*~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 64
  1. #41
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1






    یك حدیثى از پیغمبر اكرم - غیر از آیات قرآن كه:

    «یزكّیهم و یعلّمهم الكتاب و الحكمة» كه چند جاى قرآن تكرار شده - هست كه تعلیم را به پیامبر نسبت می دهد.

    آن حدیث این است كه: «انّ اللَّه لم یبعثنى معنّتا و لا متعنّتا ولكن بعثنى معلّما میسّرا»؛
    خدا من را معلم مبعوث كرده است؛

    معلمِ میسّر، یعنى آسان‏ساز.

    زندگى را براى متعلمین خودم با آموزش هاى خودم آسان می سازم و كار را بر آن ها آسان می كنم. این آسان‏سازى، غیر از آسان‏گیرى است؛ یعنى سهل‏انگارى نیست.


    «معلّماً میسّرا» یعنى این. شأن معلم این است. این مطلب اصلى ماست.

    من می خواهم هم به شما كه معلمید، این را عرض كنم، تا شأن خود، قدر خود و جایگاه خود را خوب بشناسید، هم به مردم.

    البته بیشتر به مردم می خواهم بگویم؛ چون معلم غالباً قدر خودش را می داند.

    معلم آگاه، معلمى كه واقعاً علم دارد و آن را به كسى می دهد، می فهمد چه‏ كار دارد می كند.

    یك قفل بسته‏اى است، یك كلیدى دارد.

    معلم این كلید را به متعلم می دهد و مى‏گوید آقاجان! این كلید را این جورى در این قفل مى‏اندازى.
    این كار تعلیم است.
    این یك معادله است كه به هیچ قیمتى قابل حل نیست و راه حلش همین است.

    معلم راه حل را نشان می دهد.
    مرکز یادگیری سایت تبیان - تنظیم: شکوفه باصری




    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*

  2. تشكرها 2

    شكوه انتظار (12-02-1390), عهد آسمانى (13-02-1390)

  3. #42
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    ghalb.




    ای معلم عزیز



    معلم عزیز، ماه اردی بهشت فرا رسیده و سال تحصیلی جاری در شرف اتمام است و تو هم چنان خشت بر خشت می نهی تا خانه ی علم و فرهنگ کشورمان را آباد کنی.

    خسته نباشی و خانه ات آباد!

    دوازدهم این ماه هم روز بزرگداشت مقام معلم است، روزی که مردم صمیمانه گرامی ات می دارند و مقام و منزلت تو را به نشانه ی پاس داشت همه ی ارزش های انسانی که تو سمبل آن ها هستی، ارج می گذارند.

    نه تنها مردم شریف ایران بلکه جهانیان همه اذعان دارند که عزت ملی و پیشرفت جوامع در سایه ی همت و فداکاری معلمان هر کشور تحقق می پذیرد و همه می دانیم که حفظ و توسعه ی فرهنگ و تمدن و انتقال آن به نسل جوان، نتیجه ی برنامه های تعلیم و تربیت کشورهاست،

    و این امر اتفاق نمی افتد مگر با تلاش و همت معلمان دلسوز که اندیشه را در نوباوگان می پرورانند، در دل آن ها نهال امید و نشاط می کارند، استعدادهای آن ها را آشکار می کنند،
    ذوق و احساسشان را جلا می بخشند و همواره می کوشند که نسلی سالم و صالح به جامعه تحویل دهند.

    معلم عزیز! تو برای ریشه کن ساختن جهل و نادانی، تیشه ی علم و هنر، برای مبارزه با هر گونه باطل و گمراهی، سپر تقوا و معنویت را در دست آنان می گذاری.
    می سوزی تا چشم دل نوجوانان را روشن کنی و می سازی تا آن ها را دانا و توانمند بارآوری.

    لبخند تو زمانی شکفته می شود که کودکی موفق شود و دل تو زمانی می شکند که جوانی گمراه گردد.

    شاید خیلی ها بتوانند علم را آموزش دهند، ولی به راستی که تربیت کردن و انسان ساختن تنها کار توست، زیرا تو معلمی و شغل تو شغل انبیاست.
    تو کرامت داری، روح تو متعالی است و صبر و بردباری زینت شغل توست.




    این افتخار تو را بس که دین مبین اسلام همواره بر کسب علم تأکید می کند و همواره عالم را بر عابد و عاقل را بر جاهل و تربیت را بر تعلیم مقدم می داند .

    این چنین ویژگی ها جلوه های معنوی و ماهیت انسانی شغل تو را به خوبی نشان می دهند و به آن رنگ تقدس می بخشد که با هیچ شغل دیگری قابل قیاس نیست.

    از این رو در فرهنگ ما ایرانیان، شأن و مقام معلم بسیار عزیز و محترم بوده است.

    حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند:«من معلم مبعوث شده ام.»
    و حضرت علی (ع) می فرمایند: «هر که به من کلمه ای بیاموزد، من بنده ی او هستم.» این سخنان، تأیید شأن و مقام والای معلم در آیین ماست.


    معلم عزیز، نفس گرم تو تأثیر کلام تو، چنان عمیق و کار ساز است که گاهی می تواند ستون کاخ های ظلم و ستم را به لرزه در آورد. زیرا تو همواره در راه احقاق حق، عدالت خواهی، شجاعت و استقامت و مبارزه با باطل و ظالم کوشیده ای.

    این گونه درس ها آموزه های توست که در بستر تاریخ فرهنگ ملت ها سبب توسعه و استمرار ارزش های معنوی و ارتقای مکارم اخلاقی انسان ها می شود.

    مرکز یادگیری سایت تبیان - تنظیم: شکوفه باصری




    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*

  4. تشكر

    شكوه انتظار (12-02-1390)

  5. #43
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    حکایت های اخلاقی استاد


    خضوع و خشوع در نماز
    حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد باقر حجتی در یکی از خاطرات خود به حالات معنوی استاد مطهری رحمه الله، اشاره کرده و می‏گوید: «روزی بر مسجد در آمدم. استاد - با اینکه هوا گرم بود - با عمامه و قبا و عبا در حال اقامه نماز بودند. واقعا نماز اقامه می‏کردند. شاید به علت آنکه با تمرکزی عجیب و خضوع و خشوعی جالب توجه نماز می‏خواندند، به هیچ وجه متوجه ورود من نشدند. استاد نماز را به گونه‏ای آمیخته با توجه و خضوع برگزار می‏کردند که حالت ویژه ایشان مرا به خود مجذوب ساخت. به جای اینکه به ایشان اقتدا کنم، مشغول تماشای نمازشان شدم. تا از نماز فارغ شدند، ادعیه و تعقیبات و تسبیحات را ادامه دادند. حالی که از پشت‏سر در نماز ایشان به وضوح احساس می‏کردم، غیرقابل توصیف است. گوییا قیامت و احوال آن را شهود می‏کردند و حالت و خشیتی که ویژه علمای واقعی و خدا آشناست، حتی از قفا در قد و بالای آن سرو سهی، انسان را مجذوب خود می‏ساخت. » (48)
    تواضع
    تواضع یکی از خصلت‏های زیبای انسانی است و خداوند متعال در کلام وحی فروتنی را یکی از نشانه‏های بندگان شایسته و صالح شمرده است. شهید مطهری رحمه الله که یکی از این بندگان کمال یافته الهی است، زندگی پربار خود را به این صفت زیبای انسانی آراسته بود.
    خاطره زیر که توسط خود ایشان نقل شده است، نشانگر تواضع آن مرد الهی است:
    «در دانشگاه شیراز از من دعوت کرده بودند، برای سخنرانی. در آن جا استادها و حتی رئیس دانشگاه همه بودند. یکی از استادهای آن جا که قبلا طلبه بود و بعدا رفت آمریکا تحصیل کرد و دکتر شد و آمد و واقعا هم مرد فاضلی هست، مامور شده بود که مرا معرفی کند.
    آمد پشت تریبون ایستاد. جلسه هم خیلی پرجمعیت و با عظمت‏بود. یک مقدار معرفی کرد: «من فلانی را می‏شناسم، حوزه قم چنین، حوزه قم چنان و....» بعد در آخر سخنانش این جمله را گفت: «من این جمله را با کمال جرات می‏گویم، اگر برای دیگران لباس روحانیت افتخار است، فلانی افتخار لباس روحانیت است.»
    آتش گرفتم از این حرف. ایستاده سخنرانی می‏کردم، عبایم را هم قبلا تا می‏کردم و روی تریبون می‏گذاشتم، مقداری حرف زدم، رو کردم به آن شخص، گفتم: «آقای فلان! این چه حرفی بود که از دهانت‏بیرون آمد؟ ! تو اصلا می‏فهمی چه داری می‏گویی؟ ! من چه کسی هستم که تو می‏گویی فلانی افتخار این لباس است؟»
    با اینکه من آن وقت دانشگاهی هم بودم و به اصطلاح ذوحیاتین بودم، گفتم: «آقا من در تمام عمرم یک افتخار بیشتر ندارم، آن هم همین عمامه و عباست. من کیم که افتخار باشم؟ ... ما را اگر اسلام بپذیرد که اسلام افتخار ما باشد; اسلام اگر بپذیرد که به صورت مدالی بر سینه ما باشد، ما خیلی هم ممنون خواهیم شد، ما شدیم مدالی بر سینه اسلام؟ !» (49)
    این عالم فرزانه در برابر روحانیت آن چنان متواضع بود که همیشه به روحانی بودن خود افتخار می‏کرد و گاهی آن را چنین ابراز می‏نمود: «این بنده همه افتخارش این است که، در سلک این طبقه منسلک است و خوشه چینی از این خرمن به شمار می‏آید و در خانواده روحانی رشد و نمو یافته و در حوزه‏های علوم دینی عمر خویش را به سر برده، ... .» (50)
    ایشان همواره روحیه طلبگی داشت و هیچگاه خود را برتر از دیگران فرض نمی‏کرد.
    او با آن که متفکر و فیلسوفی بزرگ بود، کتاب داستان راستان می‏نوشت و با وجود اعتراض دوستانش با کمال فروتنی می‏گفت: «خود را بزرگ نشان دادن هنر نیست، تلاش در راه هدف مهم است.»
    پرهیز از گناه
    استاد مطهری رحمه الله علاوه بر اینکه شدیدا از گناه و کارهای حرام و حتی مکروهات پرهیز می‏نمود، در مواردی که احساس می‏کرد کارش مورد رضایت الهی نباشد، آن را ترک می‏کرد. داستان زیر نشانگر این روحیه استاد شهید می‏باشد.
    او در خاطرات خود می‏گوید: «در ایام طلبگی - البته کمتر از جاهای دیگر ولی خوب - اتفاق می‏افتد که انسان می‏نشیند در یک مجلس، عده‏ای از این آقا و آن آقا غیبت می‏کنند. یک وقت هم می‏بینی خود انسان گرفتار می‏شود.
    خدا رحمت کند مرحوم آیت الله العظمی آقای حجت رضوان الله علیه را، من یک دفعه در شرایطی قرار گرفتم و با اشخاصی محشور بودم که این مرد که حق استادی به گردن من داشت و من سال‏ها خدمت ایشان درس خوانده بودم و حتی در درس ایشان جایزه گرفتم، مورد غیبت واقع شد. یک وقت احساس کردم که درست نیست. من چرا در یک چنین شرایطی قرار گرفته‏ام؟
    ایشان در یک تابستانی به حضرت عبدالعظیم تشریف آورده بودند، یک روز بعد از ظهری رفتم درب خانه ایشان را زدم، گفتم: بگویید فلانی هست. ایشان در اندرون بودند، اجازه دادند. یادم هست که رفتم داخل، کلاهی به سر ایشان بود و بر بالشتی تکیه کرده بودند. (پیرمرد مریض بود، دو سال قبل از فوت ایشان بود). گفتم: آقا آمده‏ام یک مطلبی را به شما عرض کنم. فرمود: چیست؟ ! گفتم: من از شما غیبت کرده‏ام ولی البته کم، اما غیبت نسبتا زیادی شنیده‏ام، و من از این کار پشیمانم که چرا در جلسه‏ای که از شما غیبت می‏کردند، حاضر شدم و شنیدم و چرا احیانا به دهان خودم هم غیبت‏شما آمد و من چون تصمیم دارم که دیگر هرگز غیبت نکنم و هرگز هم غیبت‏شما را از کسی استماع نکنم، آمده‏ام به خود شما عرض بکنم که مرا ببخشید، از من بگذرید.
    این مرد با بزرگواری‏ای که داشت، به من گفت: «غیبت کردن از امثال من دو جور است، یک وقت‏به شکلی است که اهانت‏به اسلام است. یک وقت هم هست که به شخص ما مربوط می‏شود.» من دانستم که مقصود ایشان چیست. گفتم: «نه، من چیزی نگفتم و جسارتی نکردم که به اسلام توهین شود، هرچه بوده مربوط به شخص خودتان است.»
    گفت: «من گذشتم.» (51)
    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكر

    نرگس منتظر (12-02-1390)

  7. #44
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol.





    غیرت و حساسیت دینی
    نگاهی گذرا به آثار و گفته‏های مرحوم مطهری رحمه الله، غیرت دینی و حساسیت او را در مسائل اسلامی بر ما روشن می‏کند. او در تمام لحظات زندگی‏اش خود را موظف می‏دانست که از کیان اسلام دفاع نماید.
    در اینجا به نمونه‏هایی از حساسیت دینی و احساس مسؤولیت در قبال هجوم به ارزش‏های اسلامی را در زندگی آن عالم مجاهد می‏خوانیم:
    الف) در عرصه‏های فرهنگی
    آیت ا... خزعلی می‏فرماید: «ایشان از نوشته‏های منحرفانه‏ای که به نام اسلام نشر می‏یافت، رنج می‏بردند. در ایامی که حکم تبعید مرا صادر کرده بودند و من در گوشه‏ای از کوی کن مخفی شده بودم، ایشان مرا پیدا کردند و به آن جا آمدند و با بزرگواری در آن ایام سخت اظهار محبت کردند. به ایشان گفتم: چه می‏نویسید؟ گفتند: درباره بعضی از مطالب غرب‏زده‏ها که به نام اسلام نشر می‏دهند. گفتم: من در این باره چیزی یافته‏ام. با عطش عجیبی سراغ آن را گرفتند. کتاب را به ایشان دادم و با اشتیاق آن را گرفتند. بعد گفتم: استاد! اگر عیب‏هایی دارند که می‏نویسید هنری را هم که دارند بنویسید تا بدانند منصفید و خیال نکنند که مهاجم‏اید.
    گفتند: بنای من است که اگر هنری هم دارند بنویسم ولی، به اسلام دارد حمله می‏شود، به اسلام دارند ضربه می‏زنند، به نام اسلام دارد مطالبی گفته می‏شود که بر خلاف اسلام است.» (52)
    ب) حمایت از فدائیان اسلام
    حمایت استاد مطهری از فدائیان اسلام یکی دیگر از نمونه‏های غیرت دینی اوست. چرا که فدائیان اسلام تبلور غیرت دینی در عصر رواج فحشا و بی‏بند و باری در رژیم پهلوی بودند.
    نویسنده محقق آقای دوانی که از نزدیک با روحیات استاد مطهری رحمه الله آشنا بوده است، می‏گوید: «شهید مطهری رحمه الله با فدائیان اسلام و افکارشان هماهنگ بود، بارها از شهید نواب شنیدم که با احترام از آقای مطهری رحمه الله یاد می‏کرد و از احوال او جویا می‏شد. استاد مطهری رحمه الله که گاهی در جلسات فدائیان اسلام شرکت می‏کرد، در بعضی از جلسات خطاب به نواب می‏فرمود: «در حسن نیت و شور دینی و پاکی هدف شما و رفقایتان شکی نیست.» ایشان در ادامه می‏گوید: «تا آن جا که به یاد دارم، شهید مطهری رحمه الله تا آخر هم به یاد فدائیان بود.» (53)
    ج) تذکر مستقیم
    آقای هادی جوان می‏گوید: «استاد مطهری رحمه الله در سال 1349 در تالار دانشکده پزشکی دانشگاه مشهد، تحت عنوان «اسلام و مقتضیات زمان‏» سخنرانی داشتند. بنده نیز در آن جلسه حضور داشتم. چند تن از دانشجویان دختر، بدون حجاب در آن سخنرانی شرکت کرده بودند. مرحوم استاد مطهری به محض دیدن آن صحنه، بسیار ناراحت‏شدند و گفتند: «من در تهران به آقای دکتر رامیار گفته بودم که، اگر قرار باشد سخنران جلسه من باشم، باید وضع از این بهتر باشد. این چه وضعی است که این جا دارد؟» (54)
    د) اقدامات عملی
    دکتر علی مطهری در رابطه با حساسیت‏شدید استاد مطهری رحمه الله نسبت‏به گروه‏های مخالف و ضد اسلامی می‏گوید: «در راهپیمایی عظیم عاشورای سال 57 تهران، در بین راهپیمایان، مینی بوسی حرکت می‏کرد که در بالای آن رهبر گروه فرقان و یکی از اعضای برجسته سازمان مجاهدین خلق (مناققین) که هر دو لباس روحانیت‏بر تن داشتند، مشغول تشریح آرم سازمان مجاهدین خلق برای مردم بودند. عده‏ای از افراد آگاه و بیدار، موضوع را به اطلاع چند تن از روحانیون رساندند. آن‏ها از مداخله منع کردند و گفتند: در این شرایط صلاح نیست درگیری ایجاد شود. سرانجام موضوع را به اطلاع استاد شهید رساندند، ایشان با صراحت گفتند: «به هر قیمتی شده باید این آرم را پائین بیاورید، حتی به قیمت کشته شدن این افراد، این‏ها برای آینده برنامه‏های خطرناکی دارند.» (55)
    ساده‏زیستی و آزادگی
    استاد مطهری رحمه الله عالمی ساده‏زیست و آزاده بود. او نزد ارباب زر و زور خضوع نمی‏کرد و تسلیم کسی نمی‏شد. تا امکان داشت‏به کسی اظهار حاجت نمی‏نمود. در جمع مال و ثروت دنیا حریص نبود و در دوران طلبگی به کلی نسبت‏به آن بی‏اعتنا بود. او می‏گفت: «من برای جمع ثروت، فرصت‏هایی را از دست داده‏ام که شاید در نظر دیگران به یک نوع دیوانگی و جنون شبیه‏تر بوده است.» (56)
    استاد مطهری در صرف غذا بسیار ساده و قانع بود. آقای غلامحسین وحیدی یکی از کارمندان دانشکده الهیات که مدتی با شهید مطهری رحمه الله همراه بوده است، می‏گوید: «استاد مطهری رحمه الله اتاقی کوچک و بسیار ساده در کنار اتاق شورای دانشکده داشتند. استادان دانشکده وقتی جلسه‏ای داشتند و یا ورقه‏های امتحانی را تصحیح می‏کردند، تا ساعت‏سه بعداز ظهر در همان اتاق شورا می‏ماندند و از سوی دانشکده برای آنان ناهار و نوشابه و میوه می‏آوردند. اما استاد مطهری رحمه الله وقتی ظهر می‏شد، به اتاق خودشان تشریف می‏بردند. همیشه مقید بودند اول نماز بخوانند، سپس ناهار مختصری که معمولا نان و پنیر و یا نان و انگور بود و از منزل همراه می‏آوردند، صرف کنند.
    استادان و مسؤولان دانشکده، اصرار می‏کردند که استاد مطهری رحمه الله به اتاق شورا بروند و از ناهار دانشکده که مثلا چلوکباب برگ و غیره بود، صرف کنند; استاد قبول نمی‏کردند و عذر می‏آوردند که: غذای من مخصوص است و غذای دانشکده با من سازگار نیست. اما اظهار نمی‏کردند که چرا از غذای استادان نمی‏خورند. من علتش را می‏دانستم. می‏گفتند: «این ناهار حق خدمتگزاران است و از بیت المال است. استادان حقوق خوبی دارند. خودشان بروند و از بازار بخرند و بخورند. این غذا حق ضعفاست.» (57)
    اعتدال
    یکی از علل توفیقات استاد مطهری رحمه الله پرهیز از افراط و تفریط در امور زندگی و مسائل اجتماعی و سیاسی بود. حجت الاسلام والمسلمین مصطفی زمانی در این باره می‏گوید: «استاد بزرگوار ناگزیر بودند از یکسو، با افکار تند و افراطی - که معتقد بودند باید خیلی سریع حتی زودتر از تصمیم امام خمینی رحمه الله انقلاب پیاده شود - مقابله کنند و آنان را از تندروی باز دارند; و از سوی دیگر ناگزیر بودند; با افکار انحرافی، التقاطی و استعماری که با رنگ‏های گوناگون خودنمایی می‏کردند، به خالفت‏برخیزند و از طریق جراید، سخنرانی، تدریس و نشر کتاب به وظیفه خود عمل کنند. استاد [می] گفتند: «نمی‏شود واقعیت‏ها را منکر شد. وقتی حضرت امام سفارش به وحدت همه مراجع و طلاب و دانشگاهیان می‏کند، چرا ما کاسه داغ‏تر از آش شویم و این و آن را بکوبیم؟ این کوبیدن‏ها مخالف نظر حضرت امام خمینی است.» (58)
    اخلاص
    استاد مطهری رحمه الله سرا پا در عشق به اسلام و دفاع از ارزش‏های اسلامی می‏سوخت. او قبل از اینکه عالم یا معلم خوبی باشند، انسانی معتقد، با ایمان و با تقوا بود. اعمال و رفتار وی دقیقا مصداق کامل «ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین‏» ; «نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای پروردگار جهانیان است.» (59) بود.
    شهید مطهری رحمه الله چون تمام کارهایش را برای خدا انجام می‏داد، هیچ گاه به دنبال شهرت نبود. فرزند ایشان در مورد اخلاص استاد مطهری رحمه الله می‏گوید: «عنوان همیشگی نویسنده بر روی کتاب‏هایشان «مرتضی مطهری‏» بود و اجازه نمی‏دادند کلمه‏هایی مثل استاد و غیره قبل از اسمشان آورده شود. از شهرت به شدت پرهیز داشتند. با اینکه تشکیل دهنده هسته مرکزی شورای انقلاب بودند، در روزنامه‏ها چندان نامی از ایشان آورده نمی‏شد، و وقتی از ایشان می‏پرسیدیم که: «چرا اسمی از شما نیست و از اکثریت دست‏اندرکاران انقلاب کم و بیش نامی هست؟»

    ایشان می‏گفتند: «من کاری را که باید انجام بدهم، انجام می‏دهم. هرچه نامم کمتر مطرح شود، آسوده‏ترم. سعی من بر این است که در غیر موارد ضروری در اجتماعات عمومی مطرح نشوم.» (60)

    پایگاه خبری تحلیلی اهل بیت وابسته به مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام ، حسینی ؛ سید سعید
    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر

    نرگس منتظر (12-02-1390)

  9. #45
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.




    اهمیت و جایگاه معلم در نظام آموزش و پرورش



    یکی ازنهادهای مهم آموزش و پرورش هر جامعه سازمانی است که در آن معلمان مورد نیاز دوره های مختلف تحصیلی تربیت می شوند، زیرا محصول این نوع سازمان ها معلمانی هستند که نقطه آغاز هر تحول آموزشی و پرورشی اند و قادرند با دانش و مهارتی که کسب کرده اند چهره سازمان آموزشی را دگرگون سازند و فضای مدارس را به فضای محبت، رشد و بالندگی روح افزا و لذت بخش مبدل کنند و با انتقال عناصر فرهنگی به نسل نوخاسته و اعمال روش های مناسب تربیتی، موجبات رشد شخصیت کودکان و نوجوانان را فراهم سازند.
    نظر به اهمیت نقش معلمان و اعتبار و ارزشی که بر آن متصور است، سرمایه گذاری به منظور تربیت و تامین این رکن مهم تعلیم و تربیت، بهترین و سودمندترین نوع سرمایه گذاری است. گسترش این قبیل سازمان ها مهمترین وظیفه مدیران عالی آموزش و پرورش و مدیران رده بالای کشور است، چرا که به قول ژان پیاژه:




    زیباترین اصلاح و بازسازی آموزش و پرورش در صورتی که معلم به تعداد کافی و با کیفیت دراختیار نباشد با شکست روبرو خواهد شد.

    در آموزش و پرورش نقش نیروی انسانی مهم است و معلم از مهمترین عوامل موثر در رشد و توسعه کیفی و محتوایی تعلیم و تربیت به شمار می آید، زیرا تربیت انسان نتیجه یک جریان متقابل دو جانبه و بالاخره حاصل عمل مربی و عکس العمل شاگرد است.


    با توجه به همین اهمیت و جایگاه آموزش و پرورش در بین نهادهای مختلف جامعه می توان اذعان کرد، مهمترین نهاد اثرگذار در تربیت، تامین نیروی انسانی می باشد و معلم به عنوان مدرس و مربی می تواند نقش حساس و کلیدی در این رابطه داشته باشد تا نیروی انسانی کارآمد وخلاق برای جامعه تربیت نماید، به این ترتیب زمینه مناسب جهت رشد جامعه در تمامی ابعاد آن فراهم می آید.


    مهمترین عواملی که می توانند معلم را در رسیدن به اهداف عالی تربیت نیروی انسانی (تعلیم وتربیت) یاری رسانند فهرست وار به شرح زیر می باشد:




    1) بهره مند شدن از آن ویژگی های روانی، عقیدتی و اخلاقی که با رسالت معلم و مربی تناسب داشته باشد و نفوذ آن ها را در جامعه به عنوان الگوی مطلوب و سرمشق آرمانی زندگی انسان ها بتوان تایید کرد.

    2) کسب دانش و اطلاعات کافی درحد لازم برای اشتغال به تدریس در هر رشته و هر مقطع تحصیلی.

    3) کسب مهارت ها و آمادگی فنی برای به کار گرفتن روش مطلوب عرضه و انتقال اطلاعات و مهارت ها به صورتی که کلاس درس آموختن و یادگیری را برای آموزنده سهل و آسان کند و محیط مدرسه نوجوانان را به ارزش های تربیتی زمان سوق دهد.

    4) آشنایی کامل او به روش های تدریس جهت ارائه یک تدریس موثر.

    5) آشنایی با اصول روان شناسی تربیتی و اصل تشویق و تنبیه در امر یادگیری.





    6) آگاهی کامل به شیوه های مختلف ارزشیابی جهت حصول اطمینان از بازده موفق فعالیت های آموزشی.

    در پایان لازم به یادآوری است که معلم می تواند با برخورداری از عوامل فوق و دیگر عوامل تاثیرگذار در روند آموزشی نسبت به تربیت نیروی انسانی در سطح جامعه همت گمارد و بدون شک سعادت هر جامعه بستگی مستقیم به تلاش و همت معلمان آن جامعه دارد.
    امیدواریم با تلاش بی وقفه و آگاهی کامل از نقش خود از عهده ایفای وظیفه محوله برآیند.


    7) توجه به شان و کرامت انسان ها در تدریس و ساختن انسان های توانمند، خلاق و متعهد تا در آینده جامعه با کار وتلاش فرزندان خود به جایگاه اصلی خویش برسد.

    پی نوشت:

    روان شناسی و دانش آموزش و پرورش ترجمه علی محمد کاروان

    مرکز یادگیری سایت تبیان - تنظیم: مریم فروزان کیا
    منبع: روزنامه کیهان


    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*

  10. #46
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.





    معلم و شکوفایی شاگرد


    روزی ابوعلی سینا از جلوی آهنگری می گذشت.
    کودکی را دید که از آهنگر مقداری آتش می خواهد.
    آهنگر گفت: ظرفت را بگیر تا آتش در آن بریزم، ولی چون کودک ظرف نیاورده بود، بی درنگ خم شد و مقداری خاک از زمین برداشت و کف دست خود پهن کرد و گفت: بریز.
    ابن سینا از تیزهوشی او در شگفت ماند.
    جلو رفت و نام کودک را پرسید.
    پسرک گفت: نامم بهمنیار است و از خانواده ای زرتشتی هستم.
    ابن سینا او را به شاگردی خود پذیرفت و در تربیتش کوشید.
    بهمنیار اسلام پذیرفت و یکی از حکیمان و دانشمندان روزگار خود شد.

    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*

  11. #47
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.







    پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله :
    «در میان صدقه هایی که مردم می دهند، هیچ صدقه ای ارزنده تر از یاد دادن علم و دانش نیست».


    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*

  12. #48
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دوازدهم اردیبهشت، روز بزرگداشت مقام معلم است. وجه تسمیه این روز، به رویدادى بازمى گردد که در نخستین بهار پس از به بار نشستن انقلاب اسلامى به وقوع پیوست؛ شهادت معلم بزرگ، استاد مرتضى مطهرى. دو سال پس از این حادثه، وزیر آموزش و پرورش وقت، روز شهادت استاد مطهرى را روز معلم و هفته 12 تا 19 اردیبهشت را به عنوان هفته معلم، به جامعه معرفى کرد. اما رویداد دیگرى نیز در کوران سال هاى دیکتاتورى رژیم پهلوى رخ داده بود که معمولاً در بزرگداشت دوازده اردیبهشت، کمتر به آن اشاره مى شود. در 12 اردیبهشت سال 1340، گروهى از معلمان تهرانى و شهرستانى، دست از کار کشیدند و در باشگاه مهرگان تهران اجتماع کردند و به طور جمعى، عازم وزارت فرهنگ شدند. در جریان این تجمع و در جریان فعل و انفعالاتى که رخ داد، دکتر ابوالحسن خانعلى، سخنران مراسم به قتل رسید و شمارى از معلمان و دانش آموزان هم مجروح شدند و معلمان که قبلاً فقط خواستار افزایش حقوق بودند، درخواست هاى صنفى دیگرى را هم به تقاضاهاى خود افزودند. آنان خواهان سقوط دولت شریف امامى، اعدام قاتل دکتر خانعلى، رفع اهانت از فرهنگیان و تغییر سطح حقوق معلمان و نیز نام گذارى روز دوازده اردیبهشت به عنوان روز معلم بودند.
    تعلیم و تعلم، از شئون الهى است. معلم ایمان را به بشر مى آموزد و آن را بر لوح جان و ضمیرهاى پاک، حک مى کند و سیاهى جهل را از دل ها مى زداید. دغدغه معلم، همیشه این است که حیات بشر بر مدار ارزش ها و کرامت هاى انسانى بچرخد.
    والاترین رابطه انسانى، رابطه بین معلم و شاگرد است و بهترین نوع این رابطه، بر مبناى ادب و حرمت استوار است. معلم به شاگرد خویش، با چشم مهر و رحمت و حرمت مى نگرد و در کمال صداقت، از بهره فراوان علم خویش، او را بهره مند مى سازد و شاگرد، با همه فروتنى و احترام، مى کوشد تا تمام آموزه هاى مکتب معلم را به بهترین شیوه، فرا گیرد و مطیع و فرمانبردار باشد.
    «رب» و «معلم»، دو نام از نام هاى شریف خداوند هستند. «رب»، از «تربیت» گرفته شده و «رب العالمین» یعنى تربیت کننده همه عالم. خداى بزرگ، نخستین معلم انسان است و در قرآن مجید بارها بر این مورد تصریح دارد.
    پیام آوران الهى نیز وظیفه خطیر تعلیم و تربیت انسان ها را بر دوش داشته اند و معلمان رنج دیده تاریخند. در فرهنگ اسلام، با تعابیر زیبایى از مقام معلم و مربى، تمجید شده است.

    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*

  13. #49
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.




    خاطراتی از درد دلهای استاد



    چرا خانه شما در شمال شهر است؟
    ...روزی برای دیدن استاد شهید به خانه جدیدش-در قلهك-رفتم كه تازه به اتمام رسیده بود.خانه‌ای یك طبقه بود.اتاق‌ها و سالن پذیرایی او با موكت خاكستری فرش شده بود.همانجا مطالعه می‌كرد و چیز می‌نوشت و از واردین پذیرایی می‌نمود.
    باز چون مرا كنار خود دید،زمینه را برای درد دل مناسب یافت.گفت:فلانی!ببینید بعد از یك عمر با فروش خانه كوچك سابقم در اوایل خیابان دولت كه دیده بودی،در اینجا كه باز هم خیابان دولت ولی جای آرامی است،زمینی خریده و خانه‌ای ساخته‌ام.
    بیشتر منظورم این بود كه جای وسیع‌تر و خلوتی باشد و بتوانم با آرامش فكر به كار تحقیق و مطالعه و نوشتن مشغول شوم.دانشكده الهیات را هم رها كرده‌ام كه بیشتر سرگرم چیز نوشتن باشم.
    خودت بهتر می‌دانی كه آدم وقتی سال‌ها كار كرد،تازه آمادهء پیاده كردن افكارش می‌شود.این تمام همّ و غم من است.
    ولی سر و صدا راه انداخته‌اند كه فلانی چرا بالای شهر است و در میدان شوش و جنوب شهر خانه نساخته و در آنجاها سكونت نمی‌كند؟
    سپس با تأثر خاطر و عصبانیت گفت:آخر من كه از سهم امام و جمع مال دیگران این خانه را نساخته‌ام.گذشته از آنچه از فروش خانه سابقم داشتم،مقداری هم از بعضی از رفقا قرض طویل‌المدت گرفته‌ام كه به تدریج می‌پردازم.
    حالا با این كه من روی پای خودم ایستاده‌ام و در این خانه نشسته و مشغول كارم،باز ول نمی‌كنند و مرتب به رویم درمیآورند.
    از اینجا به یاد بعضی از كشورهای خارجی افتادم كه چگونه در راه پیش رفت حال دانشمندان خود سعی بلیغ مبذول می‌دارند تا با بزرگداشت آن‌ها و حفظ سرمایه‌های علمی خود،بر غنای فرهنگی خویش بی فزایند،ولی ما و این تنگ نظری‌ها و نق‌های بیمورد و اعمال جاهلانه!!...




    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*

  14. تشكر

    عهد آسمانى (13-02-1390)

  15. #50
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol.




    گروه فرقان
    در سال 1357 قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در مسجد حضرت ابوالفضل علیه‌السلام واقع در خیابان رباط كریم،شب‌ها منبر می‌رفتم.شبی ضمن گفتگو با مرحوم سید عبد الحمید ایروانی امام جماعت آنجا گفتم:فردا با عده‌ای از آقایان از جمله آقای فلسفی،مطهری،بهشتی،مهدوی كنی،محی الدین انواری و مفتح در خانه آقای امامی كاشانی كه خانه تازه خریده به ناهار دعوت هستیم.
    آقای ایروانی گفت:خوب شد.این كتاب توحید نوشته شیخ آشوری را دیده‌اید؟ گفتم:نه.گفت:این روزها سرو صدای زیادی راه انداخته،جوان‌ها راجع به این كتاب از من سؤال می‌كنند،نمی‌دانم چه جوابی به آن‌ها بدهم.من آن را به شما می‌دهم،در آن مجلس به آقایان نشان دهید ببینید درباره آنچه نظری دارند،فردا شب به من بگویید كه همان را در جواب جوان‌ها بگویم.
    كتاب را كه به قطع جیبی بود و طرح روی جلد آن منظره خاصی را نشان می‌داد به خانه آوردم و ساعتی را به مطالعه آن مشغول شدم.دیدم بعد از كتاب شهیدجاوید سرو صدا دار خواهد بود و پاسخ دادن به آن هم در آن جوّ پرهیجان آسان نیست؛ یعنی طوری نوشته است كه آدم معطل می‌ماند در آن جوّ حاكم چه جوابی به جوان‌های داغ و احساساتی كه جذب گروه‌های مختلف هم شده بودند بدهد كه بدتر نشود.
    فردای آن روز موقع ظهر قبل از صرف ناهار كتاب را به آقایان نشان دادم و گفتم:آقای ایروانی از شما آقایان خواسته است درباره این كتاب جوابی بدهید كه او همان را در پاسخ سؤال جوان‌ها به آن‌ها بگوید و استناد به شما آقایان بكند.
    شهید مطهری گفت:كتاب مزخرفی است،من آن را دیده‌ام.این شیخ را من می‌شناسم،شیخ جسوری است.چند وقت پیش هم در مسجد قبا بعد از نماز آقای مفتح منبر می‌رفت.مثل این كه دستی او را می‌گرداند و جسورتر می‌كند. آمده بود خانه ما كه نیم ساعت با شما كار دارم،ولی بیش از یك ساعت ماند و با جسارت گفت:تو نباید در قلهك و بالای شهر باشی،باید بروی میدان شوش و پایین شهر و میان مردم عادی.گفتم آ شیخ!اگر من با این حجم كار كه دارم بروم میدان شوش،میان آن شلوغی نمی‌توانم كار فكری بكنم.مگر من تكلیفم را نمی‌دانم كه تو باید بیایی برای من تعیین تكلیف كنی؟!
    از این بگومگویی كه میان استاد و آن شیخ كم‌مایه و پرمدعا درگرفته بود و طرز ادای سخن استاد كه وقتی عصبانی می‌شد كمی لهجه مشهدی پیدا می‌كرد،اغلب خندیدیم.
    شهید بهشتی گفت:ولی من خوانده‌ام،و كتاب خوبی است.شهید مطهری با عصبانیت گفت:كتاب خوبی است؟!شهید بهشتی با تبسم آهسته و بی تفاوت گفت:بله! و هر دو ساكت شدند. «
    پس از ناهار،آقای امامی كاشانی گفت:من آن را ببرم و در این فرصت كوتاه كه شما آقایان استراحت می‌كنید،قدری ببینم.من گفتم:خوب است.ولو به اختصار همه آقایان ببینند و جوابی بدهید كه به آقای ایروانی بگویم.
    گفتند:خود شما دیده‌اید؟گفتم:قسمت‌هایی از آن را دیده‌ام،ولی سر درنیاوردم كه چه می‌خواهد بگوید.در بحث امام زمان به انحراف كشیده شده و نتیجه نادرستی گرفته است.آیات مربوط به معاد و قیامت را ناظر به ایام ظهور امام زمان دانسته و مطالب دیگری از این قبیل.
    پس از استراحت،آقای امامی گفت:من هم از آن سر درنیاوردم،ولی باید چیز اغواكننده‌ای باشد.كتاب را دست به دست گردانیدند و جمعاً عقیده داشتند مطالب نامربوط زیاد دارد و اثر تخریبی زیادی در آن هست.
    مدتی بعد،روزی ساعت 2 بعد از ظهر در هوای بسیار گرم تابستان برای دیدن شیخ آشوری از قلهك به خیابان ناصر خسرو رفتم،زیرامغازه آقای حمید اسلامی ناشر این کتاب ، واقع در سرای حاج نایب بود
    قبل از آمدن آشوری،آقا حمید گفت:شیخ بدبختی است،نه دنیا دارد و نه آخرت، خواهید دید تمام لباس تنش به پولی نمی‌ارزد.خورد و خوراكش بسیار عادی است؛ حتی فلان جا دعوت بوده،بدترین پرتقال‌ها را خورده و به آن‌ها كه پرتقال درشت و پرآب خورده‌اند اعتراض كرده كه اسراف می‌كنید و رفاه طلب هستید.
    گفتم:بسیار كار احمقانه‌ای كرده است.پس این روزی‌های خداداد بماند برای موشه‌دایان «4» و صهیونیست‌ها و دشمنان اسلام؟مگر خدا نفرموده: «و رزقناهم من الطّیبات» و «كلوا من طیّبات ما رزقناكم» و «قل من حرّم زینة اللّه الّتی اخرج لعباده و الطّیبات من الرّزق»؟
    آیا باید ارزاق نیكوی خداوندی را كه خدا بر بندگان خالص و با ایمان خود حلال كرده است،بر خود حرام نمود كه نشانه زهد و تقواست؟ابداً چنین نیست،و او هركس باشد كاملاً در اشتباه است.
    *~♥~*شمع عاشقي*ويژه گراميداشت مقام معلم وشهادت استادمطهري*~♥~*

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •