بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 24
  1. #11
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)









    هفتاد و دوتن
    هفتاد دو ماه و ظهر عاشورا
    شق القمر امام را ديدم
    هفتاد دو و پشت آسمان خم شد
    وقتی کمر امام را ديدم
    هفتاد و دو زبح و يک خليل الله
    در عزم خليل حق خلل هرگز
    در سير و سلوک فی سبيل الله
    تعظيم به هيبت هبل هرگز
    در هلهله ی بتان هر جايی
    اينگونه که ديد خود شکستن را
    افروخت شراره ی ستم سوزی
    آموخت ره زخويش رستن را
    بنگر حرکات نور اعظم را
    در ورطه ی تشنگی تلاطم کرد
    هفتاد و دو کشتی نجات آورد
    هفتاد و دو نوح وقف مردم کرد
    هفتاد و دو کاروان و يک سالار
    هفتاد و دو باهه (ميدان) روبرو دارد
    گاهی ز تنور و گاه بر نيزه
    با امت خويش گفتگو دارد
    آن اسوه ی پاک باز ميگويد
    آنان که ز راز مرگ آگاهند
    در دشت جنون زپا نمی افتند
    بر مرکب خون هماره(همواره) در راهند
    هفتاد و دو صف فشرده چون پولاد
    هفتاد و دو قبضه موم در يک مشت
    هفتاد و دو سر سپرده ی مولا
    تسليم اشاره های يک انگشت
    انگشت اشارتی که او دارد
    فردا به مصاف ميبرد ما را
    گر شيوه ی نو پريدن آموزيم
    تا قله ی قاف ميبرد ما را
    فردا که ز نيزه می دمد خورشيد
    فردا که خروس مرگ ميخواند
    ار خنجر و مرگ حجله ميبنديم
    ما را چو عروس مرگ ميخواند
    هفتاد و دو لحظه لحظه ی پرواز
    هفتاد و دو کربلای پی در پی
    هفتاد ودو لحظه ی سر افرازی
    سرهای بريده خون چکان بر نی

    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. تشكرها 2

    بیقرار ظهور (16-01-1392), خراباتي (11-09-1388)

  3. #12
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)





    هفتاد و دوتن
    هفتاد دو ماه و ظهر عاشورا
    شق القمر امام را ديدم
    هفتاد دو و پشت آسمان خم شد
    وقتی کمر امام را ديدم
    هفتاد و دو زبح و يک خليل الله
    در عزم خليل حق خلل هرگز
    در سير و سلوک فی سبيل الله
    تعظيم به هيبت هبل هرگز
    در هلهله ی بتان هر جايی
    اينگونه که ديد خود شکستن را
    افروخت شراره ی ستم سوزی
    آموخت ره زخويش رستن را
    بنگر حرکات نور اعظم را
    در ورطه ی تشنگی تلاطم کرد
    هفتاد و دو کشتی نجات آورد
    هفتاد و دو نوح وقف مردم کرد
    هفتاد و دو کاروان و يک سالار
    هفتاد و دو باهه (ميدان) روبرو دارد
    گاهی ز تنور و گاه بر نيزه
    با امت خويش گفتگو دارد
    آن اسوه ی پاک باز ميگويد
    آنان که ز راز مرگ آگاهند
    در دشت جنون زپا نمی افتند
    بر مرکب خون هماره(همواره) در راهند
    هفتاد و دو صف فشرده چون پولاد
    هفتاد و دو قبضه موم در يک مشت
    هفتاد و دو سر سپرده ی مولا
    تسليم اشاره های يک انگشت
    انگشت اشارتی که او دارد
    فردا به مصاف ميبرد ما را
    گر شيوه ی نو پريدن آموزيم
    تا قله ی قاف ميبرد ما را
    فردا که ز نيزه می دمد خورشيد
    فردا که خروس مرگ ميخواند
    ار خنجر و مرگ حجله ميبنديم
    ما را چو عروس مرگ ميخواند
    هفتاد و دو لحظه لحظه ی پرواز
    هفتاد و دو کربلای پی در پی
    هفتاد ودو لحظه ی سر افرازی
    سرهای بريده خون چکان بر نی

    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  4. تشكرها 2

    بیقرار ظهور (16-01-1392), خراباتي (11-09-1388)

  5. #13
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)





    ساقي سرمست ما
    ساقی سرمست ما دیوانه نیست
    سرگذشت انبیا افسانه نیست
    انچه در دستور کار انبیاست
    جنگ با مکر و فریب اغنیاست
    چیست در انجیل و تورات و زبور
    آیه های نور و تسلیم و حضور
    جمله ادیان ز یک دین بیش نیست
    جز الوهیت رهی در پیش نیست
    خانقاه و مسجد و دیر و کنشت
    هرکه را دیدم به دل بت می سرشت
    لیک در بتخانه دیدم بی عدد
    هر صنم سرگرم ذکر یا صمد
    یا صمد یعنی که ما را بشکنید
    پیکر ما را در آتش افکنید
    گر سبک گردیم در اتش چو دود
    می توان تا مبدا خود پرگشود

    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  6. تشكرها 2

    بیقرار ظهور (16-01-1392), خراباتي (11-09-1388)

  7. #14
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)









    خواهرم
    اي وطن دختران غيرتمند
    شيرخوار تو خواهران منند
    در تماشاي ظهر آتش و خون
    خواهرانم برادران منند
    خواهرانم برادران غيور شاه
    غم تشنه خروش شماست
    شائن ولعصر عصر عاشوراست
    ودر اين عصر علم به دوش شماست
    خواهرانم حجاب تيغ شماست
    تيغ خود را زكف نياندازيد
    شرف زن به حفظ عصمت اوست
    خويش را از شرف نياندازيد
    در خيابان چهره آرايش نكن
    ازجوانان سلب آسايش نكن
    زلف خود از روسري بيرون نريز
    در مسير چشمها افسون نريز
    ياد كن از آتش روز معاد
    طره گيسو نده در دست باد
    خواهرم ديگر تو كودك نيستي
    فاش تر گويم عروسك نيستي
    خواهرم اي دختر ايران زمين
    يك نظر عكس شهيدان را ببين
    خواهر من اين لباس تنگ چيست
    پوشش چسبان رنگارنگ چيست
    پوشش زهرا مگر اين گونه بود
    پدرم گفت پسر جان زن اگر زن باشد
    شير در خانه و در كوجه و برزن باشد
    پدرم گفت كه اي دخت نكو بنيادم
    زلف بر باد نده تا ندهي بر بادم
    هدف دشمن سنگ افكن پيشاني ماست
    كسب جمعيتش از زلف پريشاني ماست
    پدرم گفت گل از رنگ لعابش پيداست
    وزن مومنه از طرز حجابش پيداست
    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  8. تشكر

    خراباتي (11-09-1388)

  9. #15
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)





    آفتاب شيعه
    آفتاب شيعه از مغرب درآ
    بار ديگر سر زن از غار حرا
    يا محمد «لن تراني» تا به کي
    اينچنين در پرده خواني تا به کي
    از چه رو در پرتو خورشيد وحي
    کـُند گرديده است تيغ امر و نهي
    بت پرستان ترکنازي مي کنند
    با کلام الله بازي مي کنند
    تيغ برکش تا تماشايت کنند
    تا که نتوانند حاشايت کنند
    پاک کن از دامن دين ننگ را
    اين عروسکهاي رنگارنگ را
    با تو در آئينه ليل و نهار
    بازتاب ديگري دارد بهار
    کربلا بيت الحرامي ديگر است
    حاجيانش را مرامي ديگر است
    نيّتش ترک سر و پا گفتن است
    در پي اش تکبير در خون خفتن است
    از حرم تا قتلگه سعي صفاست
    رد پاي اهل بيت مصطفي ست
    عيد اضحي، ذبح اکبر را ببين
    کعبه در خون شناور را ببين
    اي جوانان بني هاشم، چرا
    بر نمي داريد تابوت مرا؟
    تاک تا کِـي سَر کند در آفتاب
    تا ز شاخ و برگ او جوشد شراب

    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  10. تشكر

    خراباتي (11-09-1388)

  11. #16
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)









    عاشورا

    ز جنوب و غرب تا شرق و شمال
    گشته ام در بين اشباح و رجال
    کيست تا از مرگ من پروا کند
    يا به روي غربتم در وا کند
    آب مي جويم وليکن در سراب
    کوفه بازار است اين شهر خراب
    مي زنم بر گرد آتش بال بال
    تا بنوشم شعله مرگ حلال
    «مرگ» آغاز جهاني ديگر است
    عاشقان را مرگ جاني ديگر است
    آن که در خون عشق بازي مي کند
    تا قيامت سرفرازي مي کند
    اي خداوندان مُـلک عافيت
    واليان مسند اشرافيت
    من يقين دارم مسلمان نيستيد
    چون ولي را تحت فرمان نيستيد
    من در اين آشفته بازار شما
    پرده بر مي دارم از کار شما
    نصرت حق را چو باور داشتم
    با علي دست از دهان برداشتم
    آه از تزوير خلق دلق پوش
    مردم گندم نماي جو فروش
    آه از اين، گرگهاي ميش خوار
    وين همه مستغني درويش خوار
    ياد دارم روزگار پيش را
    مردم نزديک دورانديش را
    هر که بارش بيش سر در پيش داشت
    يک گليم کهنه ده درويش داشت
    شيوه همسايگي در پيش بود
    نوش در کام همه بي نيش بود
    حرص مردم را اسير خويش کرد
    خلق را يکباره نادرويش کرد
    خلق دلواپس تراز ديروز خويش
    سرگردان از يأس هستي سوز خويش
    سينه ها در آتش تشويش ها
    هفت اقليم است و نادرويش ها



    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  12. تشكر

    خراباتي (11-09-1388)

  13. #17
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)







    عاشورا

    موجهاي خسته سر درگمي
    پس چه شد حال و هواي مردمي
    از چه رو مردم فريبي مي کنيد
    با هم احساس غريبي مي کنيد
    اي دل آشوبان زخوف و اضطراب
    چرخد از خون شما، هفت آسياب
    اي شرارت پيشـِگان هرزه گرد
    در کجا بوديد هنگام نبرد
    در کجا بوديد وقتي جنگ بود
    عرصه بر شيران عالم تنگ بود
    اي کمند اندازها از پيش و پس
    توسن سرکش نگردد رام کس
    دام بر چينيد ما مرغ دليم
    ماهي گرداب و دور از ساحليم
    مابه صيد طور مولا رفته ايم
    در پناه او به بالا رفته ايم
    يوسف والا زکنعان دور کرد
    چشم ظاهربين ما را کور کرد
    ليک چشم باطن ما را گشود
    هر چه را ديديم جز مولا نبود
    گفت فحشا در کجا آيد پديد
    گفتمش در کوچه هاي بي شهيد
    بي شهيدانند بي سوزو گداز
    بر سر سجاده هاي بي نماز
    بي شهيدان را غم ليلا کجاست
    سوز و اشک و آه و وايلا کجاست
    کوچه ما بوي مجنون مي دهد
    بوي اشک و آتش و خون مي دهد
    بوي مجنون مست مي سازد مرا
    در پي ليلي مي اندازد مرا
    نام ليلي بردم، آرامم گريخت
    هفت بندم بند بند از هم گسيخت
    شيعيان فرهنگ عاشورا چه شد
    پرچم خون رنگ عاشورا چه شد
    کيست تا پرچم به دوش خون کشد
    شيعه را از خواب خوش بيرون کشد
    گفت مولا کل ارض کربلا
    شيعه يعني غربت و رنج و بلا
    شيعه بي درد زخم بي نمک
    بس کن اين يا لـَيتـَني کـُنتُ مَعَک
    کربلا غوغاست، ساز و برگ کو
    ظهر عاشوراست، شور مرگ کو
    کربلا گفتم کـَران را گوش نيست
    ورنه از غم بلبلي خاموش نيست
    بلبلان چهچه ز ماتم مي زنند
    روز و شب از کربلا دم مي زنند
    هر نظر بر غنچه اي تر مي کنند
    يادي از غوغاي اصغر مي کنند
    گفت بابا بي برادر مانده اي
    بي کس و بي يار و ياور مانده اي
    گر تو تنهايي بگو من کيستم
    اصغرم اما نه اصغر نيستم
    خيز و اسماعيل را آماده کن
    سجده شکري بر اين سجاده کن
    اي پدر حرف مرا در گوش گير
    خيز و اين قنداقه در آغوش گير
    خيز و با تعجيل مي دانم به بر
    بر سر نعش شهيدانم ببر
    تشنه ام اما نه بر آب فرات
    آب مي خواهم ولي آب حيات
    آب در دست کمان دشمن است
    تير آن نامرد احياي من است
    آتش اقيانوس را آواز داد
    آخرين ققنوس را پرواز داد
    خون اصغر آسمان را سير کرد
    خواب زينب را چه خوش تعبير کرد
    آه زينب سر به محمل مي زند
    کاروان را زخم بر دل مي زند
    اي پرستار پرستوهاي من
    مرهم زخم تکاپوهاي من

    اي زبان صدق و تصديق صفا
    اولين بيمار چشمت مصطفي
    عصمت زهرا، عزيز مرتضي
    در تو جاري رستخيز مرتضي
    عصر عاشورا علم در دست توست
    کرسي و لوح و قلم در دست توست
    غنچه ها را گر چه پرپر کرده ام
    کوله بارت را سبکتر کرده ام
    ظهر عاشورا که زير خنجرم
    دست بگشا سايه افشان بر سرم
    شيعه يعني امتزاج نار و نور
    شيعه يعني راس خونين در تنور
    شيعه يعني هفت وادي اضطراب
    شيعه يعني تشنگي در شط آب
    کيست اين ساقي که بي دست آمدست
    کز سبوي تيغ سر مست آمدست
    آب گفتم سينه ها بي تاب شد
    خيمه ها از آه و آتش آب شد
    آب گفتم تشنگي بيداد کرد
    کودکم بي تاب شد فرياد کرد
    بر زبانش شعله آه و عطش
    شد زتير کين گلويش آبکش
    آفتاب از روي زين افتاده است
    مشک آبش بر زمين افتاده است

    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  14. تشكر

    خراباتي (11-09-1388)

  15. #18
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)









    زنده دلان

    آمد گه شادماني اي مردم
    آن وعده آسماني اي مردم


    اي زنده دلان ظهور نزديك است
    هنگام ظهور نور نزديك است
    آن ماه به چاه رفته باز آيد
    قائم به اقامه نماز آيد
    او كيست همان كه عدل ميزان است
    كوبنده كل دين ستيزان است
    او كيست همانكه سخت مي تازد
    تاكفر نفاق را براندازد
    اي امت سر فراز مرگ آگاه
    خون خواه حسين ميرسد از راه
    مهدي نظري به ما عنايت كن
    مارا به صراط خود هدايت كن

    ای مرهم زخم بال جانبازان

    در هم شکننده زبان بازان

    از ذکر لب تو کام میگیرم

    با یاد تو التیام می گیرم

    مهدی اگر از منتظرانت بودیم

    چون دیده نرگس نگرانت بودیم

    با این همه رو سیاهی و سنگ دلی

    ای کاش که از همسفرانت بودیم

    کو سیصد و سیزده جوانمرد

    تا مهدی منتظر در آید

    کو دیده منتظر که مهدی

    از چهره نقاب بر گشاید

    رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

    چونان نماند و چنین نیزهم نخواهد ماند

    بیا سپیده صادق , بیا حضور سحر

    که می چکد زغمت از دو دیده خون جگر

    از آن شبی که شرار تو غمگسار من است

    سپند سوخته دل نام مستعار من است

    بیا که می شود از چشمت استعاره گرفت

    ز آسمان نگاهت گل ستاره گرفت

    بیا بیا که عقابان قفس گرفتارند

    تمام آینه ها داغدار زنگارند

    بیا که جهان بی تو عرصه تنفس نیست

    مجال دیدن آفاق و سیر انفس نیست

    حضور آب ز کام تو وام می گیرد

    لب عطش ز لبت التیام می گیرد

    هجوم عطر بهار از کف تو می جوشد

    بیا که باغ به دست تو سبز می پوشد



    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  16. تشكر

    خراباتي (11-09-1388)

  17. #19
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)






    مثنوي بلند شيعه
    ساقی امشب باده از بالا بریز
    باده از خم خانه مولا بریز
    باده ای بی رنگ و آتش گون بده
    زان که دوشم داده ای افزون بده
    ای انیس خلوت شبهای من
    می چکد نام تو از لب های من
    محو کن در باده ات جام مرا
    کربلایی کن سرانجام مرا
    یا علی درویش و صوفی نیستم
    راست می گویم که کوفی نیستم
    نیک می دانم که جز دندان تو
    هیچ دندان لب نزد بر نان جو
    یا علی لعل عقیقی جز تو نیست
    هیچ درویشی حکیمی جز تو نیست
    لنگ لنگان طریقت را ببین
    مردم دور از حقیقت را ببین
    مست مینای ولایت نیستند
    سرخوش از شهد ولایت نیستند
    خیل درویشان دکان آراستند
    کام خود را تحت نامت خواستند
    خلق را در اشتباه انداختند
    یوسف ما را به چاه انداختند
    کیستند اینان رفیق نیمه راه
    وقت جان بازی به کنج خانقاه
    فصل جنگ آمد تما شا گر شدند
    صلح آمد لاله ی پرپر شدند
    دل به کشکول و تبر زین بسته اند
    بهر قتلت تیغ زرین بسته اند
    موج ها از بس تلاطم کرده اند
    راه اقیانوس را گم کرده اند
    موجها را می شناسی مو به مو
    شرحی از زلف پریشانت بگو

    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  18. تشكر

    خراباتي (11-09-1388)

  19. #20
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)





    مثنوي بلند شيعه
    بازکن دیباچه توحید را
    تا بجوید ذره ای خورشید را
    یا علی بار دگر اعجاز کن
    مشتهای کوفیان را باز کن
    باز کن چشمان نازآلوده را
    بنگر این چشم نیاز آلوده را
    باز گو شعب ابی طالب کجاست
    آن بیابان عطش غالب کجاست
    تا ز جور پیروان بوالحکم
    سنگ طاقت زا ببندم بر شکم
    تشنگی در ساغرم لب ریز شد
    زخم تنهایی فساد انگیز شد
    آتشی افکند بر جان و تنم
    کین چنین بر آب و آتش می زنم
    تاول ناسور را مرحم کجاست
    مرحم زخم بنی آدم کجاست
    مرحم ما جز تولای تو نیست
    یوسفی اما زلیخای تو کیست
    شاهد اقبال در آغوش کیست
    کیسه نان و رطب بر دوش کیست
    کیست آن کس کز علی یادی کند
    بر یتیمان من امدادی کند
    دست گیرد کودکان شهر را
    گرم سازد خانه های سرد را
    ای جوان مردان جوان مردی چه شد
    شیوه رندی و شب گردی چه شد
    بي سر وسامان تو ام يا حسين ( اشعار محمد رضا اغاسي)

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  20. تشكر

    خراباتي (11-09-1388)

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •