سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: *♥♥* خدا هنوز از انسان نا امید نشده! *♥♥*

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض *♥♥* خدا هنوز از انسان نا امید نشده! *♥♥*

    خدا هنوز از انسان نا امید نشده!


    سخنانی از رابیندرات تاگور


    عشقت را بر پرتگاه منشان چرا که بلند است آن!

    من با عشق به تو، تنها به میعادگاهم می آیم ، اما این من ، در ظلمت کیست کنار می آیم تا از او دوری کنم ، اما نمی توانم از او بگریزم ، او وجود کوچک خود من است ، آقا و سرور من . حیا و شرمندگی نمی شناسد و شرمنده ام که همراه با او به درگاه تو آمده ام .

    آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد،آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند .

    اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند .

    خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند .

    امید، نان روزانه آدمی است .

    رنج هست، مرگ هست، اندوه جدایی هست،
    اما آرامش نیز هست، شادی هست،
    خدا هست.

    زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است .
    زندگی همچون رودی بزرگ كه به دریا می رود،
    دامان خدا را می جوید .

    خورشید هنوز طلوع میكند
    فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آویخته است :
    بهار مدام می خرامد و دامن سبزش را بر زمین می كشد :
    امواج دریا، آواز می خوانند،
    بر می خیزند و خود را در آغوش ساحل گم میكنند.
    گل ها باز می شوند و جلوه می كنند و می روند .
    نیستی نیست .
    هستی هست .
    پایان نیست.
    راه هست.

    تولد هر كودك، نشان آن است كه :
    خدا هنوز از انسان ناامید نشده است .


    امضاء

  2. تشكرها 2

    seyed yasin (05-02-1390), نرگس منتظر (04-06-1391)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بیا…
    همان گونه كه هستی بیا دیر مكن…
    گیسوان مواجت آشفته
    فرق مویت پاشیده.
    بیا دلگیر مشو
    بیا همان گونه كه هستی
    بیا دیر مكن
    چمن ها را پایمال كرده به سرعت بیا.
    اگر چه مروارید های گردنبندت بیفتد و گم شود.
    باز بیا و دلگیر مشو
    از كشتزارها بیا،
    تندتر بیا…
    ابرهایی كه آسمان را پوشیده است می بینی
    در طول رود كه در آن دیده می شود.
    دسته پرندگان وحشی در پروازند.
    بادی كه از روی چمن ها می گذرد و هر آن شدت می گیرد باد آن را خاموش خواهد كرد
    چه كسی می تواند تردید داشته باشد كه به ابروان و مژگانت سرمه نپاشیده ای
    زیرا دیدگان طوفانیت از ابرهای بارانی هم سیاه ترند
    اگر هنوز حلقه ی گل بافته نشده، چه مانعی دارد؟
    اگر زنجیر طلایت هم بسته نشده آن هم بماند
    آسمان از ابر آكنده است دیر شده همان گونه كه هستی بیا…
    بیا فقط بیا…(بخشی از نامه ی رابیندرانات تاگور به همسرش)
    امضاء

  5. تشكر

    نرگس منتظر (04-06-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی