▌▬◄ ميتوان در اوج فقر خوشبخت بود اگر...►▬▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▌▬◄ ميتوان در اوج فقر خوشبخت بود اگر...►▬▐
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    kabotar. ▌▬◄ ميتوان در اوج فقر خوشبخت بود اگر...►▬▐






    پادشاهی پس از اينكه بیمار شد گفت:
    «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم
    که بتواند مرا معالجه کند».

    تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند
    تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،
    اما هیچ یک ندانست.


    تنها یکی از مردان دانا گفت :
    که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند.
    اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید،
    پیراهنش را بردارید
    و تن شاه کنید،
    شاه معالجه می شود.


    شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.
    آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند
    ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.



    حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.



    آن که ثروت داشت، بیمار بود.



    آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد،


    یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت.



    یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند.



    خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

    آخرهای یک شب،



    پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد
    که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید.



    « شکر خدا که کارم را تمام کرده ام.
    غذاي سيري خورده ام
    و می توانم آسوده و آرام دراز بکشم
    و بخوابم!

    چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»

    پسر شاه خوشحال شد
    و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند
    و پیش شاه بیاورند
    و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.


    پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند،

    ولي از آنچه ديدند مبهوت برجاي ماندند



    تکه اي نان خشکيده ... زميني سرد و بي پوشش....

    ومردي که ازشدت فقر پیراهني به تن نداشت
    اما خوشبخت بود


    مي توان در اوج فقر خوشبخت بود اگر .......


    اگر چي ؟؟؟


    کمي تامل کنيد ....





    ▌▬◄ ميتوان در اوج فقر خوشبخت بود اگر...►▬▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2

    parsa (27-02-1390), نرگس منتظر (19-02-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •