سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: و...کاش عشق، این قدر حراج نبود!

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    شماره عضویت
    1204
    نوشته
    22
    تشکر
    1
    مورد تشکر
    104 در 25
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    doooaaa و...کاش عشق، این قدر حراج نبود!

    از «گداهای حرفه‌ای» که بگذریم، بیشتر آنان که دست نیاز، پیش این و آن دراز می‌کنند، «نیاز» دارند.
    بعضی‌ها هم با آنکه نیازمندند، ولی روح بزرگ و «مناعت طبع»‌سبب می‌شود که از کسی چیزی به قول «صائب تریزی».

    دست طلب چو پیش کس می‌کنی دراز


    پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش

    با این حال، برخی از مردم چنان روح کوچک و همت کوتاه و احساس حقارت دارند که با رفتارشان نیاز به محبت را داد می‌زنند. زبان حالشان گویا این است که

    «مرا دوست داشته باشید».

    این، چه نامی دارد، جز «گدایی عشق» و «دریوزگی محبت»؟!
    بلند همتان هیچگاه خودشان را ارزان نمی‌فروشند. آنان که در مقابل یک چشمک و ناز و خنده خلع سلاح می‌شوند و سپر می‌افکنند و دامن اختیار از دست می‌دهند، قیمت خودشان را نمی‌دانند. از نرخ بازار ارزش‌ها هم بی‌خبرند.
    عشق و محبت، بسته به اینکه نسبت به چه چیز و با چه انگیزه و هدفی باشد، جایگاه متفاوت پیدا می‌کند، یا «طوق لعنت» می‌شود یا «مدال شرف». یا پاک کنندة روح از تعلقات پست و وابستگی‌های حقارت باز است، یا آلوده کنندة ذهن و دل و زبان و زندگی. یا گوهری است در «گنجینة دل»، یا جنس تقلبی است در حراج روزمره‌ای!‍
    محبتی که با یک نگاه، یا شنیدن یک صدا یا دیدن یک عکس پیدا می‌شود، نمی‌تواند مجوزی برای تسلیم کردن خود به طرف مقابل باشد؛ چه دختر چه پسر.
    چه آنکه خود را تسلیم یک پسر کند، به امید ازدواج آینده،
    چه آنکه دل را در این قمار ببازد و به اسم «عشق»‌ خود را اسیر یک «دام» کند و گرفتار «بند» و «کمند» شود.
    تنها معشوقها نیستند که در دام محبت می‌افتند، گاهی عاشقان هم گرفتار می‌شوند. «باشد» و «موافقم»، باید دشوارترین کلامی باشد که پس از تأملها و مشورتها و آینده‌نگری‌های بسیار، از زبان خارج شود.
    نه اینکه ترویج کنندة وسواس و دودلی باشیم ! نه بلکه هدف، یادآوری افقهای تاریک و مرداب‌های عفنی است که گاهی از چشم انداز و دید انسان‌های کم تجربه و مبتدیان راه زندگی پنهان می‌ماند.

    «عشقبازی» جداست، «بازی با عشق» هم جدا.

    اولی میان دو همدل و دلباخته است که چهر‌ة روح خویش را در آینه جان یکدیگر می‌بینند. ولی...
    دومی دام و فریبی است که بر دشت ساده‌لوحی دیگران گسترده می‌شود و عصمت‌ها و گوهرهای عفاف را به یغما می‌برد.
    اگر دل باختن و محبت ورزیدنی هم هست، خوب است به چیزی باشد که بیرزد.
    حیف است که دلها، بی در و دروازه باشند و عشق‌ها، بی‌هویت و بی‌شناسنامه.
    کاش انسان‌ها به اندازة کالایی که می‌خرند، در دل بستنها و محبت پیدا کردنها هم حوصله و وسواس به خرج می‌دادند.

    و...کاش عشق، این قدر حراج نبود!
    امضاء
    در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب!

  2. تشكرها 9


  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    حراج عشق

    هر دم که کنم ناله دگر سوز ندارد

    از عشق چه گویم که دگر سود ندارد

    در کوچه ی تنهایی باران بنوشتم

    این غم زده دیگر به خدا روح ندارد

    هر کس نگهی کرد به رخسار حزینم

    با آیینه سخن گفت که او عمر ندارد

    هر لحظه کنم یاد از آن محرم اسرار

    اما دل از سنگ نگارم خبر از یار ندارد

    با یار بگفتم که مرا بی تو زمانی ...

    گفتا که بس است حرف تو پایان ندارد

    گفتم که سرا پا همه دردم نظری کن

    گفتا که دلم میل به درمان ندارد

    گفتم که در حسرت دیدار تو مردم

    گفتا چشمان من میل تماشات ندارد

    روزی که کنم جان به فدایت تو بدانی

    در کلبه ی تنهایی من جز تو کسی جای ندارد.

  5. تشكرها 7

    mahsa (29-04-1391), ranji (19-05-1391), فاتح خیبر (19-05-1391), مدير اجرايي (29-04-1391), بیقرار ظهور (19-05-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (14-07-1391), عهد آسمانى (29-04-1391)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    شماره عضویت
    1766
    نوشته
    1,160
    تشکر
    26,932
    مورد تشکر
    6,673 در 1,742
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    و...کاش عشق، این قدر حراج نبود!









    دخترایی رو میبینیم که از زور حجاب می کنن!
    فکر می کنن هم که اشتباهه!
    با خودشون می گن:مگه حتما باید چادر باشه؟حجاب کافیه!
    نه!

    دختر خوب اینا یی که میگم خوب گوش کن!


    ما به خاطر چی/کی چادرمون رومثل شنل بفرستیم هوا؟
    یا مانتوی تنگ بپوشیم؟


    چادری ها خطر!چادرتو محکم نگه دار!
    لازم نیست رو بگیری!
    باچادر لباس های قشنگ بپوش ولی چادرت رو شنل نکن!
    شال قشنگ سرت کن ولی موهاتو بیرون نریز!
    به حرفام گوش کنین!خواهش می کنم!!
    به چادری هایی که بی حجابن میگن دوزیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    بسه به خدا!
    باور کن دختر چادری!


    چادرم مرا به کسی که دوستش دارم و دوستم دارد می رساند!


    امضاء


  7. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2523
    نوشته
    331
    تشکر
    772
    مورد تشکر
    1,012 در 288
    وبلاگ
    33
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    عشق فقط عشق مادراست
    عشق فقط عشق باباست
    عشق یعنی عشق خواهریا برادر
    جز این عشق وجود ندارد...باور کن...
    گشتیم... نبود, نگرد... نیست
    امضاء


  8. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    شماره عضویت
    1766
    نوشته
    1,160
    تشکر
    26,932
    مورد تشکر
    6,673 در 1,742
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    کاش انسان ها به اندازه کالایی که می خرند،

    دردل بستن و محبت پیدا کردن ها هم ،

    حوصله و وسواس به خرج دهند.

    حیف است که دل ها،

    بی در و دروازده باشد

    وعشق هابی هویت و بی شناسنامه.

    چرا بعضی به «گدایی عشق»می پردازند

    و بعضی به حراج عشق؟

    باید از چه گذشت تا به چه رسید؟

    آیا آنچه از دست می دهیم،به آنچه به دست می آوریم می ارزد؟




    امضاء


  9. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    شماره عضویت
    1766
    نوشته
    1,160
    تشکر
    26,932
    مورد تشکر
    6,673 در 1,742
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    انسان های بلند همت ، هیچ گاه خودشان را ارزان نمی فروشند.

    آنان که در مقابل یک چشمک و ناز و خنده و وعده ، خلع سلاح می شوند و سپر می اندازند و دامن اختیار از دست می دهند

    ، قیمت خود را نمی دانند و از نرخ بازار ارزشها بی خبرند .

    ****

    اگر دل به چیزی می بندی ، به چیزی ببند که بیارزد اگر عشق می ورزی ، عاشق چیزی شو که تورا هم قیمتی کند ، نه آن

    که تو را از ارزش بیندازد .


    حیف است که دلها بی در و دروازه باشند و عشقها بی هویت و بی شناسنامه .


    کاش انسانها به اندازه ی کالایی که می خرند
    در دل بستن ها و محبت پیدا کردن ها هم حوصله و وسواس به خرج دهند .


    کاش عشق ها این قدر حراج و بی قیمت و کوچه بازاری نبود.

    راستی ... ارزش خود را می دانی؟؟؟!





    امضاء


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی