*▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد *▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*








    نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او

    هر نوع مطالعه درباره روان انسان تكيه بر اين نكته دارد كه ساختار وجودى انسان را چه بدانيم و چه نقشى براى ساختار وجودى او (كه همان شخصيت او را شكل مى‏دهد) در زندگى وى قائل باشيم.

    قرآن در تعبيرى بسيار كوتاه و در عين حال عميق بر اهميت و نقش شخصيت و شاكله وجودى انسان در زندگى او، تأكيد كرده است:
    (قل كلّ يعمل على شاكلته) اسراء / 84.

    اى پيامبر بگو! هر انسانى بر اساس ساختار وجودى خود، عمل مى‏كند.
    اين عبارت كوتاه با همه صراحت و قاطعيت و تعيين نقش شخصيت درونى انسان در رفتار و هنجارهاى فردى اجتماعى وى، پرسشهاى چندى را فرا روى پژوهشگر مى‏گذارد.

    از آن جمله اين كه اگر كردار آدمى، بر الگوى شخصيت درونى وى استوار است، پس چه عواملى شخصيت انسان را مى‏سازد؟

    آيا انسانها همه در شخصيت و الگوى درونى مشتركند يا متفاوتند؟

    تفاوت شخصيت و الگوى ساختار روانى انسانها معلول چه عواملى است؟

    تا چه اندازه شخصيت انسان تحت تأثير عوامل جبرى است و تا چه اندازه اختيارى او است؟

    كدام شخصيت و با چه ويژگيهايى، شخصيت بهنجار و سالم شناخته مى‏شود، و كدام شخصيت نابهنجار و پريش به شمار مى‏آيد؟
    آيا شاكله و ساختار شخصيت انسان در پرتو خرد او شكل مى‏گيرد يا امرى است فطرى و ذاتى او؟

    بديهى است كه هرگونه تلاش علمى در اين زمينه‏ها، بسته به تعريفى است كه ما از (شخصيت) داشته باشيم


    *▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكر

    نرگس منتظر (19-02-1390)

  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    تعريف (شخصيت)

    قبل از اينكه تعريف شخصيت يا شاكله وجودى را از قرآن جست وجو كنيم نگاهى خواهيم داشت به تعاريف روان شناسان.

    شخصيت و كيفيت شكل‏گيرى آن در مكتبهاى گونه‏گون (مانند روان كاوى فرويد، بيهاوريسم، و رفتارگرايى واتسون و روان شناسان متأخرتر و انسان گرا) يك سان نيست، به همين دليل تعاريف شخصيت بسيار فراوان است،

    آلپورت19491 در اين باره پنجاه تعريف متفاوت را گرد آورده است، با اين حال، اين تفاوتها مربوط به اصل موضوع شخصيت نيست، بلكه متوجه مفهومى است كه از آن ساخته‏ اند؛ و در نتيجه منعكس كننده ناهمگرايى‏هاى ديدگاه‏هاى نظرى مؤلفان است.

    الف: يكى از تعريفهاى بسيار ساده، تعريف مايلى است:

    او مى‏نويسد: (شخصيت يك كليت روان شناختى است كه انسان خاصى را مشخص مى‏سازد). و اضافه مى‏كند:
    (روان شناسى در بحث شخصيت همواره تفاوتهاى فردى را در مد نظر دارد، و هدف آن تعريف هر چه صحيح‏تر اين تفاوت‏ها و تعيين آنهاست).
    و در باره عناصر تشكيل دهنده شخصيت نيز معتقد است كه:
    (وقتى مفهوم شخصيت به معناى گسترده مورد نظر باشد، طبعاً مفاهيم خوى، مزاج و استعداد را كه مبين سه جنبه خاص هستند در بر مى‏گيرد).

    ب: تعريف ديگر، تعريف اريك فروم است.

    (شخصيت، مجموع كيفيت هاى موروثى و اكتسابى است كه خصوصيت فرد بوده و او را منحصر به فرد مى‏كند).
    او در توضيح تعريف يادشده مى‏نويسد:
    (فرق بين كيفيتهاى موروثى و اكتسابى معدل فرق بين مزاج، استعدادها و كليه كيفيتهاى ذاتى از يك طرف و منش از طرف ديگر است).

    سپس براى رفع ابهام، تفاوت (مزاج) و (منش) را بسيار مفصل بحث مى‏كند، خلاصه سخن او اين است كه:
    (مزاج) به چگونگى واكنش دلالت دارد و ذاتى و تغيير ناپذير است، اما (منش) نتيجه تجربيات شخص، بويژه تجربيات سالهاى اولى زندگى بوده و تا حدى با درون گرايى و تجربيات نوين تغييرناپذير است. مثلاً اگر كسى (آتشى مزاج) است، كيفيت واكنش او تند و قوى است، ولى اين كه نسبت به چه چيز واكنش مزبور تند و قوى است مربوط به منش است، اگر بهره‏ور، دادگر و با محبت است، در عشق، در عصبانى شدن به علت بى‏عدالتى و متأثر شدن از يك فكر نو، واكنش تند و قوى نشان خواهد داد، و اگر داراى منش ويرانگر و ساديستيك است در ويرانگرى و خشونت تند و قوى مى‏شود).

    ج: تعريف گوردون ويلارد آلپورت

    آلپورت يكى از اولين نظريه پردازان شخصيت است كه عينك فرويديسم را از چشم بر مى‏دارد و ديدگاه ساده انگارانه رفتارگرايى را به يك سو مى ‏نهد.
    بر خلاف اريك فروم، كه سالهاى اوليه زندگى و دوره كودكى را بسيار مهم تلقى مى‏كند، آلپورت با دوره بلوغ به عنوان دوره‏اى به نسبت مستقل برخورد مى كند و بيش‏ترين نقش را نيز در تشكيل شخصيت به مقاصد و نيتهاى شخص مى‏دهد


    *▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكر

    نرگس منتظر (19-02-1390)

  6. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    ريف (شخصيت) از نگاه قرآن


    آشنايان با زبان و فرهنگ قرآن، بر اين نكته واقفند كه در اصل لحن و شيوه بيانى قرآن، اين گونه نيست كه يك مفهوم معرفتى را در يك پاراگراف يا يك فصل به صورت مجزا مورد بررسى قرار داده باشد، بلكه نظرگاه‏هاى قرآن را بايد از آيات و سوره‏هاى مختلف، در پرتو نگاه گسترده به فرهنگ و معارف آن، نتيجه‏گيرى كرد.

    پژوهش در آيات قرآن، اين نكته را آشكار مى‏سازد كه انسان از ديدگاه قرآن داراى دو نوع شخصيت و ويژگيهاى روحى است:

    1. شخصيت عام انسانى (نوع انسان).

    2- شخصيت خاص فردى (هر فرد از افراد انسان)
    .

    شخصيت عام انسانى، در حقيقت، ويژگيها، منشها، گرايشها، تواناييها و استعدادهاى ذاتى است كه در ساختار عام انسانى طراحى شده است و شخصيت ويژه فردى، عبارت است از نوسانها، شدت و ضعفها، قوتها و كاستيهايى كه به دلايل ويژه موروثى، اقليمى، فرهنگى و تربيتى، جبرى يا اختيارى در يك فرد خاص، نسبت به ساختار فطرى او صورت گرفته است.


    اگر بخواهيم تفاوت بين اين دو شخصيت را با مثالى توضيح دهيم، مى‏توانيم طراح و سازنده يك وسيله الكتريكى يا الكترونيكى را در نظر بگيريم كه طرّاح با توجه به هدف و نتيجه‏اى كه مى‏خواهد از وسيله مورد ساخت بگيرد، امكانات و توانهاى كاملاً مشخص و اندازه گيرى شده‏اى را نخست بر روى كاغذ يا صفحه نمايش ترسيم مى‏كند و سپس آن را بر روى ماشين آلات سازنده، پياده مى‏كند.

    در مرحله ‏اول: وسيله مورد ساخت از جهت حجم ، وزن، تعداد و اندازه قطعات، نوع مواد به طور كامل مشخص است و بر اساس اين طرح مى‏توان هزاران وسيله همسان توليد كرد.

    مرحله دوم: مرحله اجراى پروژه و توليد عينى محصول مورد نظر است كه در اين مرحله گاهى بعضى از قطعات به صورت درست در جاى خود قرار نمى‏گيرد، يا در ضمن تركيب و سر هم كردن مى‏شكند، يا از نظر نوع ماده گرفتار مشكل مى‏شود و به گونه‏اى كه وقتى صد هزار محصول از يك نمونه توليد مى‏شود، ممكن است هر يك از آنها، به شكلى با ديگرى تفاوتهايى داشته باشد.

    دراين مثال، مرحله نخست طراحى و پى‏ريزى نظام توليد همان چيزى است كه شخصيت عمومى نوع را تشكيل مى‏دهد. و مرحله دوم، شخصيت خاص فرد را تعيين مى‏نمايد.

    تنها فرق و البته فرق مهمى كه ميان مشبّه و مشبّه به در اين تشبيه و تمثيل هست اين است كه در مثال، مشخصات فردى، همواره جبرى است و معلول عوامل بيرونى مصنوع است، زيرا اگر يك ماشين، هنگام توليد درست و درجاى خود قرار نگرفته باشد، يا مسؤول آن مهندس و تكنسين ناظر است و يا ضعف دستگاه توليد وأ ولى در مورد انسان عوامل مؤثر بر شخصيت خاص فردى انسانها به عوامل جبرى و عوامل اختيارى تقسيم مى‏شوند. و اين از ويژگيهاى خود انسان و نشأت يافته از نيروى اراده و انتخابگرى اوست.


    *▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكر

    نرگس منتظر (19-02-1390)

  8. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    مميزات شخصيت نوع انسان

    1- انسان، داراى سرشت نيك و الهى

    (فأقم وجهك للدين حنيفاً فطرة اللّه التى فطر الناس عليها) روم / 30.
    پس روى دل به سوى دين و يكتاپرستى بدار، اين سرشتى است كه خداوند مردمان را بر آن سرشته است.

    آنچه از اين آيه استفاده مى‏شود اين است كه انسان از ديدگاه وحى، داراى سرشت و بنياد و ساختار ارزشى و ارزشگراست.

    ولى اين كه حقيقت اين فطرت چيست، يك استعداد و آمادگى براى حق پذيرى و حق گرايى است يا يك كشش و نيروى گرايش دهنده به سوى ارزشها، نياز به دقت و مجال ديگرى دارد. و در اينجا همين اندازه مى‏توان اشاره داشت كه
    :

    (
    وجود فطرت در انسان به اين معنى نيست كه انسان از بدو تولد پاره‏اى از ادراكات يا گرايشها و خواستها را بالفعل دارد و به تعبير فلاسفه با عقل و اراده بالفعل متولد مى‏شود، همچنان كه درباره انسان، نظريه منكران فطرت از قبيل ماركسيست ها و اگزيستانسياليست ها را نمى‏ پذيريم كه انسان در آغاز تولد پذيرا و منفعل محض است و هر نقشى به او داده شود بى‏تفاوت است، نظير يك صفحه سفيد كه نسبتش با هر نقشى كه روى آن ثبت شود متساوى است).

    از ديگر آياتى كه مى تواند با بيان خاص خويش اشاره به سرشت حق گراى انسان داشته باشد آيه 172 سوره اعراف است:

    (
    و إذ أخذ ربّك من بنى آدم من ظهورهم ذرّيتهم و أشهدهم على أنفسهم ألست بربّكم قالوا بلى شهدنا).

    و چون پروردگار تو از پشت بنى آدم فرزندان‏شان را بيرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت و پرسيد: آيا من پروردگارتان نيستم؟ گفتند: آرى، گواهى مى‏دهيم.

    در تفسير و توضيح اين آيه، مفسران سخنان و آراى چندى بيان داشته‏اند كه پرداختن به آنها ما را از پى‏گيرى بحث دور مى ‏دارد، ولى قدر مسلّم اين است كه اگر اين (مراسم دريافت پيمان) را مراسمى عينى و خارجى و فيزيكى ندانيم، حكايت از ساختار طبيعى وجود انسان دارد كه مى تواند به طور طبيعى ربوبيت خداى هستى را دريابد و بدان گواهى دهد.



    *▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. تشكر

    نرگس منتظر (19-02-1390)

  10. #5
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    2. انسان، داراى فضيلت و شايسته كرامت

    از نگاه قرآن اين ساختار واين شخصيت نوعى داراى كمال و شايسته كرامت و گرامى داشت است.

    (
    و لقد كرّمنا بنى آدم‏أ و فضّلناهم على كثير ممّن خلقنا تفضيلاً) اسراء/ 70.
    وما، فرزندان آدم را كرامت بخشيديم و آنان را بر بسيارى از آفريده هاى خويش برترى داديم.

    تكريم شخصيت انسان از ديدگاه وحى تا آنجا اوج مى‏گيرد كه آفريدگار انسان به خاطر آفرينشى چنين بديع به خويش تبريك مى‏گويد!

    (
    و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طين‏أ ثم أنشأناه خلقاً آخر فتبارك اللّه أحسن الخالقين) مؤمنون / 14 و 12.
    انسان را از گل خالص آفريديم بار ديگر او را آفرينش ديگر داديم، پس خداوند شايسته تعظيم مى‏باشد كه بهترين آفرينندگان است.

    گر چه در اين آيه، تعظيم و تكريم و تبريك، نخست متوجه آفريننده است، ولى منطق سخن نشان مى‏دهد كه خداوند، بدين وسيله آفريده و مخلوق خود را نيز بزرگ داشته است؛ يعنى اگر خداوند (احسن الخالقين) است، از آن رواست كه انسان به عنوان مخلوق و آفريده او داراى (احسن تقويم) است.

    (
    لقد خلقنا الانسان فى أحسن تقويم) تين / 4.
    ما انسان را در نيكوترين شكل و حد اعتدال آفريده ‏ايم.




    *▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. تشكر

    نرگس منتظر (19-02-1390)

  12. #6
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد





    3. انسان، موجودى دو قطبى و با دو گرايش

    ارجمندى و كرامت انسان، هرگز به معناى يك بعدى بودن او و حركت جبرى وى به سوى كمال نيست، بلكه انسان از آن رو شايسته آفريده شدن معرفى شده است كه مى تواند آگاه شود و انتخاب كند.

    انتخاب بر اساس آگاهى، آن گاه است كه انسان نيز در درون ساختار وجودى خود زمينه انتخاب را داشته است و در بيرون وجود خود، يعنى جهان عينيت و خارج نيز از اين زمينه برخوردار باشد.

    زمينه انتخاب، تنوع و چند بعدى بودن و دست كم دو بعدى بودن است. انسان در استعداد وجودى خود زمانى مى‏تواند انتخابگر باشد كه دست كم از استعداد تعالى يافتن و يا منحط شدن، الهى شدن يا شيطانى شدن، نورانى شدن و هدايت يافتن يا ظلمانى شدن و گمراه گشتن برخوردار باشد و ابزار و امكانات حركت در اين دو مسير را نيز دارا بوده و در عينيت زندگى نيز متناسب با آن گرايشهاى درونى و ابزار و امكانات، طريق و گذرگاه داشته باشد.

    همه اين ويژگيها براى انسان، از قرآن استفاده مى‏شود و به تعبير صحيح تر، مطالعه آيات قرآن، اين ويژگيها را به دست داده است




    *▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  13. تشكر

    نرگس منتظر (19-02-1390)

  14. #7
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد






    الف. ساختار دو بعدى انسان (جسم و روح)

    (
    و بدأ خلق الانسان من طين‏أ ثم سوّاه و نفخ فيه من روحه) سجده / 9 و 7.
    خداوند آفرينش انسان را ازگل آغاز كردأ سپس او را سازمان هماهنگ بخشيد و از روح خود در او دميد.

    پس انسان آميخته‏اى است از (گل) عنصرى زمينى و نامقدس، و از (روح) مخلوق الهى و مقدس



    ب. نفس آدمى داراى دو گرايش (تقوا و فجور)

    (
    و نفس و ما سوّاها فألهمها فجورها و تقواها) شمس / 7.
    سوگند به نفس و جان آدمى و آنچه نيكو و متعادلش ساخته است، پس آن گاه بدى و پرهيزگارى را به آن الهام نموده است.


    ج. نفس آدمى داراى كاركردى دوگانه (امّاره و لوّامه)

    (
    ولااقسم بالنفس اللوّامة).
    سوگند به نفس آدمى كه وى را بر كجى ها و كجروى ها ملامت مى‏كند.

    (
    ان النفس لامّارة بالسوء).
    همانا نفس آدمى او را به سوى بدى فرمان مى‏دهد.


    د: مسيرهاى دوگانه در پيش روى انسان (راه تعالى، راه انحطاط).

    (
    قد تبيّن الرشد من الغيّ) بقره / 256.
    راه رشد و تعالى، از راه ضلالت و گمراهى باز نمايانده شده است و هر يك قابل شناسايى است.

    (
    ألم نجعل له عينين. و لساناً و شفتين. و هديناه النجدين) بلد / 10 و 8.
    آيا قرار نداديم براى انسان دو چشم و زبانى و دو لب، و آيا دو راه پيش پايش ننهاديم؟


    ه. انسان، خود انتخابگر يكى از دو راه

    (إنّا هديناه السبيل إمّا شاكراً و إمّا كفوراً) انسان / 3.
    راه را به انسان نشان داده‏ايم و او يا راه شكر و سپاس گزارى در پيش مى‏گيرد و يا راه كفران و ناسپاسى را





    *▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  15. تشكر

    نرگس منتظر (19-02-1390)

  16. #8
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    جديد





    4. انسان، مجموعه اى از ضعفها و قوتها

    (و خلق الانسان ضعيفاً) نساء/ 28.
    انسان ضعيف و كم طاقت آفريده شده است.

    (
    خلق الانسان من عجل) انبياء/ 37.
    انسان در شالوده خلقتش عجله و شتاب زدگى قرار داده شده است.

    (
    انّ الانسان خلق هلوعاً) معارج / 19.
    انسان، حريص و ناشكيبا آفريده شده است.

    (
    إذا مسّه الشرّ جزوعاً. و إذا مسّه الخير منوعاً) معارج / 21 و 20.
    زمانى كه به انسان بدى روى آورد بى‏قرارى مى‏كند و هنگامى كه توانمند گردد حرص مى‏ورزد و ديگران را از توان خويش محروم مى‏دارد.

    (
    إنّه كان ظلوماً جهولاً) احزاب/ 72.
    همانا انسان، موجودى سخت سيه كار و جهل پيشه است.

    (
    انّ الانسان لربّه لكنود) عاديات / 6.
    انسان در برابر پروردگار خود بسيار ناسپاس است.

    اين مجموعه آيات اگر به تنهايى مورد توجه قرار گيرند ممكن است اين پرسش به ذهن آيد كه پس چرا خداوند چنين موجود ضعيف و ناتوانى را آفريده است كه ناسپاسى كند و سزاوار كيفر و ملامت شود!

    ولى شرط بهره‏ورى از فرهنگ قرآن، جامع نگرى و مراد سنجى آيات است و ما زمانى به اين جامع نگرى دست خواهيم يافت كه جنبه‏هاى توصيفى و تكريمى قرآن را نسبت به انسان نيز مورد توجه قرار دهيم كه برخى از آنها از قرار زير هستند:

    (
    كذلك نفصّل الآيات لقوم يتفكّرون) يونس / 24.

    انسان، موجودى خردورز و متفكّر.




    *▄▀▄* نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او *▄▀▄*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  17. تشكر

    نرگس منتظر (19-02-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •