سیره ی تربیتی آیت الله سید علی قاضی (رحمت الله علیه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سیره ی تربیتی آیت الله سید علی قاضی (رحمت الله علیه
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 21 , از مجموع 21
  1. #21
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مرحوم آيت الله سيد محمد حسين حسينى تهرانى در كتاب معادشناسى مى نويسند:


    چـنـديـن نـفـر از رفـقـا و دوسـتان نجفى ما از يكى از بزرگان علمى و مدرسين نجف اشرف نـقـل كـردنـد كـه او مـى گـفـت : مـن دربـاره مـرحـوم اسـتـاد العـلمـاء العـامـليـن و قـدوة اهـل الحـق و اليـقـيـن و السيد الاعظم و السند الافخم و طوء اسرار رب العالمين ، آقاى حاج مـيـرزا عـلى آقـا قـاضـى طـبـاطـبايى - رضوان الله عليه - و مطالبى كه از ايشان احيانا نـقـل مى شد و احوالاتى كه به گوش ‍ مى رسيد در شك بودم . با خود مى گفتم : آيا اين مـطـالبـى كـه ايـنها دارند درست است يا نه ؟ اين شاگردانى كه تربيت مى كنند و داراى چـنـيـن و چـنـان از حـالات و مـلكـات و كـمـالاتـى مـى گـردنـد، راسـت اسـت يـا تخيل ؟ مدتها با خود در اين موضوع حديث نفس مى كردم و كسى هم از نيت من خبر نداشت تا يك روز رفتم براى مسجد كوفه براى نماز و عبادت و به جا آوردن بعضى از اعمالى كه براى آن مسجد وارد شده است .
    مـرحـوم قـاضـى قـدس سـره به مسجد كوفه زياد مى رفتند و براى عبادت در آنجا حجره خاصى داشتند و زياد به اين مسجد و مسجد سهله علاقمند بودند و بسيارى از شبها را به عـبـادت و بـيدارى در آنها به روز مى آوردند. در بيرون مسجد به مرحوم قاضى برخورد كـرده و سـلام كـرديـم و احـوال پـرسى از يكديگر نموديم و به قدرى با يكديگر سخن گـفـتيم تا رسيديم پشت مسجد. در اين حال در پاى آن ديوارهاى بلندى كه ديوارهاى مسجد را تشكيل مى دهد، در طرف قبله در خارج مسجد، در بيابان هر دو با هم روى زمين نشستيم تا قـدرى رفـع خـسـتـگـى كـرده و سپس به مسجد برويم . با هم گرم صحبت شديم و مرحوم قـاضـى قـدس سـره از اسـرار و آيـات الهـيـه بـراى ما داستانها بيان مى فرمود و از مقام جـلال و عـظـمـت توحيد و قدم گذاردن در اين راه و در اينكه يگانه هدف خلقت ، انسان است ، مـطـالبـى را بـيـان مـى نـمـود و شـواهـدى اقـامـه مـى نـمـود مـن در دل بـا خـود حـديـث نفس كرده و گفتم كه واقعا ما در شك و شبهه هستيم و نمى دانيم چه خبر اسـت . اگـر عـمـر ما بدين منوال بگذرد واى بر ما! اگر حقيقتى باشد و به ما نرسد واى بـر مـا! و از طـرفـى هـم نـمـى دانـم كـه واقـعـا راسـت اسـت تـا دنبال كنم .
    در ايـن حال مار بزرگى از سوراخ بزرگى بيرون آمد و در جلوى ما خزيده ، به موازات ديـوار مـسـجـد حركت كرد. چون در آن نواحى مار بسيار است و غالبا مردم آنها را مى بينند، ولى تـا بـه حـال شـنـيـده نـشـده اسـت كـه كـسـى را گـزيـده بـاشـد. هـمـيـن كـه مـار بـه مقابل ما رسيد و من فى الجمله وحشتى كردم . مرحوم قاضى اشاره اى به مار كرد و فرمود: مـت بـاذن الله ؛ بـمـيـر بـه اذن خدا مار فورا در جاى خود خشك شد. مرحوم قاضى بـدون ايـنـكـه اعـتـنـايـى كـنـد، شـروع كـرد بـه دنـباله صحبتى كه با هم داشتيم و سپس برخاستيم و به داخل مسجد رفتيم .
    مرحوم قاضى اول دو ركعت نماز در ميان مسجد گذارده و پس از آن به حجره خود رفتند و من هـم مـقـدارى از اعـمـال مـسـجـد را بـه جاى آوردم و در نظر داشتم كه بعد از به جا آوردن آن اعـمـال ، بـه نـجـف اشـرف مـراجـعت كنم . در بين اعمال ناگاه به خاطرم گذشت كه آيا اين كـارى كـه اين مرد كرد، واقعيت داشت يا چشم بندى بود مانند سحرى كه ساحران مى كنند؟ خـوب اسـت بـروم بـبينم مار مرده است يا زنده شده و فرار كرده است . اين خاطره به سخت بـه من فشار مى آورد تا اعمالى كه در نظر داشتم به اتمام رسانيدم و فورا آمدم بيرون مـسـجـد در هـمـان مـحـلى كه با مرحوم قاضى نشسته بوديم . ديدم مار خشك شده و بر زمين افـتـاده اسـت . پـا زدم بـه آن ؛ ديـدم ابـدا حـركـتـى نـدارد. بـسـيـار منقلب و شرمنده شدم . برگشتم به مسجد كه چند ركعتى نماز گذارم ، نتوانستم و اين فكر مرا گرفته بود كه واقـعا اگر اين مسائل حق است ، پس چرا ما ابدا به آنها توجهى نداريم . مرحوم قاضى در حـجره خود بود و به عبادت مشغول بود كه بيرون آمد و از مسجد خارج شد براى نجف و من نـيـز خـارج شدم . در مسجد كوفه باز هم به هم برخورد كرديم آن مرحوم لبخندى به من زد و فرمود:
    خوب است آقاجان ؛ امتحان هم كردى ،
    سیره ی تربیتی آیت الله سید علی قاضی (رحمت الله علیه
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  2. تشكر

    مدير اجرايي (10-11-1390)

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •