وظایف عاشق صادق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
وظایف عاشق صادق
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو كوشا
    NIAKY آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 137      تشکر : 10
    277 در 98 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    NIAKY آنلاین نیست.

    kabotar. وظایف عاشق صادق




    وظایف عاشق صادق













    وظایف عاشق صادق
    اگرعاشقی می خواهدسزاوار عنوان (( محب صادق )) باشدبایددارای بعضی حالات روحی وصفات معنوی باشدونیز باید به تکالیف ووظایف عشق عمل کند.
    *نخستین وظیفه عاشق صادق بودن ووفادار ماندن او به معشوق است که نبایدبه دنبال شخص صاحب جمال دیگری برود.شمشیرغیرت مراقب است که چشم عاشق به دنبال معشوق دیگرنباشد.


    حکایت :
    روزی پادشاهی مجنون را بخواند وگفت با این همه زنانی که صدبار از لیلی نکوترندچرا فقط عاشق او شده است.آنگاه دختران زیباروی را یکی پس از دیگری براوعرضه داشت.اما مجنون سردرپیش افکند،به هیچ یک ازایشان نمی نگریست.شاه پرسید:چرا به آن همه دلبران ماه پیکرنظرنمی افکند؟مجنون گفت:شاهاعشق لیلی شمشیربه دست درمیان جانم ایستاده است وسوگندمی خوردکه اگربه غیراونظرکنم خون جانم رابریزد.



    *دیگرنشانه های ضروری عاشق آن است که دوری معشوق راتحمل نکندوناله وگریه سردهدوخواب نداشته باشدوپیوسته درناآرامی دردناک به سربرد.


    حکایت :
    عاشقی رامعشوقی بودکه پس ازمدتی انتظاربه اووعده دیدارداده بود.عاشق بردرخانه معشوق آمدوخواست حلقه بردربکوبد،اماباخوداندیشید که اگرمعشوق ازپشت دربگوید(( کیست؟ )) واوبگوید (( منم )) اوبگویددرعاشقی منم نباشد،پس برووباخویش بساز.
    واگربگویم که (( تویی )) بگویدپس توچکاره ای وازاینجابرودراین اندیشه تابامدادبردرخانه معشوق بسرببردوجرات نکرددربزند.این سخن رابه عاشق صادقی نقل کردندواوگفت که آن مرد عاقل است . نه عاشق زیرااگرعاشق بوددررامی شکست وبه درون می رفت.



    شعر
    تابراندیشی توکارازبددلـی حاصلت گرددهمه بی حاصلی
    عاشقان رانیست بااندیشه کار مصلحت اندیش باشد پیشه کار



    *اگرعاشق راازحال معشوق خبری نباشد،درعشق خودصادق نیست.



    حکایت :
    ابوعبدالله رودباری گویدازمحله (( درب )) زعفرانی بغدادمی گذشتم،دیدم جوانی پیرمردی رابه خاک افکنده واورامی زندوبه دندان می گزد.پنداشتم پدرش است
    وبه اوگفتم :ای پسرباپدرت چنین رفتارمکن،گفت:پدرم نیست.اومی پنداردعاشق من است،درحالی که سه روزاست مراندیده.پس دعوی عشق اوباطل است ومن اورابه همین سبب می زنم.



    *عاشق را خواب نباشدونبایدبخوابد.


    حکایت :
    عاشقی ازفرط عشق آشفته به راهی خفته بود.معشوق به بالینش آمدونامه ای نوشت وآن رابرآستین عاشق به خواب رفته بست.چون عاشق ازخواب برخواست نامه رادیدکه برآن نوشته بوداگربازرگانی برخیزوبه دنبال سیم وزر برو،واگرعابدی برخیزومشغول عبادت شو،واگرعاشقی شرمت بادکه دیده عاشق راباخواب کاری نیست.




    شعر
    گربخسبدعاشقی جزدرکفن عاشقش گویم ولی برخویشتن
    چون تو درعشـق ازسرجهل آمدی
    خواب خوش بادت که نااهل آمدی



    *عشق می خواهدکه عاشق هرچه مال ونقدینه دارددرره اوبدهدتاچیزی برایش نماند.



    حکایت :
    خواجه ای عاشق یک کودک فقاعی شدوهرچه داشت بفروخت وازاوفقاع خریدتا آنکه بی چیزوبیچاره گردید.مردم رابراو رحم می آمدواورانان می دادند،اماگرسنه می ماندوهمه رابه کودک فقاع فروش می دادوازاوفقاع می خرید.یکی ازاوپرسیدکه عشق چه باشد؟



    شعر
    گفت آن باشدکه صدعالم متاع جمله بفروشی برای یک فقاع
    تا چنین کاری نیفتد مرد را اوچه داند عشـق را و دردرا



    *عشق غیرت برمی انگیزاند.


    حکایت :
    کسی مجنون راازمرگ لیلی خبردادوچون مجنون آن بشنید،گفت :الحمدالله آن شخص پرسیدکه اینجا چه جای شکراست؟مجنون گفت:چون مرااز عشق اوبهره ای نبود،نمی خواستمکه کس دیگررابهره باشد.



    *عاشق بایدسرّعشق رابپوشاند.


    حکایت :
    جوانی عاشق دخترعمویش شدوبربالای پشت بامشان رفته تااوراببیند.اوراگرفتندوگف ند:چرابه پشت بام دیگران رفته است؟اوازبیم آنکه معشوقش بدنام نشودخودرادزدخواند.چون خواستنددستش راببرند،حقیقت آشکارشدسلطان آن دودلداده رابه عقدهم درآورد.



    *رشگ دوستانه ای هم وجودداردکه ازمعشوق است به سودعاشق.


    حکایت :
    مردی عاشق پسرزیبایی شد.روزی آن پسربه گرمابه رفت وچون بیرون آمدخودرادرآیینه دیدورخسارش راسخت زیبا یافت .پس برقعی برروی افکندوبه سوی عاشق خودرفت .
    عاشق به استقبالش شتافت وسبب آمدنش راپرسید،
    گفت چون روی خوددرآیینه دیدم آن رابسیار زیبایافتم وآمدم تاتونیزببینی وچون خواستم کسی جزتوآن رانبیندنقاب برروی انداختم.
    عاشق گفت :تاکنون که عاشق توبودم ازبهرآن بودکه می پنداشتم توصورت خودرا
    ندیده ای،واززیبایی خودخبرنداری،اما اکنون که نظربرروی خودانداختی
    من ازتو وعشق توفارغ وآزادشدم.



    شعر
    من شدم فارغ توهم باخویش ساز
    عاشق خودباش وعشق خویش باز
    شرط هرمعشوق ، خودنادیدن است
    شرط هرعاشق به خون گردیدن است




    *عشق درمرحله بالاترچشم پوشی عاشق است ازهمه آرزوهای نفسانی به سودمعشوق


    حکایت :
    روزی سلیمان به گروهی ازمورچگان رسیدکه همه شتابان به خدمت پیش آمدندمگرموری که سرگرم بردن خاکهای تل خاک کنار لانه اش بودسلیمان اورابخواست وفرمود:اگرتو عمرنوح هم داشته باشی نمی توانی این تل خاک راازپیش خانه ات برداری؟این کاراز تو ساخته نیست وتویک تنه نخواهی توانست ازمیان ببری .مورگفت :ای سلیمان توبه بنیه نحیف من منگر،همت بلندمراببین من عاشق موری هستم که مراگفته است اگراین تل خاک راازسرراهم بردارم وراه راپاک کنم اونیزسنگ هجران مراازسرراه برخواهدداشت وبامن خواهدنشست.اکنون من کمرهمت برمیان بسته ام وکاری جزبردن این تل خاکی ندارم.اگرازمیان بردارم که به وصالش خواهم رسیدواگرنتوانم وجانم دراین راه به لب برسد،باری مدعی وکذاب نخواهم بود.



    *عاشق درعشقش حتی دین خودرا می بازد.


    شعر
    عشق راباکافری خویشی بود
    کافری خودمغزدرویشی بود
    پای درنه همچومردان ومترس
    درگذرازکفروایمان ومترس



    *آنکه دردی را که ازمعشوق به اومی رسدتحمل نکندعاشق نیست.


    حکایت :
    درویشی گرفتارعشق زیباپسری شد وچون طاقتش طاق شد پیش او رفت وعشق خودرا فاش کردوگفت : من بی تو زیستن نتوانم ویک جان بیشترندارم.
    پسر برای آزمودن راستی گفتاراوسوار براسبی شد و رسنی برگردن درویش انداخت اورابه هرسوکشانید تا به خارستانی رسید.
    درویش بیچاره درخارستان غلتید وصدها نیش خاربرتنش خلید.
    چون پسرصدق عشق اورادریافت ودانست که اواهل شهوت نیست،
    ازاسب فرودآمدواورادرکنارگرفت وبادست خودخارهارایک یک ازپایش بیرون کشید.



    شعر
    به دل می گفت باخودعاشق زار
    چه بودی گربدی هرخارصدخار
    که گراین خاردرپایم نبودی
    کناراین پسرجایم نبودی



    shamshamshamshamshamshamsham

    مرجع کتاب های عرفانی
    وظایف عاشق صادق
    ویرایش توسط NIAKY : 23-01-1390 در ساعت 09:21
    عالم همه درطواف عشق است ودایره داراین طواف حسین ع است.


  2. تشكرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •