سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 55

موضوع: طپشهاي قلم۩*۩ اشعاري در مدح امام رضا (ع)۩*۩

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,621 در 52,438
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : طپشهاي قلم۩*۩ اشعاري در مدح امام رضا (ع)۩*۩



    می آمد و عطر سلامش
    بوی گل گیلاس می داد

    دستان او بوی شکوفه
    بوی بهار و یاس می داد

    مردم هجوم آورده بودند
    تا دستهایش را ببوسند

    یک لحظه رویش را ببینند
    بال عبایش را ببوسند

    در بین آن جمعیت اما
    او آمد و مهمان من شد

    او آمد و این خانه آن روز
    لبریز عطر یاسمن شد

    چشمان زیبای نجیبش
    رنگ زلال دوستی داشت

    او یک نهال سبز بادام
    در گوشه ای از خانه ام کاشت

    او رفته اما خانه من
    از عطر و بویش گشته لبریز

    این نونهال سبز شاداب
    هرگز نگیرد بوی پاییز


    سيداحمد ميرزاده


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 2


  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,621 در 52,438
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : طپشهاي قلم۩*۩ اشعاري در مدح امام رضا (ع)۩*۩



    چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
    موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

    پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
    ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

    نام تو رخصت رویش است و طراوت
    زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

    از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
    ای كه امواج طوفان تو را می‌شناسند

    اینك ای خوب، فصل غریبی سر آمد
    چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

    كاش من هم عبور تو را دیده بودم
    كوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند

    قيصر امين پور


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  4. تشكرها 2


  5. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    111
    نوشته
    197
    تشکر
    1,730
    مورد تشکر
    926 در 180
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : طپشهاي قلم۩*۩ اشعاري در مدح امام رضا (ع)۩*۩



    به ديده ، سرمه کند ، خاک ِ آستان ِ رضا را
    دلي ، که مرکبِ همت کند ، سمند ِ قضا را

    بزرگوار امامي ؛ که فيض ِ رحمت ِ عامش
    به زير ِ چتر ِ هنايت گرفته ، شاه و گدا را

    مقيم ِ کوي ِ وصالش ، گره ز دل بگشايد
    چو برگ ِ غنچه ، که بيند به خود ، نسيم صبا را

    اگر شکسته دلي ، مومياي ِ رحمت ِ او جو
    که در خزانه ي او جسته ام ، کليد شفا را

    ز بوريا ، به سريرت نهد ، به دست ِ عنايت
    نبويد از تو ، چو با داغ ِ سينه ، بوي ِ رياي را

    علي ، جمال ِ خدا ديد و ، در نهاد ِ تبارش
    توان ، معاينه ديدن ، کمال ِ لطف ِ خدا را

    تو ، گر رضاي ِ رضاجويي ، از سزاي ِ سزابه
    که دررضاي ِ رضا ديده ام ، سزاي ِ سزارا

    به ناخدايي او ، هر که دل به موج فنا زد
    به خاک ِ تيره فشاند ، سبوي ِ آب ِ بقا را

    سخن ، دراز نويم ، که وصف ِ طره ِ ليلي
    به گرد ِ گردن ِ مجنون نهد ، کمند بلا را

    به کيمياگريش ، در نهاد ِ تيره ي خود بين
    نه برق ِ گنبد زرين و ، بارگاه ِ طلا را !

    به يک کرشمه ، هزاران غمت ، ز دل بزدايد
    دمي ، که بر تو گمارد ، نگاه ِ عقده گشا را

    ترا ، به پوزش ِ آن جان ِ پرگناه ِ تو بخشد
    به گونه هاي ِ تو ، گر بنگرد ، سرشک ِ صفا را

    درآو ، خاک ِ درش ، توتياي ِ ديده ِ خود کن
    به پيش آنکه ، نيوشي به جان ، خروش ِ درارا

    تو برگ ِ زردي و ، برسان ِ تند باد ِ خزاني
    نقيب ِ مرگ ، به گوشت زند ، صفير ِ صلا را

    دلي ، که قبله گهش ، خاک ِ آستان ِ رضا شد
    دگر ،رها نکند ، آستين ِ قبله نما را

    سراي ِ عاريت است اين جهان و همت ِ پاکان
    نهاده پيش تو ، مفتاح ِ گنج ِ هر دو سرا را

    خطا بود ، که ضمانش ، به جان و دل نپذيري
    کسي که ، ضامن ِ جان گشته ، آهوان ختا را

    به استخوان لثامت ، گلوي ِ کس نخراشد
    کريم ما ، که به يغما سپرده ، خوان ِ عطا را

    تو ، زهر ِ خوشه ي انگور بين و ، حيله ي مأمون
    که از زمانه برانداخت ، راه و رسم ِ وفا را
    امام ِ ما ، که روانش خجسته باد ، دمادم
    زند خروش ، که برکن ، بناي ِ جور و جفا را

    زند خروش ، که گر کين ِ من ، به معرکه ، خواهي
    به کين ِ هر چه ستمگر ، گشاده دار لوا را

    رضا ، نه از پي ِ تسليم خواندت ، به شهادت
    که در عزاي ِ شهيدان ، کشي ز مهلکه پا را !

    درين زمانه ، هزاران رضاست ، بندي ِ مأمون
    تو بر گشاده به ظالم ، زبان ِ مدح و ثنا را

    به تيغ تيز ، گرست دست مي رسد نپسندد
    خداي ِ عز و جل ، از تو ، دست ِ عجز و دعا را !

    خيانت است ، خموشانه ، سر به سجده نهادن
    به گوش ِ مسلم و ترسا رسان خروش ِ رساسرا

    روان ِ عالمي ، از مار ِ سامري ، بگدازد
    اگر که موسي ِ عمران ، نهد به گوشه عصا را

    کمر ، به خدمت ِ ارباب ِ جور و مفسده بستن
    جنايتي است ، قوي پنجگان نيزه ربا را

    دلي ، که قصد ِ ستمگر کند ، به جوشن ِ ايمان
    دلاورانه ، به خون شويد ، آستين ِ قبا را

    لگام ِ خامه نگيرد اگر ، به چامه فريدون
    سمند ِ فکرت ِ او ، بشکند حريم ِ ادا را


    فريدون توللي



    امضاء


  6. تشكر

    طباطبايي (04-08-1388)

  7. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض شعر امام رضا

    آشناى غريبان

    چـشـمـه هـاى خـروشان تو را مى شناسند
    مـوج هـاى پـريشـان تـو را مى شنـاسند
    پـرسش تـشنـگـى را تـو آبـى ، جوابـى
    ريـگ هـاى بيابـان تـو را مى شنـاسـند
    نام تو رخصت رويـش اسـت و طــراوت
    زين سـبـب بـرگ و باران تو را مى شناسند
    از نشـابـور بـر مـوجـى از ( لا ) گذشتى
    اى كه امواج تـوفـان تـو را مى شنــاسـند
    اينك اى خوب! فصـل غـريـبـى سـر آمـد
    چـون تمـام غـريـبـان تـو را مى شنـاسند
    كاش من هم عـبور تــو را ديــده بــودم
    كـوچـه هـاى خـراسـان تو را مى شنـاسند
    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  8. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : شعر امام رضا

    چشمان تو

    كاش يك شب باز مهمان دو چشمت مى شدم
    ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت مى شدم
    كـاش يك شب مى گذشتم از فراز چشـم تو
    گـرم گـلگشت خراسان دو چشمت مى شدم
    كـاش يك شب مى سرودم گنبد زرد تـو را
    فـارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت مى شدم
    كـاش يـشب مى نشستم بر ضريح چشم تو
    بـاز هـم پابنـد پيـمان دو چشمت مى شدم
    صـحن وايوان تو را اى كاش جارو مى زدم
    چـون كـوترهـا نگهبان دو چشمت مى شدم
    ضـامـن آهـوست چشمان دو شهد روشنت
    كـاش آهـوى بـيابـان دو چـشمت مى شدم
    كـاش يك شب معرفت مى چيدم ازچشمان تو
    غـرق در دريـاى عرفان دو چشمت مى شدم
    كـاش يـك شب مى شدم خيس نگـاه سبز تو
    شـاهـد اعـجاز باران دو چشـمت مى شدم
    كـاش يـك شب نور مى نوشيدم از چشمان تو
    مـى درخـشيـم، چراغان دو چشمت مى شدم
    سـخـت شيرين است طعم روشن چشمان تو
    كـاش يك شب باز مهمان دو چشمت مى شدم
    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  9. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : شعر امام رضا


    سؤال هميشه

    گلدسته ات
    كهكشانى است
    كه سياهى شهر را تكذيب مى كند
    پيرامون تو همه چيز بوى ملكوت مى دهد:
    كاشى هاى ايوانت
    و اين سؤال هميشه
    كه چگونه مى توان آسمانها را
    در مربعى كوچك خلاصه كرد.
    و پنجره فولاد
    التماسهاى گره خورده
    و بغضهايى كه پيش پاى تو باز مى شوند...
    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  10. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : شعر امام رضا




    نگاه آهو

    آهو از كجا فهميد
    بايد از تو يارى خواست؟
    از پناه تو بايد
    سايه اى بهارى خواست؟
    آهو از كجا فهميد
    با تو مى شود آرام؟
    با نگاه تو آهو
    پيش پاى تو شد رام
    تو به مهربان بودن
    شهره در زمين بودى
    مهربان فراوان بود
    مهربان ترين بودى
    مى دهى نجات از مرگ
    آهوى فرارى را
    مى كنى جدا از او
    ترس و بيقرارى را
    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  11. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : شعر امام رضا


    دامنى اشك



    مى رسم خسته، مى رسم غمگين
    گـرد غـربت نشسته بر دوشم
    آشـنـايـى نـديـده چـشمانم
    آشـنـايـى نـخوانده در گوشم
    مـى رسـم چون كويرى از آتش
    چون شب تيره اى كه نزديك است
    تـشـنـه آفـتـاب و بـارانـم
    چـشم كم آب و سينه تاريك است
    مـى رسـم تـا كـنـار مرقد تو
    دامــنــى اشــك و آه آوردم
    مـثـل آهـوى خـسته از صياد
    بـه ضـريـحـت پـناه آوردم
    مـثـل پـروانه در طواف حرم
    هـسـتي ام را به باد خواهم داد
    تـا نـگـاهم كنى ، تو را سوگند
    بـه عـزيـزت خـواهــم داد
    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  12. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : شعر امام رضا

    غريب آشنا

    تـو يـادگـار هـفتمين سپيده اى
    شـكـوه مـاندنى ترين قصيده اى
    اشـارتـى ز بـيـكران روشنى
    كـه از ديـار بى نشان رسيده اى
    سـتـاره حـريـم سـبز فاطمه
    ز بـى نـهـايـت خدا دميده اى
    بـهـار سـبـز بـاغهاى آرزو
    امـام قـصـه هـاى ناشنيده اى
    گـل نـجـيـب بـاغ آفـرينشى
    كـه در دلـم بـهـار آفريده اى
    تـو قـلب عاشقان هر زمانه را
    بـه لـطف و بخششت خريده اى
    تـو مـنتهاى مهر و رحمت خدا
    ز هر چه غير اوست دل بريده اى
    زمـهـربـانى ات، ز دل ستانى ات
    چـه نقش ها به لوح دل كشيده اى
    مـيـان لالـه هـاى سـرخ آشنا
    غـريـب آشـنـا! تو برگزيده اى
    ز سـاغـر كـرامـت مـحمـدى
    زلال نـور مـعـرفت چشيده اى
    ز بـاغـهـاى بـى زوال سرمدى
    سـبدسـبد گـل حضور چيده اى
    دلا! ز شـوق لـحـظـه زيارتى
    چـه عـاشقانه از قفس پريده اى !
    بـهـار شـد دوبـاره باغ باورم
    ز عـشق تو كه روشناى ديده اى
    بـه شـام غـربـت سياه عالمى
    طـلـوع فجر هشتمين سپيده اى

    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  13. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : شعر امام رضا

    زائر هميشه

    ايـن جتا ز شمع وسوسه بيگانه مى شوم
    گـرد ضـريـح پاك تو پروانه مى شوم
    ايـن جا به جام بوسه شراب ضريح را
    تـا انـتـهـاى ذائـقـه پيمانه مى شوم
    ديـوانـه را بـگو طلب عقل تا به چند؟
    مـن مـى رسم كنار تو ديوانه مى شوم
    اى كـاش تـا كـبوتر صحن توام كنند
    چـون زائـر هميشه اين خانه مى شوم
    گو جان فداى نام تو سازم رضا! كه من
    مـى سازم اين حقيقت و افسانه مى شوم
    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی