکیبایی و وقار، لحظه‌ای از کاروان قلب زینب(س) فاصله نمی‌گرفت.
    زینب(س)، آبروی صبورى و آیت بزرگ ایستادن است و کدام مفسر و تفسیر به ژرفای بطن در بطن این آیت سترگ راه خواهد یافت. اگر او نبود،‌چه کسی انگاره ناتوان بودن زن را از ذهن‌ها می‌شست؟ چه کسی توانایی و عظمت زن را چونان خورشید بر پلک‌هایی که به کج‌بینی و کم‌بینی و بدبینی عادت کرده‌اند، می‌تاباند؟‌
    حدیث دردهای زینب(س) را هیچ قلمی برنمی‌تابد. هیچ‌کس نیست که بی‌قراری اشک‌‌ها را در مرور غم‌های زینب(س) پشت پلک‌هایش تجربه نکند. هیچ عاطفه‌ای نیست که شنیدن آنچه بر زینب(س) رفت، طوفانی‌اش نکند.
    چهار ساله بود که در افق نگاهش، آخرین روزهای زندگی پیامبر غروب کرد.
    هنوز سایه سنگین غربت پیامبر از دیواره قلبش دامن برنچیده بود که در شبانگاه درد در غریبانه‌ترین تشییع، گلبرگ پاییز زده پیکر مادر را در گمنامی کاشت و در اندوهی بی‌صدا به خانه بازگشت. تنهایی پدر، دردهای پنهان و ناگفتنى، خار خلیده در چشم و استخوان نشسته در گلو، زینب(س) را می‌گداخت.
    در خانه بی‌زهرا(س)، همه خاطرات مادر را مرور می‌کرد.
    می‌دید که سر بر دیوار، غریبانه می‌گرید و سر در چاه، آه می‌کشد و با تصویر خویش که در پرتو ماهتاب بر آب افتاده، دردهای سینه‌سوز را بازمی‌گوید. هنوز سی‌سالگی را سپری نکرده بود که در آستانه در برایش هدیه‌‌ای سرخ از مسجد آوردند. پدر قربانی عدالت خویش شده بود و خلاصه سیاهی در ناجوانمردانه‌ترین ضربت، آفتاب را در غدیری از خون نشانده بود.
    دو روز که از ثانیه‌هایش به درازای قرن‌ها گذشت، چکه‌چکه على(ع) بر دامان زینب(س) چکید و زخمی که چشم بر چشم زینب(س) داشت، با دختر حدیث رفتن می‌گفت. دو روز تیماردار پدر بود.
    با نظاره مرغکانی که شیون می‌کردند، هرگاه سرِ راندنشان داشتند، زمزمه پدر برمی‌خاست که: «مرانید، ‌نوحه‌گرند.» خوان چهارم، ‌زهرآبه‌هایی است که تشت را آذین می‌بندد.
    پاره‌های جگر برادر و خیانت نامحرم‌ترین محرم بر سیمای رنگ‌پریده حسن(ع) لبخند می‌زند و زینب(س) می‌بیند که لخته لخته برادر در تشت فرو می‌چکد. راستی کدام شانه را شکیب این همه رنج است.
    کدام دل را یارای تحمل این همه درد،‌این همه سوز،‌کدام انسان را می‌شناسى؟
    سمیه سادات منصورى

    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐


  6. #65
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha







    واقعه هنگام ولادت حضرت زینب علیهاالسلام

    نقل شده است که حضرت زهرا علیهاالسلام از زمانی که حامل حضرت زینب علیهاالسلام شد روز به روز مهموم و مغموم بود تا زمانی که آن مخدّره متولد شد.

    این خصوصیت در همه اولاد حضرت فاطمه علیها‌السلام یکسان بوده، چرا که بر اساس تحقیقات؛ حضرت فاطمه علیهاالسلام پنج اولاد داشتند؛


    حسنین علیهما‌السلام و حضرت زینب و امّ کلثوم(1) و محسن‌(2)‌

    و ایشان به هر یک از اولاد خود که باردار می‌شدند؛
    ایشان را از مصائب وارده به آن فرزند خبر می‌دادند که علقه و محبّت را فراموش می‌نمود!

    از دیگر امتیازاتی که حضرت زینب علیهاالسلام در آن خصوصیّت با برادرش حضرت سیّدالشّهدا علیه‌السلام شریک بوده؛ گریه کردن پیغمبر بر او وقت گرفتن قنداقه مبارکه‌اش بوده است، چنان چه نقل شده:

    "چون زینب کبری علیهاالسلام دختر گرامی حضرت علی علیه السلام پای به دایره وجود و پهنه‌ی نمود بنهاد به حضرت رسول اکرم خبر دادند.

    آن بزرگوار با وقار به منزل حضرت فاطمه علیهاالسلام تشریف آورده و فرمود دخترم، دخترت را که تازه متولد شده برای من بیاور.
    آن مخدره معظمه، قنداقه زینب را به محضر مبارک آورد.
    پیامبر اکرم کودک را مقابل صورت گرفت و با صدای بلند بگریست، چندان که اشک بر محاسن شریفش روان گشت.

    فاطمه علیهاالسلام عرض کرد ای پدر گرامی این گریه از چیست؟
    حضرت فرمودند: دخترم! ای فاطمه بدان که بعد از تو و من این دختر دچار بلاهای بسیار می‌شود و مصیبت‌های گوناگون و بلاهای رنگارنگ به روی او چنگ در افکند.

    راوی می‌گوید: در این حال فاطمه علیهاالسلام سخت بگریست و از آن پس عرض کرد ای پدر ثواب آن کس که بر او و بر مصایب او بگرید چیست؟

    رسول خدا فرمودند: ای پاره تن من و روشنی چشمانم هر کس که بر زینب و بر مصائب او بگرید ثواب گریستن او مانند اجر و ثواب کسی است که بر دو برادر او حسن و حسین گریه کند. و پس از آن نام او را زینب نهاد.(3)

    امتیاز دیگر حضرت در خبر دادن حضرت جبرئیل به مصائب آن مخدّره به پیغمبر اکرم است که در این مسئله با برادرش حضرت خامس آل‌‌ عبا‌ علیه‌السلام مشترک است.

    پی‌نوشت‌ها:

    1- علامه نمازی می‌نویسد: امّ کلثوم کنیه زینب وسطی است چون حضرت امیرالمومنین ‌علیه‌السلام سه دختر به نام زینب داشت یکی زینب کبری، یکی زینب وسطی مشهور به امّ کلثوم و مادر این دو فاطمه زهرا علیهالسلام و سوم زینب صغری که مادر او کنیزی بود.

    2- التتمة فی تواریخ الائمة، ص 57/ تواریخ النّبی والال، ص 115.

    3- طراز المذهب، ص 22 .

    منبع:کتاب خصائص زینبیه، مرحوم سید نورالدین جزائری با دخل و تصرف





    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #66
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha




    احترام امامان بر حضرت زينب(س)
    يحيي مازني مي‌گويد: من مدت و زمان بسياري در مدينه در جوار و همسايگي علي‌بن ابي‌ طالب (ع) و نزديك خانه‌اي كه زينب در آن زندگي مي‌كرد بودم. به خدا سوگند هرگز بدن و روي زينب را نديدم و صدايش را نشنيدم.

    هرگاه مي‌خواست به زيارت قبر جدش رسول خدا (ص) برود، شب مي رفت و امام حسن(ع) جانب راست و اما حسين(ع) جانب چپ و اميرالمؤمنين (ع) در جلوي او حركت مي‌كرد؛ و هنگامي كه به قبر شريف مي‌رسيدند اميرالمؤمنين(ع) از زينب(س) پيشي مي‌گرفت و چراغ را خاموش مي‌كرد و يكبار امام حسن(ع) سبب آن را پرسيد، امام علي(ع) فرمود:

    «اخشي ان ينظر احد الي شخص اختك زينب».

    مي‌ترسم كسي به شخص خواهرت زينب نگاه كند.
    هنگامي كه امام حسن(ع) شنيد خواهرش زينب(س) مي‌آيد، درحالي كه سخت بيمار بود و پاره‌هاي جگر آن حضرت داخل تشت مي‌ريخت، فرمان داد كه تشت را بردارند، زيرا نمي‌خواست خواهرش با ديدن آن ناراحت و افسرده گردد.
    برخي نوشته‌اند:
    «ان الحسين(ع) كان اذا زارته زينب، يقوم اجلالاً لها و كان يجلسها في مكانه»
    هرگاه زينب(س) امام حسين(ع) را زيارت و ديدار مي‌نمود آن حضرت براي تعظيم و بزرگداشت خواهرش بپا مي‌ايستاد و او را در جاي خود مي‌نشاند.
    علامه سيدجعفر آل بحرالعلوم طباطبائي در كاب «تحفه العالم» دربارة زينب(س) چنين اظهار مي‌دارد: و يكفي في جلاله قدرها و نباله شأنها ماورد في بعضي الاخبار من انها دخلت علي‌الحسين(ع) و كان يقرأ القرآن فوضع القرآن علي‌الارض و قام لها اجلالاً. در جلالت قدر و بزرگي و برتري مقام و شأن او، كافي و بس است، آنچه در برخي اخبار رسيده كه زينب بر حسين(ع) وارد شده و امام قرآن مي‌خواند، پس حضرت (چون ديد زينب آمد) قرآن را بر زمين نهاد و براي اجلال و بزرگداشت او بپا ايستاد.




    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #67
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha




    تفسير قرآن توسط زينب كبري(س)


    سيدنورالدين جزائري در كاب «خصائص زينبيه» آورده است كه: هنگامي كه علي‌بن ابي‌طالب(ع) در كوفه بوده‌اند حضرت زينب(س) در منزل خويش، جلسة تفسير قرآن براي زنان داشته است. روزي كهيعص را تفسير مي‌نموده كه اميرالمؤمنين(ع) به خانة ايشان آمده و فرمود: فرزندم كهيعص را براي زنان تفسير مي‌كني؟ زينب (س) عرض مي‌كند آري. امام علي(ع) مي‌فرمايد: اين رمز ونشانه‌اي است براي مصيبت و اندوهي كه بر شما عترت و فرزندان رسول خدا(ص) روي خواهد آورد: سپس آن مصائب و اندوه‌ها را بيان نموده «فبكت بكاءً عالياً» زينب با صداي بلند گريست.
    زينب (س) محدثه و معصومه است
    پس از سخراني زينب كبري در ميان مردم كوفه كه همه را تحت تأثير قرار داد و آثار فراواني داشت، امام زين‌العابدين(ع) به ايشان فرمود:«يا عمه اسكتي ففي‌الباقي من الماضي اعتبار و انت بحمدالله عالمه غيرمعلمه، فهمه غير مفهمه». اي خواهر پدرم (عمه) آرام باش! در باقي از گذشته مايه اعتبار است. تو الحمدالله، دانا و آگاه هستي كه كسي به تو نياموخته و درك كننده و فهميده‌اي هستي كه كسي به تو نفهمانده است.
    اين جملة امام معصوم مي‌رساند كه حضرت زينب «محدثه» بوده و از جانب خداي متعال به او الهام مي‌شده و از علم لدني برخوردار بوده است.
    مرحوم علامه مامقاني در كتاب «تنقيح المقال» مي‌نويسد: «زينب و ما زينب و ما ادريك ما زينب؟! هي عقيله بني هاشم…» زينب و كيست زينب و چه مي‌داني زينب كيست؟ او عقيله و بانوي بزرگوار و گرامي فرزندان بني‌هاشم است. او صفات حميده و ويژگيهاي پسنديده‌اي را دارا بود كه پس از مادرش فاطمة زهرا(س) كسي دارا نبوده است. به گونه‌اي كه شايسته است گفته شود: او صديقه صغري است و او در حجاب و عفاف در سطحي قرار داشت كه هيچكس از مردان در زمان پدر و برادرانش تا روز طف و كربلا، او را نديده است. او در صبر و ثبات قدم و قدرت ايمان و تقوي يكتا و بي‌نظير است. او در فصاحت و بلاغت گويا از زبان اميرالمؤمنين سخن مي‌گفت«ولو قلنا بعصمتها لم يكن لاحد ان ينكر ان كان عارفا باحوالها بالطف و ما بعده، كيف…» اگر ما بگوئيم
    زينب (س) داراي مقام عصمت بوده و معصوم است كسي نمي‌تواند انكار كند اگر به احوال او در طف و بعد آن آشنا باشد. چگونه چنين نباشد؟ اگر اين نبود، امام حسين(ع) مقدار و بخشي از بار سنگين امامت را روزگاري كه امام سجاد(ع) بيمار بود به او واگذار نمي‌كرد و امام سجاد(ع) او را در بيان احكام و آنچه كه از آثار و نشانه‌هاي ولايت و امامت است، جانشين خويش و نائب خاص قرار نمي‌داد.
    احمد ابوكف از جاحظ نقل مي‌كند كه: زينب(س) در صفا و لطف مانند مادرش زهرا(س) و در دانش همچون پدرش علي (ع) بود.
    شيخ جعفر نقدي پس از نقل نظر امام سجاد(ع) دربارة علم حضرت زينب(س) مي‌نويسد: پرورش زينب(س) در دامان پيامبر(ص) و علي (ع) و زهرا(س) و همراهي با امام حسن (ع) و امام حسين(ع) و سرانجام امام سجاد(ع) او را در نقطه‌اي از دانش قرار داده بود كه فراتر از علم ظاهري و دانش‌آموختني بود.




    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #68
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha




    زينب (س) از آينده خبر داشت
    امام سجاد(ع) مي‌فرمايد: در عاشورا هنگامي كه مصائب بزرگ روي داد و پدرم و همه كساني كه با او بودند از فرزندان و برادران و ياران شهيد شدند و اهل بيت را بر جهاز شتران سوار كردند تا به كوفه ببرند و ديدم بدنهاي پدرم و ساير شهيدان روي زمين است و كسي درصدد دفن آنان برنمي‌آيد خيلي بر من گران آمد و سينة من تنگي گرفت و حالتي براي من پديد آمد كه مي‌خواست جان از بدنم پرواز كند. عمه‌ام زينب كبري(س) كه من را در آن حال ديد گفت: از آنچه مي‌بيني نگران مباش و جزع مكن، به خدا سوگند اين عهدي بود از رسول خدا(ص)، براي جد و پدر و عموي تو كه رسول خدا(ص) مصائب هر يك را به ايشان خبر داده است. خداوند از گروهي كه فرعونها آنان را نمي‌شناسند ولي در آسمانها شناخته شده‌اند پيمان گرفته كه اين اعضاي جدا از هم و بدنهاي در خون طپيده را دفن كنند و در كربلا بر قبر پدرت سيدالشهداء علامتي نصب كنند كه اثر آن هرگز برطرف نشود و مردم از سراسر جهان براي زيارت قبر مطهرش به كربلا خواهند آمد و هرچه سلاطين كافر و ياران ستمگران در محو آثار آن كوشش كنند عظمت و رفعت آن افزايش خواهد يافت.
    حضرت زينب مي‌گويند هنگامي كه فرق پدرم شكافته شد و در آستانة شهادت قرار گرفت آنچه را از ام‌ايمن به نقل از رسول خدا (ص) دربارة حوادث آينده شنيده بودم به عرض ايشان رساندم و گفتم: دوست دارم آن حوادث را از زبان شما بشنوم و آن حضرت فرمود:

    «يا بنيه الحديث كما حدثتك ام ايمن» اي دخترم حديث همانگونه كه ام ايمن برايت بيان كرده هست.
    دكتر عايشه بنت الشاطي اعتقاد دارد: زينب از حوادث ناگوار آينده خبر داشت. نقل شده كه روزي زينب در حضور پدرش مشغول تلاوت آياتي چند از قرآن كريم بود و از پدر تفسير برخي آيات را خواست و پدر پاسخ او را داد، زينب با هوش و فراست تابناك خويش دريافت كه به روزهاي آينده و مسؤوليت خطيري كه در انتظار اوست اشاره دارد و ترس و وحشت! علي وقتي افزايش يافت كه زينب با قيافه جدي گفت: اي پدر… آن را مي‌دانم. مادرم از آن خبر دارم نموده است، تا مرا براي فردا آماده نمايد




    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. #69
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha






    تهجد ، شب‌زنده‌داري ، نماز شب زينب(س)

    حضرت زينب(س) در عبادت، شبيه مادرش حضرت فاطمه(س) بود، شبها با تلاوت قرآن و نماز شب سير مي‌كرد و نماز شب آن حضرت هيچگاه ترك نشد؛ حتي در شب يازدهم محرم نماز شب را خواند.

    امام سجاد(ع) فرموده:

    «رأيتها تلك الليله تصلي من جلوس»

    ديدم زينب(س) آن شب (شب يازدهم محرم) نشسته نماز مي‌خواند.

    و نيز مي‌فرمايد:
    «ان عمتي زينب مع تلك المصائب و المحن النازله بها في طريقنا الي الشام ما تركت نوافلها الليليه».

    عمه‌ام زينب با آن آزارها و اندوهها كه به او رسيد، در راه ما به سوي شام نافله‌هاي شب را ترك نكرد.

    و نيز مي‌فرمايد:
    «ان عمتي زينب (س) كانت تؤدي صلواتها من قيام الفرائض و النوافل عند سيرالقوم بنا من الكوفه الي‌الشام و في بعض المنازل كانت تصلي من جلوس فسألتها عن سبب ذلك،
    فقالت: اصلي من جلوس لشده الجوع والضعف منذ ثلاث ليال، لانها كانت تقسم ما يصيبها من الطعام علي الاطفال لان القوم كانوا يدفعون لكل واحد منا رغيفا واحدا من الخبز في‌اليوم والليله».

    عمه‌ام زينب هنگامي كه لشگر، ما را از كوفه به شام مي‌برد نمازهاي واجب و مستحب خود را ايستاده بجا مي‌آورد و در برخي منازل نشسته نماز مي‌خواند، سبب و علت آن را از او پرسيدم، گفت:
    نشسته نماز مي‌خوانم چون سه شب است بسيار گرسنه بوده و ضعف و سستي مرا دربرگرفته، براي اينكه آنچه از طعام و خوراك به او مي‌رسيد ميان كودكان قسمت مي‌نمود. چون لشگر به هر يك از ما در روز و شب يك گرده نان مي‌داد.



    فاطمه دختر امام حسين(ع) نيز مي‌گويد:
    عمه‌ام زينب در شب دهم محرم (شب عاشورا) همة شب را در محراب و جايگاه نمازش ايستاده و استغاثه مي‌كرد و از پروردگار كمك و ياري مي‌خواست كه بر اثر آه و ناله او هيچيك از ما نخوابيد.

    گفته‌اند كه امام حسين(ع) در آخرين وداع به خواهرش زينب(س) فرمود:

    « يا اختاه لاتنسيني في نافله الليل».

    اي خواهر، مرادر نافله شب فراموش نكن.

    از دعايي كه از زينب(س) به يادگار مانده است مي‌تواند دريافت كه درياي دل او چه امواج مصيتبي را تحمل كرده است؛ و كوهسار ارادة پولادين او در برابر چه توفانهاي كوبنده‌اي ايستاده است. با خداي خود مي‌گويد:

    «يا عماد من لا عمادله و يا سند من لاسند له يا من سجد لك سواد الليل و بياض النهار و شعاع الشمس و خفيف الشجر و اوي الماء يا الله يا الله يا الله.»

    اي پناهگاه كسي كه جز تو پناهي ندارد. اي تكيه‌گاه كسي كه جز تو پشتوانه‌اي نمي‌شناسد اي خدايي كه سياهي شب و سپيدي روز و روشنايي خورشيد و صداي آرام درخت و آب براي تو سجده مي‌كنند.




    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. #70
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ghalbha






    زهد حضرت زينب سلام الله عليها

    پس از آنکه زینب سلام الله عليها به سن رشد رسید، خواستگاران بسیاری پیدا کرد که برخی از آنان از اشراف و روسای قبایل عرب بودند. آنان گمان داشتند بخاطر ثروتشان یا منصبی که در جامعه دارند می توانند به افتخار ازدواج با زینب (علیها السلام) نائل آیند.

    به عنوان نمونه، اشعث بن قیس که از ثروتمندان یکی از قبایل عرب به شمار می آمد و از نظر خویشاوندی با خلیفه اول بسیار نزدیک بود، غرور و افتخاری برای خود قائل بود و گمان می کرد به خاطر پیوندش با خانواده ی خلیفه اول، می تواند داماد امیر المومنین علی (علیه السلام) نیز باشد.

    ظاهرا او روزی در خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضور داشت و عبور زینب (علیها السلام) را از فاصله ای شاهد بود. در این هنگام او، زینب (علیها السلام) را از پدر بزرگوارش خواستگاری کرد؛ اما امیرالمؤمنین(علیه السلام) درخواست او را رد کرده و او را به خاطر غروری که سبب جراتش در این خواستگاری شده بود، سرزنش نمود.(1)

    در بین خواستگاران زینب کبری(علیها السلام)، نام عبدالله بن جعفر نیز به چشم می خورد. او در خانه ی علی (علیه السلام) آمد و شد داشت و مورد علاقه ی رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) و امیرمومنان(علیه السلام) بود.

    عبدالله بن جعفر، پسر جعفر طیار است؛ شهیدی که پیامبر درباره اش فرمود که با دو بال بهشتی در بهشت پرواز می کند. جعفر طیار برادر امیرالمومنین(علیه السلام) و از پیشگامان در راه اسلام و از مجاهدان راه خدا بود. جود و بخشش او سبب شد که مردم او را "پدر مستمندان" بنامند؛ چرا که او برای مردم فقیر، همانند پدری مهربان بود. این همان میراث معنوی است که بعدها به پسرش عبدالله رسید.

    همه ی مورخانی که از عبدالله سخن گفته اند، او را به کرامت و عزت نفس ستوده اند و مخصوصا در جنبه ی بخشش او بسیار بحث کرده اند. به عنوان مثال، تاریخ عصر او، از 10 سخاوتمند معروف عرب نام می برد که در راس آنها عبدالله قرار دارد؛(2) تا جائی که حتی برخی از مورخان او را قطب السخاء (قطب و مرکز سخاوت) نیز نامیده اند.
    عبدالله بن جعفر مورد وثوق امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود و بعدها نیز در جنگها و برنامه های آن حضرت شرکت و حضوری چشمگیر داشت تا جائی که در جنگ صفین او یکی از فرماندهان سپاه امام (علیه السلام) به حساب می آمد...

    عبدالله نیز علاقه مند بود که با حضرت زینب (علیها السلام) ازدواج کند؛ ولی حیا داشت که او را مستقیما از امیرالمؤمنین(علیه السلام) خواستگاری کند. لذا قاصدی به حضور امام (علیه السلام) فرستاد و خواستگاری خود را عرضه داشت. امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز او را بدین امر سزاوار تر دید و با آن موافقت کرد. اما مهریه به چه میزان؟ امیرالمؤمنین(علیه السلام) مهریه ی زینب (علیها السلام) را به میزان مهریه ی مادرش قرار داد.(3) اما این ازدواج فرخنده، یک شرط نیز به همراه داشت. شرط این ازدواج آن بود که اگر حسین(علیه السلام) به مسافرتی می رود، زینب(علیها السلام) نیز مجاز باشد که او را همراهی کند و عبدالله مانع این کار نشود. این شرط در خصوص ملاقات این دو خواهر و برادر نیز به چشم می خورد و البته که کمتر روزی اتفاق می افتاد که این دو یکدیگر را ملاقات نکنند.
    سرانجام این ازدواج واقع گشت و زینب(علیها السلام) به خانه همسر خویش، عبدالله بن جعفر آمد. عبدالله که مردی ثروتمند و از سخاوتمندان معروف عرب بود، روشن است که خانه اش هم ردیف خانه های اشراف و متمکنان عرب و دارای خدمه و کارگزاران متعددی بود. اما تاریخ نشان می دهد زینب (علیها السلام) هرگز خود را گرفتار زندگی اشرافی نکرد و به هیچ عنوان بدان دل نبست.

    او زاهده ای به معنای واقعی کلمه بود؛ اما زهد در قاموس زینب، به همان مفهومی بود که پدر گرامیش آنرا توصیف می نمود: زهد آنست که آدمی مالک دنیا باشد نه آنکه دنیا و زیور آن آدمی را به مالکیت خود در آورد.(4)

    بهترین دلیل زهد زینب (علیها السلام)، ترک آسایش و رفاه و اشرافیت و خدمتکاران و زیب و زیور برای تعقیب هدفی مقدس و الهی است. او همانند غیب دانی که از آینده خود و جامعه اش و از همه مهمتر وظیفه و رسالتش آگاه است، شرط ضمن عقد خود را همراهی با حسین(علیه السلام) قرار می دهد تا رسالت خویش را به انجام رساند.

    او مانند همه ی بانوان عاطفی و رقیق القلب است؛ ولی آنجا که ضرورت ایجاب کند استوار و در راه هدف چون کوهی پابرجا و مقاوم است. او مادر است و چون همه ی مادران اهل مهر و رحمت؛ ولی آنجا که وظیفه دینی و حفظ وجود اسلام و موجودیت قرآن مطرح باشد؛ فرزندان عزیزش را نیز در راه خدا فدا می کند.

    کیست که چون زینب (علیها السلام) آنهمه تمکن و نعمت داشته باشد و بدان هرگز وابسته نباشد؟ کیست که خانه ای گرم، همسری مهربان و فرزندانی عزیز داشته باشد و برای تحقق اهداف مقدس خویش آوارگی و گرسنگی را پذیرا گردد؟ و آیا این جز همان زهد اسلامی است؟



    پاورقی:

    عقد الفرید جلد 3 / صفحه ی301
    الاستیعاب – ابن عبدالبر
    480 یا 500 درهم و هر درهم معادل یک مثقال شرعی نقره است که هر مثقال 18 نخود است
    قال امیرالمؤمنین (علیه السلام):" الزهد ان لا تملک الدنیا و انت مالکه" – برداشتی از نهج البلاغه

    (برگرفته از کتاب "زندگانی حضرت زینب (علیها السلام)، رسالتی از خون و پیام" نوشته ی دکتر علی قائمی)



    ▐*♪* ▐عاشقترين پرستار* ويژه نامه ولادت حضرت زينب (س)وگراميداشت روز پرستار ▐*♪* ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •