پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90 سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90
صفحه 16 از 17 نخستنخست ... 6121314151617 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 162
  1. #151
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,813      تشکر : 57,647
    171,680 در 50,216 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee





    خوف و خشیت حضرت فاطمه(س)

    يكى از خصوصيات ويژه در نماز و عبادت حضرت فاطمه عليهاالسلام خوف و خشيت وى بوده است .
    ابومحمد ديلمى در ارشاد القلوب روايتى را در اين باره نقل نموده و گويد:
    كانت فاطمة تنهج فى صلواتها من خوف الله ؛ (1)

    و روايت شده كه حضرت فاطمه عليهاالسلام به هنگام نماز نفسش به شماره مى افتاد.
    سبب اين حالت كه در نماز و دعا براى فاطمه عليهاالسلام پيش مى آمد خوف و خشيت وى از حضرت بارى تعالى بوده است .
    ممكن است پرسيده شود كه : خوف از چه چيزى ؟
    مگر حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، معصوم نبوده و آيه تطهير در شان او نازل نشده است ؟

    پس كسى كه خداوند او را از معاصى و پليدى ها تطهير نموده گناهى از او صادر نمى شود، چرا بايد خائف و ترسان باشد؟
    در پاسخ گوييم : خوف اسباب متعدد دارد، گاهى به سبب گناه و سوء عمل است و اين كه فردى مى داند در محضر كسى ايستاده كه او را به دليل گناهش مجازات خواهد كرد و گاهى منشاء خوف ، اطلاع و يقين نسبت به نقص خود و كمال معبود است ، و ناقص وقتى خود را در محضر كامل بيند، البته نفسش به شماره مى افتد، رنگش متغير مى شود و حتى غش به او دست مى دهد.
    در روايتى آمده است : كان اميرالمومنين عليه السلام اذا اخذ بالوضوء يتغير وجهه من خيفة الله ؛
    على عليه السلام هرگاه وضو مى ساخت ، رنگ چهره اش از خوف الهى تغيير مى كرد.
    و در روايت ديگرى آمده است :

    امام حسن مجتبى عليه السلام هرگاه سجده شكر را به جاى مى آورد از خشيت و خوف مقام ربوبى حالت غش به او دست مى داد.
    و در روايت ديگر، درباره امام حسن عليه السلام آمده است :
    امام وقتى از وضو فارغ مى گرديد، رنگ چهره اش تغيير مى كرد، هنگامى كه از وى درباره علت اين حالت سوال كردند، فرمود:
    حق آن است كه وقتى در برابر كسى چون (پروردگار عالميان ) مى ايستيم رنگ از چهره ما پريده باشد.
    و شبيه اين روايات را درباره ساير امامان شيعه عليهم السلام و صديقين نيز نقل نموده اند: در روايتى آمده است كه :
    از امام سجاد عليه السلام پرسيدند: چرا وقتى براى وضو حاضر مى شويد رنگ چهره شما زرد مى گردد؟ فرمود: چه ميدانيد كه به حضور چه كسى مى روم !

    بنابراين معلوم مى شود كه علت خوف و خشيت حضرت فاطمه عليهاالسلام معرفت تمام نسبت به خداوند متعال مى باشد.
    حال اگر كسى بگويد: جايگاه خوف و خشيت در قلب است ؟
    گوييم : امام مومنان على بن ابى طالب عليه السلام در اين باره گويد: بنده خداوند طعم ايمان را وقتى مى چشد كه داراى خوف و رجا باشد و اگر خوف و رجاى او صحيح و كامل باشد، اثر آن ، در جسد و عمل مومن ديده مى شود. (2)


    1 - ارشاد القلوب ، ج 1، ص 105
    2 - زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام علامه مجلسى ، ص 933





    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2

    نرگس منتظر (18-02-1390), شكوه انتظار (18-02-1390)

  3. #152
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,813      تشکر : 57,647
    171,680 در 50,216 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    از گريه عرش آسمان در يا شد
    يک قطره چکيد و مثل عاشورا شد

    با شال عزا مرد غريبي مي گفت
    ايام عزاي مادرم زهرا شد


    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكر

    مهدی1358 (06-02-1391)

  5. #153
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,813      تشکر : 57,647
    171,680 در 50,216 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee





    غروب غم انگيز آفتاب


    آن شب فاطمه درخواب دید فرشتگان بال در بال پرواز می کردند آنچنان که آسمان را به تمامی می پوشاندند...
    دو فرشته پیش رو آمدند ، سلام کردند و مرا روی بال های خود سوار کرده و به آسمان بردند. ناگهان بوی بهشت به مشامم رسید. فرشتگان صف در صف ایستاده بودند و ورود مرا انتظار می کشیدند . اول خنده ای بسان بازشدن گلی و بعد هم با هم گفتند: خوش آمدی ای هدف آفرینش بهشت و ای فرزند " لَوْ لاکَ لَما خَلَقْتُ الاَ فْلاک . "
    فرشتگان مرا بالاتر بردند ، قصرهای بی انتها، لباس های بی همانند، آنچه چشم از حیرت خیره می ماند ، و بعد نهرهای آبی سفیدتر از شیر و خوشبوتر از عطر وبعد قصری ، و چه قصری!
    گفتم اینجا کجاست؟ این چیست؟ از آن کیست؟ گفتند اینجا فردوس اعلی است.
    برترین و بالاترین مرتبه بهشت است. منزل و مسکن تو و پدرت و پیامبران همراه پدرت و هر که خدا با اوست اینجاست. و این نهرکوثراست. پدرم که بر سریری تکیه زده بود مرا دید از جا برخاست در آغوشم گرفت و میان دو چشمانم را بوسه زد. و فرمود: اینجا جایگاه تو ، شوی تو ، و فرزندان و دوستداران توست. بیا دخترم که سخت مشتاق توأم.
    علی جان! پدرم به من گفت که امشب میهمان او خواهم بود. اکنون ای پسرعموی مهربانم ، من عازمم، بر من مسلم است که از امشب ، میهمان پدر خواهم بود. گریزانم از این دنیای پر جلا ، و سراسر مشتاقم به خانه بقا. تنها دل نگرانیم برای رفتن، تویی و فرزندانم.
    علی جان ولی جدا شدن از تو همین اندازه هم برایم سخت است. شما را به خدا می سپارم و از خدا می خواهم که سختی های این دنیا را برای شما آسان گرداند.
    علی جان! من در سال های حیاتم ، همیشه با تو وفادار بوده ام ، از من دروغ، خُدعه و خیانت ندیده ای، لحظه ای پا را از حریم مهر و وفا و عفاف بیرون نگذاشته ام ، بر خلاف فرمان تو حرفی نگفته ام. اعتقاد من همیشه این بوده که جهاد زن ، نیکو رفتار کردن با همسر است ، خوب شوهر داری کردن است .
    علی جان! به وصیت هایم عمل کن ، چه آنهایی را که در کاغذی نوشته ام و چه آنها که اکنون می گویم. در آنجا باغ های وقفی پیامبر را نوشته ام که به حسن بسپاری ، و او به حسین ، و او به امامان بعد از خویش تا آخر. سهمی برای زنان پیامبر(ص) و زنان بنی هاشم ، و امامه دختر خواهرم قائل شده ام
    . و اگر چیزی ماند به دخترانم بده . تو ناگزیری بعد از مرگ من ، ازدواج کنی و با کسی ازدواج کنی که نسبت به فرزندانمان مهربانتر است. مرا در تابوتی به همان شکل که گفته ام حمل کن تا محفوظ تر باشم مرا شبانه غسل بده ، از روی پیراهن – بر من شبانه نماز بخوان و مرا شبانه و مخفیانه دفن کن و قبرم را مخفی بدار.
    مبادا مردمی که بر من ستم کرده اند بر جنازه ام نماز بخوانند و در دفنم حاضر شوند ، و از مکان دفنم آگاهی بیابند. یاران معدود و محدود تو و پدرم ، از زنان فقط اسماء ، ام ایمن ، فضّه و ام سلمه و از مردان ، سامان ، ابوذر ، مقداد ، عمار ، عبدالله و خدیفه همین .
    وای گریه نکن علی . من گریه ام برای توست ، تو چرا گریه می کنی ؟ تو مظلوم ترین مظلومان عالمی، گریه بر تو رواست من آنچه انجام داده ام برای دفاع از حقوق مغضوب تو بوده . من می دانم که رفتنی ام، پدر مرا مطمئن ساخته بود. ولی من می دانستم پی مرگ من بر تو چه خواهد گذشت.
    و این جگرم را آتش می زند. پس تو گریه مکن. عالمی برای مظلومیت تو باید اشک بریزد . اکنون ، اول راحتی من است ، اما آغاز مصیبت توست. پس در این گاه رفتن ، بیش از این جگرم را مسوزان. تو و فرزندانمان را به خدا می سپارم.
    سلام مرا به همه فرزندانمان که تا قیامت به وجود می آیند برسان. راستی علی جان ، آیا می بینی آنچه را که من می بینم؟ این جبرئیل است که به من سلام می کند ؛ و علیک السلام . این میکائیل است که سلام می کند و خیر مقدم عرض می نماید ؛ و علیک السلام . اینها فرشتگان الهی هستند که به استقبال من آمده اند . چه شکوهی وچه عظمتی ؛ و علیکم السلام .


    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 18-02-1390 در ساعت 02:58
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 2

    نرگس منتظر (18-02-1390), شكوه انتظار (18-02-1390)

  7. #154
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,813      تشکر : 57,647
    171,680 در 50,216 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نيمه شب تابوت رابرداشتند
    بارغم برشانه ها بگذاشتند

    هفت تن دنبال يک پيکر روان
    در پي آن هفت تن ، هفت آسمان

    اينطرف خيل رسل دنبال او
    آن طرف احمد به استقبال او





    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 4

    parsa (18-02-1390), نرگس منتظر (26-01-1391), خادم کریمه اهل بیت (27-01-1391), خادمه صدیقه طاهره(س) (18-02-1390)

  9. #155
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,813      تشکر : 57,647
    171,680 در 50,216 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee






    واما ای علی !
    به خدا سوگند این عزرائیل است که به من سلام می کند و"علیک السلام یا قابض الارواح "بگیرجان مرا اما با مدارا.
    خدای من، مولای من به سوی تو می آیم نه بسوی آتش .
    سلام بابا ! سلام به وعده های راستین تو.
    سلام به لبخند شیرین تو.
    سلام به چشمان روشن تو .

    آری این چنین بود که فاطمه زهرا(س) ام ابیها به جانب پدر مطهرش شتافت و چشم از این جان بی وفا بربست. اما علی مظهر عدالت و حقیقت ناب ، بعد از مرگ همسرش زیر لب چنین می سرود: اکنون با رفتن تو خستگی ها را بیش از پیش احساس می کنم.


    خدایا چطور من بدن نازنین این عزیز را شستشو کنم؟ اگر غسل کردن او با اشک چشم مجاز بود آب را بر بدنش حرام می کردم. پس آب بریز اسماء ای وای این بازوی ورم کرده از چیست؟ آری این همان حکایت جگر سوز تازیانه و بازوست .


    فاطمه ! گفتی از روی پیراهن غسلت دهم برای بعد از رفتنت هم باز ملاحظه این دل خسته را نمودی؟ ای کسی که پنهانکاری را فقط در دردها و غمهایت بلد بودی. شوهرتو کسی نیست که برای این رازهای سَر به مُهر تو در نخلستان های تاریک شب نگریسته باشد.


    اینجا جای تازیانه نامردان است، در آن زمان که ریسمان در گردن مردت آویخته بودند.


    ای خدا ! این غسل نیست، مرور مصیبت است، تداعی محنت است، دوره کردن درد است. ای وای از حکایت محسن حکایت فاطمه و آن در و دیوار، حکایت آن میخهای آهنین با آن بدن نحیف و خسته و بیمار، حکایت آن آتش با آن تن تب دار، حکایت آن دست پلید با این صورت و رخسار. بچه ها بیایید با مادر وداع کنید.


    خدا در این غم صبرتان دهد. آرامترعزیزان من ! می دانم از گریه گریزی نیست. اما شیون نکنید مثل من آهسته اشک بریزید.


    نمی دانم چطور تسلایتان دهم. اما تقدیر این بوده است، راضی به مشیت خدا هستم . اینقدر مادر را صدا نزنید او اکنون توان پاسخ گفتن به شما را ندارد. فقط نگاهش کنید و آرام اشک بریزید اما نه گویی این دست های فاطمه است که از کفن بیرون می آید و شما را درآغوش می کشد.

    این بازهمان دل مهربان اوست که نمی تواند پس از مرگ هم ندای شما را بی جواب گذارد. کنار روید تا در قبرش گذارم. خدایا چه سنگین است این مصیبت ، و چه سبک است این بدن درد و محنت دیده.

    آری اینک دیگر من لب بر می بندم از سخن گفتن ، تا علی و حسن و حسین و زینب بال گشایند بر مزار تو. این تو ، این علی و این فرزندانت و این چشم همیشه مشتاق من.


    منبع : برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته، سید مهدی شجاعی


    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 2

    نرگس منتظر (18-02-1390), شكوه انتظار (18-02-1390)

  11. #156
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee





    وصیت فاطمه به علی(علیهماالسلام)
    بیمارى زهرا(سلام الله علیها) در حدود چهل روز طول كشید ولى روز بروز حالش سخت تر مى شد و كسالتش شدت مى یافت. یك روز به على بن ابى طالب علیه السلام گفت: پسر عموى مهربان، آثار و علائم مرگ را در خودم مشاهده مى نمایم. گمان مى كنم عنقریب به پدرم ملحق گردم، مى خواهم وصیت كنم. على (علیه السلام) در كنار بستر فاطمه نشست و اطاق را خلوت كردند: فرمود: اى دختر پیغمبر به هر چه دلت مى خواهد وصیت كن و یقین داشته باش كه به وصیت تو عمل خواهم كرد. انجام وصایاى تو را بر كارهاى شخصى خودم مقدم مى دارم. على (علیه السلام) به چهره ى پژمرده و چشم هاى فرورفته ى همسرش نگاه مى كرد و اشك مى ریخت. فاطمه (علیهاالسلام) برگشت و با دیده هاى فرورفته اش نگاهى به صورت غمناك و پژمرده ى شوهر مهربانش نمود و گفت: پسر عمو! تاكنون در خانه ات دروغ نگفته ام، مرتكب خیانت نشده ام و هیچگاه از اوامر و دستوراتت تخلف نكردم.
    على (علیه السلام) فرمود: مقام خداشناسى و پرهیزكارى تو به قدرى عالى است كه احتمال خلاف درباره ات نمى رود. به خدا سوگند مفارقت و جدایى تو بر من گران است. اما چه كنم كه مرگ را چاره اى نیست. به خدا قسم مصیبات مرا تازه كردى، مرگ نابهنگام تو حادثه ى دردناكى است، انا للَّه و انا الیه راجعون. چه مصیبت ناگوار و دردناكى است؟! به خدا سوگند این مصیبت جانسوز را هرگز فراموش نمى كنم و چیزى نمى تواند تسلى بخش من باشد. آنگاه ساعتى را با هم گریستند. [بحارالانوار ج 43 ص 191.] حضرت زهرا در این مذاكره ى كوتاه برنامه ى دوران زندگى زناشویى خویش را در چند جمله مختصر خلاصه كرد: مقام صداقت و پاكدامنى و اطاعت از شوهر را بیاد همسرش آورد. على بن ابى طالب (علیه السلام) نیز از زحمات و موقعیت علمى و پرهیزكارى و صداقت و درستى همسر عزیزش تقدیر كرد. مهر و علاقه ى بى پایانش را نسبت به او ابراز داشت. در اینجا بود كه احساسات و عواطف آن دو یار مهربان دو همسر نمونه ى اسلام چنان تحریك شد كه نتوانستند از گریه خوددارى كنند. ساعتى را با هم گریستند و به یاد دوران كوتاه زندگى زناشویى كه جهانى از صفا و مهر و علاقه و صداقت و درستى و پاكدامنى و فداكارى بود اشك ریختند. و به یاد زحمات طاقت فرسا و فداكارى ها و گرفتارى ها همدیگر ناله كردند. شاید بوسیله ى اشك هاى چشم، آتش درونى خود را كه نزدیك بود كالبدشان را محترق سازد خاموش كنند.
    بعد از آن كه گریه شان آرام تر شد على بن ابى طالب علیه السلام سر همسر عزیزش را در دامن گرفت، فرمود: اى دختر پیغمبر! هر چه میل دارى وصیت كن و مطمئن باش كه از وصایاى تو تخلف نخواهم كرد. فاطمه به موضوعات زیر وصیت نمود:
    1- اى پسر عمو! مردها بدون زن نمى توانند زندگى كنند، شما نیز ناچارید زن بگیرید. خواهشمندم بعد از من، با امامه دختر خواهرم ازدواج كن، زیرا نسبت به اطفال من مهربان است. [مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 362.]
    2- فرزندانم یتیم مى شوند با آنان مدارا كن، بر سرشان فریاد مزن، براى دلجویى آنان یك شب نزد آن ها بمان و یك شب نزد همسرت. [بحارالانوار ج 43 ص 178.]
    3- براى من تابوتى تهیه كن كه در موقع حمل جنازه، بدنم پیدا نباشد. و طرز ساختمانش چنین و چنان باشد. [بحارالانوار ج 43 ص 192.]
    4- مرا شبانه غسل بده و كفن كن و به خاك بسپار، اجازه نده اشخاصى كه حقم را غصب كردند و اذیت و آزارم نمودند بر من نماز بخوانند یا به تشییع جنازه ام حاضر شوند. [بحارالانوار ج 43 ص 192.]

    5- به هر یك از زنان رسول خدا دوازده وقیه بده.
    6- به هر یك از زنان بنى هاشم دوازده وقیه بده.
    7- به امامه دختر خواهرم نیز چیزى بده. [دلائل الامامة ص 42.] بعد از وفات فاطمه، وصیتنامه ى مكتوب زیر نیز بدست آمد:
    8- بوستان ذى الحسنى، و بوستان ساقیه، و بوستان دلال، و بوستان غراف، و بوستان رقمه، و بوستان هیثم، و بوستان ام ابراهیم هفت بوستان مذكور بعد از من در اختیار على بن ابى طالب باشد. بعد از او در اختیار فرزندم حسن، بعد از حسن در اختیار حسین باشد. بعد از حسین در اختیار فرزند ارشد حسین باشد.
    نویسنده: على. شاهد: مقداد، زبیر. [دلائل الامامة ص 42.]
    ابن عباس نیز روایت كرده كه وصیتنامه ى كتبى زیر، از حضرت زهرا بدست آمد:
    بسم اللَّه الرحمن الرحیم. این وصیتنامه ى فاطمه دختر رسول خداست. به یگانگى خدا شهادت مى دهم. شهادت مى دهم كه محمد (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) رسول خداست. بهشت و دوزخ حق است. و در وجود قیامت شك نیست. و خدا مردگان را مبعوث مى كنم. یا على خدا مرا همسر تو قرار داد تا در دنیا و آخرت با هم باشیم. و اختیارم در دست تو است. یا على در شب مرا غسل بده و كفن كن و حنوط كن و به خاك بسپار. و به احدى اطلاع نده. اكنون با شما وداع مى كنم. سلام مرا به فرزندانم كه تا قیامت به وجود مى آیند برسان. [بحارالانوار ج 43 ص 214.]


    منبع:
    بانوى نمونه اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها)ریال ابراهیم امینی
    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكرها 2


  13. #157
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    kabotar. توصیف حضرت زهرا(س) در کلام امام و رهبری؛





    توصیف حضرت زهرا(س) در کلام امام و رهبری؛





    حضرت امام خمینی رحمه الله در توصیف کمالات والای عرفانی و الهی حضرت صدیقه طاهره می فرمایند: «تمام ابعادی که برای زن متصوّر است و برای یک انسان متصوّر است، در فاطمه زهرا علیهاالسلام جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان [بوده] تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان [است]. او زن معمولی نیست او موجودی ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است... تمام هویّت های کمالی که در انسان متصوّر است و در زن تصوّر دارد، تمام در این زن است... زنی که تمام خاصّه های انبیا در اوست؛ زنی که اگر مرد بود، نبیّ بود؛ زنی که اگر مرد بود به جای رسول اللّه بود... انسانی است به تمام معنی انسان، زنی است به تمام معنی زن. صدیقه طاهره... از مرتبه طبیعت شروع کرده است [و] حرکت کرده است؛ حرکت معنوی با قدرت الهی، با دست غیبی. با تربیت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم مراحل را طی کرده است تا رسیده است به مرتبه ای که دست همه از او کوتاه است...».

    مقام معظّم رهبری

    مقام معظّم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای در عباراتی این گونه به توصیف حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌پردازند: «قلب این زن حکیمه و این زن عالمه و این زن محدثّه و این زنی که با عوالم غیب ارتباط داشت و این زنی که فرشتگان با او حرف می زدند، آن چنان به عوالم مُلک و ملکوت روشن بود که قلب علی علیه السلام و قلب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم . این زن با همه ظرفیّت و با آن مقام شامخ پشت امیرالمؤمنین علیه السلام مثل کوه ایستاد و تا زنده بود در همه مراحل زندگی با تمام وجود از امیرالمؤمنین علیه السلام و از مقام ولایت دفاع کرد. علاّمه مجلسی می گوید: بزرگان فُصَحا و بُلَغا از علوّ کلمات و مضامین ظاهر و باطن کلمات خطبه ای که زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه ایراد کرد، انگشت تعجّب به دندان گزیدند... فاطمه زهرا علیهاالسلام با آن حال غم و اندوه به مسجد رفت و ارتجالاً و بدون اینکه قبلاً آن را تنظیم کرده باشد [آن را] بر زبان جاری کرده است. آن بیان حکیمانه و آن ارتباط با غیب و آن ظرفیت والا و بالا و آن نورانیّت قلب و بیان را همه و همه، یکسره در راه خدا خرج کرده است».



    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  14. تشكرها 2


  15. #158
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    shamee شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها در منابع اهل سنت




    پرسش:

    آیا در منابع اهل تسنن، مطالبی دال بر شهادن حضرت زهرا (س) وجود دارد؟


    پاسخ:


    پاسخ اجمالی:

    این حقیقت تاریخی، به طور زنده در کتابهای تاریخی و حدیثی محفوظ مانده است. بزرگان اهل سنت مانند ابن ابی شیبه، بلاذری، ابن قتیبه و .. بر این مطلب اذعان دارند. برای آگاهی از مدارک هتک حرمت منزل حضرت زهرا(س)، و مدارک موجود دربارۀ شهادت حضرت زهرا(س)، به پاسخ تفصیلی مراجعه کنید.



    پاسخ تفصیلی:

    هتک حرمت خانۀ فاطمۀ زهرا(س) و شهادت آن حضرت:

    در این مورد، نصوصی را از کتب اهل سنت نقل می نماییم، تا روشن شود که مسأله هتک حرمت خانه زهرا(علیها السلام) و رویدادهای بعدی، یک امر تاریخی مسلّم است نه یک افسانه!! و با اینکه در عصر خلفا سانسور فوق العاده ای نسبت به نگارش فضایل و مناقب در کار بود؛ ولی به حکم اینکه ،"حقیقت شیء نگهبان آن است"، این حقیقت تاریخی به طور زنده در کتابهای تاریخی و حدیثی محفوظ مانده است و ما در نقل مدارک، ترتیب زمانی را از قرنهای نخستین در نظر می گیریم، تا برسد به نویسندگان عصر حاضر.


    1. ابن ابی شیبه و کتاب «المصنَّف»

    ابوبکر ابن ابی شیبه (159-235) مؤلف کتاب المصنَّف به سندی صحیح چنین نقل می کند:

    هنگامی که مردم با ابی بکر بیعت کردند، علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره می پرداختند، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: ای دختر رسول خدا، محبوبترین فرد برای ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو، ولی سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند. این جمله را گفت و بیرون رفت، وقتی علی(علیه السلام)و زبیر به خانه بازگشتند، دختر گرامی پیامبر(علیها السلام) به علی(علیه السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام می دهد![1]


    2. بلاذری و کتاب «انساب الاشراف»:

    احمد بن یحیی جابر بغدادی بلاذری (متوفای 270) نویسنده معروف و صاحب تاریخ بزرگ، این رویداد تاریخی را در کتاب «انساب الاشراف» به نحو یاد شده در زیر نقل می کند.

    ابوبکر به دنبال علی(علیه السلام) فرستاد تا بیعت کند، ولی علی(علیه السلام) از بیعت امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: ای فرزند خطاب، می بینم در صدد سوزاندن خانه من هستی؟! عمر گفت: بلی، این کار کمک به چیزی است که پدرت برای آن مبعوث شده است!![2]


    3. ابن قتیبه و کتاب «الإمامة و السیاسة»:

    مورّخ شهیر عبداللّه بن مسلم بن قتیبه دینوری (212-276) از پیشوایان ادب و از نویسندگان پرکار حوزه تاریخ اسلامی است، مؤلّف کتاب «تأویل مختلف الحدیث»، و «ادب الکاتب» و... . وی در کتاب «الإمامة و السیاسة» چنین می نویسد:

    ابوبکر از کسانی که از بیعت با او سربرتافتند و در خانه علی گرد آمده بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آنان فرستاد، او به در خانه علی(علیه السلام)آمد و همگان را صدا زد که بیرون بیایند و آنان از خروج از خانه امتناع ورزیدند در این موقع عمر هیزم طلبید و گفت: به خدایی که جان عمر در دست اوست بیرون بیایید یا خانه را بر سرتان آتش می زنم. مردی به عمر گفت: ای اباحفص (کنیه عمر) در این خانه، فاطمه، دختر پیامبر است، گفت: باشد!![3]

    ابن قتیبه دنباله این داستان را سوزناکتر و دردناکتر نوشته است، او می گوید:

    عمر همراه گروهی به در خانه فاطمه آمدند، در خانه را زدند، هنگامی که فاطمه صدای آنان را شنید، با صدای بلند گفت: ای رسول خدا پس از تو چه مصیبت هایی به ما از فرزند خطاب و ابی قحافه رسید، وقتی مردم که همراه عمر بودند صدای زهرا و گریه او را شنیدند برگشتند، ولی عمر با گروهی باقی ماند و علی را از خانه بیرون آوردند، نزد ابی بکر بردند و به او گفتند، بیعت کن، علی(علیه السلام)گفت: اگر بیعت نکنم چه می شود؟ گفتند: به خدایی که جز او خدایی نیست، گردن تو را می زنیم... [4]

    مسلّماً این بخش از تاریخ برای علاقمندان به شیخین بسیار سنگین و ناگوار می باشد و لذا برخی بر آن صدد آمدند که در نسبت کتاب به ابن قتیبه تردید کنند، در حالی که ابن ابی الحدید استاد فن تاریخ، این کتاب را از آثار او می داند و پیوسته از آن مطالبی نقل می کند، متأسفانه این کتاب به سرنوشت تحریف دچار شده و بخشی از مطالب آن به هنگام چاپ از آن حذف شده است در حالی که همان مطالب در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است.

    «زرکلی» در اعلام این کتاب را از آثار ابن قتیبه می داند سپس می افزاید: که برخی از علما در این نسبت نظری دارند. یعنی شک و تردید را به دیگران نسبت می دهد نه به خویش، همچنان که الیاس سرکیس[5] این کتاب را از آثار ابن قتیبه می داند.


    4. طبری و تاریخ او:

    محمّد بن جریر طبری (متوفای 310) در تاریخ خود رویداد قصد هتک حرمت خانه وحی را چنین بیان می کند:

    عمر بن خطاب به خانه علی آمد در حالی که گروهی از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وی رو به آنان کرد و گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش می کشم مگر اینکه برای بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد در حالی که شمشیر کشیده بود، ناگهان پای او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران بر او هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند.[6]

    این بخش از تاریخ حاکی از آن است که اخذ بیعت برای خلیفه با تهدید و ارعاب صورت می پذیرفت حالا این نوع بیعت چه ارزشی دارد؟ خواننده باید خود داوری نماید.


    5. ابن عبد ربه و کتاب «العقد الفرید»:

    شهاب الدین احمد معروف به «ابن عبد ربه اندلسی» مؤلف کتاب «العقد الفرید» متوفای (463 ه ) در کتاب خود بحثی مشروح درباره تاریخ سقیفه آورده و تحت عنوان کسانی که از بیعت ابی بکر تخلف جستند چنین می نویسد:

    علی و عباس و زبیر در خانه فاطمه نشسته بودند که ابوبکر عمر بن خطاب را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بیرون کند و به او گفت: اگر بیرون نیامدند، با آنان نبرد کن! و در این موقع عمر بن خطاب با مقداری آتش به سوی خانه فاطمه رهسپار شد تا خانه را بسوزاند، در این موقع با فاطمه روبرو شد. دختر پیامبر گفت: ای فرزند خطاب آمده ای خانه ما را بسوزانی، او در پاسخ گفت: بلی مگر این که در آنچه امّت وارد شدند، شما نیز وارد شوید![7]

    تا اینجا بخشی که در آن به تصمیم به هتک حرمت تصریح شده است پایان پذیرفت، اکنون به دنبال بخش دوم که حاکی از جامه عمل پوشاندن این نیّت است، می پردازیم!

    آیا یورش انجام گرفت؟

    در این جا سخنان آن گروه که فقط به سوء نیت خلیفه و یاران او اشاره کردند به پایان رسید، گروهی که نخواستند و یا نتوانستند دنباله فاجعه را به طور روشن منعکس کنند، در حالی که برخی، به اصل فاجعه یعنی یورش به خانه و... اشاره نموده و تا حدّی نقاب از چهره حقیقت برافکندند، اینک در اینجا به مدارک یورش و هتک حرمت اشاره می نماییم: (در این بخش نیز در نقل مصادر غالباً ترتیب زمانی را در نظر می گیریم).


    6. ابو عبید و کتاب «الاموال»:

    ابو عبید قاسم بن سلام (متوفای 224) در کتاب خود به نام «الأموال» که مورد اعتماد فقیهان اسلام است نقل می کند:

    عبدالرّحمن بن عوف می گوید: که من در بیماری ابوبکر برای عیادت او وارد خانه او شدم پس از گفتگوی زیاد به من گفت:

    آرزو می کنم ای کاش سه چیز را که انجام داده ام، انجام نمی دادم، همچنان که آرزو می کنم ای کاش سه چیز را که انجام نداده ام، انجام می دادم. همچنین آرزو می کنم سه چیز را از پیامبر سؤال می کردم.

    امّا آن سه چیزی که انجام داده ام و آرزو می کنم که ای کاش انجام نمی دادم عبارتند از:

    ای کاش پرده حرمت خانه فاطمه را نمی گشودم و آن را به حال خود وامی گذاشتم هرچند برای جنگ بسته شده بود.[8]
    ابو عبید هنگامی که به اینجا می رسد به جای جمله: «لم أکشف بیت فاطمة و ترکته...» می گوید: کذا و کذا. و اضافه می کند که من مایل به ذکر آن نیستم!.

    ولی هرگاه «ابو عبید» روی تعصّب مذهبی یا علّت دیگر از نقل حقیقت سربرتافته است؛ محقّقان کتاب «الاموال» در پاورقی می گویند: جمله های حذف شده در کتاب «میزان الاعتدال» (به نحوی که بیان گردید) وارد شده است، افزون بر آن، «طبرانی» در «معجم» خود و «ابن عبدربه» در «عقد الفرید» و افراد دیگر جمله های حذف شده را آورده اند.(دقت کنید!)


    7. طبرانی و معجم کبیر:

    ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی (260-360) که ذهبی در «میزان الاعتدال» در حقّ او می گوید: فرد معتبری است.[9] در کتاب «المعجم الکبیر» که کراراً چاپ شده است، آنجا که دربارۀ ابوبکر و خطبه ها و وفات او سخن می گوید، یادآور می شود: ابوبکر به هنگام مرگ، اموری را تمنا کرد. ای کاش سه چیز را انجام نمی دادم. ای کاش سه چیز را انجام می دادم. ای کاش سه چیز را از رسول خدا سؤال می کردم. درباره آن سه چیزی که انجام داده و آروز کرد که ای کاش انجام نمی داد، چنین می گوید: آن سه چیزی که آرزو می کنم که ای کاش انجام نمی دادم، آرزو می کنم که هتک حرمت خانه فاطمه نمی کردم و آن را به حال خود واگذار می کردم!.[10] ،این تعبیرات به خوبی نشان می دهد که تهدیدهای عمر تحقّق یافت.


    8. ابن عبد ربه و «عقد الفرید»:

    ابن عبد ربه اندلسی مؤلّف کتاب «العقد الفرید» (متوفای 463 ه ) در کتاب خود از عبدالرحمن بن عوف نقل می کند:

    من در بیماری ابی بکر بر او وارد شدم تا از او عیادت کنم، او گفت: آرزو می کنم که ای کاش سه چیز را انجام نمی دادم و یکی از آن سه چیز این است: ای کاش خانه فاطمه را نمی گشودم هرچند آنان برای نبرد درِ خانه را بسته بودند.[11]

    و نیز اسامی و عبارات و شخصیت هایی که این بخش از گفتار خلیفه را نقل کرده اند خواهد آمد.


    9. سخن نَظّام در کتاب «الوافی بالوفیات»:

    ابراهیم بن سیار نظام معتزلی (160-231) که به خاطر زیبایی کلامش در نظم و نثر به نظّام معروف شده است در کتابهای متعددی، واقعه بعد از حضور در خانه فاطمه(علیها السلام) را نقل می کند. او می گوید: عمر در روز اخذ بیعت برای ابی بکر، بر شکم فاطمه زد، او فرزندی که در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط کرد!!(دقت کنید).[12]


    10. مبرّد در کتاب «کامل»:

    محمّد بن یزید بن عبدالأکبر بغدادی (210-285) ادیب، و نویسنده معروف و صاحب آثار گران سنگ، در کتاب «الکامل» خود، از عبدالرّحمن بن عوف داستان آرزوهای خلیفه را می نویسد، و چنین یادآور می شود: آرزو می کردم ای کاش بیت فاطمه را نمی گشودم و آن را رها می نمودم هرچند برای جنگ بسته باشد.[13]


    11. مسعودی و «مروج الذهب»:

    مسعودی(متوفای 325) در مروج الذهب می نویسد:

    آنگاه که ابوبکر درحال احتضار چنین گفت: سه چیز انجام دادم و تمنا می کردم که ای کاش انجام نمی دادم یکی از آن سه چیز: آرزو می کردم که ای کاش هتک حرمت خانه زهرا را نمی کردم و در این مورد سخن زیادی گفت![14]

    مسعودی با اینکه نسبت به اهل بیت گرایش های نسبتاً خوبی دارد، ولی باز اینجا از بازگویی سخن خلیفه خودداری کرده و با کنایه رد شده است، البتّه خدا می داند و بندگان خدا هم اجمالاً می دانند!


    12. ابن أبی دارم در کتاب «میزان الاعتدال»:

    «احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابی دارم»، محدث کوفی (متوفای سال 357)، کسی که محمّد بن أحمد بن حماد کوفی درباره او می گوید: «کان مستقیم الأمر، عامة دهره»: او در سراسر عمر خود پوینده راه راست بود.

    با توجه به این موقعیت، نقل می کند که در محضر او این خبر خوانده شد: عمر لگدی بر فاطمه زد و او فرزندی که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد![15] (دقت کنید)


    13. عبدالفتاح عبدالمقصود و کتاب «الإمام علی»:

    وی هجوم به خانه وحی را در دو مورد از کتاب خود آورده است و ما به نقل یکی بسنده می کنیم:

    قسم به کسی که جان عمر در دست اوست یا باید بیرون بیایید یا خانه را بر ساکنانش آتش می زنم. عده ای که از خدا می ترسیدند و رعایت منزلت پیامبر(صلی الله علیه وآله) را پس از او می کردند، گفتند: "اباحفص، فاطمه در این خانه است".

    بی پروا فریاد زد: "باشد!! ". نزدیک شد، در زد، سپس با مشت و لگد به در کوبید تا به زور وارد شود. علی(علیه السلام) پیدا شد... طنین صدای زهرا در نزدیکی مدخل خانه بلند شد... این ناله استغاثه او بود...!»[16].

    این بحث را با حدیث دیگری از «مقاتل ابن عطیّة» در کتاب الامامة و السیاسة پایان می دهیم (هرچند هنوز ناگفته ها بسیار است!)

    او در این کتاب چنین می نویسد:

    «هنگامی که ابوبکر از مردم با تهدید و شمشیر و زور بیعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتی را به سوی خانه علی و فاطمه(علیها السلام) فرستاد، و عمر هیزم جمع کرد و درِ خانه را آتش زد...[17]

    و در ذیل این روایت تعبیرات دیگری است که قلم از بیان آن عاجز است.


    نتیجه: آیا با این همه مدارک روشن که عموماً از منابع اهل سنت نقل شده است باز هم می گویند «افسانه شهادت...!» انصاف کجاست؟! به یقین هر کس این بحث کوتاه و مستند به مدارک روشن را بخواند می فهمد بعد از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) چه غوغائی برپا شد، و برای نیل به حکومت و خلافت چه ها کردند، و این اتمام حجّت الهیّه برای همه آزاداندیشان دور از تعصّب است، چرا که ما از خودمان چیزی ننوشتیم، هرچه نوشتیم از منابع مورد قبول خود آنها است[18].


    ---------------------------------------------------------

    [1] مصنف ابن ابی شیبه: 8/572، کتاب المغازی.

    « انّه حین بویع لأبی بکر بعد رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) کان علی و الزبیر یدخلان علی فاطمة بنت رسول اللّه، فیشاورونها و یرتجعون فی أمرهم. فلما بلغ ذلک عمر بن الخطاب خرج حتی دخل علی فاطمة، فقال: یا بنت رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) و اللّه ما أحد أحبَّ إلینا من أبیک و ما من أحد أحب إلینا بعد أبیک منک، و أیم اللّه ما ذاک بمانعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندک أن امرتهم أن یحرق علیهم البیت.

    قال: فلما خرج عمر جاؤوها، فقالت: تعلمون انّ عمر قد جاءَنی، و قد حلف باللّه لئن عدتم لیُحرقنّ علیکم البیت، و أیم اللّه لَیمضین لما حلف علیه.»

    [2] انساب الأشراف: 1/586 طبع دار معارف، قاهره. «انّ أبابکر أرسل إلی علیّ یرید البیعة فلم یبایع، فجاء عمر و معه فتیلة! فتلقته فاطمة علی الباب. فقالت فاطمة: یابن الخطاب، أتراک محرقاً علیّ بابی؟ قال: نعم، و ذلک أقوی فیما جاء به أبوک...»

    [3] الامامة و السیاسة: 12، چاپ مکتبة تجاریة کبری، مصر.

    « انّ أبابکر رضی اللّه عنه تفقد قوماً تخلّقوا عن بیعته عند علی کرم اللّه وجهه فبعث إلیهم عمر فجاء فناداهم و هم فی دار علی، فأبوا أن یخرجوا فدعا بالحطب و قال: والّذی نفس عمر بیده لتخرجن أو لاحرقنها علی من فیها، فقیل له: یا أبا حفص انّ فیها فاطمة فقال، و إن!! »

    [4] الامامة و السیاسیة، ص 13.

    « ثمّ قام عمر فمشی معه جماعة حتی أتوا فاطمة فدقّوا الباب فلمّا سمعت أصواتهم نادت بأعلی صوتها یا أبتاه رسول اللّه ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب، و ابن أبی قحافة فلما سمع القوم صوتها و بکائها انصرفوا. و بقی عمر و معه قوم فأخرجوا علیاً فمضوا به إلی أبی بکر فقالوا له بایع، فقال: إن أنا لم أفعل فمه؟ فقالوا: إذاً و اللّه الّذی لا إله إلاّ هو نضرب عنقک...!»

    [5] معجم المطبوعات العربیة: 1/212.

    [6] تاریخ طبری: 2/443، چاپ بیروت. « أتی عمر بن الخطاب منزل علی و فیه طلحة و الزبیر و رجال من المهاجرین، فقال و اللّه لاحرقن علیکم أو لتخرجنّ إلی البیعة، فخرج علیه الزّبیر مصلتاً بالسیف فعثر فسقط السیف من یده، فوثبوا علیه فأخذوه.»

    [7] عقد الفرید: 4/93، چاپ مکتبة هلال.« فأمّا علی و العباس و الزبیر فقعدوا فی بیت فاطمة حتی بعثت إلیهم أبوبکر، عمر بن الخطاب لیُخرجهم من بیت فاطمة و قال له: إن أبوا فقاتِلهم، فاقبل بقبس من نار أن یُضرم علیهم الدار، فلقیته فاطمة فقال: یا ابن الخطاب أجئت لتحرق دارنا؟! قال: نعم، أو تدخلوا فیما دخلت فیه الأُمّة!»

    [8] الأموال: پاورقی 4، چاپ نشر کلیات ازهریة، الأموال، 144، بیروت و نیز ابن عبد ربه در عقد الفرید: 4/93 نقل کرده است چنان که خواهد آمد. « وددت انّی لم أکشف بیت فاطمة و ترکته و ان اغلق علی الحرب»

    [9] میزان الاعتدال:ج2، ص 195

    [10] معجم کبیر طبرانی: 1/62، شماره حدیث 34، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی.« أمّا الثلاث اللائی وددت أنی لم أفعلهنّ، فوددت انّی لم أکن أکشف بیت فاطمة و ترکته. »

    [11] عقد الفرید: 4/93، چاپ مکتبة الهلال.« وودت انّی لم أکشف بیت فاطمة عن شی و إن کانوا اغلقوه علی الحرب.»

    [12] الوافی بالوفیات: 6/17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانی: 1/57، چاپ دار المعرفة، بیروت. و در ترجمه نظام به کتاب «بحوث فی الملل و النحل»: 3/248-255 مراجعه شود. « انّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتی ألقت المحسن من بطنها.»

    [13] شرح نهج البلاغه: 2/46 و 47، چاپ مصر. « وددت انّی لم أکن کشفت عن بیت فاطمة و ترکته ولو أغلق علی الحرب.»

    [14] مروج الذهب: 2/301، چاپ دار اندلس، بیروت.« فوددت انّی لم أکن فتشت بیت فاطمة و ذکر فی ذلک کلاماً کثیراً! »

    [15] میزان الاعتدال: 3/459. « انّ عمر رفس فاطمة حتی أسقطت بمحسن.»

    [16] عبدالفتاح عبدالمقصود، علی بن ابی طالب: 4/276-277.« و الّذی نفس عمر بیده، لیَخرجنَّ أو لأحرقنّها علی من فیها...! قالت له طائفة خافت اللّه، و رعت الرسول فی عقبه: یا أبا حفص، إنّ فیها فاطمة...! فصاح لایبالی: و إن..! و اقترب و قرع الباب، ثمّ ضربه و اقتحمه... و بداله علیّ... و رنّ حینذاک صوت الزهراء عند مدخل الدار... فان هی الا طنین استغاثة...»

    [17] کتاب الامامة و الخلافة، ص 160 و 161، تألیف مقاتل بن عطیّة که با مقدّمه ای از دکتر حامد داود استاد دانشگاه عین الشمس قاهره به چاپ رسیده، چاپ بیروت، مؤسّسة البلاغ. « ان ابابکر بعد ما اخذ البیعة لنفسه من الناس بالارهاب و السیف و القوّة ارسل عمر، و قنفذاً و جماعة الی دار علیّ و فاطمه(علیه السلام) و جمع عمر الحطب علی دار فاطمه و احرق باب الدار!..»

    [18] این پاسخ با اقتباس و تلخیص، از مقاله حضرت آیت الله مکارم شیرازی تهیه شده است.


    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90
    ویرایش توسط parsa : 18-02-1390 در ساعت 23:39

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...




  16. #159
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    shamee ماجرای شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در منابع اهل تسنن




    پرسش:

    ماجرای آتش سوزی خانه حضرت علی و سیلی خوردن حضرت فاطمه به دستور چه کسی و در کدام یک از منابع اهل تسنن ذکر شده؟


    پاسخ:

    برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه از تاریخ خودداری نموده اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان، تنها شیعه آن را نقل کرده است.[1]

    البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانه خالی کرده اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة الله علیه در این زمینه می گوید:

    «در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبر گرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود؛ و قنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداری نمودند.»[2]

    مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛ پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده و هجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛ چنان که محسن را سقط نمود.»[3]


    اما منابع اهل سنت:


    1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها، به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4]

    همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ، عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد.»[5]


    2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می گوید: «اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»[6]


    3- مقاتل بن عطیه می گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که از دنیا رفت.»[7]


    4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا مانند اسیران دیگر آزاد شد.

    ابو العاص به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه، وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به زید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقع کجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) از مکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بن الاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود را بر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد و به مکه بازگشت. پپامبر صلی الله علیه و آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباح شمرد.»

    ابن ابی الحدید می گوید:

    «من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می شمرد.»

    ابن ابی الحدید می گوید، به استادم گفتم:

    «آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که بر او وارد شد) فرزندش را از دست داد؟

    پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]

    این قصه، به خوبی نشان می دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خود ابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می کند؛ آن جا که می گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهل حدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می گویند نقل کرده اند.[9]


    5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10] او می گوید: «نزد امام صادق علیه السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه السلام فرمود: ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسر نبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمین بر می دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می کند و از رزق شما نمی خورد (پس چرا ناراحتی؟).»

    سکونی می گوید: (با کلمات امام صادق علیه السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:

    «ما سَمیتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یزَلْ یذْکُرُ وَ یقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11] چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانیش گذاشت و گویا گریه می کرد و فرمود: حال که او را فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نام در نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می گوید:) همیشه امام صادق علیه السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می شنید به یاد جده اش (فاطمه) و مصیبت های او می افتاد و همیشه تذکر می داد و می گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.

    توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی گری خویش را نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیه السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلب روشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ و عمر بر آن حضرت وارد شد.

    چنان که ابا بصیر از امام صادق علیه السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورت نقل نموده است: « وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یدْخُلُ عَلَیها، سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12]

    -------------------------------------------

    [1] . شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.

    [2] . سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی.

    [3] . اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 24.

    [4] . الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.

    [5] . اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107.

    [6] . الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292.

    [7] . الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 161.

    [8] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگی علی علیه السلام ،ص252.

    [9] . شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.

    [10] . سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم السلام روایت نقلنموده اند که علمای شیعه آنان را ثقه می دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.

    [11] . شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی).

    [12] . بحار الانوار، ج43، ص170.


    منبع: پایگاه حوزه، شماره 3- 14431


    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...




  17. #160
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض شخصیت حضرت فاطمه سلام الله علیها از دریچه منابع اهل سنّت




    مقدمه:

    در منابع تفسیری، حدیثی، رجالی و تاریخی اهل سنت صدها آیه (با پژوهش نگارنده، 135 آیه به دست آمد) در شأن فاطمه(س) و صدها روایات در باره فضایل و کمالات معنوی و شخصیت بی نظیر ام ابیها، سرور زنان همه عالم، دختر یگانه رسول اکرم(ص) یافت می شود. بحث و تحلیل و جمع آوری آنها نیازمند چندین جلد کتاب سترگ است.

    در این مقاله برتری فاطمه(س) بر مریم(س) از دیدگاه قرآن، روایات شیعی و سنی و دیدگاه دانشمندان اهل سنت بحث شده است، به امید اینکه همه ما از شفاعت ایشان در روز محشر بهره مند شویم.


    برترین زن جهان

    «و إذْ قالتِ الْملائکةُ یا مریمُ إنّ اللّه اصطفیکِ و طَهَّرکِ و اصْطفیکِ علی نساء العالمین؛(1) به یاد آر زمانی را که ملائکه گفتند: ای مریم، بدان خدا تو را برای اهدافی که دارد انتخاب کرد و پاکیزه گرداند و از میان همه زنان عالم برگزید.»

    دانشمندان اهل سنت در ذیل این آیه روایات زیادی در باره برتری و فضل چهار زن آورده اند. این روایات را صحابه معروفی همچون ابن عباس، انس، ابی لیلی، ابوهریره، عایشه، عبدالرحمن بن ابی لیلی، جابر بن عبداللّه ، ابوسعید، حذیفه، ام سلمه، ابواسلمی، ابن مسعود، ابن عمر، عمران بن حصین، جابر بن سمره، ابی بریده اسلمی و دیگران گزارش کرده، از اهل بیت امام علی(ع) و از خودِ حضرت فاطمه(ع) نقل کرده اند. نمونه هایی از این گونه روایات را ذکر می کنیم.

    رسول خدا(ص) خطاب به فاطمه(ع) فرمود: «یا فاطمة ألا ترضین أنْ تکونی سیدة نساء العالمین، و سیدة نساء هذه الامة، و سیدة نساء المؤمنین؛(2) ای فاطمه، آیا خشنود نیستی که برترین بانوی زنان جهان و بانوی زنان این امت و بانوی زنان باایمان باشی!»

    این حدیث را حاکم و ذهبی صحیح می دانند.(3) بغوی گفته: «بر درستی این حدیث، اتفاق نظر هست».(4) پیامبر(ص) در جاهای مختلف و متعدد با تعابیر گوناگون بر افضلیت و برتری فاطمه زهرا(ع) بر همه زنان عالم تأکید داشت. هنگامی که فاطمه بیمار شده بود و پیامبر این سخن را به اصحاب گفت، آنان همراه پیامبر برای عیادت فاطمه به خانه اش آمدند. پیامبر از بیرون خانه صدا زد که: دخترم، خودت را بپوشان چون جمعی از یاران به عیادت تو می آیند، از آنجا که لباس دخترش فاطمه کافی نبود عبای خود را از پشت در به او داد. پیامبر و یاران وارد شدند و بعد از عیادت از خانه بیرون آمدند، رو به یکدیگر کرده از بیماری فاطمه اظهار تأسف می کردند، پیامبر به آنها فرمود: «اما إنّها سیدة النساء یوم القیامة؛(5) بدانید او بانوی تمام زنان در قیامت است.»

    عایشه روایت می کند: «روزی فاطمه نزد پیامبر آمد. راه رفتن او درست مانند راه رفتن رسول اکرم بود، پیامبر فرمود: خوش آمدی دخترم، پس او را طرف راست یا چپ خود نشاند، بعد رازی در گوش او گفت و به دنبال آن فاطمه گریان شد. گفتم: چرا گریه می کنی؟ [پاسخ نداد] بار دیگر پیامبر راز دیگری به او گفت، فاطمه خندان شد. گفتم: تا امروز شادی که چنین با غم نزدیک باشد ندیده بودم. از علت آن سؤال کردم. فاطمه گفت: سرّ رسول خدا را فاش نمی کنم! رازداری ادامه داشت تا پیامبر از دنیا رفت. آنگاه سؤال کردم، گفت: مرتبه اوّل پیامبر به من فرمود: جبرئیل هر سال یک بار قرآن را بر من عرضه می داشت، امسال دو بار عرضه داشت، فکر می کنم فقط به این دلیل است که اجل من نزدیک شده، و تو اولین کسی خواهی بود که به من ملحق می شوی. هنگامی که این سخن را شنیدم گریه کردم.

    سپس فرمود: «اما ترضین أنْ تکونی سیدة نساء أهل الجنة أو نساء المؤمنین؛ خشنود نمی شوی که بانوی زنان بهشت یا زنان باایمان باشی» هنگامی که این سخن را شنیدم شاد و خندان شدم.»(6)

    در برخی روایات از سیادت چهار زن صحبت شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «افضل نساء العالمین خدیجة، و فاطمة و مریم و آسیة امرأة فرعون».(7)

    در روایات تعابیر مختلفی آمده همچون: «خیر نساء العالمین أربع مِنْهُنّ فاطمة؛ أفضل نساء أهل الجنة أربع منهن فاطمة؛ سیدة نساء اهل الجنة أربع منهن فاطمة» که مضمون همگی برتری بانوی آفتاب بر تمامی زنان است. همچنین «کمل مِن الرجال کثیر و لم یکمل مِن النساء إلا مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم (امرأة فرعون) و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد؛(8) بسیاری از مردان، کامل گشتند و از میان زنان، اینان کامل شدند: «مریم (دختر عمران) آسیه (دختر مزاحم و زن فرعون) خدیجه (دختر خویلد) و فاطمه (دختر محمد)».


    فاطمه برتر است یا مریم؟!

    برای روشن شدن این مسئله باید به دو منبع اصلی یعنی قرآن و روایات رجوع کنیم تا معلوم شود کدام افضل معرفی شده است.

    فاطمه افضل از مریم از منظر قرآن:

    در آیه است: «و إذْ قالت الملائکةُ یا مریمُ إنّ اللّه اصطفیکِ و طهرّکِ و اصطفیکِ علی نساء العالمین یا مریمُ اْقنُتی لربّکِ و اسْجدی و ارْکعی مع الراکعین؛(9)

    و به یاد آر زمانی را که ملائکه گفتند: ای مریم، بی شک خداوند تو را برگزیده و تو را طهارت بخشیده و بر زنان عالم برتری داده است. ای مریم، برای پروردگارت فروتن و مطیع باش و سجده کن و با سایر رکوع کنندگان رکوع کن.»

    در این آیات دو نکته قابل دقت است:

    برگزیدن (اصطفاء) مریم بر زنان عالم: ممکن است در ابتدا به ذهن برسد مریم بر همه زنان عالم (چه فاطمه و چه غیر او) برتری دارد زیرا «علی نساء العالمین» گفته است. این آیه درست مثل آیه «یا بنی اسرائیل اْذکروا نعمتی التی انعمتُ علیکم و إنّی فضَّلتُکم علی العالمین»(10) می باشد. روشن است که بنی اسرائیل به طور نسبی امت برگزیده در عصر و زمان خویش می باشند، نه امت برگزیده در همه قرون و اعصار، زیرا خداوند به امت اسلامی خطاب کرده می فرماید: «کنتم خیر امة»(11) یعنی شما (مسلمانان) بهترین امت هستید. خیر و بهتر و افضل امت، امت اسلامی است، نه بنی اسرائیل. همین طور است برگزیدن مریم بر زنان زمان خویش. چنین برداشتی از روایات هم به دست می آید. در تفسیر این آیه ابن عباس، حسن و ابن جریج گفته اند: «مراد از (اصطفاء) مریم، برتری او بر زنان زمان خودش می باشد».(12) ابن انباری همین قول را به اکثر نسبت داده که برگزیدن همین قول یعنی برتری مریم بر زنان عصر خویش را انتخاب کرده اند.(13)

    مانند همین گفته از ابن عباس و دیگران از جمله سدی(14) هم نقل شده است و بسیاری از مفسران سنی همین قول را انتخاب کرده اند.(15)

    رکوع با رکوع کنندگان:

    به مریم امر شده «و ارکعی مع الراکعین» همان طور که به بنی اسرائیل امر شده بود «و اقیموا الصلاة و اتوا الزکوة و ارکعوا مع الراکعین؛(16)

    و نماز را به پا دارید و زکات بپردازید و با رکوع کنندگان رکوع کنید.»

    در هر دو آیه به حضرت مریم و بنی اسرائیل امر شده که با رکوع کنندگان رکوع کنند. از این دو آیه به دست می آید کسانی که برتر از مریم و بنی اسرائیل هستند وجود دارند، زیرا مریم و بنی اسرائیل را دستور داده که همراه و پشت سر آنان باشند. رکوع کنندگان چون امام و پیشوای حضرت مریم و بنی اسرائیل اند، از اینها افضل هستند. قرآن مجید این رکوع کنندگان را در آیه ولایت معرفی کرده است: «إنّما ولیکم اللّه ... و هم راکعون».(17) رکوع کنندگان، اهل بیت عصمت و طهارت(ع) می باشند، به ویژه امام اوّل حضرت علی بن ابی طالب(ع).(18)

    فاطمه زهرا(س) باعث افتخار مریم(س) است زیرا قرآن مجید دو سوره در حق فاطمه(س) و در مدح و ستایش ایشان نازل کرده است، یعنی سوره دهر(19) و سوره کوثر؛(20) همچنین آیه تطهیر(21) بر عصمت و طهارت آن بانو تأکید کرده، این آیه مخصوص اهل بیت به ویژه فاطمه(س) است.(22) در آیه مودت(23) محبت فاطمه را بر همه مسلمان تا روز قیامت واجب قرار داده،(24) در سوره احزاب(25) صلوات پیوسته مؤمنان را بر وجود فاطمه(س) دستور داده است.(26) همچنین دهها آیات قرآنی(27) بر فضیلت و برتری فاطمه(س) دلالت دارند. این همه فضایل برای مریم کجا سراغ دارید؟!

    فاطمه زهرا(ع) حجت خدا بر مردم بوده،(28) در آخرت مقام شفاعت را دارد.(29) محبت وی در صد جای هولناک به کار آدم می آید(30) وی پاره تن پیامبر می باشد.(31) همچنین غضب او غضب خدا و رضای او رضای خداوند است.(32) فاطمه(ع) با مریم(س) اصلاً قابل قیاس نیست.

    در پایان شایان ذکر است: برخی از دانشمندان اهل سنت همچون «نسفی» برگزیدن مریم به خاطر ولادت حضرت عیسی بدون پدر دانسته اند.(33)


    برتری فاطمه علیهاالسلام از دیدگاه برخی دانشمندان اهل سنت

    1ـ گفته آلوسی: وی در ذیل آیه 42 آل عمران می نویسد: «با این آیه افضلیت مریم بر فاطمه اثبات می شود، البته اگر مراد از «نساء العالمین» زنان تمام اعصار و ادوار باشد اما از آنجایی که گفته شده، مراد، زنان زمان مریم می باشد، پس او بر فاطمه زهرا برتری ندارد و افضل نیست.»

    او در ادامه می نویسد: «حدیثی را پیامبر فرمود: «انّ فاطمة البتول أفضل النساء المتقدمات و المتأخرات؛ فاطمه بر تمامی زنان گذشته و آینده برتر است.»

    با این حدیث برتری و افضلیت فاطمه بر تمام زنان ثابت می شود، زیرا او روح و روان رسول خدا می باشد، از این رو بر عایشه نیز برتری می یابد.»(34)

    2ـ سهیلی: وی حدیث معروف «فاطمة بضعة منی» را ذکر می کند، سپس می گوید: «هیچ کس را مساوی با بضعة (جگرگوشه) رسول اللّه نمی دانم.»(35)

    3ـ زرقانی: «آنچه که امام مقریزی، قطب الخضیری و امام سیوطی با دلیل های واضح برگزیده اند آن است که فاطمه افضل از همه زنان عالم حتی مریم است.»(36)

    4ـ سفارینی: «فاطمه افضل از خدیجه است، به خاطر لفظ سیادت و همین طور افضل از مریم می باشد.»(37)

    5ـ ابن الجکنی: «بنا بر قول صحیح تر فاطمه از همه زنان افضل است».(38)

    6ـ شیخ رفاعی: «فاطمه افضل از همه زنان است، بنا بر آنچه عده ای زیادی از بزرگان متقدمین و دانشمندان جهان، صحیح دانسته اند.»(39)

    7ـ دکتر محمدطاهر القادری برخی احادیث افضلیت چهار زن را یادآور می شود، سپس می گوید: «در بین این احادیث هیچ تعارضی نیست زیرا، افضلیت دیگران (مانند مریم، آسیه و خدیجه) مربوط به زمان خودشان است، یعنی آنها در زمان خودشان از همه زن ها افضل بودند، لیکن افضلیت سرور جهان، عام و مطلق است و شامل همه عالم و همه زمان هاست.»(40)


    برتری فاطمه (س) بر مریم از نگاه اقبال:

    مریم از یک نسبت عیسی عزیز

    از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

    نور چشم «رحمة للعالمین»

    آن امام اولین و آخرین

    آن که جان در پیکر گیتی رسید

    روزگار تازه آیین آفرید

    بانوی آن تاجدار «هل اتی»

    مرتضی مشکل گشا شیر خدا

    مادر آن مرکز پرگار عشق

    مادر آن کاروان سالار عشق

    آن یکی شمع شبستان حرم

    حافظ جمعیت خیر الأُمَم

    تا نشینند آتش پیکار و کین

    پشت پا زد بر سر تاج و نگین

    و آن دگر مولای ابرار جهان

    قوّت بازوی احرار جهان

    در نوای زندگی سوز از حسین

    اهل حق حریت آموز از حسین

    سیرت فرزندها از اُمّهات

    جوهر صدق و صفا از اُمّهات

    بهر محتاجی دلش آن گونه سوخت

    با یهودی چادر خود را فروخت

    مزرع تسلیم را حاصل بتول

    مادران را اسوه کامل بتول(41)


    برتری فاطمه (س) بر مریم از منظر روایات اهل سنت

    در روایت صحیح پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:

    «یا فاطمة ألا ترضین أنْ تکونی سیدة نساء العالمین و سیدة نساء هذه الامة و سیدة نساء المؤمنین.»(42)

    این روایت را حاکم و ذهبی هر دو صحیح می دانند. این روایت رساترین دلیل بر افضلیت فاطمه(ع) بر همه زنان عالم (از حوا تا قیام قیامت) است و هر گونه برداشت نادرست را برطرف کرده است.

    در روایتی دیگر پیامبر گرامی اسلام(ص) خطاب به دختر عزیزش می فرماید: «ألا ترضین أنّک سیدة نساء العالمین.» فاطمه عرض می کند: مریم چه می شود؟ فرمود: «تلک سیدة نساء عالمها؛(43) او سرور زنان زمان خویش بود.»

    در یک حدیث طولانی ابن عباس از رسول خدا(ص) روایت کرده: «ابنتی فاطمه فإنّها سیدة نساء العالمین مِن الأوّلین و الآخرین؛(44) دخترم فاطمه بی شک سرور زنان عالمین از اولین و آخرین است.»

    در روایتی دیگر در ضمن حدیث طولانی پیامبر اکرم(ص) فرمود: «در دفعه چهارم خداوند نظر کرد و فاطمه را بر زنان همه عالم برگزید.»(45)

    ابن عباس از پیامبر(ص) روایت کرده: «اربع نسوة سیدات عالمهن. مریم بنت عمران، و آسیة بنت مزاحم، و خدیجة بنت خویلد، و فاطمة بنت محمد و افضلهن عالِما فاطمة؛(46) چهار زن، برتر و سرور زنان دوران خود هستند: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد که در بین آنان از همه عالم تر، فاطمه است.» در روایت دیگر به نقل ابن عباس فرمود: «افضل العالمین مِن النساء الأولین و الآخرین فاطمه».(47)


    برتری فاطمه (س) بر مریم از دیدگاه روایات شیعه

    در منابع روایی و تفسیری شیعه روایات بسیار زیادی بر فضایل حضرت فاطمه(ع) دلالت دارند که نقل آنها کتاب یا کتاب های مستقلی می طلبد. در این مقاله برخی از آنها گذرا ذکر می شود.

    پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) در ضمن یک حدیث نسبتا طولانی فرمود:

    «ابنتی فاطمة و إنّها لسیدة نساء العالمین، فقیل یا رسول اللّه ! أ هی سیدة نساء عالمها؟ فقال(ص) ذاک لمریم بنت عمران فأمّا ابنتی فاطمة فهی سیدة نساء العالمین مِن الاولین و الاخرین و انّها لتقوم فی محرابها فیسلّم علیها سبعون ألف ملک مِن الْمقربین و ینادونها بما نادتْ به الملائکةُ مریمَ فیقولون: یا فاطمة، إنّ اللّه اصطفیکِ و طَهّرکِ و اصْطفیکِ علی نساء العالمین؛(48)

    دخترم فاطمه بی شک او سرور زنان عالمیان است، گفته شد: ای رسول خدا، آیا او سرور زنان زمان خویش است؟ پیامبر اکرم(ص) فرمود: مریم بنت عمران، سرور زنان زمان خویش بود اما دخترم فاطمه سرور زنان عالمیان است، از اولین تا آخرین. هر گاه فاطمه در محراب عبادت می ایستد، هفتاد هزار ملائکه مقرب بر وی درود می فرستند و سلام می کنند و او را مانند مریم ندا می دهند: ای فاطمه، خداوند برگزید تو را، و پاکیزه ساخت و برگزید بر زنان عالمیان.»

    در حدیث دیگر پیامبر اکرم(ص) فرمود: «دخترم فاطمه بانوی زنان جهان از اولین و آخرین است. او پاره تن من، نور چشم و میوه دل من است. روح من در بدن من است. او حوریه ای انسانی (و به وجود آمده) از من است. هر وقت در محرابش برای عبادت در پیشگاه پروردگار می ایستد، نور او برای فرشتگان آسمان می درخشد، چنان که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد، و خدای عزیز و جلیل به فرشتگانش می فرماید: فرشتگان من، خدمتگزار من فاطمه، سرور خدمتگزاران مرا بنگرید که در پیشگاه من ایستاده و اندامش از خوف و خشیت من لرزان است. با قلب خود به عبادت من روی آورده است، گواه باشید که پیروان او را از آتش دوزخ امان بخشیدم ...».(49)

    در حدیث دیگری آمده: «إنّ آسیة بنت مزاحم و مریم بنت عمران و خدیجة یمشین أمام فاطمة کالحجاب لها إلی الجنة؛(50)

    بی شک آسیه دختر مزاحم، مریم دختر عمران و خدیجه مانند حجاب برای فاطمه پیشاپیش او به طرف بهشت راه می روند.»

    در حدیث دیگر از ائمه آمده: «ما تکاملتْ نبوةُ نبیٍ مِنْ الاْءنبیاء حتی أقرٍّ بفضلها و محبتها و هی الصدیقة الکبری و علی معرفتها دارتِ الْقرون الاولی.»(51) مضمون روایت این است: چقدر عظمت فاطمه(ع) در روایات دیده می شود که بدون اقرار و پذیرش برتری و محبت او نبوت پیامبران تکمیل نمی شود. در حدیث شگفت دیگری امام باقر(ع) می فرماید:

    «و لقد کانت(ع) مفروضة الطاعة علی جمیع مِن خلق اللّه ، مِن الجن و الانس و الطیر و الوحش و الانبیاء و الملائکة؛(52)

    اطاعت فاطمه(ع) بر همه آفریده هایی که خداوند خلق کرده، واجب بود، از جن و انس و پرنده و درنده گرفته تا انبیا و ملائکه همه باید از فاطمه(ع) اطاعت کنند.» بی شک فاطمه(ع) سرّی از اسرار خداوند در جهان امکان است و وجود هیچ کس مانند مادر یازده امام(ع) نیست.

    ------------------------

    1 ـ آل عمران، 42.
    2 ـ حاکم نیشابوری، المستدرک، (بیروت: دارالمعرفه، بی تا)، ج3، ص156.
    3 ـ همان.
    4 ـ شرح السنه، (بیروت: دارالفکر، 1998م)، ج8، ص122.
    5 ـ ابی نعیم اصبهانی، حلیة الاولیاء، (بیروت: دارالکتاب العربی، 1987م)، ج2، ص42.
    6 ـ محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، (بیروت: دارالجیل، بی تا)، ج4، ص248 (کتاب بدءالخلق، باب علامات النبوة فی الاسلام).
    7 ـ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور، (بیروت: دارالفکر، 1993م، ج2، ص193.
    8 ـ احمد بن حنبل، المسند، (بیروت: دار صادر، بی تا)، ج2، ص511؛ ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، (بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1988م)، ص127.
    9 ـ آل عمران، 43 ـ 42.
    10 ـ بقره، 47.
    11 ـ آل عمران، 110.
    12 ـ عبدالرحمن بن جوزی، زادالمسیر، (بیروت: دارالکتب العلمیه، 2001م)، ج1، ص315.
    13 ـ همان.
    14 ـ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور، ج2، ص194؛ اسماعیل بن کثیر دمشقی، تفسیر القران العظیم، (بیروت: دار المعرفه، 1987م)، ج2، ص647.
    15 ـ محمود آلوسی، روح المعانی، (تهران: انتشارات جهان، بی تا)، ج3، ص138؛ علی خازن، تفسیر الخازن، (بیروت: دار الکتب العلمیه، بی تا)، ج1، ص244؛ حسن بصری، تفسیر الحسن البصری، (قاهره: دار الحدیث، بی تا)، ج1، ص212؛ عتیق بن محمد سورآبادی، تفسیر سورآبادی، (تهران: فرهنگ نشر نو، 1381ش)، ج1، ص281.
    16 ـ بقره، 43.
    17 ـ مائده، 55.
    18 ـ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور، ج3، ص105.
    19 ـ محمود زمخشری، الکشاف، (بیروت: دارالمعرفه، بی تا) ج4، ص167، برای آشنایی بیشتر رجوع شود به کتاب نگارنده، «شخصیت حضرت زهرا(س) در قرآن از منظر تفاسیر اهل سنت»، بحث سوره دهر.
    20 ـ تفسیر فخر رازی، (بیروت: دارالفکر، 1985م)، ج32، ص124؛ نظام الدین نیشابوری، غرائب القرآن، (بیروت: دار الکتب العلمیه، 1996م)، ج6، ص576؛ ابراهیم بقاعی، نظم الدرر، (بیروت: دارالکتاب العلمیه، 1995م)، ج8، ص549؛ محمد شفیع، معارف القرآن، (کراچی: ادارة المعارف، 1999م)، ج8، ص828. برای آشنایی بیشتر ر.ک: همان، بحث بررسی سوره کوثر.
    21 ـ احزاب، 33.
    22 ـ محمد بن جریر طبری، جامع البیان، (بیروت: دارالفکر، 1988م)، ج12، ص7، برای آشنایی بیشتر رجوع شود به همان، بحث آیه تطهیر.
    23 ـ شوری، 23.
    24 ـ الدر المنثور، ج7، ص348، برای آشنایی بیشتر به همان، بحث آیه مودت رجوع شود.
    25 ـ احزاب، 56.
    26 ـ صحیح البخاری، ج8، ص95، به همان، بحث صلوات رجوع شود.
    27 ـ رجوع شود در همه بحث های مطرح شده در کتاب نگارنده.
    28 ـ ابراهیم جوینی، فرائد السمطین، (بیروت: مؤسسة المحمودی للطباعة و النشر، 1978م)، ج2، ص آخر؛ سلیمان قندوزی، ینابیع الموده، (قم: منشورات مکتبة بصیرتی، 1966م)، ص787؛ موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، (تهران: مکتبة نینوی الحدیثه، بی تا)، ج1، ص95.
    29 ـ احمد قرمانی، اخبار الدول و آثار الاول، (بیروت: عالم الکتب، بی تا)، ص88.
    30 ـ موفق بن احمد خوارزمی، همان، ص59.
    31 ـ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج3، ص158.
    32 ـ همان، ص153.
    33 ـ تفسیر عبداللّه نسفی، (بیروت: دارالکتب العلمیه، 1995م)، ج1، ص255.
    34 ـ محمود آلوسی، روح المعانی، ج3، ص138.
    35 ـ روض الانف، (مصر: مکتبة الکلیات الازهریه، بی تا)، ج1، ص279.
    36 ـ همان، ص178.
    37 ـ همان.
    38 ـ همان.
    39 ـ همان.
    40 ـ الدرة البیضاء فی مناقب فاطمه الزهراء، (لاهور: منهاج القرآن، 2003م)، ص33، در حاشیه کتاب.
    41 ـ محمد اقبال، کلیات اشعار اقبال، (لاهور: چاپ نسائی)، ص103.
    42 ـ المستدرک، ج3، ص156.
    43 ـ محمد شوکانی، فتح القدیر، (بیروت: دار المعرفه، 1996م)، ج1، ص439.
    44 ـ ابراهیم جوینی، فرائد السمطین، ج2، ص35.
    45 ـ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، ص247، باب 56.
    46 ـ الدر المنثور، ج2، ص194.
    47 ـ المناقب المرتضویه، ص113، به نقل از غلامرضا کسائی، مناقب الزهراء، (قم: مطبعة مهر، 1398ه··· )، ص62.
    48 ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، (بیروت: مؤسسة الوفاء، 1983م)، ج43، ص24، ح20.
    49 ـ حسین شیخ الاسلامی، مسند فاطمة الزهراء، (قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1377)، ص72.
    50 ـ همان.
    51 ـ محمدفاضل مسعودی، الاسرار الفاطمیه، (مؤسسة الانوار الفاطمیه، 2002م، بی جا)، ص219.
    52 ـ ابی جعفر محمد بن جریر بن رستم طبری، دلائل الامامة، (قم: منشورات الرضی، 1363)، ص28.
    پرستوي شکسته پر ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س) سال 90

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...




صفحه 16 از 17 نخستنخست ... 6121314151617 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •